Menu


استراتژی افزایش سهم بازار یا افزایش سهم از کیف پول مشتری؟


سهم بازار یا سهم از کیف پول مشتری

سهم بازار ، شاید یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم دانش بازاریابی باشد. همه‌ی شرکت‌ها و سازمان‌ها ترجیح می‌دهند سهم بیشتری از بازار خود را داشته باشند. کافی است نگاهی به بازار موبایل بیندازیم تا ببینیم سامسونگ و اپل و ال جی و دیگران، چگونه برای افزایش سهم بازار خود تلاش می‌کنند. سهم بازار را گاه بر اساس ریال می‌سنجند.

ممکن است یک شرکت تولیدکننده‌ی مواد لبنی، اعلام کند که از هر ۱۰۰ تومان پولی که برای خرید ماست در ایران هزینه می‌شود، ۱۵ تومان به این شرکت پرداخت می‌شود (به عبارتی سهم بازار ۱۵ درصدی). از طرف دیگر ممکن است همان شرکت، بر اساس حجم تولید سهم بازار خود را ارزیابی کند و بگوید که از هر ۱۰۰ کیلوگرم ماست که در کشور خریداری می‌شود ۱۰ کیلوگرم آن از این شرکت است (سهم بازار حجمی ۱۰٪). اینکه سهم بازار بر اساس معیار حجمی کمتر از معیار ریالی است نشان می‌دهد که محصولات این شرکت از متوسط قیمت بازار گران‌تر هستند.

warning-green-longسهم بازار الزاماً مربوط به شرکت‌های انتفاعی نیست. حتی ممکن است یک موسسه خیریه هم علاقمند به اندازه‌گیری سهم بازار باشد و محاسبه کند که از هر ۱۰۰ تومان پولی که مردم به عنوان خیریه هزینه می‌کنند، چند تومان آن را به این موسسه پرداخت می‌کنند. البته بدیهی است برای یک موسسه خیریه، سهم بازار با هدف سودآوری نیست. بلکه صرفاً می‌تواند منعکس کننده میزان اعتماد مردم به آن مجموعه و همچنین آگاهی عمومی از فعالیت چنان مجموعه‌ای باشد.

استراتژی کسب سهم بازار، قطعاً می‌تواند در برخی سناریوها، یک استراتژی اثربخش باشد. اما چند نکته‌ی مهم وجود دارد که بی‌توجهی به آنها می‌تواند به تصمیم گیری نادرست و هزینه های بالا برای اجرای این استراتژی منجر شود:

 

نکته اول اینکه: روش اجرایی افزایش سهم بازار، باید بر اساس اینکه یک شرکت، در چه موقعیتی از بازار خود قرار دارد، انتخاب شود. به عنوان مثال، اگر شرکت اول یک صنعت، ماهیانه ۵۰ میلیارد تومان فروش و شرکت دوم همان صنعت ماهیانه ۵ میلیارد تومان فروش داشته باشد، استراتژی تبلیغات محیطی یا تبلیغات رادیو و تلویزیونی می‌تواند پرریسک و کم نتیجه باشد.

کافی است شرکت دوم سرمایه گذاری سنگینی انجام داده و یک کمپین تبلیغاتی ۳ میلیارد تومانی اجرا کند. شرکت اول، به سادگی با افزایش تبلیغات خود (که احتمالاً در حالت عادی هم چند برابر شرکت دوم است) می‌تواند تمام سرمایه‌ی شرکت دوم و تلاشهای آن را در اجرای کمپین تبلیغاتی ، شکست داده یا میزان اثربخشی آن را کاهش دهد.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

البته انتخاب استراتژی افزایش سهم از کیف پول مشتری ، ریسک های خاص خودش را هم دارد. در نوشته‌های بعدی در مورد راهکارهای درست اجرای این استراتژی و همینطور تهدید‌های مربوط به آن بیشتر صحبت خواهیم کرد.

تمرین:

از نظر شما چه ریسک هایی در اجرای استراتژی افزایش سهم از کیف پول مشتری متصور است؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: محمد هادی غفارپور , سعید رنجبر , Arvin jalali , علی نصیری , رضا آزادی طینت

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی کسب و کار به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه استراتژی کسب و کار
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

41 نکته برای استراتژی افزایش سهم بازار یا افزایش سهم از کیف پول مشتری؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سارا.

    فکر میکنم بیشتر ریسک ها رو دوستان مطرح کردند، اينجا چند مورد را هم من مطرح مي‌كنم:
    1- عملا مي‌تواند نوعی از همجنس خواری باشد. مثل مثال شرکتی که قرارشد علاوه بر بازار ایران، بر بازار ترکیه هم کار کند. اینجا ممکنه بخاطر کمبود جا، یا کمبود نیروی فروش، سهم از جیب مشتری برای محصول جدید افزایش و برای محصولات قدیمی کاهش یابد.
    2- در صورتی که قبلا استراتژی تمرکز وجود داشته، فروش محصول جدید می تواند آن استراتژی را از بین ببرد.
    3- يا مانند استراتژی سهم بازار، سایر رقبا هم می توانند این محصولات جدید را بیاورند و اين مساله پس از مدتي مثل افزايش دوره گارانتي به وظيفه سوپرماركت تبديل خواهد شد نه مزيت رقابتي آن.
    4- اين نوع افزايش سهم از جيب مشتري، در حقيقت افزايش سهم از يك بازار ديگر است (در اين مثال، افزايش سهم از بازار ميوه‌فروشي). يعني تا الان سهم اين سوپرماركت از بازار ميوه‌فروشي محله صفر بوده حالا مثلا شده 1%. اين كار باعث تحرك رقيبان تازه مي‌شود يعني ميوه‌فروشان و ريسك رقابت در دو بازار را به همراه خواهد داشت.
    5- سابقه نداشتن يا آشنا نبودن به بازار جديد، ريسك‌هاي خود را خواهد داشت، مثلا گرانفروشي زياد ميوه مي‌تواند مشتريان سابق را بدبين كند يا حتي گاهی باعث شود تا مشتریان فعلي نيز دست بروند؛ مثلا به دليل نوع محصول جديد كه قابليت ماندگاري بالايي ندارد، مشتريان ممكن است با ديدن ميوه‌هاي خراب، سراغ سوپرماركت ديگري با ميوه‌هاي تازه‌تر بروند و بقيه خريدهاي خود را هم از آن انجام دهند.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .