Menu


سیگنال در برابر پیام | کدام‌یک برای برندسازی موثرتر هستند؟


سیگنال در برابر پیام

کدام را بیشتر معیار قضاوت قرار می‌دهید:

پست اینستاگرامی یک نفر؟ یا حرفی که در پاسخ به کامنت یکی از مخاطبانش نوشته است؟

سخنرانی مدیر روابط عمومی یک سازمان؟ یا صحبت‌های یکی از کارشناسان ارشد و مدیران فنی همان سازمان؟

پاسخ رسمی یک مدیر به شما به یکی از مشتریان در یک جلسه‌ی رسمی؟ یا حرفی که آن مدیر در گفتگویی دو نفره و در فضایی غیررسمی به شما می‌گوید؟

پیامی که یک برند روی بیلبوردهای بزرگ شهری اعلام کرده است؟ یا پیامی که با دیدن بسته‌بندی یا کیفیت محصول آن برند در ذهن شما شکل می‌گیرد؟

موضع‌گیری‌های رسمی یک برند شخصیِ مطرح و شناخته‌شده؟ یا برداشت‌های غیررسمی خودتان از مواضع و اندیشه‌ها و جهت‌گیری‌های او؟

نیک کندال (Nick Kendall) چند سال پیش کتابی درباره‌ی برندسازی منتشر کرد و چنین عنوانی برای آن برگزید: «برند مناسب قرن بیست‌و‌یک چگونه برندی است؟»

او در کتاب خود به سراغ افراد مختلفی که در حوزه‌ی برندسازی کار کرده بودند یا در آژانس‌های مطرح بازاریابی و تبلیغات فعالیت می‌کردند رفت و نظرات و دیدگاه‌های آن‌ها را در قالب مجموعه‌ای از مقالات منتشر کرد. یکی از این مقالات را پیت باکلی (Pete Buckley) از مدیران شرکت MEC لندن (نام فعلی: Wavemaker) نوشته و در آن به تفاوت سیگنال (Signal) و پیام (Message) پرداخته است.

در این درس قصد داریم دیدگاهی را که پیت باکلی مطرح می‌کند با هم مرور کنیم.

سیگنال با پیام چه تفاوتی دارد؟

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به درس‌های برندسازی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به درس‌های برند و برندسازی، به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  ارزش آفرینی

  تبلیغات

  مدیریت بازاریابی

  دیجیتال مارکتینگ

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

تمرین و مشارکت در بحث

پیشنهاد می‌کنیم کمی به ارتباطی که برندها (شخصی / سازمانی / محصول یا هر نوع برند دیگر) با شما داشته‌اند فکر کنید.

یکی از سیگنال‌ها یا پیام‌هایی را که دریافت کرده‌اید انتخاب کنید و ببینید به کدام گروه A / B / C /D نزدیک‌تر است. آن سیگنال / پیام چقدر روی شما تأثیر گذاشته است؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    شهرزاد ، وحید چراغی ، نورالدین حسینی ، جعفر ، بهناز مقدم

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری برندسازی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه برندسازی

قوانین کامنت گذاری در متمم

7 نکته برای سیگنال در برابر پیام | کدام‌یک برای برندسازی موثرتر هستند؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سامان عزیزی

    چند سالِ پیش در پروژه پایانیِ درس ارزش آفرینی متمم در مورد تجربه ی خریدم از شهر فرش صحبت کردم و پروژه پایانی این درس رو با بررسی این کسب و کار انجام دادم. جدای از اینکه برخی از تحلیل ها و پیشنهاداتم در اون درس رو امروز قبول ندارم و از جنس خامیِ اون زمان بوده(و از جنسِ خامی این زمانم نیست)، ترجیح میدم که تمرین این درس رو به پیام و سیگنالِ همین کسب و کار اختصاص بدم(چون کامنتم مربوط به چند سال پیش هست و تاریخ نداره، شاید این کامنتم کمی اون موضعم رو تعدیل کنه و منصفانه تر بشه قضیه ;)

     

    پیامی که اون موقع گرفتم: تعداد بسیار زیادی از بیلبورد های شهر تهران رو قبضه کرده بودن و تبلیغات تلویزیونی سنگینی هم داشت پیاده می شد(پیام در ناحیه C)

    تاثیری که روی من داشت: خیلی خوشحال شدم و با خودم گفتم اگه واقعاً فروشگاهشون در حد شعار هایی که میدن باشه خیلی خوبه و میتونه خرید رضایتبخشی رو برام رقم بزنه.

    تجربه ای که در عمل برای من شکل گرفت: تا حد زیادی توی ذوقم خورد. تقریباً اکثر شعارهایی که داده شده بود رو در عمل ندیدم. فروشندگان فروشگاه(که اولین و تنها شعبه ی اون موقع بود) غیر حرفه ای بودن و برخوردشون آزاردهنده بود.(توضیحات کاملترش در کامنتی که لینک دادم وجود داره و از تکرارشون صرف نظر می کنم)- احتمالاً بشه گفت که این تجربه در ناحیه B قرار میگیره.

    اما سال گذشته(اردیبهشت98) که قصد خرید فرش برای شخص دیگه ای رو داشتم دوباره به یک شعبه ی جدید(نزدیک به اون شعبه ی قبلی) مراجعه کردم و برخلاف تجربه ی قبلیم این بار تجربه ی بسیار رضایتبخشی داشتم. این بار با پیام خاصی از قبل مواجهه نبودم و فکر می کنم برخورد خوب و حرفه ای فروشندگان، چیدمان جدید فروشگاه و برخی امکانات نرم افزاری(مثل دیدن سایر رنگها و طرح های مشابه برخی فرش های موجود)،امکانات مناسب رفاهی و موراد مختلف دیگه باعث این تجربه خوب بودن. تجربه ای که به نظرم آمیخته ای از پیام ها(بخصوص ناحیهD) و سیگنال ها( در ناحیهB و A) بود.

    پی نوشت: راستش این درس منو خیلی زیاد به یادِ بحث "بود" و "نمود" انداخت. بود، یعنی چیزی که هستیم و نمود، یعنی چیزی که تلاش می کنیم(و گاهی زور می زنیم!) اونطور به نظر بیائیم. که به نظرم همپوشانی زیادی با مفاهیم این درس داره، چه در حوزه برند شخصی و چه برند سازمانی.

    مورد دیگه ای که بازم دلم میخواد به این تداعی اضافه ش کنم، مشابهت این مفاهیم با بحث تربیت بچه ست. اینکه سیگنال های(چه Aو چه B) پدر و مادر، خیلی تاثیرگذارتر از پیام های اونها هست در تربیت بچه.

    چقدر حرف زدم! انگار دلم خیلی برای متمم تنگ شده بود:)

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .