Menu


شخصیت شناسی- گوردون آلپورت و مفهوم خویشتن (۲)


گوردون آلپورت و نظریه های صفاتی در شخصیت شناسی

در درس قبلی شخصیت شناسی به معرفی گوردون آلپورت پرداختیم و توضیح دادیم که چه تجربه‌هایی او را به سمت نظریه های صفاتی در شخصیت شناسی سوق داد. دیدیم که آلپورت، انسان را پیچیده‌تر از آن می‌دانست که بتوان او را در طبقه بندی‌های ساده و محدود قرار داد. به همین دلیل، فهرست بلند بالایی از صفات شخصیتی تهیه کرد و آنها را ارائه کرد. در این فهرست هجده هزارتایی، مواردی مانند شکاک بودن، کله شق بودن، مودب بودن، رام بودن، منظم بودن، شجاع بودن، بلند پروازی، کنجکاو بودن، صداقت، مغرور بودن، خجالتی بودن و هزاران واژه‌ی دیگر، در فهرست صفات شخصیتی مورد نظر آلپورت بود.

از نظر آلپورت، مواردی در گروه صفات شخصیتی قرار می‌گیرند که:

* در طول زمان ثبات و دوام داشته باشند و به سرعت تغییر نکنند.

* از بیرون قابل مشاهده باشند و نشانه‌های رفتاری داشته باشند.

شاید گوردون آلپورت، اگر امروز در میان ما بود و رونق شدید انواع نظریه‌های طبقه‌ بندی شخصیت را می‌دید، بیشتر از زمان خودش ناراحت می‌شد. او همیشه بر این باور بود که باید دقت کنیم نظریه‌های شخصیت شناسی، به حدی ساده انگارانه نشوند که پیچیدگی‌ها و تنوع انسانها و حتی تغییر و تحول آنها در طول زمان، در میان این نظریه‌ها، نادیده بماند.

انسانها و طبیعت، به صورت ذاتی قابل طبقه بندی نیستند و نمیتوان برای آنها تیپ های مختلف تعریف کرد. طبقه بندی صرفاً در چشمان مشاهده کننده است که وجود دارد.

گوردون آلپورت

 آلپورت صفت‌های شخصیتی انسان را به سه دسته تقسیم کرد:

صفات شخصیتی از دیدگاه گوردون آلپورت

اجازه بدهید هر یک از سه موردی که در نمودار بالا نشان داده شده است را با توضیحات بیشتر بررسی کنیم:

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود. ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید:

ثبت نام   نمونه درسهای کاربر‌‌آزاد

همانطور که در ابتدای این درس هم گفتیم، آلپورت معتقد است که همه‌ی انسانها، صفات شخصیتی کاردینال ندارند. اما انسانهای متفاوت، انسانهایی که قالبی نیستند، عموماً از چنین صفاتی بهره‌مند بوده‌اند. حالا بهتر می‌توان فهمید که چرا آلپورت، با تئوری‌های رایج تیپ شخصیتی راحت نبود. او نمی‌خواست خاص بودن انسانها در میان طبقه‌بندی‌های ساده انگارانه، به فراموشی سپرده شود.

در درس بعدی به صفات عمومی و ثانویه شخصیتی در نگاه گوردون آلپورت خواهیم پرداخت.

تمرین:

۱- به  برخی از انسانهای بزرگی که در تاریخ گذشته یا در زندگی اطراف شما، به عنوان الگوی شما هستند فکر کنید. آیا در آنها صفات شخصیتی کاردینال می‌بینید. اگر می‌بینید،‌ آیا می‌توانید زندگی شخصی آنها را – مانند کاری که آلپورت کرد – در چند جمله خلاصه کنید و نشان دهید که این صفات شخصیتی،‌ چگونه خویشتن آنها را ساخته است؟

۲- اگر نخواستید قسمت دوم را برای ما ننویسید و در دفتر یادداشت خودتان بنویسید. اما آیا برای خودتان صفات بنیادین شخصیتی می‌شناسید؟ آیا این صفت‌ها توانسته‌اند به ساختن هویت شما منتهی شوند؟ آیا اساساً داشتن ویژگی‌های کاردینال را مثبت می‌دانید؟ آیا دوست دارید چند دهه بعد، در درس شخصیت شناسی متمم، شما را به جای آموندسن مثال بزنند؟ یا به نظرتان هزینه‌ی این دستاورد و این سبک زندگی، به زحمتش نمی‌ارزد؟ اگر فکر می‌کنید که می‌ارزد، آیا از حالا می‌توانید آن صفت بنیادین را برای ما شرح دهید؟ آیا واقعاً بر این باور هستید که تمام رفتارها و تصمیم‌های شما حول آن شکل گرفته است؟ آیا صفتی که برای خود بنیادین می‌دانید، شما را به سمت سبک زندگی خاصی هم هدایت کرده است یا خواهد کرد؟

 

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری شخصیت شناسی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

54 نکته برای شخصیت شناسی- گوردون آلپورت و مفهوم خویشتن (۲)

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : سارا حق بین

    متن تمرین :

    سلام به دوستان

    هميشه و هميشه شخصيت و منش دكتر حسابي برايم جذابيت خاصي در بين بزرگان دارد. هرگز نمي توانم از ايشان الگوبرداري كنم چون ايشان بسيار بزرگوار هم در زمينه علمي و هم اخلاق هستند. به هر حال مهمترين صفت كاردينالي كه از ايشان براي من پررنگ تر است اصرار بر يادگيري است. مصداق واقعي ز گهواره تا گور دانش بجوي . حتي در بستر بيماري يا شايد مرگ در حال يادگيري بودند و اين نياز را در خود احساس مي كردند. تواضع ايشان در علم با وجود آنهمه دانسته هميشه مرا مبهوت مي كند.

    2. من در مسير كسب صفت كاردينالي انسانيت گام بر مي دارم. سالهاست تمام تلاش و هم و غمم بر اين بوده كه بعد انساني خودم را ارتقا دهم و انسانهاي دور و برم را هم از اين زاويه بسنجم و نه با معيارهاي سطحي . با مطالعه كتابهاي مختلف/دقت در رفتار اطرافيان/ ارزيابي و مقايسه آنچه كه در روي كره زمين خوبي يا بدي نام گذاشته شده است، سعي درشناخت هر چه دقيقتر اين وا‍ژه گسترده داشته ام. از ديد اطرافيانم عموماً صبور/مهربان/باگذشت و ... خوانده مي شوم . اما آنچه كه من در سر دارم بسيار فراتر از اين لغات است . اگرچه هميشه موفق نبوده ام و البته گاهي عملكرد بعد انساني ام، زخم هاي عميق و جبران ناشدني بر وجود و پيكره من به يادگار گذاشت ، اما همچنان مصمم تر از گذشته به پيش خواهم رفت تا روزي كه عمق اين صفت را به معناي واقعي در خودم احساس كنم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .