Menu


راه اندازی کسب و کار | عاقبت شراکت با دوستان و خانواده


راه اندازی کسب و کار

وقتی می‌خواهیم یک کسب و کار جدید راه‌اندازی کنیم، معمولاً دنبال شریک می‌گردیم و طبیعتاً یکی از در دسترس‌ترین جاها برای پیدا کردن شریک، دوستان و اعضای خانواده هستند.

اما سرنوشت چنین کسب و کارهایی چگونه خواهد بود؟ آیا می‌توان گفت کسی که در زندگی، دوست یا شریک عاطفی خوبی بوده، در محیط کار هم شریک مناسبی خواهد بود؟

این یکی از پرسش‌هایی است که واسرمن در کتاب خود با عنوان دوراهی‌های پیش روی کارآفرینان به آن می‌پردازد.

واسرمن مجموعه‌ای از کسب و کارهای آمریکایی را بررسی کرده و با تعدادی از افراد فعال در حوزه‌ی سرمایه گذاری خطرپذیر گفتگو کرده و تحلیل خود را بر اساس این داده‌ها ارائه می‌دهد.

بنابراین وقتی می‌خواهیم نتیجه‌گیری‌های او را به فرهنگی دیگر و جامعه‌ای متفاوت (مثلاً فرهنگ و جامعه‌ی ایرانی) تعمیم دهیم، باید بسیار محتاط باشیم.

اما در عین حال، او اخطارهای ارزشمندی را مطرح می‌کند که می‌تواند برای ما مفید و آموزنده باشد. می‌توانیم به اخطارهای او گوش دهیم و هر کدام را که مناسب و منطقی می‌بینیم، در راه‌اندازی کسب و کار خود مد نظر قرار دهیم.

چرا به سراغ دوستان و بستگان می‌رویم؟

قبل از هر چیز، بهتر است به این سوال فکر کنیم که چرا برای راه‌اندازی کسب و کار، به سراغ دوستان و بستگان می‌رویم؟ چرا این افراد را به غریبه‌ها یا مثلاً همکاران سابق ترجیح می‌دهیم؟

پاسخ به این سوال، همیشه و همه‌جا یکسان نیست.

شاید یکی از علت‌ها این باشد که به دوستان و بستگان راحت‌تر اعتماد می‌کنیم. شاید علت دیگر این باشد که احساس می‌کنیم آشنایی اولیه، یک سرمایه‌ است و ما قوت و ضعف‌های یکدیگر را می‌شناسیم.

انگیزه‌ی دیگر هم می‌تواند این باشد که در کسب و کار خود، پتانسیل کسب سود بالایی می‌بینیم. وقتی قرار است سود زیادی در کار باشد، چرا باید آن را با غریبه‌ها تقسیم کنیم؟

این‌ها می‌توانند بخشی از انگیزه‌های ما از کار با دوستان و بستگان باشند.

چنین انگیزاننده‌هایی را نمی‌توان نفی کرد یا از آن‌ها ایراد گرفت. واقعاً این‌ها نکات مهمی هستند و می‌توانند در تصمیم‌گیری مورد توجه قرار بگیرند. اما نکته‌ی مهمی که وجود دارد این است که باید ببینیم دردسرها و تهدیدهای کار با دوستان و بستگان چیست و سپس تصمیم بگیریم که آیا وزن مزیت‌ها بر این تهدیدها می‌چربد؟ یا این‌که آیا روشی هست که تهدیدها را کاهش داده و مدیریت کنیم؟

سرنوشت کسب و کارهایی که با دوستان و بستگان راه می‌اندازیم چه می‌شود؟

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های کارآفرینی برای اعضای ویژه متمم امکان‌پذیر است.

پس از فعال کردن اشتراک ویژه در متمم، به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در این‌جا ببینید:

  نقشه راه یادگیری درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  تصمیم گیری

  مدل کسب و کار

  طرح تجاری

  ارزش آفرینی

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

مشارکت در بحث

آیا شما این تجربه را داشته‌اید که با دوستان بسیار نزدیک یا شریک عاطفی و خانواده‌ی خود وارد شراکت شوید و کسب و کاری راه‌اندازی کنید؟ آیا واقعاً چالش‌های این شکل از شراکت زیاد است؟ شما برای پیشگیری از چالش‌ها یا رفع مشکلات به وجود آمده چه کرده‌اید؟

آیا شراکت با دوست و فامیل را به دیگران توصیه می‌کنید؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    زهرا محمودی ، حنانه سقطچی ، داود عندلیب ، سامان عزیزی ، حامد موثق پور

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری کارآفرینی و ایجاد کسب و کار جدید به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه کارآفرینی و ایجاد کسب و کار جدید

قوانین کامنت گذاری در متمم

11 نکته برای راه اندازی کسب و کار | عاقبت شراکت با دوستان و خانواده

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : دانشجوی همیشگی مدیریت

    من تجربۀ موفقیت‌آمیزی داشتم که تمایل دارم آن را با دوستان متمم به اشتراک بگذارم.

    شراکت با یکی از دوستان به مدت حدود یک سال.

    کسب و کار ما، واسطه در حوزۀ فروش کاغذ A4 بود. از واردکننده مستقیم خریداری می‌کردیم و به صورت خرده فروشی توزیع می کردیم.

    از همان ابتدا، نکاتی را مد نظر قرار دادیم که عبارتند از:

    تنظیم قرارداد بین خودمان: یک قرارداد تنظیم کردیم با جزئیات فراوان؛ حتی نحوۀ مشارکت در سود و ضرر. آن را روز جمعه تنظیم نمودیم و شنبه در یک دفتر اسناد رسمی به ثبت رساندیم. برای اینکه هر دو متعهد باشیم به اینکه رابطۀ دوستی و رفاقت ما، خللی در کار حرفه ای ایجاد نکند. تا آخرین روز هم به این قرارداد پایبند بودیم.
    افتتاح حساب بانکی و کارت مشترک با سهم 50% در برداشت: یکی از بندهای مهم قرارداد بین ما، افتتاح حساب بانکی مشترک بود که در اطلاع رسانی به تمام مشتریان اعلام می کردیم که مبلغ را به آن بریزند و قابل رؤیت توسط هردوی ما بود. هیچگاه اختلاف مالی نخوردیم؛ در کنار اعتماد به هم، این اقدام را هم انجام دادیم تا به اصطلاح: دلمان قرص باشد!
    ثبت اطلاعات مشتریان در نرم افزار: مشتریان و ربط و رابطۀ آنها را با جزئیات ثبت می کردیم و در تقسیم سود ماهیانه، ذره ای اجحاف نمی‌شد؛ چه به هر دوی ما و چه به بازاریاب های جزء. سیستم کاملاً شفاف بود و روشن.
    کنترل خودکار: سیستم گردش پول کارت مشترک، ماه به ماه با اطلاعات گردش مالی مشتریان چک و تسویه می شد؛ ریالی نبود که بالا و پایین بشود و ابهامی را در تقسیم سود به وجود بیاورد.
    تصمیم مشترک در هزینه ها: تمامی هزینه ها را با توافق انجام می‌دادیم؛ برهه ای نیاز شد تعداد زیادی بستۀ کاغذ به یک شهر غربی ارسال بشود؛ حتی روی نحوۀ ارسالش با هم گفتگو و توافق کردیم. اینطوری کنترل هزینه ها به باکیفیت ترین شکل ممکن صورت می‌گرفت.

    من باز هم روی رسمی کردن رابطۀ کاری تأکید می‌کنم؛ حتی اگر با همسر خود باشید! وقتی رابطۀ کاری رسمی نشود و نوشته نگردد، یک جای کار می‌لنگد؛ یعنی افراد آن را جدی نمی گیرند و همیشه فضا برای ایجاد اختلاف وجود دارد.

    مکتوب کردن فرآیندهای یک کسب و کار و یا هر فعالیت اقتصادی که به رؤیت و امضای ذینفعان رسیده باشد، به اعتقاد من جزء سنگ بناهای مهم این فعالیت هاست.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .