Menu


کمبود اعتماد به نفس یکی از نتایج کمبود عزت نفس (قسمت دوم)


عزت نفس و نشانه های کمبود عزت نفس

در کارگاه آموزشی عزت نفس، درس قبلی ما به نتایج کمبود عزت نفس اختصاص داشت و به دلیل طولانی بودن بحث و نیاز به تعمق بیشتر در مفاهیم آن، این بحث را به دو قسمت تقسیم کردیم.

درس حاضر، دومین قسمت بحث در مورد نتایج کمبود عزت نفس است و این بار، به سراغ کتاب Self-Esteem ویرایش شده توسط باومایستر می‌رویم تا ببینیم در آنجا به چه مواردی اشاره شده است.

برای فصل اول این کتاب، مقاله‌ای از جنیفر کمپل انتخاب شده که بخش عمده‌ای از آن، به نتایج کمبود عزت نفس اختصاص یافته است.

نشانه‌های مطرح شده در مورد کمبود عزت در این مقاله، یک محور مشترک دارند: تلاش بیش از حد برای حفاظت از خویشتن.

بعد از مطالعه‌ی این درس، متوجه می‌شویم که چرا بسیاری از ما، اعتماد به نفس و عزت نفس را با هم اشتباه می‌گیریم و چرا کمبود عزت نفس می‌تواند یکی از ریشه های کمبود اعتماد به نفس باشد.

آیا کمبود عزت نفس می تواند به کمبود اعتماد به نفس منتهی شود؟

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

بحث در مورد نتایج کمبود عزت نفس، در اینجا پایان نمی‌یابد و آن را در درس بعدی ادامه می‌دهیم.

اما احتمالاً تا همین‌جا می‌توانید حدس بزنید که چرا برخی از مردم، اعتماد به نفس و عزت نفس را نزدیک هم و حتی هم‌معنا در نظر می‌گیرند.

 کمبود عزت نفس می‌تواند به رفتارها و تصمیم‌ها و انتخاب‌هایی منجر شود که در نگاه بسیاری از ما، با برچسب کمبود اعتماد به نفس توصیف می‌شود. 

تمرین:

شاید برای پاسخ دادن به این تمرین در اینجا راحت نباشید.

بنابراین چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و کاغذی بردارید و بر روی آن، تصمیم‌ها و رفتارهایی را بنویسید که طی ماه‌ها و سال‌های اخیر انجام داده‌اید و امروز که به آن‌ها فکر می‌کنید، احساس می‌کنید که در آنها بیش از حد به سراغ استراتژی حفاظت از خود رفته‌اید [Overprotective بوده‌اید].

اگر در زندگی خود یا اطرافیان‌تان مواردی را دیدید که مناسب می‌دانستید دوستان متممی شما هم با آنها آشنا شوند و از آنها بیاموزند، خوشحال می‌شویم آنها را در اینجا مطرح کنید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه آموزشی عزت نفس به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

172 نکته برای کمبود اعتماد به نفس یکی از نتایج کمبود عزت نفس (قسمت دوم)

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : علیرضا امیری

    متن تمرین :

    بنظر من یکی از دلایل اصلی اینکه آدمها مجبور میشن استراتژی حفاظت از خویشتن رو انتخاب کنن فرهنگ و سطح فرهنگ مردم  و توجه بیش از حد به سطح این فرهنگ توسط تک تک آدمهای موجود در اون فرهنگ هستش.

    یادمه یکی از دوستام که چند سال پیش اولین بار رفته بود دوبی، بعد از برگشتن ازش پرسیدم: مهمترین چیزی که از این سفر یاد گرفتی و دریافت کردی چی بود؟!

    او در پاسخ به من گفت: "خود واقعیم بودم"

    او ادامه داد که: [من توی دوبی واقعا حس کردم که خود واقعیم هستم و اصلا نگران این نبودم که کسی نگام کنه و زیر ذره بین نگاه مردم باشم. اونجا هر موقع که دلم میخواست میرفتم بیرون، هر جایی که دوست داشتم میرفتم، احساس ارزشمندی میکردم، اصلا هر جور دلم میخواست لباس میپوشیدم و حتی با شلوارک بیرون میرفتم.]

    شاید بشه گفت یکی از اصلی ترین دلایلی که ما استراتژی حفاظت از خویشتن رو انتخاب میکنیم نگاه سنگین مردم، دوستان، اقوام و ... باشه. من خودم خیلی وقته که موفق شدم نگرشم رو نسبت به مردم تغییر بدم و مثلا قبلا اگر کسی در مورد سبک زندگیم ازم میپرسید با استراتژی حفاظت از خویشتن انواع تحلیل ها و استدلال ها رو بکار میبردم تا بهش حالی کنم که این سبک زندگی بهتره، ولی از موقعی که متوجه شدم اگر هر سبک زندگی ای رو برای خودت انتخاب کنی باز هم مردم دست آویزی برای حرف زدن جلو و پشت سر تو دارن، و میتونن حال تورو بگیرن و یا خراب کنن، بنابراین تصمیم گرفتم دیگه اهمیتی به حرفشون ندم. و به حرفشون بی توجه باشم (که البته بی توجهی به حرف مردم با بی توجهی به مردم فرق دارد).

    یادمه یکبار محمدرضا در یکی از روزنوشته هاش گفته بود که: "«مردم» خود یک موجود محسوب می‌شود. موجودی که هیچ شباهت یا ربط مستقیمی به تک تک انسانها ندارد. به همان اندازه که سلول‌های بی‌شعور در کنار هم جمع می‌شوند و موجودی ذی‌شعور می‌سازند، انسانهای ذی‌شعور هم می‌توانند در کنار هم جمع شوند و موجودی بی‌شعور بسازند. همان غولی که من به آن «مردم» می‌گویم!"

    در هر سه مورد انتخاب استراتژی های حفاظت از خود، چه ریسک، چه تمرکز بیش از حد بر نقاط ضعف، چه تلاش برای پنهان ماندن از نگاه دیگران ما از خودمون در برابر مردم حفاظت میکنیم. این مردم میتونن دوتا دوست یا دوتا همکار یا یک جمع آشنا یا یک جمع ناآشنا و یا کل همشهریهامون باشن. (الان ناخودآگاه یاد رمان گوژپشت نتردام افتادم).

    بنظر میاد اکثر ما بیش از اون چیزی که لازمه روی استراتژی حفاظت از خود (فارغ از میزان عزت نفسمون) متمرکز هستیم و علی الخصوص در فرهنگ ما این فضا بشدت ایجاد شده است و بهتر است کمی در مورد آن تجدیدنظر کنیم.

    مچکرم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .