Menu


فرانک کونرت | آثاری که ما را به توقف در جهان خود دعوت می‌کنند


فرانک کونرت

ما تا کنون چند بار در زنگ تفریح متمم به سراغ آثار سورئال رفته‌ایم. از جمله این‌که عکس‌های اریک یوهانسون را دیده‌ایم یا این‌که برخی از آثار دیجیتال ژولیان تبه را مرور کرده‌ایم.

این بار هم می‌خواهیم به سراغ هنرمندی برویم که در کارهایش می‌توان رگه‌هایی از سورئالیسم و گاه نگرش ابسورد (Absurd) را دید.

برخلاف همیشه که ابتدا هنرمند را معرفی می‌کنیم، این بار ابتدا چند نمونه از کارهای او را ببینیم و سپس درباره‌اش حرف بزنیم. پیشنهاد می‌کنیم از روی عکس‌ها به سرعت رد نشوید و با دقت و حوصله، جهان هر کدام از آن‌ها را لمس و تجربه کنید.


از نظر تکنیکی ممکن است این کارها را با فتومونتاژ اشتباه بگیریم. به‌ویژه این‌که در سال‌های اخیر با افزایش ظرفیت پردازش کامپیوترها و افزوده شدن امکانات بسیار به نرم‌افزارهایی ویرایش عکس مانند فتوشاپ، تولید چنین تصاویری به اندازه‌ی گذشته دشوار نیست.

اما ماجرا این‌جاست که این‌ها عکس‌هایی از مدل‌های واقعی هستند. فرانک کونرت (Frank Kunert) خالق این آثار، قطعه به قطعه‌ی این مدل‌ها را سر حوصله و با جزئیات فراوان، طی چند هفته و گاه چند ماه می‌سازد و سپس از آن‌ها عکاسی می‌‌کند.

او متولد سال ۱۹۶۳ در شهر فرانکفورت آلمان است و از کودکی به عکاسی علاقه‌مند بوده. در دهه‌ی هشتاد میلادی تصمیم می‌گیرد به سراغ مدل‌های مینیاتوری برود و اولین کار جدی‌اش را به شکل عمومی در سال ۱۹۹۴ عرضه می‌کند.

از آن زمان تا کنون کونرت در نمایشگاه‌های بسیاری حضور داشته و علاقه‌مندان توانسته‌اند کارهایش را از نزدیک ببینند. در سال ۲۰۱۸ کتابی هم از آثار کونرت و نگاه او به هنر منتشر شد. این کتاب دنیای وارونه نام دارد (+).

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود.

ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید.

شما با ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، به درس‌های مختلفی (از جمله: استعدادیابی، سبک زندگی، هوش کلامی، افعال پرکاربرد انگلیسی، مهارتهای ارتباطی و پاراگراف فارسی) دسترسی پیدا خواهید کرد.

در صورت تمایل می‌توانید تعدادی از درس‌های کاربر آزاد متمم را ببینید.

در تصاویر زیر می‌توانید فرانک کونرت را در حالی که به کار مشغول است ببینید:

چند منبع برای آشنایی بیشتر با فرانک کونرت و آثار او

Frank Kunert’s Website

Frank Kunert on Instagram

Frank Kunert: Topsy-Turvy World

Miniature Scenes With A Darkly Satirical Twist

Frank Kunert’s Absurd Architectural Situations

فهرست چند زنگ تفریح مشابه

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    حسین قربانی ، محمد رضا ، باران ، مریم رئیسی ، آتا ناصر

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

10 نکته برای فرانک کونرت | آثاری که ما را به توقف در جهان خود دعوت می‌کنند

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : الهه

    با احترام به دوستان ژرف اندیش و جست و جو گران فلسفه ی پشت هر آنچه که در جهان هستی هست، تامل در این تصاویر جز بر وحشتم نیفزود...

     

    من دانش آموخته معماریم و بی اختیار، بی اونکه واقعا در توانم باشه که خودداری کنم، با رویت هر تصویر، با تماشای هر صحنه، با شنیدن یکی دو جمله ، وجودم در مکان اون دیده و شنیده حاضر میشه و شروع به زندگی در اون فضا میکنم...

     

    هنر سورئال کونرت عمق یاس، تنهایی، پوچی و هیچ انگاری رو که یک انسان میتونه متصور بشه با همه توان جریان یک آبشار یخی، به وجود من ریخت

    و منجمد شدم...

    خواستم بگذرم ازشون اما نتونستم

     

    وحشت زندگی در چند تصویر خصوصا دو تصویری که کف سازی های شطرنجی داشتند رو با دست هام لمس کردم و با همه توانم خواستم که از اونجا فرار کنم، که درک نکنم که چه حجمی از یاس در اون فضای خالی با سقف بلند و رنگ های مات، دیوارهای خاکستری دودزده، المان های کهنه و قدیمی و شکسته ، دکورهای مینیمال و خیلی خیلی تنهای این عکس ها نهفته شده...

    این روزها، بین زندگی در تنش های خاورمیانه و دودوتا چهارتای فردا و دوندگی روزها و شب ها، اینقدر خسته ام که تنها نیازمند کمی امید و رنگ و شادی، حتی از نوع کاملا فیک و توهمی اون هستم، نه تماشای این عکس هایی که میشه ساعت ها به تاریکی نهفته پشت هرکدومشون فکر کرد و در تنهایی و رنجش غرق شد...

    نمی خوام بفهمم زندگی در اون باکس سه طبقه با نمای سیمانِ سفیدِ سیاه شده چقدر ترسناک و خالی از زیبایی و شادیه، مدام در ذهنم زنگ میزد که چی پشت اون دیوارهاست یعنی؟ وقتی دری نیست، کی گلدون تنهای تراس رو آب میده؟ و کسی که اون پتو رو روی تراس طبقه سوم گذاشته، بعد به کجا عروج کرده؟

    تنها پنجره ای که تو این زندگی ها، به نور و خوشبختی باز میشه اونقدر دور از دسترسه که تو فقط میتونی روی اون تخت کوچک ساده یک نفره دراز بکشی و به سقف بلند و درب اتاقی که در اون زندانی شدی خیره بشی...

    و انگار که شادی و رنگ و حس رو در دنیای خاکستری و شهر مردگانی که این مرد تجسم کرده، تنها در طبقات زیرین گورستان ها میشه پیدا کرد...

    و این همون تامل و لمسی بود که خواسته بودید یا من خیلی سطحی در این عکس ها غرق شدم؟

    درهرحال، مطالعه آزاد تلخی برای ابتدای روز کاری بود و کاش یک +خسته یا +تنها (بر وزن +14) در ابتدای متن افزوده میشد تا از ورود امثال من به این دنیای خاکستری جلوگیری بشه...

    .

    .

    پی نوشت؛ من دخترکی چهار ساله در خانه ام دارم، یک آوازه خوان کوچک موفرفری شاد و رنگی رنگی و ز غوغای جهان فارغ...

    و بخاطر سلامت روان این انسانِ در ابتدایِ راه هم که شده، لازمه که از دنیای این تصویرهای سرد و سخت دور بمونم، حتی اگر در حال زندگی درست وسطِ وسطِ وسطِ یکی از اون ها باشم...

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .