فایل صوتی | مقدمهای بر تفکر سیستمی
منظور از تفکر سیستمی چیست؟ چرا باید با تفکر سیستمی آشنا باشیم؟
سیستم یعنی «مجموعهای از اجزاء مرتبط با هم» که با تعامل خود، ماهیتی فراتر از تکتک آن اجزاء میسازند. آبوهوا، بدن انسان، سازمانها، اقتصاد کشورها، فرهنگ، کسبوکارها، اینترنت و شبکههای اجتماعی، همگی نمونههایی از سیستمها هستند.
بسیاری از فرصتهایی که امروز در اطراف ما وجود دارد، و نیز بسیاری از چالشها و تهدیدهایی که محیط کسبوکار و زندگی ما را هدف گرفتهاند، در سیستمها ریشه دارند. پس حالا که سیستمها تا این حد تمام زندگی ما را احاطه کردهاند، ناگزیریم برای درک بهتر ویژگیها و رفتارهای سیستمها تلاش کنیم.
تفکر سیستمی، ابزار و مدلی است که با این هدف شکل گرفته و توسعه یافته است.
محتوای دورهٔ آموزشی مقدمهای بر تفکر سیستمی
دورهی آموزشی مقدمهای بر تفکر سیستمی مجموعهای از فایلهای صوتی (حدود شش ساعت و پانزده دقیقه) با صدای محمدرضا شعبانعلی است که در آن مفاهیم اولیهٔ تفکر سیستمی آموزش داده شده است.
چنان که در فهرست مطالب میبینید، بخشی از محتوای این فایل صوتی، با آنچه در مجموعه درسهای تفکر سیستمی متمم آمده مشترک است. در عین حال، بخشهایی هم به آن افزوده شده و مثالها و توضیحات متنوعی برای تفهیم بهتر موضوعات به کار گرفته شدهاند.
دانش تفکر سیستمی، بسیار گسترده است و نمیتوان آن را در قالب چند ده یا چندصد ساعت گنجاند. با این حال، این دورهٔ صوتی آموزشی – میتواند پلهٔ نخست برای ورود به دنیای بیپایان سیستمها باشد.
ردیف | موضوع | زمان تقریبی |
---|---|---|
۱ | بخش اول - مقدمهای بر بحث تفکر سیستمی | سی و دو دقیقه |
۲ | بخش دوم - معرفی منابع و مراجع مورد استفاده در این بحث | سی دقیقه دقیقه |
۳ | بخش سوم - نشانههای ضعف در تفکر سیستمی | بیست و دو دقیقه |
۴ | بخش چهارم - خطرات آشنایی با تفکر سیستمی | بیست و شش دقیقه |
۵ | بخش پنجم - تاریخچه شکلگیری تفکر سیستمی | پنجاه و سه دقیقه |
۶ | بخش ششم - تعریف سیستم – قسمت اول (مفهوم مدل و اهمیت اجزاء) | هجده دقیقه |
۷ | بخش هفتم - تعریف سیستم – قسمت دوم (مفهوم مرز) | سی و پنج دقیقه |
۸ | بخش هشتم - تعریف سیستم – قسمت سوم (مفهوم تعامل و تأثیرگذاری) | چهارده دقیقه |
۹ | بخش نهم - رویکردهای مختلف به تفکر سیستمی (نرم و سخت) | چهل و سه دقیقه |
۱۰ | بخش دهم - کلاننگری و تکثرگرایی – دو ستون تفکر سیستمی | بیست و سه دقیقه |
۱۱ | بخش یازدهم - افق زمانی و مکانی | سیزده دقیقه |
۱۲ | بخش دوازدهم - مقاومت در برابر سیاستگذاری | پانزده دقیقه |
۱۳ | بخش سیزدهم - تبعات ناخواسته در سیستمها | چهارده دقیقه |
۱۴ | بخش چهاردهم - ابهام علّی | شانزده دقیقه |
۱۵ | بخش پانزدهم - هدف سیستم | ده دقیقه |
۱۶ | بخش شانزدهم - نکات پایانی | یازده دقیقه |
مجموعاً ۳۷۵ دقیقه
خرید مجموعهٔ آموزشی مقدمهای بر تفکر سیستمی
هزینه دوره آموزشی مقدمهای بر تفکر سیستمی ۴۳۰ هزارتومان است که با کلیک بر روی دکمهی زیر میتوانید آن را پرداخت کرده و فایلهای صوتی را دریافت کنید.
فایلها در قالب mp3 هستند و روی تمام سیستمهای پخش صوتی قابلاستفادهاند. پس از خرید محصول، همهٔ گزینههای زیر برای دریافت فایلها همزمان در اختیار شما قرار میگیرند:
◼️ نمایش لینک دانلود
بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایلها برایتان نمایش داده میشود. میتوانید آنها را روی گوشی یا لپتاپ خود ذخیره کنید.
◼️ دریافت لینک دانلود از طریق ایمیل اعلامشده
لینک دانلود فایلها به ایمیل شما هم ارسال میشود. بسته به ترافیک سرور ممکن است ایمیل را چند دقیقه دیرتر دریافت کنید. ضمناً به علت تعداد زیاد لینکها در ایمیل احتمال دارد که ایمیل متمم اسپم شود. بنابراین حتماً شاخهٔ Junk یا Spam ایمیل خود را چک کنید.
امکان دانلود فایلها و گوش دادن به آنها در صفحهٔ دانلود
شما در متمم عضو نیستید (یا اگر هستید، الان لاگین نکردهاید). اعضای متمم که در حالت لاگینکرده خرید میکنند، پس از خرید در صفحهٔ پروفایل خود همواره به لینک دانلود دسترسی دارند و میتوانند فایلها را دانلود کرده یا آنلاین گوش دهند. برای استفاده از این سرویس لازم نیست کاربر ویژه باشید و همین که عضو رایگان متمم (کاربر آزاد) باشید کافی است: ثبت نام کاربر آزاد
اگر لینک فایلها را دریافت نکردید به آدرس trust at motamem.org ایمیل بزنید تا همکاران ما به سرعت این مسئله را پیگیری کنند.
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)
ثبتنام | اطلاعات بیشتر فهرست درسهای متمم
نویسندهی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی
سلام احسان جان.
از لطفت ممنونم. الان که داشتم حرفهات رو میخوندم، با خودم فکر کردم و به نکتهٔ جالبی رسیدم. اون سبک حرف زدن که مثال زدی، ناخودآگاه به بخشی از روش درس دادن من تبدیل شده و خودم خیلی وقتها بهش توجه ندارم (البته این ایراد نیست. حتی شاید مزیت باشه). اما چیزی که جالبه اینه که این سبک رو معمولاً وقتی دارم که لباس «معلم» یا لباس «مشاور» تنم میکنم. جاهایی که از این نقش فاصله دارم، مثلاً در برخی از مطالب روزنوشتههام یا حتی کامنتهام در روزنوشته و متمم، این سبک کمرنگ میشه (و البته این رو هم ایراد نمیدونم). خلاصه این که برای خودم جالب بود جایی که میخوام معلم باشم، جملهبندیهام تغییر میکنه. البته علتش هم مشخصه. معلمی کردن یعنی «همراهی کردن در مسیر کشف» و ذات این همراهی، همقدمی رو میطلبه.
در مورد اشاره به اصطلاحاتی که گفتی، کاملاً موافقم که اصطلاحات مهمی هستند. و خودم هم فکر میکنم اگر قرار باشه این مجموعه، بخش دوم یا سومی داشته باشه، خیلی خوبه بهشون پرداخته بشه. این که در این شش ساعت اول به سراغشون نرفتم دو علت داشت:
علت اول این که طبیعتاً بحث تا اینجا خیلی مقدماتی بود. اما اصطلاحاتی که تو اشاره کردی، یه جنبهٔ سنگین و جدی دینامیکی دارن که طبیعتاً پیشنیازهای بیشتری براشون وجود داره.
علت دوم هم این که بعضی از این اصطلاحات، به فرمولهای ریاضی نیاز داره و حتی اگر فرمول رو نگیم، لااقل به نمودارهای متعدد نیاز داره. و بدون اینها، ممکنه مفاهیم اشتباه برداشت بشه. یعنی هنوز مطمئن نیستم که آیا بلدم اینها رو در قالب صوت بگم؟ یا باید در قالب نوشته گفت که دست بازتر باشه. خودم تا حالا نمونهٔ موفقی از بیان صوتی این مفاهیم ندیدهام. حالا باید در طول زمان با خودم کلنجار برم ببینم چهجوری میشه بیان خوبی براشون پیدا کرد. همین مباحث مقدماتی تفکر سیستمی هم چنین مسیری رو طی کردهان و الان به نظرم روشی پیدا کردهام که بشه راحتتر بیانشون کرد.
جاهایی که این دقت و وسواس نبوده، برداشتهایی شکل گرفته که اصل موضوع قربانی شده. مثلاً خیلی وقتها زمانی که از اثر شلاقی صحبت میشه، رابطهٔ اثر شلاقی با ساختار بررسی میشه، اما نقش «تأخیرهای سهگانه» کمتر بررسی میشه و همین باعث میشه که افراد یا در تشخیص مصداقها مشکل پیدا کنن و یا در انتخاب نقاط اهرمی مناسب، برای کاهش شدت اثر شلاقی.
یا در مورد اثر پروانهای، بیشتر به یه استعاره تبدیل میشه برای این که بگن حتی یه کار کوچک میتونه اثر بزرگ ایجاد کنه. مثلاً اینجوری که: «یک میلیون تومن امروز میدی به یه فقیر. دنیا میچرخه و میچرخه و اون زندگیش عوض میشه و یه روز کارآفرین بزرگی در اونور دنیا میشه.» حالا کمی دراماتیک گفتم. اما معمولاً اینجور وقتها آدمها راحت اصطلاح اثر پروانهای رو به کار میبرن.
در حالی که اثر پروانهای میگه به همین آدم که ۱۰۰۰۰۰۰ تومن دادی و خوشبخت شد، اگر ۱۰۰۰۰۱ میدادی ممکن بود به فلاکت کشیده بشه و اگر ۱۰۰۰۰۱/۱ میدادی ممکن بود خیلی خوشبختتر بشه و اگر ۱۰۰۰۰۱/۱۰۲ میدادی ممکن بود بدبخت بشه و اگر یک هزارم ریال از این پول برمیداشتی و بهش میدادی ممکن بود ثروتمندترین آدم دنیا بشه (میدونیم که اگر چنین شرایطی برقرار نباشه، مصداق اثر پروانهای نیست).
در واقع اثر پروانهای، به «وابستگی شدید غیر deterministic به شرایط اولیه» اشاره داره و نه «تأثیر بزرگ ناشی از محرکهای کوچک»
شبیه همین رو در برخی مفاهیم دینامیکی دیگه هم دیدهام؛ مثلاً کمتر کسی رو دیدهام که وقتی به بحث path dependency میرسه، خارج از مثالهای کلاسیک، مثالهای درست بزنه. و خودم هم در این لحظهٔ خاص، بلد نیستم بدون معادلات ریاضی، به زبان ساده این بحث رو توضیح بدم (حالا باید فکر کنم و بعداً یاد بگیرم چهجوری باید گفت که برداشت درست شکل بگیره. قبلاً تلاشهای ناموفقی داشتم. یه جوری گفتم که طرف، همون چیزی رو هم که بلد بوده یادش رفته).
این ماجرای سوءبرداشتها و پیچیدگیها واقعاً گاهی به چالش تبدیل میشه.
بذار یه مثال جالب برات بزنم. ببین من یه جای حرفهام گفتم تفکر سیستمی با این جمله همسو هست که «تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز»
این جملهبندی، جذابه و حس خوبی به مخاطب میده. این که میبینه یه مفهوم سیستمی (نقطهٔ اثر در فاصلهٔ دور) در فرهنگ ما هم معادل داره. اما واقعیت اینه که اتفاقاً در فرهنگ ما معادل نداره.
چون ایدهٔ نقطهٔ اثر در فاصلهٔ دور اینه که تو نیکی میکنی در دجله میاندازی، ممکنه بعداً به جاش یه مار یه جا بیاد تو رو نیش بزنه.
در واقع، سیستمها Value Neutral هستن. دلیل نداره اگر من کاری کردم که فکر میکنم کار خوبی هست، وقتی توی سیستم چرخید و به خودم برگشت، لزوماً یه اتفاق خوب باشه (این میشه مصداق فیدبک مثبت. در حالی که خیلی از حلقههای فیدبک، منفی هستن. و در سیستمهای پیچیده مثل دنیا، اساساً حلقههای فیدبک به معنای سنتی وجود نداره که بشه از مثبت و منفی بودنشون حرف زد. در واقع میشه گفت: تو نیکی میکن و در دجله انداز و بشین ببین چه بلایی سرت میاد: خوب یا بد).
اتفاقاً من خودم فکر میکنم زیبایی رفتارهای نیک و اقدامهای اخلاقی به اینه که ما تقریباً هیچوقت نمیتونیم تبعات واقعیشون رو در سیستم بدونیم. چه برای خودمون، چه برای کل سیستم. تو کاری میکنی که در افق فهم تو، درسته. و با این کار، خودت حس میکنی معنا داری.
بنابراین، اتفاقاً مفهوم افق اثر طولانی در بحث تفکر سیستمی، بر خلاف ظاهرش، از جنس کارما نیست. وقت ضبط فایل، همهٔ اینها توی ذهنم میچرخید. برام واضح بود که «تو نیکی میکن و در دجله انداز» و فقط بدون که «در بیابان اتفاقی خواهد افتاد (خوب یا بد)» و دوست داشتم بگم که اگر جز این بود، کار خوب از جنس معامله بود و چون اینطور نیست و چون «گاهی آدمهای خوب، در بدترین شکل میمیرند و چون گاهی کثیفترین انسانها در بستر آرامش چشم به دنیا میبندن» کار خوب، زیبا است.
دیدم پیچیده میشه، آخرش همون چند جمله رو گفتم و رد شدم.
دلم میخواد وقتی این مباحث رو کاملتر میکنم (اگر زمانی فرصت شد) این نوع نکات رو هم بگم تا خیالم راحت باشه که تصویر سادهانگارانهای از مفاهیم سیستمی ترسیم نکردهام.
سلام و عرض تبریک سال نو به حضور محمد رضان جان و تمام متممیهای عزیز
محمد رضان جان، طبق روال سالیان گذشته لطف کردی و عیدی بسیار ارزشمندی را به ما دادی که از این بابت صمیمانه از حضورتان سپاسگزارم. هر سال مشتاقانه منتظر هستم تا ببینم برای سال جدید چه مجموعه ای را ارائه می کنی و امسال نیز از شما مهندس عزیز و دوست داشتنی بابت این وقتی که برای ما گذاشتی ممنونم .
به امید آنکه امسال سالی سرشار از سلامتی، موفقیت، پیروزی و شادی برای تمام هموطنان عزیزمان باشد.
سپاس بیکران
از جناب شعبانعلی خواهش میکنم در رابطه با آموزش کودکان به روش تفکر سیستمی نیز مثال هایی بزنند
با سلام و ضمن تبریک سال نو
در ابتدا واجب هستش که از اقای شعبانعلی عزیز بابت زحمتی که برای این محتوا کشیدن صمیمانه تشکر کنیم. واقعا مطالب مفید و با فن بیان عالی ایشون زمانی که ادغام میشن میتونن در هر زمینه ای راهگشا باشن.
در مورد تمرینی که در وویس شماره ۹ فرموده شد، که فرض کنیم به عنوان یک مشاور به یک شرکت یا کسب و کار میریم و قصد داریم کمکی بکنیم تا این مجموعه خودش رو به عنوان سیستم اولا بفهمه و ثانیا بتونه تحلیل بکنه. از اونجایی که خیلی راغب نیستم در مورد کسب و کار خودمون در فضای عمومی چیزی بگم:) ترجیح میدم که از یک آشپزخونه ی کوچک با یک سرمایه گذار آقا و خانم (که همسر هستند) و سه تا شاگرد آشپز و یک پیک بیرون بر حرف بزنم. فضا کاملا فرضی هستش.
به نظر در اولین گام باید از مسئولیت مجموعه بپرسیم که اگه بخوان خودشون رو به عنوان یک سیستم توصیف کنن به چه چیز هایی اشاره میکنن؟ در کنه این موضوع به دنبال این هستم که اولا ببینم برای خودشون مرز فرضی رو کجا تعریف کردن( قاعدتا اونا احتمالا حسی از موضوع مرز فرضی ندارن و من باید از حرف خودشون بفهمم که کجا براشون به عنوان مرز تعریف شده) با توجه به ماهیت کاری هم که دارن به نظرم جایی رو باید مرز در نظر بگیریم که اجزای درونی ما روی اون ها نمیتونن اثر بگذارن و از اون سمت اتفاقا اون موارد میتونن روی ما تاثیر داشته باشن. برای مثال اگر در حرفش اشاره ای به موضوع محل قرارگیری رستوران برای مشتری گذری شده باشه، با توجه به اینکه ما دیگه لوکیشن رو فعلا نمیتونیم عوض بکنیم ولی از اون سمت اتفاقا این مورد روی ما اثر داره باید به عنوان محیط بهش بپردازیم.
زمانی که تعریف مسئول از سیستم خودش به اتمام رسید و ما زمینه ی ذهنی رو درک کردیم میتونیم وارد بخش دوم بشیم و از ایشون بخواهیم که اولا نزدیک ترین رقبا در اطراف خودش و شباهت ها و تفاوت های خودش با اون ها رو برامون بنویسه یا توضیح بده. این جوری طبق گفته ی محمدرضا میتونیم بفهمیم کجاهای بحث به عنوان اجزای مهم سیستم برای این فرد اهمیت دارند.
در مرحله بعدی باید بتونیم از روابطی که در این داده ها وجود دارن برای توصیف هر چه بیشتر و بهتر موضوع برای خودمون بهره ببریم. یعنی روابط و تعامل بین اجزا رو پیدا کنیم و سعی کنیم در تحلیل هامون این موارد رو به عنوان اثر گذاری هر چه بیشتر روی هم دیگه درک کنیم و برای مسئول کسب و کار هم جا بندازیم.
با توجه به اینکه تمرکز تمرین بر بحث تحلیل نرم سیستم قرار داده من نمیخوام خیلی به مسائل داده های آماری بپردازم و به نظرم شما هم موافق باشید که شاید نشه خیلی مرزبندی بین روش سخت و نرم داشت و خیلی از موارد ما به کمک داده های خودمون هستش که میتونیم تحلیل های نرم رو اثبات یا حتی رد بکنیم. برای مثال اگر ما در همین مثال به عنصر مورد اشاره ی محل قرارگیری و اثر اون بر کیفیت مطلوب عرضه ی غذا فکر کنیم شاید در وهله ی اول چیزی دستمون رو نگیره ولی وقتی ببینیم که فروش بیشتر بر چرخه ی تعویض موارد غذایی خام و چرخه ی تعویض مواد غذایی خام بر کیفیت طبخ میتونه اثر داشته باشه و این مورد مجدد خودش میتونه در جذب مشتری بیشتر اثر داشته باشه اونوقت میتونیم با استفاده از داده گفته ی خودمون رو که احتمالا زمینه ای در تحلیل نرم داشته اثبات یا رد بکنیم.
البته من وویس شماره ۱۰ رو گوش نکردم هنوز ، ولی به نظرم باید به این مورد هم اشاره بکنیم که خیلی از موارد واقعا نیمشه مرزی تعریف بکنیم و بگیم من در بخش سخت دارم تحلیل سیستم میکنم و کاری به بخش نرم ندارم و یا بالعکس. به نظرم هر دوی اینها میتونن به شکل کاملا مکمل برای تحلیل سیستم ما مفید باشن
محمدرضا جان ممنون برای این هدیه ارزشمندت، با توجه به شناختی که ازت دارم، الان بهترین زمان برا نشر این فایل بوده احتمالا.
یکی از بزرگترین فرصتهای زندگیم بعد از همه گیری کوید ۱۹ همانا آشنایی با متمم و معلم دوست داشتنی همه محمدرضا بود. یکی از نقاط اشتراک همه ما در متمم، معرفی منابع دسته اول (کتاب ها و مقالات ) و ارائه مباحث به شکل منحصر به فرد هست که مجبورم کرده برنامه مطالعاتیم رو اصلاح کنم و از این اتفاق بینهایت خوشنودم. بابت هدیه ارزنده نوروز ۱۴۰۲ هم بیشتر از مجموعه صوتی سال قبل (پیتر دراکر) بیشتر متشکرم.
سلام و عرض ادب و احترام
محمدرضا جان عزیز در بیان و تعریف یک موضوع بی نظیر هستند و واقعا برای شخص من تفکر سیستمی با توضیحات عالی ایشان درک گردید
ممنون و سپاس بیکران
تفکر سیستمی از جمله درسهای کاربردی است. آقای شعبانعلی خوب می داند که چه وقت چه کاری را انجام دهد. زمان مناسب شاید اکنون باشد. بسیار ممنون محمد رضا
با سلام
من اواسط اسفند ۱۴۰۱ به متمم پیوستم و خیلی خوش شانس بودم که مشمول هدیه نوروزی شدم دوروزه گوش دادم و نکات ارزشمند فایل صوتی یادداشت کردم
افتخار شاگردی استاد شعبانعلی اگر هم ۲۰ روزه باشه و اگر هم مجازی باشه و حتی از طریق فایلهای ضبط شده برای من مغتنم هست و مایه مباهات
سال نو به همه همراهان متمم و تیم فرهیخته متمم تبریک میگم
پشت جلد کتاب «هفت عادت مردمان موثر» نوشته:
اغراق نیست اگر به همین سبک و با کمی تغییر بگیم:
سلام به آقای مهندس شعبانعلی و تمام متممی ها،
سال نو انشالله که مبارک باشد, من هم مثل دوستان دیگه ای که اشتراک متمم را به خودشان هدیه کردند اشتراک یکساله را به عنوان هدیه امسال برای خودم در نظر گرفتم و امروز که پنجم سال جدید است دیدم که جناب آقای شعبانعلی عزیز هم تفکر سیستمی را هدیه کردند ممنون آقای مهندس ،
یک پیشنهاد هم دارم ، گزینه هدیه به دوستان هم در ثبت نام قرار دهید فکر می کنم فرصت هدیه اشتراک متمم برای اهالی متمم اتفاق خوبی باشد .
ارادتمند .
آخر سال معمولا همه خرجشون بیشتر میشه ، من هم امسال مثل بقیه فشار بیشتری بهم وارد اومد ولی از خرج شب عیدم زدم تا بتونم اشتراک متمم رو سالیانه تمدید کنم و مشمول عیدی متمم بشم و الان که این عیدی ارزنده رو دیدم بسیار خوشحالم و احساس برنده بودن میکنم .
واقعا خوشبحالم که برای شروع سال جدید و یک زندگی جدید اشتراک متمم رو خریدم و اینهم از عیدی جذابم :)
چه اتفاق دلنشینی.
دقیقا در سالی که برای خودم برنامهریزی کردم تا مباحث متمم رو مرور کنم و همچنین مطالعه کتابهای سالیانم رو بر اساس درسهای متمم پیش ببرم، باید این فایل صوتی بیرون بیاید.
من برای فروردین خودم کتاب پنجمین فرمان رو انتخاب کردم بخوانم و همزمانی این فایل صوتی و بعد از آن مطالعه آن کتاب واقعا برای من لدت بخش خواهد بود.
سالهاست بهترین عیدی سالم رو از محمدرضا میگیرم و امسال نیز سورپرایز شدم.
دم شما گرم و همواره در تلاشم تا در محلکار، در ضبط ویدیوهای آموزشی یا پادکستهام، از روشهای ارائه مطلب و نوع رفتاری محمدرضا الگوبرداری کنم و با افتخار بگویم که شاگرد محمدرضا هستم.
باعرض سلام و عرض تبریک سال نو و فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، از استاد عزیز آقای شعبانعلی تشکر میکنم که وقت گداشتند و این دوره بسیار با ارزش را تولید کرده اند.
همیشه به اطرافیانم، سایت متمم رو معرفی میکنم و موضوعی که برای خودم همیشه سوال بوده؛ چطور ممکنه قدرت تشخیص و تفکر یک انسان طوری باشه که جلوتر از زمان رو پیش بینی کنه؟
به نظرم محمدرضا شعبانعلی جز این دسته از انسانهاست و همیشه صحبتهاش، برای تصمیم گیری و فکر کردن تو گوش من است و هر بار که بعد از گذشت مدت طولانی اونها رو گوش میکنم، متوجه میشم که مدتها پیش به این موضوع اشاره کرده بود که اگر یک سری از کارها رو انجام بدیم، ممکنه در آینده، برخی از اتفاقات در کسب و کار، اجتماع، سیاست، رسانهی دیجیتال و … بیفته!
از نظر بنده تفکر سیستمی، عصارهی برند محمد رضا شعبانعلی ست.
یادمه یک بار تو صحبتهاشون گفتن؛ من در ذهنم اتاق فکر دارم و هر موقع که گیر میکنم، یک سری آدم که برام مهم هستند رو تو ذهنم میشونم و باهاشون تصمیم میگیرم. به جرأت میتونم بگم که محمدرضا شعبانعلی یکی از همون آدمهای مهم در اتاق فکر ذهن من است.
سال نو رو به محمدرضا شعبانعلی و تیم متمم و همچنین متممیهای عزیز، تبریک میگم.
سال من به خیر شد با این فایل :)))
چند روز بود که داشتم پادکست مصاحبه محمدرضا شعبانعلی با امین آرامش و باقی دوستان رو گوش میدادم و نمیدونم کجای دنیا میشه در این چند ساعت اینقدر مطلب جدید یاد گرفت
گوش دادن به فایل ها و پادکست های شما برای من این شکلیه که منی که دوستان شبیه خودش ندارم یه جایی هست که احساس میکنم اطراف دوستان شبیه خودم هستم و میتونم تو مطالبی که دوست دارم غرق بشم.
سال نو مبارک
دقت نظر در انتخاب این موضوع و مثال ها یی که الهام گرفته از زمان امروز بود بی نظیر بودن و به خیلی از تحلیل های پراکنده ذهنی خودمون تونستیم نظم بدیم با گفته هاتون
ممنونم ازتون و همچنان اعتقاد دارم داخل یکی از بی همتا ترین منابع علمی موجود در ایران نه بلکه جهان حضور دارم و افتخار میکنم به این موضوع
جناب شعبانعلی امیدوارم پاینده و مانا باشی 🌸🙏
مثل همیشه عالی ، کامل و بدون نقص . خیلی وقت بود که اینقدر درگیر فایل و مطلبی نشده بودم ،
ضمن تبریک سال نو به همه دوستان و عزیزان هم کلاسی در متمم
از تابستان ۱۳۹۳ افتخار این را داشتم که شاگردِ محمدرضا شعبانعلی باشم (حدودا ۸ سال و نیم) و در همان سال دائم التحصیلی خودم را در متمم شروع کردم (تا به امروز ۳۲۲۹ روز).
در سال های قبل از آشنایی با متمم و حتی همین حدودا ۹ سال به منابع مختلفی آموزشی هم سر زدم اما به صراحت می تونم بگم که متمم برای من همیشه متفاوت بود و هیچ گاه در هیچ دسته بندی برای من نگنجید. همیشه دو لیست از سایت ها و منابع آموزشی داشتم. یکی که فقط درآن متمم بود (چون وقتی وارد لیستی می شود نمی شود هیچ سایت دیگری را در ان لیست قرار داد) و لیست دیگری از سایت ها و و کتاب ها و منابع دیگری که پیگیری می کردم.
همیشه اگر مطلب سنگین و سخت فهمی را می خواستم شروع کنم اول در متمم جستجو می کردم که اگر این مطلب را دارد، اول آن را بخوانم. قبل از اینکه کتابی را بخرم، اول در متمم در مورد ان جستجو می کردم تا نظر متمم و سایر دوستان را راجع به ان کتاب بدانم.
امسال هم که با این عیدی زیبا (فایل صوتی تفکر سیستمی) عیدمان واقعا مبارک شد.
چند بار فایل های داخل فروشگاه متمم را به تعداد خریداری کردم و به اطرافیانم به عنوان عیدی داده ام. بازخوردهای خوبی گرفتم. گفتم شاید این ایده هم برای شما جالب باشد.
با سلام به متممی های عزیز و معلم خوب و جاودانه تاریخ
عید همگی مبارک
ممنون از این فایل پر محتوی