Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


تعریف سیستم چیست؟ | سیستمهای باز و بسته | چند مثال از انواع سیستم


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۰۶۶

«باید به مسائل نگاه سیستم داشته باشیم.» «وقتی انسان را به عنوان یک سیستم در نظر بگیرید، نگرش‌تان به درمان تغییر می‌کند.» «سیستم آموزشی ما نیاز به اصلاح دارد. اجزای این سیستم نمی‌توانند هدف مد نظر ما را تأمین کنند.» «تفکر سیستمی در سازمان ما جا نیفتاده است. اکثر بچه‌ها سازمان را به عنوان یک سیستم نمی‌بیند.» «سیستم اقتصادی کشور ما باید بازآفرینی شود. این سیستم در برابر بحران‌ها شکننده است.» «ما هیچ یک از ارکان سیستم آموزشی باز را جدی نگرفته‌ایم.»

همهٔ این جمله‌ها و صدها جملهٔ دیگر از این دست، در یک واژه مشترکند: سیستم.

تا وقتی با تعریف سیستم آشنا نباشیم و ندانیم سیستم چیست، طبیعتاً این نوع جمله‌ها را هم به درستی درک نمی‌کنیم. اگر بخواهیم صادق و صریح باشیم، بسیاری از کسانی که جمله‌های بالا را می‌گویند و می‌نویسند هم دقیقاً نمی‌دانند سیستم چیست و قوانین تفکر سیستمی چه هستند. شاید همین باعث می‌شود که در عین علاقهٔ تحلیل‌گران، صاحب‌نظران و سیاست‌گذاران به نگرش سیستمی، در نهایتاً انعکاس نگاه سیستمی را در رفتارها و تصمیم‌های بسیاری از آن‌ها نمی‌بینیم.

این درس، نخستین گام جدی در مسیر آشنایی با سیستم است. طبیعتاً ما در این‌جا فقط دربارهٔ معنی کلمه سیستم حرف می‌زنیم و می‌خواهیم بدانیم مفهوم سیستم چیست. اما بحث دقیق‌تر دربارهٔ تفکر سیستمی در درس‌های آتی مطرح خواهد شد.

از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس بتوانند

  • سیستم را تعریف کنند و برخی از انواع سیستمها را نام ببرند.
  • مهم‌ترین ویژگی‌های یک سیستم را فهرست کنند.
  • با اصطلاحات مرز سیستم، رفتار سیستم، محیط سیستم، سیستم باز و سیستم بسته آشنا شوند.
  • چند نوع سیستم را مثال بزنند و اجزای هر سیستم را نام ببرند.
این درس تعریف سیستم را در قالب محتوای تخصصی و جزئیات فراوان مطرح کرده است. اگر فرصت یا حوصلهٔ کافی ندارید و صرفاً می‌خواهید با اصول تفکر سیستمی یک آشنایی ابتدایی پیدا کنید، درس تفکر سیستمی به زبان ساده را بخوانید.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
سیستم چیست؟ تعریف سیستم چگونه است؟ تفکر سیستمی به چه می‌پردازد؟

به چند نمونه از اصطلاحاتی که کلمهٔ سیستم در ترکیب آن‌ها به کار رفته توجه کنید: سیستم عصبی، سیستم قضایی، سیستم آموزشی، سیستم اقتصادی، سیستم گوارش، سیستم سرمایش و …

برای این که بتوانید سیستم را تعریف کنید ابتدا باید ببینید ویژگی مشترک همهٔ این سیستم‌ها چیست؟ این که در همهٔ آن‌ها مجموعه‌ای از اجزاء را می‌بینیم که در یک ساختار و با رابطه‌ای مشخص در کنار هم قرار گرفته‌اند و با یکدیگر تعامل دارند.

دریپر کافمن حدود چهار دهه قبل برای درک سیستم مثال ساده‌ای می‌زند (+):

سیستم چیست

بنابراین یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیستم این است که ما در سیستم‌ها با یک «ساختار» روبه‌رو هستیم. یعنی کاملاً مشخص است که هر یک از اجزای سیستم به کدامیک از اجزای دیگر متصل است و ارتباط میان آن‌ها چگونه تعریف می‌شود. اگر این ساختار وجود نداشته باشد، ما صرفاً با یک تودهٔ انباشته روبه‌رو هستیم.

راسل اکاف از دانشمندان و صاحب‌نظران مطرح در زمینهٔ تفکر سیستمی هم در تعریف سیستم به همین نکته اشاره می‌کند (+):

سیستم مجموعه‌ای از دو یا چند جزء است که به نوعی با یکدیگر در ارتباط هستند. این اجزاء می‌‌توانند از جنس انسان باشند (مثلاً در سیستم‌های اجتماعی)؛ یا اشیاء و چیزهایی مثل تلفن‌ها در سیستم مخابرات و اندام‌ها در سیستم بدن؛ و یا حتی از جنس مفهوم (مثلاً مفاهیم مطرح در سیستم‌های عددی).

بنابراین مهم‌ترین ویژگی سیستم این است که همواره اجزاء کوچک‌تری را شامل می‌شود. اما اجزائی که مستقل از یکدیگر نیستند.

پس فعلاً به عنوان نخستین گام در تعریف سیستم به خاطر بسپارید که هر وقت از یک سیستم صحبت می‌شود، باید بلافاصله از خود بپرسید: اجزای این سیستم چیست؟

به این چند مثال توجه کنید:

اجزای سیستم گوارش

سیستم هاضمه انسان از اجزای متعددی تشکیل شده که دهان، حلق، مری، معده و روده‌ها از جمله اجزای آن هستند.

البته بعضی از این اجزاء خود زیرمجموعه‌های دیگری دارند. مثلاً وقتی از دهان حرف می‌زنیم، دندان‌ها، زبان، غدد زیرزبانی و بناگوشی و المان‌های دیگر را هم مد نظر نظر داریم. به عبارت دیگر می‌توان گفت دهان خود یک سیستم است که زیرسیستم یک سیستم بزرگ‌تر، یعنی سیستم گوارش محسوب می‌شود.

اجزای سیستم خودرو

سیستم یک خودرو هم اجزای متعددی دارد. موتور، گیربکس، چرخ‌ها، فرمان، تهویه داخل کابین و ترمز، نمونه‌هایی از اجزای سیستم خودرو هستند.

البته راحت‌تر است که بگوییم خودرو شامل تعدادی زیرسیستم است: زیرسیستم انتقال قدرت، زیرسیستم تهویه، زیرسیستم هدایت مسیر حرکت و …

اجزای سیستم بازار

بازار را هم در نگرش سیستمی می‌توان به عنوان یک سیستم دید و از اجزای آن سخن گفت.

بخش عرضه و بخش تقاضا از جمله ارکان سیستم بازار هستند. اما بازار به این ارکان محدود نیست و اجزای دیگری هم دارد. قوانین، زیرساخت‌ها و نیز سیستم‌های نظارتی، از جمله اجزای دیگر سیستم بازار هستند.

علاوه بر این نکتهٔ نسبتاً واضح که «سیستم حتماً اجزاء متعدد دارد و باید بتوانید اجزای سیستم را نام ببرید» نکات دیگری هم هست که لازم است دربارهٔ سیستم‌ها و تعریف سیستم بدانید:

اجزای یک سیستم با هم تعامل دارند

تا این‌جا گفتیم که یکی از ویژگی‌های سیستم این است که از اجزای متعددی تشکیل شده است. به عبارت دیگر، سیستم وقتی معنا پیدا می‌کند که دو یا چند جزء در کنار هم قرار بگیرند. یک قطعهٔ ساده که به هیچ زیرمجموعه‌ای قابل‌‌تقسیم نیست، نمی‌تواند یک سیستم باشد.

اما وجود اجزاء به تنهایی برای شکل‌گیری یک سیستم کافی نیست. سیستم یک مجموعه نیست و چیزی فراتر از یک مجموعه است. وقتی می‌توانیم از سیستم سخن بگوییم که این اجزاء با یکدیگر تعامل داشته باشند. تعامل به این معنا که برخی از آن‌ها روی برخی دیگر تأثیر بگذارند یا از اجزای دیگر تأثیر بپذیرند.

تعریف سیستم

وقتی یکی از اجزای یک سیستم را پیش روی شما قرار می‌دهند، شما باید بتوانید دربارهٔ مسیرهای تعامل و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری‌اش اظهارنظر کنید و آن‌ها را تشخیص دهید. به این مثال‌ها توجه کنید:

تعامل میان اجزای سیستم خودرو

اگر در سیستم خودرو صحبت از موتور بود، باید بتوانید بگویید که موتور از سیستم سوخت‌رسانی ورودی می‌گیرد. خروجی موتور هم به سیستم گیربکس می‌رود.

موتور از طریق یک سیستم تعلیق روی شاسی سوار می‌شود و ارتعاشاتش به بدنه منتقل می‌شود. موتور هم‌چنین از پنل و مکانیزم‌های داخل خودرو ورودی می‌گیرد.

پدال گاز و پدال ترمز از جمله ورودی‌های موتور هستند که در داخل کابین قرار دارند. موتور هم‌چنین وضعیت برخی از پارامترهایش را روی داشبورد در مقابل راننده نمایش می‌دهد.

تعامل میان اجزای سیستم اقتصادی کشور

وقتی از سیستم اقتصادی کشور هم صحبت می‌کنید، باید بتوانید این مسیرهای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را بیابید و تحلیل کنید.

مثلاً باید ببینید که اصناف از طریق پرداخت مالیات با سیستم دولت رابطه برقرار می‌کنند. هم‌چنین دولت از طریق سیستم بانکی، اعتباراتی را در اختیار اصناف قرار می‌دهد.

یا این که سیستم قضایی کشور تعاملی دوسویه با اصناف دارد. از یک سو سیستم قضایی می‌کوشد اختلاف‌نظر‌های ساده را به سمت صنف سوق دهد و بار آن‌ها را از نظام قضایی بردارد. از سوی دیگر، اصناف برخی از چالش‌های سنگین را به سیستم قضایی کشور ارجاع می‌دهند.

دربارهٔ ارتباط اصناف با مشتریان، با سازمان‌های نظارتی و دیگر اجزای سیستم اقتصادی کشور هم می‌توان توضیحاتی ارائه کرد.

به ساختمانی فکر کنید که در آن پنجاه واحد آپارتمانی وجود دارد و در هر واحد هم یک کسب‌و‌کار مستقر است. ما در این‌جا یک سیستم نداریم. آن‌چه هست، چیزی فراتر از یک مجتمع نیست.

اما حالا فرض کنید اعضای آن مجموعه، در یکی از واحدها یک تیم حقوقی مستقر کرده و هزینه‌های آن را به شکل مشترک پرداخت کنند. هم‌چنین یک سالن برای اجتماعات و سمینارها در نظر بگیرند. علاوه بر این یک صندوق غیررسمی تعریف شود که کارکنان همهٔ شرکت‌های ساختمان بتوانند پولی را در آن پس‌انداز کرده و در شرایط ضروری، وام کم‌بهره بگیرند. یک نرم‌افزار داخلی هم برای ارتباط میان واحد‌ها و تبادل نظر دربارهٔ مسائل ساختمان طراحی شود. حتی شاید کسب‌و‌کارها ترجیح دهند برای تأمین خدمات یا فروش محصولات خود با واحد‌های دیگر وارد مذاکره شوند.

هر یک از این فعالیت‌ها تعامل میان واحدها را افزایش داده و مجموعه را از یک مجتمع سنتی دور می‌کند و به همان نسبت، سیستم قوی‌تری شکل می‌گیرد.

به عنوان مثالی دیگر می‌توانیم به سراغ کار تیمی برویم. احتمالاً شنیده‌اید که هر کس بخواهد از کار تیمی حرف بزند، بلافاصله به سراغ تفاوت تیم و گروه می‌رود. معمولاً چنین توضیح داده می‌شود که یکی از تفاوت‌های تیم و گروه در تعامل میان اعضاست. تا زمانی که هر یک از مسافران مترو روی صندلی خود نشسته و مشغول کار خود هستند، با یک گروه روبه‌رو هستیم. اما اگر اتفاقی بیفتد که آن‌ها با یکدیگر صحبت کرده و تعامل برقرار کنند، یا حتی تقسیم کاری میان‌شان صورت گیرد، از گروه فاصله گرفته و به یک تیم نزدیک می‌شوند (مثلاً هنگام وقوع سانحه و در شرایطی که بخواهند با کمک یکدیگر از آن فضا نجات پیدا کنند).

این حرف‌ها را به زبان سیستمی می‌شود چنین شرح داد: «تیم، گروهی است که به یک سیستم تبدیل شده، یا در مسیر تبدیل شدن به یک سیستم است.» و یا این که «یک گروه از انسان‌ها وقتی به یک تیم تبدیل می‌شوند که با یکدیگر تعامل داشته و بر هم تاثیر بگذارند و از یکدیگر نیز تأثیر بپذیرند.»

شبیه همین بحث را در ادبیات سازمانی هم می‌توان مطرح کرد. احتمالاً دیده‌اید که در برخی سازمان‌ها، هر یک از واحدها مانند یک کشور مستقل اداره می‌شوند. واحد بازاریابی به دنبال کار خویش است. بدون این که به وضعیت بقیهٔ واحدها توجه کند. واحد تولید هم سنگ خود را به سینه می‌زند. واحد فروش، فقط به دنبال اهداف فروش است و واحد منابع انسانی هم مستقل از این که در بقیهٔ بخش‌ها چه می‌گذرد، نظام پاداش و پرداخت تعریف کرده و قوانین حضور و غیاب را تعیین می‌کند.سازمان به عنوان سیستم

به طور خلاصه و به عنوان تأکیدی دوباره باید گفت شناخت تعامل میان اجزای سیستم و جستجوی مکانیزم‌های مختلف تأثیرگذاری اجزا بر یکدیگر، یکی از اصول تفکر سیستمی است که بدون آن هرگز نمی‌توانیم سیستم‌ها را به درستی تحلیل کنیم.

برای سیستم‌ها مرز تعریف می‌شود

تقریباً هر وقت می‌خواهید از سیستم حرف بزنید، باید از مرز سیستم هم صحبت کنید. مگر این که بگویید می‌خواهم دربارهٔ کل عالم هستی (هر آن‌چه هست، مستقل از آن‌که من می‌دانم یا نمی‌دانم، می‌شناسم یا نمی‌شناسم)‌ به عنوان یک سیستم حرف بزنم. پس از این که مرز سیستم را تعریف کردیم، آن‌چه در بیرون می‌ماند، محیط سیستم نامیده می‌شود.

واضح است که پس از تعریف مرز، وقتی از ورودی سیستم حرف می‌زنیم، منظورمان همهٔ آن چیزهایی است که از بیرون مرز می‌آیند و خروجی سیستم، هر آن چیزی است که از داخل به بیرون مرز می‌رود.

توجه کنید که «مرز سیستم» یک واقعیت بیرونی نیست. بلکه ما انسان‌ها با توجه به نیازها و دغدغه‌های خود، و البته توانایی مغزمان در درک پدیده‌ها، مرزهای یک سیستم را تعریف کرده و آن را از محیط سیستم جدا می‌کنیم.

مرز در حل مسائل فیزیک

حتماً از درس‌های فیزیک دبیرستان به خاطر دارید که در بررسی حرکت اجسام معمولاً می‌گفتند: از اصطکاک هوا صرف‌نظر کنید. معنای صرف‌نظر کردن دقیقاً چیست؟ یعنی ما مرزی دور سیستم تعریف می‌کنیم که تا لبه‌های اجسام را پوشش می‌دهد، اما شامل هوای اطراف‌شان نمی‌شود. انگار که هوا وجود ندارد.

بیشتر مسائلی که در فیزیک حل می‌کنیم، از همین جنس هستند. یعنی از سیستمی حرف می‌زنیم که مرزی دور آن تعریف شده و ما صرفاً با درون این مرز کار داریم. یا لااقل، بیشترین تمرکزمان بر فضای داخلی این مرز است.

مرز در سیستمهای فیزیکی

مرز در خانه

خانه را هم می‌توان یک مثال برای سیستم در نظر گرفت و برای آن مرز تعریف کرد. این مرز، بسته به نوع نگاه و نگرش ما می‌تواند متفاوت باشد.

کسانی که آموزش کمتری در زمینهٔ زندگی اجتماعی دیده‌اند، معمولاً مرز خانه را به دیوارهای آن محدود می‌دانند. چنین نگاهی می‌تواند باعث شود که برای زیبایی و تمیزی داخل خانه به سادگی هزینه کنند، اما نظافت مشاعات و فضا‌های اشتراکی بیرونی را کمتر جدی بگیرند. یا خروج زباله از خانه برایشان مهم باشد. اما دیگر به این فکر نکنند که در ادامه چه اتفاقی برای زباله‌ها می‌افتد. سطح زبالهٔ کوچه، هر چه باشد، جزئی از خانه نیست.

سال‌ها قبل، کمپینی که شهرداری تهران با شعار «شهر ما خانهٔ ما» برگزار می‌کرد – مستقل از جنبه‌های اجرایی و موفقیت یا عدم موفقیت آن – نمونه‌ای از تلاش برای تعریف مرزی گسترده‌تر برای خانه بود.

البته تعریف مرز به مسئلهٔ مورد توجه هم بستگی دارد. مثلاً اگر مشکل امروز شما انتخاب ابعاد مناسب برای خرید یک فرش است، این که مرز خانهٔ خود را در حد شهر یا کشور تعریف کنید، تأثیری در ابعاد فرش ندارد. در حالی که هنگام خرید و نصب سیستم سرمایشی و گرمایشی، اگر «کرهٔ زمین» را خانهٔ خود در نظر بگیرید، حتی موضوعی مثل گرمایش زمین هم مورد توجه شما خواهد بود و احتمالاً به سراغ راهکارهایی با مصرف انرژی کمتر و راندمان بیشتر خواهید رفت.

تعریف مرز سیستم

هیچ‌وقت نمی‌توان به طور مطلق اعلام کرد که مرز درست و مناسب برای یک سیستم چیست و کجاست. این شما هستید که باید مرز را تعریف کنید و بکوشید این کار را به شکلی انجام دهید که مفید و سازنده باشد.

به همین علت، یکی از هدف‌های آموزش تفکر سیستمی این است که بیاموزیم مرزهای سیستم را به شکل مناسب و کارآمد تعریف کنیم: نه آن‌قدر تنگ و محدود که ویژگی‌ها و رفتار و نتایج فعالیت یک سیستم را نبینیم، و نه آن‌قدر وسیع و باز که توانایی تحلیل آن را نداشته باشیم.

این نکته را هم به خاطر داشته باشید که تعیین مرز برای سیستم به این معنا نیست که محیط سیستم بی‌اهمیت است. گاهی ما صرفاً به خاطر ناآشنا بودن با محیط سیستم یا نداشتن اطلاعات کافی دربارهٔ آن، مرز سیستم را تنگ‌تر تعریف می‌کنیم.

برای سیستم‌ها می‌توان «رفتار» تعریف کرد

طبیعتاً همیشه برخی از عملکردها و فعالیت‌های سیستم برای ما جذاب‌تر یا مهم‌تر است و احتمالاً آن‌ها را دقیق‌تر و منظم‌تر بررسی می‌کنیم. به بررسی تغییرات این ویژگی‌ها در طول زمان «رفتار» گفته می‌شود.

به مثالی از رفتار بورس به عنوان یک سیستم توجه کنید:

رفتار بورس به عنوان یک سیستم

بورس را می‌توان سیستمی دانست که از اجزای متعدد و متنوعی تشکیل شده است. خریداران و فروشندگان، زیرساخت‌های معاملاتی، قوانین حاکمیتی، شوراهای نظارتی، کارگزاران و بازارگردانان، نمونه‌هایی از اجزای سیستم بورس هستند (بسته به تعریف شما، ممکن است بعضی از این موارد با یکدیگر هم‌پوشانی داشته باشند).

برای بسیاری از فعالان و تحلیل‌گران بورس، شاخص بورس مهم است. قطعاً برای بورس می‌توان به تعداد نامتناهی شاخص تعریف کرد. اما در این‌جا برایمان مهم نیست کدام شاخص بهتر یا مفیدتر است. فقط فرض می‌کنیم شما به عنوان یک تحلیل‌گر، شاخصی تعریف کرده‌اید تا تغییرات کلی قیمت سهام‌ها را در طول زمان بررسی کنید.

همین که تغییرات یک شاخص را در طول زمان بررسی می‌کنید، می‌توانید بگویید مشغول بررسی رفتار بورس هستید. ما معمولاً برای این الگوهای رفتاری اسم هم می‌گذاریم. مثلاً می‌گوییم رفتار بورس نوسانی شده یا بورس به ثبات رسیده است.

به این نکته توجه کنید که برای یک سیستم می‌توان به تعداد نامتناهی رفتار تعریف کرد و کسی نمی‌تواند به شما بگوید که چرا رفتار را بر اساس این یا آن معیار سنجیدی.

چنان‌که شما وقتی از رفتارهای پرخاشگرانهٔ یک انسان (به عنوان یک سیستم) حرف می‌زنید و می‌گویید فلانی پرخاشگرتر از گذشته شده، صدها و هزاران رفتار دیگر هم داشته که چون در مرکز توجه شما نبوده به آن‌ها نپرداخته‌اید.

شناخت، بررسی و پیش‌بینی رفتار سیستم‌ها بسیار مهم است. چون دقیقاً یکی از اهداف ما در تفکر سیستمی همین است. ما اگر می‌خواهیم سیستم‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بیولوژیک و سیاسی را بررسی کنیم، هدف اول‌مان شناخت و هدف بعدی‌مان تأثیرگذاری بر این رفتارهاست.

سیستمهای باز در برابر سیستمهای بسته

حالا که تا حدی متوجه شده‌ایم که منظور از سیستم چیست، می‌توانیم به سراغ انواع سیستم‌ها بر اساس «باز و بسته بودن» برویم.

چند دهه قبل، لودویگ فون برتالانفی، کسی که او را به عنوان بنیان‌گذار نظریهٔ عمومی سیستم‌ها می‌شناسیم، بحث سیستم‌های باز و بسته را مطرح کرد. او می‌گفت مهم‌ترین نکته‌ای که باید در مورد سیستم‌ها مورد توجه قرار گیرد، باز و بسته بودن آن‌هاست.

برتالانفی در تعریف سیستم باز چنین می‌گفت: «سیستمی که با محیط خود، ماده، انرژی یا اطلاعات رد و بدل کند.» طبیعتاً بر همین اساس، سیستم بسته هم سیستمی است که هیچ تعامل و تبادلی با محیط خود نداشته باشد. او به طور خاص تأکید داشت که یکی از ویژگیهای یک موجود زنده این است که به عنوان یک سیستم باز فعالیت می‌کند. و اگر این نکته را در نظر نگیریم، نمی‌توانیم متوجه شوید که معنای زنده بودن دقیقاً چیست.

به شکل تئوری می‌توان گفت تنها سیستم بسته واقعی «کل جهان هستی» است و هر سیستم دیگری که داخل جهان بیابیم و تعریف کنیم، با محیط خود تعامل و تبادل دارد. اما در عمل، گاهی تبادل و تعامل سیستم‌ها با محیط آن‌قدر ناچیز است که تصمیم می‌گیریم از آن‌ها صرف‌نظر کنیم و سیستم را بسته در نظر بگیریم.

سیستم باز و سیستم بسته

دربارهٔ معنای دقیق اصطلاح مرز و محیط، اختلاف‌نظر وجود دارد و باید جداگانه درباره‌اش صحبت کنیم. به عنوان مثال، برخی تحلیل‌گران سیستمی می‌گویند دو مفهوم «مرز» و «محیط» برای سیستم‌های باز معنا پیدا می‌کند. اگر از سیستم بسته حرف می‌زنید،‌ یعنی تمام جهان را به همین سیستم محدود کرده‌اید. بنابراین بهتر است در آن‌جا دیگر از اصطلاح‌های مرز و سیستم استفاده نکنید و صرفاً بر «روابط میان اجزای سیستم» تمرکز کنید.

برای آشنایی بیشتر با سیستم‌های باز و تفاوت سیستم باز و بسته می‌توانید درسی را که به همین موضوع اختصاص دارد بخوانید:

سیستم باز چیست؟

برای بسیاری از سیستم‌ها می‌توان «هدف، قصد یا کارکرد» تعریف کرد

بحث دربارهٔ هدف سیستم (Goal) و قصد سیستم (Purpose) و کارکرد سیستم (Function) بحث بسیار دشواری است و در بخش‌های بسیاری به فلسفه و جهان‌بینی و نیز شیوهٔ مدل‌سازی شما ربط پیدا می‌کند.

معمولاً اصطلاح قصد را در شرایطی به کار می‌برند که فرض می‌کنند سیستم اراده‌ٔ آزاد دارد. مثلاً‌ برای انسان‌ها و سایر پستانداران و نیز بسیاری از موجودات زنده از اصطلاح «قصد» استفاده می‌شود؛ چنان‌که برای سیستم‌های سیاسی و اجتماعی هم این تعبیر به کار می‌رود.

اصطلاح هدف سیستم معمولاً در مواردی رایج است که چیدمان سیستم برای رسیدن به یک وضعیت خاص طراحی شده است. مثلاً وقتی موشکی به سمت یه نقطهٔ مشخص پرتاب می‌شود و سیستم هدایت‌گر و تصحیح مسیر مدام آن را به سمت نقطهٔ نهایی می‌راند، می‌گویند که سیستم روی فلان هدف تنظیم شده است. در مثال‌های ساده‌تر،‌ وقتی ترموستات سیستم گرمایش را روی ۲۳ درجه تنظیم می‌‌کنید، می‌توانید بگویید هدف ۲۳ را برای آن انتخاب کرده‌اید.

گاهی اوقات، استفاده از اصطلاح کارکرد راحت‌تر است. یعنی به جای این که بگوییم سیستم می‌خواهد به کجا برود،‌ بگوییم سیستم چه می‌‌کند. مثلاً‌ کارکرد معده، هضم غذاست.

حتماً به این نکته توجه کنید که لزوماً برای همهٔ سیستم‌ها نمی‌توان هدف و قصد و کارکرد تعریف کرد. ضمن این که قضاوت تحلیل‌گر هم کاملاً در این موضوع نقش دارد. مثلاً هدف اکوسیستم یک برکه چیست؟ قصدش چیست؟ چه کارکردی دارد؟ تحلیل‌گران بسیاری برای این پرسش‌ها پاسخ ندارند. آن‌هایی هم که پاسخ می‌دهند، می‌دانند که از منظر خود دربارهٔ سیستم قضاوت می‌کنند.

درخت به عنوان یک سیستم

همان‌طور که در مثال درخت به عنوان یک سیستم دیدید، در ساده‌ترین بحث‌های مربوط به هدف و کارکرد هم می‌توان تفسیرهای مختلفی را مطرح کرد. همان‌طور که بحث جبر و اختیار همواره محل چالش فیلسوفان بوده است.

به همین علت، حتی برخی نظریه‌پردازان تحلیل سیستم‌ها ترجیح می‌دهند «وجود هدف» یا «وجود قصد» را به عنوان یکی از ویژگی‌های سیستم مطرح نکنند. اما در مقابل، گروه دیگری مانند راسل اکاف و جمشید قراچه‌داغی هم هستند که معتقدند فواید این بحث بیشتر از دردسرها و ابهامات آن است (کتاب دربارهٔ سیستمهای هدفمند).

از آن‌جا که ما بحث تفکر سیستمی در متمم را برای تحلیل مسائل مدیریتی سازمان‌ها و کسب‌و‌کارها و نیز سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی می‌خواهیم، ترجیح‌مان این است که گاهی از هدف سیستم‌ها حرف بزنیم. به این شکل راحت‌تر می‌توانیم از هدف یک سازمان بگوییم، یا توضیح دهیم که اصلاح سیستم اقتصادی باید مسیر اقتصاد را به سمت چه هدف‌هایی ببرد.

مثال برای سیستم | بررسی نمونه هایی از سیستمها

در این‌جا می‌خواهیم چند نمونه از سیستم‌ها را با هم مرور کنیم. آن‌چه در ادامه می‌آید صرفاً در حد مثال سیستم است و قرار نیست شامل تجزیه و تحلیل سیستم‌ها باشد. چون می‌دانیم که تجزیه و تحلیل سیستم کاری بسیار طولانی و زمان‌بر است و دربارهٔ تحلیل هر یک از این سیستم‌ها می‌توان ده‌ها کتاب نوشت.

بنابراین فقط نام سیستم و اجزای اصلی آن را مرور می‌کنیم و کمی دربارهٔ آن حرف می‌زنیم. این بخش از این جهت مفید است که وقتی در درس‌های بعد اصطلاح سیستم را می‌بینید، چند نوع سیستم در ذهن داشته باشید و مباحث را بهتر درک کنید.

سیستم بانکی کشور

مجموعه بانک‌های یک کشور را می‌توان به عنوان مثال برای سیستم در نظر گرفت. همان چیزی که معمولاً‌ در رسانه‌ها از آن با عنوان «نظام بانکی کشور» یاد می‌شود. این سیستم از اجزاء متعدد و متنوعی تشکیل شده که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

سپرده گذاران و کسانی که منابع مالی بانک‌ها را تأمین می‌کنند.
اشخاص حقیقی و حقوقی که بانک‌ها به آنها وام داده یا اعتبار تخصیص می‌دهند و در واقع، مصارف مالی بانک را شکل می‌دهند.
سیستم مدیریت منابع انسانی که می‌کوشد انگیزه، عملکرد، رضایت شغلی و بهره‌وری افراد شاغل در بانک‌ را تأمین کند و البته همواره نسبت به تأمین منابع انسانی متناسب با نیازهای مجموعه اقدام کند.
زیرساختهای فناوری اطلاعات که ارتباط شعب با یکدیگر و ارتباط میان بانک‌های مختلف و نیز ارتباط میان بانک‌ها و مشتریان را تسهیل می‌کنند.
بانک مرکزی که به هماهنگی بانک‌های مختلف با یکدیگر و نظارت بر عملکرد آنها و تعیین خط مشی‌های کلان سیستم بانکداری می‌پردازد.

حتماً دقت کرده‌اید که بعضی از این اجزاء خود یک سیستم بزرگ و پیچیده هستند. در واقع می‌توان گفت سیستم بانکی کشور، زیرسیستم‌های متعددی دارد. طبیعتاً بسته به سلیقهٔ خود و بر اساس نیازتان می‌توانید اجزای بیشتری هم تعریف کنید و در نظر بگیرید. اما به هر حال، مشخصاً همهٔ این‌ها زیر یک چتر قرار می‌گیرند: نظام بانکداری کشور

سیستم بانکی کشور

ضمناً در تجزیه و تحلیل سیستم و بررسی اجزای آن به این نکته هم توجه داشته باشید که اجزاء را معمولاً بر اساس کارکرد و نقش‌شان می‌سنجند. به همین علت، ممکن است یک فرد یا سازمان خاص را در یک سیستم، به عنوان دو جزء مستقل بشناسیم و تعریف کنیم. مثلاً یک فرد ممکن است هم‌زمان هم به عنوان «سپرده‌گذار» و هم در نقش «وام‌گیرنده» در سیستم ایفای نقش کند. به عبارت دیگر، هم‌زمان هم بخشی از منابع مالی بانک را تأمین کند و هم بخشی از مصارف نظام بانکی را به خود اختصاص دهد. ما این فرد را هم‌زمان در دو جزء مختلف از سیستم می‌بینیم و در نظر می‌گیریم. گویی که دو فرد مستقل دو نقش مستقل ایفا کرده‌اند.

سیستم اقتصادی یک کشور

اقتصاد کشور را هم می‌توان یک سیستم دانست. سیستمی که حتی اگر در ظاهر ارتباط خود را با جهان اطراف قطع کند، هم‌چنان یک سیستم باز محسوب می‌شود. چون تقریباً هیچ‌وقت نمی‌توان اقتصاد کشوری را به شکل کاملاً‌ جداشده از جهان تصور کرد.

سیستم اقتصادی کشورها هم از زیرسیستم‌های متعددی تشکیل شده است. در یک تقسیم‌بندی ساده می‌توان اجزای سیستم اقتصادی کشور (یا زیرسیستم‌های سیستم اقتصادی کشور) را در پنج بخش توصیف کرد:

خانوارها
بنگاه‌های اقتصادی
بازار منابع
بازار محصولات
دولت

این صرفاً یک بخش‌بندی سلیقه‌ای است و ممکن است فرد دیگری بسته به نیاز یا موضوع مد نظر خود، تقسیم‌بندی دیگری ارائه دهد. مثلاً پیتر دراکر تأکید می‌کند که تا زمانی که اقتصاد کشور را به جای دو بخش «دولت و بنگاه‌های اقتصادی» در قالب سه بخش «دولت، بخش خصوصی و بخش سوم اقتصاد (غیرانتفاعی، سمن‌ها و …)» نبینیم، از درک عمیق سیستم‌ اقتصادی و اجتماعی کشور ناتوان خواهیم بود.

سیستم آموزش و پرورش

آموزش و پرورش هم یکی از سیستم‌های اجتماعی بسیار مهم و اثرگذار است که می‌تواند مثال ارزشمندی برای بحث‌های تفکر سیستمی و تجزیه و تحلیل سیستمها باشد. سیستم آموزش کودکان در کشور و پرورش فکری آن‌ها سیستم پیچیده با اجزای فراوان است. از جمله اجزای سیستم آموزشی در کشور ما می‌توان به به وزارتخانه، مدرسه‌ها، خانواده، رسانه‌ها، مذهب، سنت، عرضه‌کنندگان کتاب‌های کمک درسی، سیستم‌های کمک آموزشی، مجریان کنکور و برگزارکنندگان کلاس‌های آمادگی کنکور اشاره کرد (البته دقت کنید که زیر سیستم آموزش و پرورش می‌توان سیستم‌های کوچک‌تری هم تعریف کرد. مثلاً مدرسه یک سیستم است. عرضه‌کنندگان کتاب‌های کمک آموزشی هم یک نمونه سیستم محسوب می‌شوند).

اگر بخواهیم به بحث سیستمهای باز و بسته که کمی بالاتر مطرح شد ارجاع دهیم، از نظر باز و بسته بودن باید گفت سیستم آموزش و پرورش در ذات خود نمی‌تواند یک سیستم بسته باشد. هر چقدر هم که چارچوب و مرز برای این سیستم در نظر گرفته شود، نهایتاً این سیستم بخشی از جامعه است. تنش‌های جامعه، فرصت‌های جامعه، دانش موجود در فضای بیرون از مدرسه، امیدها و ناامیدی‌ها، شرایط اقتصادی و ده‌ها عامل دیگر، مدام با این سیستم در ارتباط هستند.

با گسترش دنیای دیجیتال و رواج یافتن وب، شبکه های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها، سیستم آموزش باز بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا کرده و فراگیر شده است. چنان که مارشال مک لوهان در یک مصاحبه می‌گوید که بعد از گسترش دنیای دیجیتال، دانش‌آموزان حتی به تدریج مدرسه را بخش کوچک‌تر و کم‌تأثیرتر سیستم آموزشی خود می‌بینند.

بنابراین می‌توان گفت در تجزیه و تحلیل سیستم آموزش کودکان و نوجوانان، اگر بی‌دقت باشیم و باز بودن سیستم آموزش و پرورش را نادیده بگیریم، احتمالاً مسئله‌ی آموزش، رشد و یادگیری را به شکلی نادرست یا ناقص تحلیل خواهیم کرد.

بدن انسان به عنوان یک سیستم

بدن انسان هم یک سیستم است می‌توان آن را با دیدگاه سیستم تحلیل کرد. این سیستم از مجموعه‌ای از اجزا و زیرسیستم‌ها (خرده سیستمها) تشکیل شده که همه‌ی آنها با یکدیگر در تعامل هستند و روی یکدیگر تاثیر می‌گذارند. ما معمولاً برای تحلیل‌های عادی و روزمره، پوست بدن انسان را به عنوان مرز سیستم انسان با محیط در نظر می‌گیریم.

البته سیستم بدن انسان زیرسیستم‌های متعددی دارد که هم به شکل مستقل و هم در تعامل با یکدیگر بررسی می‌شوند. در حدی که می‌توان انسان را سیستمی از سیستم‌ها در نظر گرفت. سیستم ماهیچه‌ها (دستگاه ماهیچه‌ای)، سیستم استخوان‌بندی (دستگاه استخوانی)، سیستم هاضمه، سیستم تنفس، سیستم عصبی و سیستم گردش خون نمونه‌هایی از این سیستم‌ها هستند.

سیستم بدن انسان

محدودیت در دسترسی کامل مجموعه تفکر سیستمی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های تفکر سیستمی برای اعضای  ویژه متمم در نظر گرفته شده است. با عضویت ویژه در متمم، علاوه بر دسترسی به مجموعه درس‌های تفکر سیستمی، به مجموعه گسترده‌تری از درس‌ها به شرح زیر نیز دسترسی پیدا خواهید کرد:

 فهرست درس‌های متمم

البته بررسی‌های آماری ما نشان داده که علاقه‌مندان به درس‌های تفکر سیستمی، از میان مجموعه درس‌های متمم به مطالعه‌ی درس‌های زیر بیشتر علاقه‌مند بوده‌اند:

  مدل ذهنی | تفکر استراتژیک | تفکر نقادانه

  کوچینگ | مشاوره مدیریت | استعدادیابی

  تصمیم گیری | حل مسئله | مدیریت زمان | یادگیری

گزینه‌ی دیگر هم پیگیری منظم مجموعه درس‌های دوره MBA متمم است.

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

آیا اصطلاحات «سیستماتیک» و «سیستم سازی» هم به تفکر سیستمی ربط دارند؟

اصطلاح سیستم سازی که در چند سال اخیر در زبان فارسی رواج یافته، بیشتر به معنای سازمان‌دهی فعالیت‌ها، تعریف فرایندها، استقرار سیستم‌های کنترل مدیریت و نیز اتوماسیون است. در واقع سیستم‌سازی بیشتر از جنس نظم‌ بخشیدن به مجموعه‌هاست تا نگاه سیستمی. کلمهٔ سیستماتیک هم تا حد زیادی به نظم و چارچوب ربط پیدا می‌کند؛ و نه تحلیل پیچیدگی‌های مجموعه‌ای با اجزای فراوان و انواع مکانیز‌م‌های بازخورد. مثلاً وقتی می‌گویند نگاه سیستماتیک داشته باش، بیشتر به نظم و ترتیب اشاره دارند تا نگاه همه‌جانبه و جامع‌نگر. به همین علت در برخی متون معتبر انگلیسی هم می‌بینیم که بین دو اصطلاح سیستماتیک (Systematic) و  سیستمیک (Systemic) تفاوت قائل می‌شوند و پیشنهاد می‌کنند آن‌ها را به جای یکدیگر به کار نبریم (+).

معادل کلمه سیستم در زبان فارسی چیست؟

واژه‌ی انگلیسی سیستم (System) در زبان فارسی یک معادل واحد پیدا نکرده است. بنابراین در گفته‌ها و نوشته‌های مخلتف، بسته به موضوع، نیاز و ترجیحات و سلیقهٔ گوینده، کلمه‌های متعددی به عنوان معادل فارسی سیستم به کار می‌روند.

قطعاً خود واژهٔ سیستم شناخته‌شده‌ترین معادل System است. چنان‌که ما با آن اصطلاحات ترکیبی هم ساخته‌ایم و تعابیری مثل سیستماتیک و سیستمی و سیستم‌سازی را هم به کار می‌بریم.

در گذشته استفاده از واژهٔ عربی جهاز هم میان فارسی‌زبانان رواج داشت. حتماً شما هم اصطلاح جهازِ هاضمه را شنیده‌اید. البته جهاز تقریباً معادل «دستگاه» است. و جالب این‌که خود دستگاه را هم گاهی به عنوان معادل سیستم به کار می‌بریم. اصطلاح دستگاه تنفسی، نمونه‌ای از ترجمهٔ System به دستگاه است (در میان نسل جوان‌تر، شاید جهاز واژهٔ چندان آشنایی نباشد. اما نسل جدید هم‌چنان برخی واژه‌های هم‌خانوادهٔ جهاز را می‌شناسد و به کار می‌برد. مثلاً: تجهیزات).

اصطلاح عربی نظام هم در زبان فارسی برابر با System به کار می‌رود. تعبیر‌های نظام بانکی و نظام اقتصادی و نظام اجتماعی دقیقاً معادل سیستم بانکی و سیستم اقتصادی و سیستم اجتماعی هستند.

در سال‌های اخیر، فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه‌ی فارسیِ سامانه را هم به عنوان معادل کلمه سیستم پیشنهاد کرده است که اتفاقاً در بسیاری از نوشته‌ها و گفته‌ها – خصوصاً متن‌های رسمی دولتی – به عنوان جایگزین کلمه سیستم رواج یافته است. اما از آن‌جا که این اصطلاح برای راهکارهای نرم‌افزاری هم به کار رفته، وضعیت بلاتکلیفی دارد و استفاده از آن با ابهام همراه است. مثلاً ثبت نام در «سامانهٔ تزریق واکسن» بیشتر به معنای ثبت یک داده در پایگاه داده است و به معنی کلمه سیستم و مفهوم سیستمی بودن با آن گستردگی و عمیقی که در تفکر سیستمی مطرح می‌شود ربطی ندارد.

جمع‌بندی ما در متمم این است که چون با واژه‌های سامانه و نظام و جهاز همچنان نمی‌توان صفت‌هایی ساده و روان، هم‌ارز با سیستمی و سیستماتیک ایجاد کرد، همچنان سیستم و ترکیب‌های آن در زبان فارسی باقی بمانند و استفاده شوند.

تمرین و مشارکت در بحث تعریف سیستم

خود شما وقتی اصطلاح «سیستم» را می‌شنوید یا می‌خوانید، معمولاً به کدام سیستم‌ها فکر می‌کنید؟ یکی از این سیستم‌هایی را که نام بردید انتخاب کنید. چند جزء از اجزای آن را فهرست کنید (قرار نیست همهٔ اجزا را بنویسید).

با خواندن درس‌های تفکر سیستمی انتظار دارید درک چه سیستم‌هایی برایتان ساده‌تر شود؟

برداشت شما از سیستم چیست؟ آیا توضیح، اطلاعات یا اصطلاحاتی مرتبط با تعریف سیستم در ذهن دارید که مناسب بدانید از زبان خود برای دوستان‌تان بیان کنید؟

[   فایل صوتی مرتبط: سمینار دو ساعته محمدرضا شعبانعلی درباره تفکر سیستمی ]

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    جواد مس شناس ، مهران شیرازی ، مانی نادری ، مهرداد جبوری ، نعیما دهقانی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تفکر سیستمی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تفکر سیستمی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۱۴۴۱ نظر برای تعریف سیستم چیست؟ | سیستمهای باز و بسته | چند مثال از انواع سیستم

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : احمد زارعی

    تفکر سیستمی پیش نیاز حل مسائل انسانی

    چه قدر نیاز به آموختن داریم

    گاهی احساس می کنم یک بار زندگی کردن هرگز کافی نیست

    گاهی احساس می کنم ای کاش یک بار دیگرمتولد می شدم تا عمر عزیز را به گو نه ای دیگر می زیستم . اما وقتی عمیق تر فکر می کنم ، میبینم که نژاد انسان به واقع تجربه پذیر نیست . انسان حکمت را می شناسد. می داند که " درست " چیست اما همواره "غلط "  را انتخاب می کند می داند که باید کل نگر باشد . می داند که تنها یک کره زمین برای زندگی دارد اما به جای مراقبت از همین یک کره زمین به دنبال کراتی دیگر برای زندگی می گردد.

    خودخواهی بشر تمام زندگی را به یغما برده است . ظاهرا انسان هوشمند ترین موجود زنده روی کره خاکی است. اما هیچ موجود زنده ای همانند انسان به این کره خاکی آسیب نرسانده است.  به نظر می رسد هر چه جامعه ای هوشمند تر بوده بیشتر به این کل بی همتا آسیب رسانده است .  آیا قبایل بدوی آفریقائی بیشتر به کره زمین آسیب رسانده اند یا کشورهای پیشرفته جهان ؟ آیا دو کشور آمریکا و روسیه  که به مسابقه ی تسلیحاتی در جنگ سرد دامن زدند مفاهیم تفکر سیستمی را نمی شناختند؟ پس چرا هر یک خودخواهانه به فکر منافع خود بودند و نخواستند سیستم بزرگتری را در مقابل چشمان خود ببینند؟

    چه قدر نیاز به آموختن داریم

    نیاز داریم تقکر سیستمی را بیاموزیم . نیاز داریم مدل ذهنی را بشناسیم . نیاز به بهبود مهارت های مدیریت و رهبری داریم . نیاز داریم که استراتژیک  فکر کنیم و تصمیمات بهتری بگیریم.

    اما قبل از هر چیزی نیاز داریم حیوان بهتری باشیم  ، از عواطف خود فاصله نگیریم ، بر مبنای فطرت خود زندگی کنیم و آنگاه از دانش های کسب شده بهره خواهیم گرفت. در غیر اینصورت عالم بی عملی خواهیم بود که از تمامی دانشی که کسب می کنیم در راستای خودخواهی خود بهره گرفته و تمامی هستی را غارت خواهیم نمود.

     

  1. ناصرلازمی گفت: (کاربر ویژه) من ۱۱۴۸ روز است که همراه متمم هستم.

    من سیستم به طوری ربط میدم که مثل یک مشین است وقتی یک صدای کوچکی از ماشین میاد و قطع میشه ممکنه در کوتاه مدت مشکلی پیش نیاد اما ممکنه به اجزای دیگر صدمه زده باشد و در ادامه مشخص شود

  2. مهران آدینه گفت: (کاربر ویژه) من ۹۶۶ روز است که همراه متمم هستم.

    من چیزی که نظرمو جلب کرده اینه : تا وقتی بی‌نظمی رو ندیده باشیم خب نظم و نظام (سیستم)معنی نداره . از اونجایی هم که سیستم‌ها دارای نظم و تعامل و مرز هستن، نبودن هر کدوم از این موردها معنی و موجودیت سیستم رو زیر سوال میبره. واضح تر بخوام بگم اینه که نور در کنار نبودن نور ( تاریکی) معنی داره. با این برداشت میخوام به این نتیجه برسم که تعریف سیستم معلولی هست از اینکه بی‌نظمی ( وجود نداشتن سیستم ) هم وجود داشته باشه و این دو در کنار هم معنی میدن.

    یک خاطره‌ای که از دبیر شیمی دبیرستان به یاد دارم که میگفت : "اگر سیستم های بی‌نظم رو از بالا و دید وسیع تری ببینیم داخل اون باز هم یک‌جور نظم رو خواهیم دید."

    و من مثال رانندگی و حق تقدم عابر و راننده توی ایران مدام توی ذهنم تداعی میشه که خیلی با معیار‌های رانندگی در بقیه کشورهای دنیا تفاوت داره، اما خب به نحوی به سبک رانندگی تبدیل شده که قوانین نانوشته خودشو داره و اگر بهش عادت نکنیم شاید باعث دردسر و اذیت شدنمون توی رانندگی بشه.

  3. رضا موسوی گفت: (کاربر ویژه) من ۱۰۳ روز است که همراه متمم هستم.

    هدف گذاری در سیستم مسئله مهمیه به این خاطر که با هدف گذاری درست, سیستم هم مسیر درستی در پیش میگیره و هم امکان رسیدن به هدف بیشتر میشه. به عنوان مثال اگر سیستمی هدفش فقط فروش باشد امکان دارد با در نظر نگرفتن رضایت مشتری در دراز مدت با مشکل کمبود مشتری مواجه شود

  4. تانک گفت: (کاربر ویژه) من ۱۷۲ روز است که همراه متمم هستم.

    یکی از بارزترین ویژگی‌های سیستم، هماهنگی (نظم) در روابط بین اجزا است. پررنگ‌ترین مثالی که همیشه از سیستم‌ها در ذهنم تداعی می‌شود، نظام (سیستم) هستی است. نظمی که در روابط بین این سیستم بسیار بزرگ حاکم است و اجزای آن را میلیاردها سال در کنار هم ماندگار کرده، بسیار عجیب و شگفت‌انگیز است و من همیشه نسبت به خالق چنین سیستمی سر تعظیم فرود آورده‌ام. 

    الان که دانش و تجربه در حوزه سازمان دارم (ولو اندک)، آن باور و شگفتی تقویت در من تقویت شده است؛ چرا که طراحی سیستمی که چنین نظم و پایداری را داشته باشد، اساسا غیرممکن یا بسیار بسیار سخت است.

    اگر ما توان سیستم‌سازی را یاد بگیریم، تقریبا اکثر مشکلات سازمانی حل خواهد شد. برای مثال اگر در سازمان، سیستم درست طراحی شود، افراد برای انجام رفتارهای مطلوب سیستم به صورت خودکار تلاش خواهند کرد و این تلاش کم‌هزینه و آسان است (و برای انجام کارهای نامطلوب باید تلاش و هزینه زیادی انجام دهد) و دیگر نیاز نیست مدیران (به ویژه مدیران منابع انسانی) برای ایجاد رفتارهای مطلوب مستمراً تلاش‌ها کم‌اثر داشته باشند.

  5. علیرضاشاهین پور گفت: (کاربر ویژه) من ۱۰۵۱ روز است که همراه متمم هستم.

    یه مثالی که به ذهنم اومد اینه که در یک کشتی روی آب کسی نمیتونه جایی رو که روی اون ایستاده رو سوراخ بکنه با این استدلال که جای اونه و هر کاری دلش بخواد میتونه انجام بده،این کار در نهایت منجر به غرق شدن همه میشه و ارتباطش با این درس اینه که منفعت فرد منجر به منفعت جمع نمیشه

  6. داریوش دالوند گفت: (کاربر ویژه و ارزیاب ۱ درس) من ۲۲۶ روز است که همراه متمم هستم.

    اگر در راه اندازی و  توسعه کسب و کار  نگاه سیستمی داشته باشیم و کسب و کار مورد نظر را به صورت یک سیستم ( ترجیحا باز ) با تمام جزییات آن ببینیم و خلق کنیم، علاوه بر آنکه به عنوان یک بنیانگذار خیلی زود به یک شیوه کسب و کار دست خواهیم یافت، کیفیت مدیریت و زندگی بهتری را نیز تجربه خواهیم کرد و در تکثیر و فرنچایز کردن کسب و کار نیز موفق تر خواهیم بود.

  7. فهیمه جامه بزرگی گفت: من ۸۹ روز است که همراه متمم هستم.

    تفکر سیستمی اون طور که من تا اینجا فهمیدم یعنی همه جانبه دیدن.

    یک سیستم به بخش های کوچک تقسیم کردن و بررسی اینکه هر بخش چه تاثیری روی بخش های دیگر و کل سیستم می گذارد.

    و نهایتا آیا سیستم درست کار میکند یا نه؟

     

     
     

     

  8. مونا محمدی گفت: (کاربر ویژه) من ۳۲۹۶ روز است که همراه متمم هستم.

    تفکر سیستمی به عنوان روشی برای اندیشیدن گویی که به سطوح عالی پردازش ذهنی ما نیازداره و زیر چتر آن میتوان مهارتها و توانمندیهای متعددی از جمله مهارتهای شناختی و توانمندی در سایر انواع تفکر مثل تفکر غیر خطی، تفکر انتزاعی و … رو مشاهده کرد.در قدم اول  نیاز داریم تا با معنا و مفهوم و کارکردش آشنا بشیم و در قدم بعدی با توجه بیشتر و افزایش حساسیتمون هم در مورد  شیوه برخورد خودمون و هم اطرافیانمون در مواجهه با مسایل ، از خرد تا کلان، سیستمی اندیشیدن و رفتار کردن سیستمی را تمرین کنیم و امیدوار باشیم که با ممارست و پیگیری، این نوع تفکر و نگرش در ما تقویت بشه و بتونیم در شیوه ی نگریستن و برخوردمون با مسایل پیرامونمون از سطحی نگری، به جامع نگری؛ از نگاه خطی به غیر خطی؛ از رویکرد تجزیه گرا ، به رویکرد ترکیب گرا؛ از  توجه به افق زمانی نزدیک، به توجه به افق زمانی دورتر و بازتر؛ از فایده مند بودن صرفا برای خودمان و رفع مشکل صرفا خودمان، به سودمند بودن برای اطرافیانمان؛از نگاه تک علتی، به نگاه چند علتی  رویدادها؛ از توجه صرف به رویدادها، به توجه بر روندها و… برسیم و در نظر داشته باشیم که تصمیمات و اقدامات ما و شیوه عملکردمون حتی اگر به نظر خودمون ناچیز و کوچک و بی تاثیر، ممکنه اثرات بلند مدت و بسیار شدیدی بر جهان پیرامونمون بگذاره.آثاری که ممکنه مدتها طول بکشه تا نمود پیدا کنه.
    هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست.

  9. مهدی گفت: (کاربر ویژه) من ۹۳ روز است که همراه متمم هستم.

    حتی یک مجموعه کوچک هم یک سیستمه هر چقدر اجزای سیستم به طور مستقل فعالیت کنند باز هم در نهایت و غیر مستقیم باهم در ارتباط هستند.

    تعامل و ارتباط شاید یکی از مهم ترین اجزای یک سیستم هستند به طور مثال پرسنل فروش یک شرکت اینترنتی را در نظر بگیرید و از طرف دیگر بخش مالی و تامین بودجه را در نظر داشته باشید.

    شاید بین اجزای این دو بخش هیچ ارتباطی نباشد و پرسنل آن ها هم دیگر را فقط در مسیر رفت و امد شرکت ملاقات کنند.

    اما اگر پرسنل فروش شرکت به هر دلیلی فعالیت نکنند و درامد شرکت تامیین نشود بخش مالی شرکت هم ممکنه دچار اختلال شده و بودجه شرکت تامیین نشود.

    این فقط بخش خیلی کوچکی از ارتباط بین اجزای یک سیستم است.

  10. محمد امین سپهری گفت: (کاربر ویژه) من ۱۰۵۴ روز است که همراه متمم هستم.

    هر ویژگی، یک سیستم

    بدن انسان به عنوان یک سیستم واحد، تمام ویژگی های ذکر شده برای یک سیستم را دارد. ولی جذابیت این سیستم در این است که تمام این ویژگی ها، خود یک در قالب یک سیستم تعریف شده اند.

    (نکته ای که می تونم به این درس اضافه کنم: این که سیستم های بدنمون رو این بار در قالب ویژگی های سیستم بهشون نگاه کنیم)

    • سیستم پوششی (integumentary system)که شامل پوست و مخاطات می شه به عنوان مرزبندی مشخص بدن عمل می کنه،
    • سیستم عصبی، سیستم غدد درون ریز و سیستم قلی و عروق ، تعاملات بین ارگان های بدن رو بر عهده داره.
    • سیستم اسکلتی و عضلانی مصداق تعدد اجزاء و هماهنگی آن ها با همدیگر است.

    هر هدفی که برای بدن متصور شویم یکی از سیستم ها مسئولیت آنرا بر عهده داره.

    • اگر هدف بقا و تولید مثل نسل بشر است، وظیفه آن بر عهده ی سیستم تولید مثلی بدن است.
    • اگر هدف علم و اندیشه است وظیفه ی آن بر عهده ی سیستم عصبی است.
    • اگر هدف سلامتی و طول عمر انسان است، وظیفه ی آن بر عهده ی سیستم ایمنی است. 

    یک نکته جالب هم رفتار سیستمه.

    مثلا آدم بیمار رو نگاه کنید، مهم نیست کدوم قسمت عفونت داره یا کدوم قسمت درست کار نمی کنه، عموما بیمار ها حال عمومی خوبی ندارند، اشتها ندارند، تهوع دارند، تب می کنند و … یعنی رفتار نشون میده که بدن مشکل داره فارغ از این که محل اون مشکل کجاست؟!

     

     

     

  11. محمد بنار گفت: (کاربر ویژه) من ۳۰۸۲ روز است که همراه متمم هستم.

    نگاه سیستمی برای سیستم باز یا نسبتا باز هم باید در بعد مکانی بررسی بشه و هم زمانی

    مثلا دوستی گفتند که انسان با توجه به پیشرفتهاش بیشترین اسیب رو به سیستم زده و اگر مثل حیوان بود اسیب نمیزد به زمین و هر چی تکنولوژی جلوتر رفته این اسیب بیشتر شده

    با احترام به نظرشون من اختلاف دیدگاه دارم به نظرم سیستمها در اشل بسیار بزرگ به سمت آرامش میرن در بعد زمان و به صلح میرسن

    پیشرفت تکنولوژی شاید در برهه ای از زمان اسیب های جدی به محیط زیست زده باشه ولی همون پیشرفت ها زندگی رو اسون تر و طول عمر رو بیشتر کرده و با گذشت زمان انسان فهمیده برای بقا در زمین باید قانونهایی برای استفاده از تکنولوژی بزاره و یا از تکنولوژی هایی استفاده کنه که زمین رو برای خودش حداقل حفظ کنه و در کل چرخه طبیعت و نیروی طبیعت بسیار قوی تر از قدرت انسانه و اگر تعادلش از بین بره برای رسیدن به تعادل ممکنه نسل انسان رو هم منقرض کنه 

  12. رحمان نوذری گفت: (کاربر ویژه) من ۱۲۳۲ روز است که همراه متمم هستم.

    تاکید بر اهمیت تعامل بین اجزای یک سیستم چیزیه که در این درس توجه من رو به خودش جلب کرده و تفاوتی که این عامل بین یک سیستم و مجموعه ایجاد می‌کنه واقعا ظریفه.
    همین مساله باعث شد دوباره به خودم، سازمانم و نقشی که من و هر یک از همکارانم در اون مجموعه داریم فکر کنم. به نظر می‌رسه برای تبدیل یک گروه از افراد به یک تیم فعال که با هم در تعامل هستند، باید مسیر سختی رو پشت سر گذاشت.

  13. شهاب والی زاده گفت: من ۲۱۸۲ روز است که همراه متمم هستم.

    در مورد دو تا از ویژگی‌های سیستم، مرز و هدف، این نکته به نظرم جالب بود که ما این دو را برای سیستم تعریف می‌کنیم و یک سیستم به خودی خود هدف و مرز مشخصی ندارد.
    در واقع ما با تعریف مرز برای یک سیستم، میزان سادگی یا پیچیدگی سیستم مد نظر را برای تحلیل، کنترل می‌کنیم. و با تعریف هدف می‌توانیم اجزای سیستم و تعامل بین اجزای آن را در راستای هدف مد نظرمون، بهتر درک و تحلیل کنیم.
    و در نهایت برای تعریف اقدامی که می‌خواهیم انجام دهیم (در راستای تقویت یا تضعیف هدف سیستم)، گامهای موثرتری برداریم.

  14. کمیل پورقربان گفت: من ۳۲۳ روز است که همراه متمم هستم.

    هدف اصلی تفکر سیستمی این است که تمام اولویت‌های بخش‌های مختلف سازمان مورد بررسی قرار گیرد و در حقیقت مانع به هم زدن تعادل سازمان شود؛ پس سیستم هیچ‌گاه اهداف خود را فراموش نمی‌کند. تعامل بخش‌های مختلف را مرتباً بهبود می‌بخشد به این صورت که وقتی یک مشکل یا رویداد شکل می‌گیرد، تمرکزمان را روی ساختاری که باعث شکل‌گیری آن شده است می‌گذاریم؛ چون فقط توجه کردن به رویداد مسئله‌ای را حل نمی‌کند و با تغییر ساختار ممکن است دیگر آن مشکل پیش نیاید.

  15. علی حمزه گفت: (کاربر ویژه) من ۹۴۳ روز است که همراه متمم هستم.

    بهترین سیستم که منبع جامع برای الهام و ساختن سیستم های بر اساس مدل اون می تونه طبیعت باشه 
    طبیعت تمام رفتارهاش از شکار شکارچی تا انگل ها و میزبان ها تا حذف براساس انتخاب طبیعی و ارتباط درختان یک جنگل باهم از طریق قارچ ها روی ریشه همه همه یک سیستم بسیار بزرگ موفق و هدفمند هست ( هدف تکامل نه اهداف و معنا مذهبی ) 
    حتی سیاره ها و آنتروپی که نظام اجرام آسمانی هست که باعث انبساط کیهان می شه یک مدلی ازیک سیستم با مرز هایی به وسعت کیهانه 

  16. فیروزه قانعی گفت: (کاربر ویژه) من ۷۷۶ روز است که همراه متمم هستم.

    سلام بر متممی های عزیز
    با مطالعه این درس متوجه شدم  که شاید بتوان شبکه های اجتماعی را  به دلایل زیر سیستم دانست.
    ۱- از اجزای متعددی تشکیل شده (تولیدکنندگان محتوا، مخاطبان محتوا، شرکت های ارائه دهنده اینترنت و اپلیکیشین های شبکه اجتماعی).
    ۲- اجزای سیستم با هم در ارتباط و تعامل هستند.(مخاطبان شبکه اجتماعی با هم در تعامل هستند و بریکدیگر تاثیر میگذارند برای نمونه : هشتگ ها، لایک ها و کامنت ها و ریتوییت ها).
    ۳-برای بسیاری از سیستم‌ها می‌توان هدف تعریف کرد( نمونه ای از اهداف درشبکه اجتماعی: هدف تجاری و معرفی محصول و ارائه خدمات )
    اما سوالی که برای من پیش میآید این است ، شبکه چه تفاوتی با سیستم دارد ؟
    در دیکشنری کمبریج شبکه چنین توصیف شده است :

    a large system consisting of many similar parts that are connected together to allow movement or communication between or along the parts, or between the parts and a control centre:
    از دیدگاه من هر شبکه یک سیستم است، اما هر سیستمی نمیتواند شبکه باشد.

  17. امیرحسین همت یار گفت: من ۹۷ روز است که همراه متمم هستم.

    رفتار سیستم برآیندی از رفتار اجزای سیستم است.

    وقتی از رفتار یک سیستم صحبت می کنیم منظور برآیند رفتار اجزای سیستم است و باید به این نکته توجه داشت که هر جز وزن ثابتی در این برآیند ندارد. از این رو، در مدلسازی یک سیستم علاوه بر استخراج فاکتورهای موثر بر رفتار سیستم، میبایست وزن تاثیر جداگانه برای رفتار هر جز در نظر گرفت. به عنوان مثال در بررسی رفتار یک خودرو، وزن تاثیر خرابی موتور خودرو با وزن تاثیر باد لاستیک ها یکسان نیست. یکی از راه های اصلی تعیین وزن پارامترها استفاده از نظر خبرگان است. بنابراین با دید سیستمی، بهبود رفتار اجزا نتیجه مستقیمی بر بهبود رفتار سیستم دارد.

  18. محمد رضا غیابی گفت: من ۱۰۵۸ روز است که همراه متمم هستم.

    برای درک بهتر نگاه سیستمی دوست دارم داستانی رو براتون تعریف کنم از سفرم به روستای زیبای سوها در اردبیل و اون منظره زیبا و بی نظیر 
    توی اون مکان زیبا و یه قسمتی بود که هموطن هامون زباله هاشون رو رها کرده بودن و کسانی که این کار را کرده بودن تفکر سیستمی نداشتند و فقط به فکر خودشون بودن و این کارشون به سیستم که جامعه هست ضربه میزدند و جاییکه میتونه باعث خوب شدن حال سیستم و خودشون بشه و حتی باعث ایجاد در آمد برای سیستم بشه(جذب توریست) با ریختن آشغال و زباله باعث ایجاد فضایی زشت میشه که هم حال افراد رو خراب میکنه و باعث از بین رفتن طبیعت زیبا میشه و ضرر مالی هم داره و…
    اگر تفکر سیستمی داشتند با حمل زباله هاشون از اون منطقه سیستم رو با مشکل مواجه نمیکردند.
    من خودم با دیدن این منظره چند کیسه زباله برداشتم و تا جایی که تونستم زباله های اون منطقه رو جمع آوری کردم با این کار تونستم به زیبایی اون منطقه کمک کنم و ایجاد حس خوب برای خودم و افراد دیگر انجام بدم و به سیستم کمک کنم تا از زیبایی اون منطقه لذت ببره و افرادی هم که اونجا بودن نیز این کار من رو دیدند و از دیدن این کار ممکنه که زباله های خودشون رو ببرند و در طبیعت اونجا رها نکنند و یا اینکه اونها هم زباله های رها شده رو هم جمع کنند.
     

  19. محمد مهدی حقایق امین گفت: من ۳۳۳۲ روز است که همراه متمم هستم.

    سلام

    یک مثال از تفکر سیستمی که فکر کنم در ویس های محمد رضای عزیز شنیدم پرت کردن زباله از شیشه ماشین به بیرونه. کسی که سیستم رو ماشین خودش فرض کنه و نظافت ماشینش براش مهم باشه زباله رو به راحتی پرت می کنه بیرون ولی کسی که سیستمش کل شهر باشه هرگز این کار رو نمیکنه.

  20. امیرمحمد مسلمی گفت: من ۶۰۰ روز است که همراه متمم هستم.

    وقتی میخواهیم از تفکر سیستمی صحبت کنیم باید نگاهی جامع داشته باشیم و به دنبال تجزیه و تحلیل مسائل نباشیم زیرا باعث میشود که نتوانیم رفتار سیستم را پیش بینی کنیم گرچه سیستم ها دارای رفتارهای غیرشهودی هستند و بهتر است قبل از سیاست گذاری در محیط آزمایشگاهی تست شوند قوانینی که میخواهیم بر روی سیستم اعمال کنیم اما اگر تجزیه و تحلیل کنیم روح رفتار را از آن سیستم میگیریم و نمیتوانیم آن را پیش بینی کنیم،پس در قدم اول تعیین یک سری شاخص برای سنجش سیستم ها با توجه به هدفی که برای آن ها تعیین میکنیم و در قدم بعدی رفتار سیستم را با توجه به شاخص ها و هدفی که برای آن تعیین کردیم بسنجیم و با توجه به تغییر رفتار متغیرهای جریان و انباشت بتوانیم رفتار سیستم را در آینده پیش بینی کنیم