Menu


دنیل کانمن و فرایند دوگانه اندیشیدن و تصمیم گیری (قسمت اول)


بررسی دو فرایند موازی در تصمیم گیری

در درس‌ آشنایی با مدل و مدلسازی در متمم به این نکته اشاره شد که ذهن انسان، همیشه در تلاش است تا نقشه‌ای ساده شده از دنیای بیرونی خود ترسیم کند و با استفاده از این نقشه، مسیر خود را در دنیای واقعی بیابد.

گفتیم که همه‌ی دانش‌ها، در تلاش برای جستجوی نقشه‌های بهتر و دقیق‌تر هستند و هر دانشی که مدلی برای مشاهده یا تحلیل بخشی از جهان ارائه می‌کند، همواره در انتظار است تا مدل (یا نقشه‌ی) پیشنهادی او، با مدل‌ها و نقشه‌های بهتر جایگزین شود.

از میان همه‌ی مدل‌هایی که مغز تاکنون طراحی و انتخاب کرده، شاید جذاب‌ترین مورد، مدلهایی است که مغز برای کارکرد خود، طراحی کرده و حدس زده است!

مغز و فرایند دوگانه در تصمیم گیری - از میان همه‌ی مدل‌هایی که مغز تاکنون طراحی و انتخاب کرده، شاید جذاب‌ترین مورد، مدلهایی است که مغز برای کارکرد خود، طراحی کرده و حدس زده است

 

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

  
  

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

825 نکته برای دنیل کانمن و فرایند دوگانه اندیشیدن و تصمیم گیری (قسمت اول)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    تمرین اول:

    چون یکی از اتاق‌های گفتگوی متمم درباره‌ی مهاجرت بوده و اخیراً تقریباً هر روز به آن سر می‌زنم تا حرف‌های دوستانم را بخوانم، مثالی که در ذهنم از سایر مثال‌ها پررنگ‌تر است، مهاجرت است.

    مهاجرت در ذهن من، با اتکا به سیستم یک حل شد و تصمیم گرفتم که مهاجرت نکنم و حوزه‌ی کار و زندگی‌ام در ایران متمرکز بماند. اگر بخواهم صادقانه بگویم، همیشه احساس می‌کنم که تصمیم‌های بزرگ را نهایتاً بهتر است با دل بگیرم و تصمیم‌های کوچک را با مغز.

    فکر می‌کنم این تعبیر دل و عقل، به نوعی شبیه سیستم یک و سیستم دو است که در ادبیات ما (و تقریباً بدنه‌‌ی ادبیات جهان) مورد توجه قرار گرفته است.

    گاهی احساس می‌کنم - بدون اینکه استدلالی داشته باشم - که این دو مکانیزم، آنقدر که به نظر می‌رسد، در هم تنیده و هم سطح نیستند و سیستم یک، در سطحی بالاتر از سیستم دو قرار دارد و گاهی بر آن حکمرانی می‌کند. شاید خطاهای شناختی یا Cognitive Bias هم که در درس‌های مختلف متمم مورد بحث قرار گرفته، به نوعی ریشه در همین مسئله داشته باشد که سیستم یک (که نامهایی مانند احساس، شهود، ناخودآگاه و ... با اغماض در معنا به آن اشاره دارند) نحوه‌ی عملکرد سیستم دو را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    من در مصاحبه‌ی شغلی، حس خوبی به شما ندارم (سیستم یک)‌ و مغز من به دنبال شواهد و دلایلی می‌گردد تا توجیهاتی برای این حس بد پیدا کند و استدلالی برای اینکه شما را در مصاحبه رد کنم!

    جمله‌ی محمد غزالی در کیمیای سعادت (فصل چهارم) را خیلی دوست دارم که می‌گوید:

    بدان که تن، مملکت دل است و اندر این مملکت، دل را لشکرهای مختلف (و ما یعلم جنود ربک الا هو)... و کار دل طلب سعادت است... و معرفت، از راه حواس حاصل آید و این حواس، قائم به کالبد است. معرفت، صید دل است و حواس، دام وی است و کالبد، وی را مرکب است و حمال دام وی است...

    و در جای دیگر گفته شده:

    عقل، وزیر دل است و چون دل، قدرت تفکر را فرمان دهد، بیندیشد. پس عقل، خادم دل است...

    -----------------

    اما به هر حال، از این حاشیه‌ها که بگذریم، عموماً مجبور بوده‌ام در طول این سالها، به دوست و همکار و خانواده و دانشجو و معلم، دلیل ماندنم را به لطف سیستم دو، تحلیل و بیان کنم و کمتر کسی را دیده‌ام که اتخاذ چنین تصمیمی با اتکا به سیستم یک را قابل پذیرش بداند.

    تمرین دوم:

    من در خرید لوازم خانه و تجهیزات مصرفی خودم، عموماً از سیستم یک استفاده می‌کنم. هرگز به سراغ بررسی نقدها و نظرات و تجربیات قبلی و ارزیابی قیمت‌ها و مقایسه قابلیت‌ها و ... نمی‌روم. همیشه هم در پایان، به نتیجه می‌رسم که این جنس تصمیم‌ها باید به اتکا سیستم دو انجام شود. اما تا کنون در تغییر این عادت، موفقیت قابل توجهی نداشته‌ام (اگر چه پیشرفت‌هایی داشته‌ام).

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .