Menu


سخنرانی های تد (Ted Talks) | این سخنرانی‌ها چقدر مفید هستند؟


سخنرانی تد

در میان فعالانِ آنلاینِ علاقه‌مند به رشد و یادگیری، کمتر کسی است که با سایت تد (TED) و سخنرانی های تد آشنا نباشد.

سخنرانی‌هایی که در ابتدا قرار بود به حوزه‌های Technology و Entertainment و Design بپردازند و در حال حاضر، تقریباً هر موضوع قابل‌تصوری را پوشش داده‌اند.

این سخنرانی‌ها معمولاً کمتر از هجده دقیقه طول می‌کشند و سخنران در طول این مدت، می‌کوشد مخاطبان را با یک حرف و ایده‌ی تازه آشنا کرده و هیجان‌زده کند.

شعار تد (Ideas Worth Spreading) هم به نوعی به این نکته اشاره دارد که تد قرار است بستری برای «پخش و توزیع و گسترش ایده‌های ارزشمند» باشد و کمک کند تا حرف‌ها و ایده‌ها، ساده‌تر و سریع‌تر به دست مخاطبان خود برسند. این هدف، خصوصاً بعد از سال ۲۰۰۶ که ویدئو‌ها به رایگان روی سایت TED قرار گرفت، بیش از پیش محقق شده‌ است.

بیل گیتس، لری پیج، استیون هاوکینگ، دنیل کانمن، ریچارد داوکینز، #جف بزوس، ایلان ماسک و ال‌گور از جمله‌ی هزاران نفری هستند که در رویداد تد سخنرانی کرده‌اند.

نباید فراموش کنیم که پروژه‌ی تد، یک فرزند به نام TEDx هم دارد که با اعطای لایسنس کمک می‌کند برنامه‌هایی شبیه تد توسط گروه‌های اجرایی علاقه‌مند، در نقاط مختلف دنیا اجرا شود. در سال ۲۰۱۷ اعلام شد که تعداد سخنرانی‌های TEDx از مرز ۱۰۰۰۰۰ عدد گذشته است (+).

تد که بیش از سه دهه از عمر آن می‌گذرد (از سال ۱۹۸۴) هم‌اکنون به یک ژانر سخنرانی تبدیل شده و از سخنران‌های بسیاری می‌شنویم که می‌گویند: «یک سخنرانی به سبک تد انجام دادم» یا «می‌خواهم یک مراسم سخنرانی به سبک تد برگزار کنم.»

کتاب‌های متعددی هم با موضوع «سخنرانی به سبک تد» وجود دارند که یکی از معروف‌ترین آن‌ها را کریس اندرسون مالک و مدیر فعلی پروژه‌ی تد با عنوان اصول سخنرانی و فن بیان به روش TED نوشته است (کریس اندرسون در سال ۲۰۰۰ امتیاز وُرمن (Wurman) یکی از بنیان‌گذاران تد را خرید و وورمن در سال ۲۰۰۲ از این پروژه جدا شد و عملاً اکنون اندرسون، مدیر ارشد و کلیدی‌ترین فرد در TED محسوب می‌شود).

نقد سخنرانی های تد

بزرگ شدن مقیاس یک پروژه و جهانی شدن آن، فقط به معنای جذب طرفداران و علاقه‌مندان نیست. پروژه‌هایی در این مقیاس، توجه منتقدان را هم جلب می‌کنند و جنبه‌های مختلف آن‌ها مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.

بخش قابل‌توجهی از نقدهای تد، به پروژه‌ی TEDx بازمی‌گردد. پروژه‌ای که به نظر می‌رسد مجموعه‌ی TED به رغم ارائه‌ی چارچوب‌ها و دستورالعمل‌های متعدد برای آن، نتوانسته و نمی‌تواند محتوای سخنرانی‌ها را به طور کامل کنترل کند. به همین علت، سخنرانی‌هایی با موضوعات شِبه‌ِ علم و سخنران‌هایی در پی کسب شهرت و تبلیغِ خود، به آن راه پیدا می‌کنند (نقد منتشر شده در HBR به TEDx).

اما خود TED هم با وجود سخت‌گیری‌ها و کنترل و نظارت بیشتر، از تیررس نقدها به دور نبوده است.

اِوگِنی موروزف (Evgeny Morozov) سخنرانی‌های تد را به «نگاه ساده‌اندیشانه» و ادعای «ارائه‌ی راهکار برای هر مسئله و چالش» متهم می‌کند. او هم‌چنین جنبه‌ی سرگرمی را در این سخنرانی‌ها بر جنبه‌ی تحلیلی آن‌ها غالب می‌داند (+/+/+).

نسیم طالب سخنرانی‌های تد را به یک «سیرک» تشبیه کرده که دانشمندان و متفکران را به یک سری افراد سرگرم‌کننده‌ی سطح‌پایین تبدیل می‌کند (+).

منتقدان دیگری هم بر این نکته تأکید کرده‌اند که دغدغه‌ی سرگرم کردن مخاطب و هیجان‌زده کردن او باعث می‌شود که جنبه‌ی علمی و تحلیلی سخنرانی‌های تد کمرنگ شود (+/+/+/+).

حرف منتقدان این است که فُرمت و چارچوب و دستورالعمل‌ها و اساساً سبک سخنرانی تد، برای ارائه‌ی مطالب علمی چندان مناسب نیست. مثلاً سخنران در یک سخنرانی کوتاه که با هدف هیجان‌زده‌کردن و برانگیختن مخاطب انجام می‌دهد، نمی‌تواند یک نگاه علمی متوازن و متعادل ارائه دهد.

وقتی سخنران بخواهد حرف‌هایش را با «اما و اگرها» و «استثناء‌ها» و «تحلیل روش تحقیق» همراه کند، حوصله‌ی مخاطب سر می‌رود. پس ترجیح می‌دهد همه‌ی زوائد و حاشیه‌ها را بزند و حذف کند و «یک پیام تأثیرگذار» خلق کند. پیامی که با قاطعیت بیان می‌شود و می‌خواهد تمام ذهن و توجه مخاطب را تسخیر کند.

با مطالعه‌ی راهنماهایی که برای سخنرانی به سبک تد منتشر می‌شوند نیز به چنین برداشتی می‌رسید. بیشتر از این‌که روی محتوا و متدولوژی و پرورش نگرش نقاد تأکید شود، روی جنبه‌های نمایشی تأکید می‌شود و این اصرار وجود دارد که با داستان‌گویی و استفاده از زبان بدن و جملات و واژه‌های احساسی،‌ رابطه‌‌ای عمیقاً عاطفی با مخاطب شکل بگیرد.

شاید برایتان جالب باشد که یکی از منتقدان تد، بنیان‌گذار آن یعنی وُرمن است (+).

او معتقد است که حفظ کردن سخنرانی‌ها و اجرای آن‌ها بر روی سِن باعث شده که شکل برنامه‌های تد بیشتر به سمت یک «نمایش از پیش‌ طرح‌ریزی شده» سوق پیدا کند.

ورمن بارها این ایده را مطرح کرده که سخنرانی‌های فی‌البداهه می‌توانند آموزنده‌تر و مفیدتر باشند. او هم‌چنین طرح گفتگوهای فی‌البداهه‌ی دو-نفره را مطرح کرده است. چون در این حالت، جنبه‌های مختلف یک موضوع بهتر دیده شده و یک‌جانبه‌گرایی کم‌رنگ خواهد شد. ضمن این‌که چنین برنامه‌ای از اجرای یک نمایش با متن حفظ شده، به یک تحلیل و گفتگو و تعامل آموزنده تبدیل خواهد شد.

این انتقادها در حالی به تد وارد می‌شود که بسیاری از برندگان جایزه‌ی نوبل و دانشمندان و بزرگان علمی جهان در تد سخنرانی داشته‌اند و شاید بتوان گفت اگر قرار بود این سخنرانی‌ها تا این حد از ترویج نگرش علمی فاصله بگیرند، نباید چنین سخنران‌هایی سخنرانی در تد را می‌پذیرفتند.

از سوی دیگر می‌توان این را هم گفت که بسیاری از دانشمندان، علاقه‌مندند با جامعه‌‌ای گسترده‌تر و مخاطب عام ارتباط برقرار کنند و با چنین فرضی، طبیعی است که از حضور در این سخنرانی‌ها استقبال کنند (درست مانند شرکت در یک مصاحبه‌ی رادیویی یا تلویزیونی).

اما منتقدان حرف دیگری هم دارند. آن‌ها می‌گویند که بخشی از مخاطبان، سخنرانی‌های تد را به عنوان یک رفرنس رسمی می‌بینند و این رسانه را به عنوان یک ابزار آموزش و یادگیری تلقی می‌کنند. بنابراین اعتباری فراتر از یک «نمایش سرگرم‌کننده‌ با طعم علمی» برای آن قائلند و حرف‌ها و توصیه‌ها و نکات مطرح شده را بی‌چون و چرا می‌پذیرند.

به نظر می‌رسد که پروژه‌ی عظیم و ارزشمندی مانند TED را نمی‌توان به سادگی با چند ادعا زیر سوال برد. اما از سوی دیگر، طرح این انتقادها و ادعاها فرصت خوبی است تا «مواجهه‌ی خود با TED» را بررسی و تحلیل کنیم و ببینیم رابطه‌ی خود را با تد و سخنرانی‌ها و سخنران‌های تد چگونه تعریف کرده‌ایم.

این درس می‌تواند بهانه‌ی خوبی برای بحث در این مورد باشد:

  • نگاه شما به سخنرانی‌های TED و همین‌طور برنامه‌های TEDx چیست؟
  • این پروژه‌ را تا چه حد موفق می‌دانید؟
  • خودتان چگونه از محتوای تد استفاده می‌کنید؟
  • چقدر به آن تکیه می‌کنید؟
  • تا چه حد خود را به دست سخنران‌های تد می‌سپارید و چقدر می‌کوشید با ذهن نقاد به این سخنرانی‌ها نزدیک شوید؟
  • آیا همه‌ی سخنران‌های تد را به یک چشم می‌بینید؟ یا با هر کدام، به شکلی متفاوت و با سطح متفاوتی از اعتماد برخورد می‌کنید؟

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

دوره MBA

فنون مذاکره | تصمیم گیری

تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

افزایش عزت نفس | چگونه شاد باشیم

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    سید حمید رضا صحفی ، داریوش خسروشاهی ، پوپک جهانشاهی ، مونا محمدی ، حامد پرتوی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت ارائه و سخنرانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت ارائه و سخنرانی

قوانین کامنت گذاری در متمم

27 نکته برای سخنرانی های تد (Ted Talks) | این سخنرانی‌ها چقدر مفید هستند؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شهرزاد

    نکات بسیار خوب و مفیدی رو در این درس متمم و کامنتهای دوستان متممی در مورد TED و سخنرانیهای تد خوندم.

    - من اگه بخوام تجربه شخصی خودم رو در این زمینه بنویسم اینه که من معمولاً ترجیح میدم به سخنرانی‌هایی در تد گوش بدم که سخنرانش رو تا حد خوب و مناسبی میشناسم و تقریبا با مدل ذهنی یا نوشته‌ای از او یا کتابش یا برخی آثارش آشنا هستم.

    بیشترین جذابیت و میزان آموزنده بودن سخنرانی‌های تد برای من وقتی اتفاق میفته که قبلا کتابی یا مقاله‌ای رو خوندم و حالا با خوشحالی متوجه میشم که اندیشمند یا دانشمند یا نویسنده‌ی اون کتاب یا مقاله، در تد درباره همون کتاب یا مقاله یا افکارش یک سخنرانی انجام داده.

    و حالا برام بسیار جذابیت داره که برم و به سخنرانیش گوش بدم.

    به عنوان نمونه:

    * وقتی کتاب زندگی ۳.۰؛ انسان‌بودن در عصر هوش مصنوعی رو خوندم، و بعد به این سخنرانی مکس تگمارک گوش کردم.

    * وقتی کتاب قبایل رو خوندم و بعد این سخنرانی ست گادین رو گوش دادم.

    * وقتی چند کتاب و مقاله از یووال نوح هراری خوندم و بعد این سخنرانی از او رو در تد دیدم و شنیدم.

    - از جمله موارد سودمندی که چنین تجربه‌ای برای من در پی داره عبارتند از:

    1- نکات و مواردی که در آن کتاب یا مقاله خوانده بودم، برای من یادآوری میشه.

    2- گاهی با دیدن و گوش دادن به سخنران و شنیدن صداش و مشاهده زبان بدنش، حس میکنم بهتر متوجه حرفها و افکار و احساساتش - که قبلا فقط از طریق کلمات خونده بودمشون - میشم.

    3- نکته‌های مهم کتاب یا مقاله‌اش در ذهنم بولد و برجسته میشه و بهتر در ذهنم باقی میمونه.

    4- بعداً که بخوام دوباره همون کتاب یا مقاله رو مرور کنم، احساس می‌کنم بهتر و راحت‌تر از قبل میتونم با نویسنده‌ و افکارش ارتباط برقرار کنم و اجازه بدم که من رو به سفر به دنیای خودش ببره.

    - در نهایت هم که سود دیگری که برام داره اینه که این تجربه تا حدی میتونه به تقویت زبان انگلیسی‌ام هم کمک بکنه.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .