Menu


موفقیت شغلی | عصیان‌گری می‌تواند مانعی در مسیر موفقیت شما باشد


مسیر شغلی و موفقیت در مسیر شغلی

تا کنون در مجموعه درس‌های مسیر شغلی و موفقیت شغلی چند مرتبه به سراغ کتاب دوازده مانع پیشرفت شغلی رفته‌ایم (+).

هر بار هم توضیح می‌دهیم که این کتاب، ساختار مستدل و علمی ندارد و حتی بخشی از استدلال‌ها و تحلیل‌های آن سست و ضعیف به‌نظر می‌رسد. البته نویسندگان آن (والدروپ و باتلر) هم تأکید دارند که کتاب را صرفاً بر اساس تجربه‌ی خود و مراجعان خود نوشته‌اند (آن‌ها به عنوان منتور در حوزه‌ی مسیر شغلی فعالیت می‌کنند).

اما با این وجود، نکات مطرح شده توسط آن‌ها می‌تواند موضوع خوبی برای فکر کردن باشد. می‌توانیم به حرف‌هایشان فکر کنیم و در مواردی که توصیه‌های آن‌ها را معقول و منطقی می‌بینیم، به حرف‌هایشان عمل کنیم. در مواردی هم که منطق آن‌ها را نمی‌پسندیم، می‌توانیم از کنار حرف‌هایشان عبور کنیم.

تا کنون سه عنوان از توصیه‌های آن‌ها را مرور کرده‌ایم:

این‌بار می‌خواهیم یک توصیه‌ی دیگر از این دو نویسنده را با هم مرور کنیم. پیشنهادی که مضمون آن چنین است: «مراقب عصیان‌گری‌های خود باشید. عصیان ممکن است موفقیت شغلی شما در معرض تهدید قرار دهد.»

منظور از عصیان‌گری چیست؟

شاید شما هم با کسانی روبرو شده باشید که نمی‌توانند قواعد و عرف محیط کار خود را به سادگی بپذیرند.

پوشیدن لباس فُرم برایشان دشوار است. نشان (Badge) شرکت را به سینه نمی‌زنند و یا مدام دنبال بهانه هستند تا آن را بردارند و کنار بگذارند. جلسات هفتگی را چندان جدی نمی‌گیرند و به موقع در این جلسه‌ها حاضر نمی‌شوند، چون معتقدند که این جلسات کارایی چندانی ندارند.به گزارش‌نویسی اعتراض می‌کنند و آن را کاری بی‌فایده می‌دانند. به رویه‌های جاری در شرکت اعتراض دارند و هر روز از یکی از قوانین و خط‌مشی‌ها و رویه‌ها ایراد می‌گیرند. قوانین نانوشته‌ را جدی نمی‌گیرند. مثلاً همه لباس رسمی می‌پوشند و این‌ها با لباس غیررسمی در محیط کار حاضر می‌شوند. حرف‌شان هم این است که کجا به ما گفته‌‌اند که باید حتما لباس رسمی بپوشیم؟

محدودیت در دسترسی به مجموعه‌ درس‌های مسیر شغلی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های مسیر شغلی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

اعضای ویژه‌ی متمم علاوه بر دسترسی به درس‌های مسیر شغلی به مجموعه‌ی گسترده‌ای از درس‌ها به شرح زیر دسترسی پیدا می‌کنند:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  خودشناسی  |  شخصیت شناسی

  کار تیمی  |  رفتار سازمانی

  مذاکره

  دوره MBA (مطالعه‌ی منظم همه‌ی درس‌ها)

مشارکت در بحث

تجربه‌ی شما از رفتارهای عصیان‌گرانه چه بوده است؟ آیا شما چنین رفتارهایی داشته‌اید؟

تا چه حد نگاه و تجربه‌ی شما با دیدگاه‌های والدروپ و باتلر هم‌خوانی دارد؟ آیا توصیه‌ی آن‌ها را مفید می‌بینید؟ یا فکر می‌کنید که چنین نگرشی صرفاً افرادی ذلیل و ضعیف تحویل خواهد داد؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    هادی بصیری ، ساجده ممتازیان ، مهران قاسمی ، احسان مومنی بشیوسقه ، سامان عزیزی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مسیر شغلی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مسیر شغلی

قوانین کامنت گذاری در متمم

23 نکته برای موفقیت شغلی | عصیان‌گری می‌تواند مانعی در مسیر موفقیت شما باشد

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمد قربانیان

    من به شخصه در این موضوع ید طولایی دارم و پس از بیش چهارسال کار در شرکتی که هنوز هم کار می‌کنم، بالاخره از چندماهه گذشته کمی عوض شدم و این به این خاطر هستش که در عمل به من ثابت شد که عصیان‌گری باید هوشمندانه، آگاهانه و البته موردی باشد و اگر این چنین نباشد، به طور یقین خواهیم باخت.

    من فارغ‌التحصیل MBA دانشگاه شریف هستم. وقتی کارم را شروع کردم، تقریباً هیچ یک از همکارانم در هیچ دانشگاه به نامی در کشور درس نخوانده بودند. همین باعث می‌شد که من با خود فکر کنم که عصیان‌گری، وظیفه‌ی شرعی و قانونی و حتی حق مسلم من در این سازمان است. به هر جهت من چیزهایی خواندم، در کلاس اساتیدی نشستم که دیگران هیچ وقت تجربیات مشابهی نداشتند. بگذریم که جو حاکم بر MBA خواندن هم، کلاً تب و تاب این موضوع را گرم می‌کرد.

    خلاصه این که تقریباً هفته‌ای نبود که قاطعانه به اقدامات مدیریت و همکاران اعتراضی نداشته باشم و از آن جایی که در بسیاری از اوقات، انتقادات من یا ایده‌هایم در زمان مناسب ارائه نمی‌شد یا انطباقی با شرکت نداشتم، آبرویم را هم لکه‌دار کرده بودم و دقیقاً شده بودم همان آدم عصیان‌گرِ نقادِ در چارچوب نگنجِ MBA خونده‌ی شریفی مختلِّ امور جاری شرکت. و این موضوع واقعاً برایم گران تمام شد.

    ولی در این دوران کرونایی و قرنطینه، اتفاقاتی رخ داد که من رو حسابی به فکر فرو برد و کلاً مدل ذهنی‌ قبلی‌ام در مورد کارم و خودم، دگرگون شد.

    هنوز عصیان‌گری نابه‌جای من کاملاً برطرف نشده است، ولی به شدت بهبود پیدا کرده و در تلاشم که روزانه بهترش کنم.

    این موضوع را در مورد دوستان دیگرم هم مشاهده کردم. باز برای من شدتش کم‌تر بود. بسیاری از دوستان، فکر می‌کردند که چون توانسته‌اند وارد یک دانشکده‌ی خاصی شوند، قله را فتح کرده‌اند، پس هر یک برای خودشان یک پا استیو جابز هستند و متأسفانه تعداد زیادی‌اشان در مسیر شغلی خود، وا ماندند.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .