Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu

چند توصیه دربارهٔ شروع نویسندگی | نوشتن را چگونه و از کجا آغاز کنیم؟

شروع نویسندگی

در بین دغدغه‌هایی که دوستان متممی در کامنت‌ها مطرح می‌کنند و پیام‌هایی که برای متمم می‌فرستند، سوال دربارهٔ شروع نویسندگی فراوان است: «نوشتن را چگونه از کجا آغاز کنیم؟» «چه نوع نوشته‌هایی برای تمرین نویسندگی مناسب‌ترند؟» «آیا جستارنویسی برای شروع نویسندگی خوب است؟ چون من دوست دارم رنگ و بوی خودم هم در نوشته‌هایم باشد؛ این یعنی جستار.» «آیا لازم است اولین نوشته‌هایمان را هم ویرایش و بازنویسی کنیم؟»

پاسخی که در این صفحه می‌بینید، ترکیب توضیحات متنوعی است که در درس‌ها یا کامنت‌ها دربارهٔ این نوع سوال‌‌ها مطرح کرده‌ایم. امیدواریم با خواندن آن‌چه در ادامه آمده، دوستان دیگری هم که سوال‌های مشابهی دارند، پاسخ خود را بیابند.

نکات و توصیه‌هایی را که دربارهٔ «شروع نوشتن و نویسندگی» مطرح می‌شوند می‌شود در یک طیف گنجاند:

در یک سمت طیف، کسانی هستند که معتقدند «نویسندگی الگوریتم و دستورالعمل خاصی ندارد. شروع کنید و تمرین کنید تا به یک نویسندهٔ حرفه‌ای تبدیل شوید.» در سمت دیگر، کسانی قرار دارند که نسخه‌هایی کاملاً مکانیکی شبیه دستورالعمل آشپزی تجویز می‌کنند: «متن را این‌طور شروع کن. شخصیت‌پردازی را این‌گونه انجام بده. جملهٔ اول را این‌گونه بنویس. متن را این‌چنین به پایان برسان و …».

موضع ما در متمم به دستهٔ اول نزدیک‌تر است. اما نه این‌که همه‌چیز را کاملاً بی‌قاعده بدانیم.  معتقدیم که هر کس باید خودش مسیر نویسندگی‌اش را کشف کند. با این حال، تقدم‌ و تأخرهایی وجود دارد که اگر به آن‌ها توجه کنید، احتمالاً این مسیر را با خطای کمتر و به‌شکلی موثرتر طی خواهید کرد.  قرار نیست همهٔ این نکات و توصیه‌ها را بپذیرید، اما حتماً در لابه‌لای آن‌ها مواردی پیدا خواهید کرد که برایتان مفید و الهام‌بخش باشد.

نوشتن را با خواندن آغاز کنید

یکی از اشتباهات بزرگ در نویسندگی این است که فکر کنید همین الان یک دنیا منتظر نشسته تا شما برایش حرف بزنید و از خاطرات، تجربیات و دیدگاه‌های خود بگویید. واقعیت این است که دنیا پر از نوشته و نویسنده است. کسی منتظر شما نیست. بعید است اگر همین امروز و در همین لحظه، حرف‌ها، خاطرات، اتفاق‌هایی که برایتان افتاده، سفرها و تجربیات خود را بنویسید، همه هیجان‌زده شوند و بگویند: «تا حالا کجا بودی؟ کاش زودتر می‌نوشتی.»

برای دیده شدن، شنیده شدن و خوانده شدن چیزی بیشتر از یک «بیان خامِ یک ایدهٔ خام» لازم است.

اگر از معدود نوشته‌هایی که تصادفاً پرمخاطب می‌شوند بگذریم، نوشته‌های موفق و تأثیرگذار (و ماندگار) آن‌هایی هستند که هم در فرم (شکل ظاهری) و هم محتوا (پیامی که در درون خود دارند) قدرتمندند. یا لااقل، یک‌ سر و گردن بالاتر از فرم‌ها و پیام‌های مشابه خود قرار می‌گیرند.

چگونه می‌توانید قدرت نوشتن خود را - در فرم و محتوا - بهتر کنید؟ در نخستین گام: با خواندن؛ خواندن کار کسانی که پیش از شما در این زمینه تلاش کرده‌ و دستاوردهای ارزشمندی داشته‌اند. 

چگونه می‌توانید قدرت نویسندگی خود را – در فرم و محتوا – بهتر کنید؟ در نخستین گام: با خواندن. خواندن کار کسانی که پیش از شما در این زمینه تلاش کرده‌ و دستاوردهای ارزشمندی داشته‌اند.

 آیا مطالعه (در مسیر نویسندگی) صرفاً به معنای کتابخوانی است؟

خواندن هر نوع نوشته‌ای می‌تواند آموزنده و الهام‌بخش باشد: از یک شعار تبلیغاتی روی بیلبورد تا آگهی ترحیم روی دیوار، از نوشته‌های اینستاگرامی و تلگرامی تا مقالات خبری و تحلیلی، از کتابچه تا کتاب. اما همیشه بهتر است سهم قابل‌توجهی از سبد مطالعهٔ خود را به کتابخوانی اختصاص دهید.

کتاب‌ها در مقایسه با نوشته‌های دیگر (مقاله، جستار، نوشته‌های شبکه‌های اجتماعی و …) بیشتر پردازش می‌شوند و چکش می‌خورند. معمولاً بارها بازخوانی و ویرایش شده‌اند و متن پخته‌تری دارند. حتی مجموعه جستاری که در قالب کتاب منتشر می‌شود، اغلب از تک‌جستارهای داخلش پخته‌تر و تمیزتر است. چون احتمالاً همان جستارها هم قبل از انتشار بازخوانی و ویرایش شده‌اند. مواجهه با یک متن پخته، آموزنده‌تر از خواندن نوشته‌های خام و متن‌های شتابزده است.

قانون «ورودی بیشتر از خروجی» را رعایت کنید

قانون واضح اما نانوشته‌ای وجود دارد که تقریباً همهٔ نویسندگان آن را رعایت می‌کنند؛ چه آن‌ها که ابتدای مسیر نویسندگی هستند و چه کسانی که نویسندگان پرکار و حرفه‌ای هستند: «باید بیشتر از‌ آن‌چه می‌نویسید بخوانید؛ بسیار بیشتر.»

قطعاً نمی‌شود به حکمی کلی دربارهٔ «نسبت خوانده‌ها به نوشته‌ها» رسید. اما قطعاً اگر از نویسندگان مطرح و صاحبان قلم‌های تأثیرگذار بپرسید، عددهای بزرگی خواهید شنید. پیشنهاد ما در متمم نسبت چندده‌برابری است:

  • کسی که یک صفحه می‌نویسد، بهتر است ده‌ها صفحه «دربارهٔ همان موضوع» خوانده باشد.
  • کسی که یک رمان می‌نویسد، بهتر است ده‌ها رمان خوانده باشد.
  • کسی که یک کتاب درسی می‌نویسد، بهتر است ده‌ها کتاب درسی را خوانده باشد.
  • کسی که یک پست در شبکه‌های اجتماعی می‌نویسد، بهتر است ده‌ها پست مشابه در آن حوزه خوانده باشد.

به تنوع در سبد مطالعهٔ خود توجه کنید

بسیاری از ما از همان روزهای نخست که تمرین نوشتن را آغاز می‌کنیم، در دل خود یک یا دو ژانر یا سبک نوشتن را بیشتر از بقیهٔ ژانرها و سبک‌های نوشتن دوست داریم. طبیعی است که هنگام خواندن، بیشتر سراغ همان ژانرها و همان سبک‌ها برویم.

کسی که دوست دارد داستان بنویسد، بیشتر داستان می‌خواند. کسی که می‌خواهد جستارنویس شود، بیشتر به سراغ جستارها می‌رود. کسی که هدفش تبدیل‌ شدن به یک تحلیل‌گر حرفه‌ای است، بیشتر گزارش‌ها و مقالات تحلیلی را می‌خواند. این کاملاً طبیعی و منطقی است. اما نباید در آن افراط کنید.

مراقب باشید که مطالعهٔ شما صرفاً به ژانر و سبک مورد علاقه‌تان محدود و منحصر نشود. همیشه بخشی - هرچند کوچک - از سبد مطالعهٔ خود را به نوشته‌هایی که با سبک و فضای مطلوب‌تان فاصله دارند اختصاص دهید.

بنابراین، اگر دوست دارید مدرن بنویسید، در کنار آثار مدرن، سهمی هرچند کوچک برای آثار کلاسیک هم در نظر بگیرید. اگر دوست دارید غیرداستانی (ناداستان) بنویسید، هم‌چنان در گوشهٔ سبد مطالعهٔ خود جایی برای کتابهای داستانی هم در نظر بگیرید. اگر قرار است نوشته‌هایتان در زمینهٔ روانشناسی باشد، فقط کتابهای روانشناسی نخوانید. جایی هم برای کتابهای ادبی و متن‌های تحلیلی خارج از فضای روانشناسی در نظر بگیرید. اگر کوتاه‌نویسی (short-form) دوست دارید، باز هم سهمی کوچک برای خواندن آثار بلند (long-form) در نظر بگیرید.

پیشنهادهای متمم برای مطالعه

همان‌طور که می‌دانید معرفی کتاب یکی از بخش‌های اصلی در متمم است و در سه بخش معرفی کتابهای مدیریتی، کتابهای روانشناسی و کتابهای توسعه فردی کتابهای بسیاری بررسی، نقد و تحلیل شده‌اند. اگر قصد داشته باشید به سمت نویسندگی تخصصی بروید، طبیعتاً در میان آن کتاب‌ها می‌توانید گزینه‌های مناسبی برای مطالعه پیدا کنید.

اما در شروع نوشتن و تمرین نویسندگی، حتی کسانی که قصد دارند به نویسندگان حوزهٔ تخصصی خود تبدیل شوند، لازم است به متن‌های عمومی و ادبی هم توجه کنند. به همین خاطر پیشنهاد می‌کنیم حتماً متن‌ها و نوشته‌هایی را هم که در دستهٔ پاراگراف فارسی متمم گنجانده شده‌اند مد نظر داشته باشید.

در پاراگراف فارسی، بسته به سبک و ژانر مورد علاقهٔ خود می‌توانید نمونه جستار، نمونه کتابهای داستانی، کتابهای سفرنامه، جملات زیبا از کتاب‌های معروف، کتابهای زندگینامه و خاطرات و موضوعات دیگر را پیدا کنید.

هنگام خواندن چه کارهایی انجام دهیم؟

در متمم درس‌های فراوانی دربارهٔ نکات، توصیه‌ها، روش‌ها و تکنیک‌های مطالعه وجود دارد. بخشی از این نکات را می‌توانید در درسی که با عنوان کتابخوانی منتشر شده مطالعه کنید. اما به‌طور خاص، وقتی با هدف شروع نویسندگی (یا تمرین نویسندگی) کتاب می‌خوانید، باید کارهایی فراتر از یک خوانندهٔ معمولی به‌‌خرج دهید و به جزئیات بیشتری دقت کنید. از جمله:

◼️توجه به انتخاب واژگان: حرفه‌ای ترین نویسندگان هم گاهی هنگام نوشتن با کمبود کلمه مواجه می‌شوند. یا چیزی به ذهن‌شان می‌رسد که حس می‌کنند واژهٔ مناسبی برای بیان کامل و دقیق آن در اختیار ندارند. بنابراین کاملاً طبیعی است که در شروع نویسندگی با مشکل کمبود کلمات مواجه باشید و هرگز نباید از این‌که گاهی کلمه کم می‌آورید نگران شوید.

در عین حال، این یک واقعیت است که یکی از مهم‌ترین موانعی که در مسیر حرکت به سمت نویسندگی وجود دارد، محدودیت دایره واژگان است.

برای این‌که به تدریج دایرهٔ واژگان‌تان گسترده‌تر شود، هنگام مطالعه هر جا کلمات، اصطلاحات و عبارات زیبا، مفید و تازه می‌بینید، آن‌ها را علامت‌گذاری و ثبت کنید. در درس دایرهٔ لغات در این باره بیشتر صحبت کرده‌ایم:

    گسترش دایره لغات فعال

◼️رونویسی و یادداشت‌برداری: به‌عنوان خواننده‌ای که می‌خواهد نویسندگی را تمرین کند، اهمیت یادداشت‌برداری و رونویسی را فراموش نکنید. این دو کار شما را از یک خوانندهٔ منفعل به خوانندهٔ فعال تبدیل می‌کنند.

عده‌ای فکر می‌کنند یادداشت‌برداری کاری پیشرفته‌تر از رونویسی است. یعنی به خود می‌گویند: من که متن را کامل می‌فهمم، خودم هم کمابیش با اصول نوشتن آشنا هستم. بنابراین همین که نکات مهم را برای خودم یادداشت کنم کافی است.

در حالی که هدف رونویسی چیز دیگری است. قرار نیست شما هر متنی را رونویسی کنید. بلکه از روی متن‌هایی می‌نویسید که آن‌ها را نمونهٔ برتر در سبک مطلوب‌تان می‌دانید و آرزو دارید شبیه آن‌ها بنویسید. با این کار می‌خواهید شیوهٔ نوشتن نویسنده، آهنگ متن و روشی که او کلمات را به زنجیر می‌کشد در ناخودآگاه‌تان تثبیت شود.

این به تشخیص شما وابسته است که متن را شایستهٔ رونویسی بدانید یا این‌که صرفاً آن را حاوی «نکات، ایده‌ها و جملات ارزشمند» در نظر بگیرید و به یادداشت‌برداری اکتفا کنید.

    رونویسی متن‌ها      یادداشت‌برداری

◼️توجه به آناتومی نوشته‌ها: هر نوشته‌ای – بسته به ژانر نوشته – ساختار خاص خود را دارد. شروع نوشته‌ها، شیوهٔ پرداختن به موضوعات و شخصیت‌ها، خط روایت، سهمی که به هر بخش اختصاص داده شده، شیوهٔ به پایان رساندن و جمع کردن متن و … از نوشته‌ای به نوشتهٔ دیگر تغییر می‌کند. به‌عنوان کسی که می‌خواهد مهارت نویسندگی خود را تقویت کند، به آناتومی و ساختار نوشته‌ها هم توجه کنید.

برای این‌که ذهن‌تان به ساختار حساس‌تر شود، درس روش‌های شروع متن را بخوانید:

    روش‌های شروع متن

درس بالا فقط دربارهٔ شروع نوشته است. اما به همین سبک و سیاق بقیهٔ پیکرهٔ متن را هم مد نظر قرار دهید.

علاوه بر نکات فوق، پیشنهاد می‌کنیم درس زیر را هم بخوانید تا تصویر بهتری از «خواندن در جایگاه نویسنده» در ذهن‌تان شکل بگیرد:

    چگونه مانند یک نویسنده کتاب بخوانیم؟

برای تمرین نوشتن منتظر ایده نمانید

کسانی که ما آن‌ها را به‌عنوان نویسنده می‌شناسیم، معمولاً نوشتن را با یک ایدهٔ خام آغاز می‌کنند. آن‌ها «صرفاً برای نوشتن» نمی‌نویسند. بلکه حتماً حرفی در ذهن دارند و برای بیان آن دست‌به‌قلم می‌شوند. واضح است که نوشته‌ها اگر چنین نباشند، گیرا و خواندنی نخواهند شد.

اما این مربوط به نویسندگان حرفه‌ای است. برای کسانی که در آغاز مسیر نویسندگی هستند، خودِ نوشتن مهم‌تر از محتوای نوشته است. همین که ترس‌تان از کاغذ خالی (یا صفحهٔ خالی) بریزد و عادت کنید آن‌چه را در ذهن‌تان می‌گذرد روی کاغذ بیاورید، یک گام بزرگ به جلو حرکت کرده‌اید.

یکی از درس‌های مجموعهٔ چالش نوشتن در متمم به آزادنویسی اختصاص دارد:

    تمرین نوشتن آزاد (آزادنویسی)

یک مشاهده‌گر عالی باشید

وقتی از نوشتن و نویسندگی حرف می‌زنیم، معمولاً «خواندن» هم به‌عنوان یک فعالیت مکمل مطرح می‌شود. اما فعالیت دیگری هم هست که برای تبدیل شدن به یک نویسندهٔ توانمند باید در کتاب خواندن قرار گیرد: مشاهده کردن.

مشاهده را می‌شود به دو بخش تقسیم کرد:

  • مشاهدهٔ درونی: توجه به احوال درونی، هیجانات و عواطف، افکار و هر آن‌چه در درون شما می‌گذرد
  • مشاهدهٔ بیرونی: توجه به پدیده‌ها و اتفاق‌های بیرونی، رفتار دیگران و هر آن‌چه در اطراف شما و در جهان می‌گذرد

مشاهده «خوراک شخصی» ذهن شما را فراهم می‌کند و وقتی در کنار خوانده‌ها قرار بگیرد می‌تواند نوشتهٔ شما را به مخلوق خاص خودتان تبدیل کرده و طعم و بوی شخصی به نوشته‌هایتان بیفزاید.

با قالب‌های ساده‌تر مثل خاطره‌نویسی و گزارش‌نویسی شروع کنید

از ابتدا سراغ قالب‌های دشوار نروید و با قالب‌های ساده‌تر مثل خاطره‌نویسی و گزارش‌نویسی شروع کنید. حتی در گزارش‌نویسی هم سراغ گزارش نویسی تخصصی (شبیه آن‌چه در دوره گزارش نویسی گفته شده نروید. بلکه با یادداشت روزانه و ژورنال نویسی شروع کنید که ساده‌تر هستند.

البته ساده‌ترین ژانرها – از جمله خاطره‌نویسی و نوشتن گزارش روزانه‌ – هم وقتی قرار باشد به‌شکل حرفه‌ای نوشته شوند ظرافت‌های خاص خود را دارند، اما هر چه باشند از ژانرهای پیچیده‌تر مثل داستان‌نویسی یا نوشتن جستار و مقالات تحلیلی ساده‌تر هستند.

برای نوشتن یک داستان علاوه بر مهارت‌های پایهٔ نویسندگی باید با مهارت‌هایی مثل طراحی و ارائه‌ی روایت و پیرنگ، فضاسازی، شخصیت‌‌پردازی، ساخت گفتگو، تغییر زاویهٔ دید، پرداختن به کشمکش‌ها و گره‌ها و … آشنا باشید. برای نوشتن یک مقالهٔ تحلیلی ذهن‌تان باید با نگاه تحلیلی و تفکر نقاد به موضوع نگاه کند و دانش تخصصی خود را هم به‌کار گیرید که قطعاً از نظر فکری سنگین‌تر است.

حتی جستار هم که ساده‌تر به‌نظر می‌‌رسد و بسیاری فکر می‌کنند نقطهٔ شروع خوبی برای تمرین نویسندگی است، مستلزم توجه به انسجام ساختاری و محتوایی است که برای یک نویسندهٔ نوقلم ساده نیست.

کسانی که فکر می‌کنند جستارنویسی نقطه شروع مناسب برای تمرین نویسندگی است، احتمالاً جستار را با دل‌نوشته و جستارنویسی را با بیان خام نظرات و تجربه‌های شخصی اشتباه گرفته‌اند

مزیت قالب‌هایی مثل خاطره‌نویسی، ژورنال‌نویسی و گزارش‌های سادهٔ روزمره این است که جنس آن‌ها بیشتر توصیفی است و لازم نیست منتظر ایده‌های خاص و ناب باشید و ضعف در خلاقیت به مانعی در مسیر نوشتن‌تان تبدیل نمی‌شود. در طول مسیر یاد می‌گیرید نیروی خلاقهٔ خود را بیشتر پرورش دهید و بهتر از قبل به خدمت بگیرید. ضمن این‌که استفاده از قالب‌های ساده تمرینی برای ساده‌نویسی هم هست. ساده‌نویسی مهارتی است که حتی نویسندگان حرفه‌ای (و بسیاری از نویسندگان دانشگاهی) از آن بی‌بهره‌اند.

بازنویسی و ویرایش را زود شروع نکنید

یکی از مراحل مهم در نوشتن، بازنویسی و ویرایش است. نویسندگانی که کار خود را جدی می‌گیرند، نوشته‌های خود را بارها بازنویسی می‌کنند. همچنین ممکن است بخش قابل‌توجهی از نوشته‌هایشان را هنگام بازخوانی و بازنویسی پاک کنند (ما در درس تمرین قتل کلمات به این کار پرداخته‌ایم). علاوه بر این، حتی اگر قرار باشد یک ویراستار حرفه‌ای متن‌شان را ویرایش کند، خودشان هم یک‌بار از منظر ویراستار به متن نگاه می‌کنند و سعی می‌کنند در حد توان ویرایش‌های اولیه را انجام دهند.

اما همهٔ این‌ها در مراحل بعدی است. زمانی که نوشتن را شروع می‌کنید، تنها چیزی که باید در مرکز توجه‌تان باشد خودِ «نوشتن» است. اگر جمله‌ها طولانی می‌شوند، اگر بغضی فعل و فاعل‌ها سر جای خود نیستند، اگر فکر می‌کنید هنوز بهترین کلمه را برای بیان منظور خود پیدا نکرده‌اید، اگر حس می‌کنید بخش‌هایی از نوشته‌تان بیش‌ازحد کلیشه‌ای شده، از کنارش بگذرید.

مراقب باشید کمال‌گرایی مانع کارتان نشود. اول اجازه بدهید کاغذتان سیاه و متن‌تان طولانی شود. اجازه دهید حرف‌تان به پایان برسد. صبر کنید آن‌چه در ذهن‌تان بوده – هر قدر هم که ناقص و نازیبا – روی بیاید و در قالب کلمات ریخته شود. بعداً سر حوصله به سراغ متن بروید و آن را چکش‌کاری کنید.

قرار نیست کسی که در اوایل مسیر نویسندگی است یک متن نهایی صیقل‌خوردهٔ تمیز حرفه‌ای ارائه کند. تا مدت‌ها هدف نهایی خود را در نوشتن صرفاً رسیدن به یک «پیش‌نویس‌های خوب» در نظر بگیرید و نه بیشتر.

در بازخورد گرفتن عجله نکنید

از آلفونسوی حکیم (Alfonso the Wise) پادشاه اهل قلم اسپانیایی در قرون وسطی نقل شده که می‌گفت (+): «اگر در زمان خلقت حضور داشتم، پیشنهادهایی برای نظم بهتر عالم ارائه می‌کردم.» در عین این‌که دلایل بسیاری برای این حرف آلفونسوی حکیم قابل‌تصور است، این نقل‌قول یک درس مهم هم برای ما دارد: «حتی اگر خدا باشید، عده‌ای معتقدند نظراتی برای بهبود کارتان دارند و بر این باورند که می‌شد کار را به شکل بهتری انجام دهید.»

ما معمولاً آن‌قدر دربارهٔ اهمیت بازخورد گرفتن خوانده و شنیده‌ایم که کمتر در مفید بودن آن تردید می‌کنیم. با این حال فراموش نکنید که مردم علاقهٔ بسیار زیادی به اظهارنظر دارند و معمولاً احساس می‌کنند اگر صرفاً کاری را تحسین کنند، ممکن است دیگران فکر کنند آن‌قدر متخصص نبوده‌اند که بتوانند ایراد بگیرند.

نویسندهٔ آماتور که به تازگی کارش را شروع کرده، فقط باید بر دو چیز تمرکز کند: «عادت کردن به نوشتن» و «کاهش ترس از نوشتن». بازخورد دیگران به هیچ‌یک از این دو کمک نمی‌کند (اما می‌تواند مانع آن‌ها شود).

بازخورد، حتی اگر درست باشد، ممکن است انرژی و انگیزهٔ شما را بگیرد. ضمن این‌که بسیاری از کسانی که در مورد کارتان نظر می‌دهند، یا تخصص کافی ندارند یا حتی اگر متخصص و باتجربه باشند، ممکن است نتوانند شما را با معیارهای مناسب یک نویسندهٔ تازه‌کار محک بزنند.

نویسندگان حرفه‌ای آموخته‌اند که منتقدان (یا دستکم: همهٔ منتقدان) را چندان جدی نگیرند و اگر هم قرار است بازخورد بگیرند، صرفاً به افراد متخصص و معتمدی گوش بسپارند که هم متن را می‌شناسند، هم نویسنده و هم مخاطب نویسنده را (پیدا کردن چنین افرادی هم گاه از نوشتن یک متن تمیز و قوی دشوارتر است).

بنابراین، پیشنهاد ما این است که در مراحل نخست نویسندگی دل به قلم بسپارید و چشم و گوش بر نقد و نظر دیگران ببندید. جلوتر که رفتید، خودتان تشخیص می‌دهید که دیگر زمان نظرخواهی و نقد شنیدن رسیده و بهتر است برای بهبود نوشته‌تان از خواننده و ناظر بیرونی کمک بخواهید.

آخرین تمرین‌ها در درس‌های #تسلط کلامی

آخرین نظرات ثبت‌شده در #پاراگراف فارسی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری چالش نوشتن به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه چالش نوشتن