Menu


ساخت برند شخصی | پرسونال برندینگ از خودشناسی آغاز می‌شود


ساخت برند شخصی

در این درس می‌خواهیم به یک نکته‌ی کلیدی در زمینه‌ی ساخت برند شخصی اشاره کنیم. این نکته را می‌شد در درس مفهوم برند شخصی گنجاند، اما به علت اهمیت موضوع تصمیم گرفتیم یک درس کوتاه مستقل را به شرح آن اختصاص دهیم.

معمولاً وقتی از پرسونال برندینگ و ساخت برند شخصی حرف می‌زنیم، نخستین چیزی که به ذهن می‌رسد ارتباط با مخاطبان و ارسال پیام برای مخاطبان است.  شاید بتوان یکی از ریشه‌‌های این رفتار را در دسترسی ساده و ارزان به اینترنت، وب و شبکه های اجتماعی جستجو کرد.

به محض این‌که فردی تصمیم می‌گیرد فرایند برندسازی شخصی را آغاز کند، یک وب‌سایت برای خود راه‌اندازی کرده و اکانت‌های متعددی را در شبکه‌های اجتماعی مختلف فعال می‌کند.

سپس با فاصله‌ی زمانی کمی به سراغ تولید محتوا می‌رود و می‌کوشد خود را به عنوان یک متخصص به رخ مخاطب بکشد.

آیا تلاش برای برقراری ارتباط با مخاطب اشتباه است؟ آیا کسی که قصد برندسازی شخصی دارد نباید برای ایجاد و تقویت ارتباط با مخاطب خود بکوشد؟

قطعاً چنین کاری اشتباه نیست و بسیاری از کسانی که برای برندسازی شخصی تلاش می‌کنند، در این حوزه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. اما مهم است به خاطر داشته باشیم که این فقط بخشی از فرایند برندسازی است.

اجازه بدهید از آن کوه یخ معروف که معمولاً در اسلایدهای مدیریتی و روانشناسی به‌کار می‌رود استفاده کنیم:

ساخت برند شخصی

معمولاً بخش بیرونی کوه یخ، یعنی ارتباطات برند (Brand Communication) بیشتر و بهتر به چشم می‌آید. اما بخش دیگری وجود دارد که بزرگ‌تر، عمیق‌تر و بنیادی‌تر است و آن، هویت برند (Brand Identity) است.

هویت برند به این سوال می‌پردازد که من کیستم و چه ویژگی‌هایی دارم؟

تا زمانی که تکلیف ما با این سوال مشخص نشود چگونه می‌توانیم پیام درستی را به دیگران مخابره کنیم و تصویری قابل‌ اعتماد و قابل اتکا در ذهن مخاطب بسازیم؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که احساس کرده باشید بعضی از برندهای شخصی «اصیل» نیستند. انگار خودشان نیستند و تصویری غیرواقعی و غیرقابل باور از خود ارائه می‌کنند:

  • برندهایی که مواضع متناقضی دارند و حرف‌های مختلف‌شان در قبال موضوعات مختلف، با هم جور در نمی‌آید
  • برندهایی که حرف‌ها و ادعاهایشان با رفتاری که از آن‌ها می‌بینیم هم‌خوان نیست
  • برندهایی که احساس می‌کنیم ما را با یک «نمایش برنامه‌ریزی‌شده» بمباران می‌کنند

بسیاری از این برندها، فقط قسمتِ آشکارِ کوهِ یخِ برندسازی را دیده‌اند و روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند. آن‌ها دنبال این بوده‌اند که به هر قیمتی دیده شوند و مخاطبان را به خود جذب کنند. حتی بعید نیست در کوتاه‌مدت در این کار موفق شوند. اما در بلندمدت نمی‌توانند مخاطب را همراه خود نگه دارند و رابطه‌ای عمیق بسازند.

این در حالی است که  اگر برندسازی شخصی را با خودشناسی و تعریف دقیق هویت خود آغاز کنیم، برند شخصی ما از اصالت بیشتری برخوردار بوده و دیگران راحت‌تر به آن اعتماد خواهند کرد. 

چه پرسش‌هایی می‌توانند به خودشناسی بهتر کمک کنند؟

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به درس‌های برندسازی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به درس‌های برند و برندسازی، به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  ارزش آفرینی

  تبلیغات

  مدیریت بازاریابی

  دیجیتال مارکتینگ

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    ساره پورغلام ، صادق رحیمی ، الهه اسکویی ، مونا رمضانپور ، امیر دولت آبادی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری برندسازی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه برندسازی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

6 نکته برای ساخت برند شخصی | پرسونال برندینگ از خودشناسی آغاز می‌شود

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا قره‌داغی

    این مطلب من را یاد خاطره خودم انداخت:

    دی‌ماه سال 94، آخرین جلسه درس با بچه‌های ترم آخر کارشناسی رشته مدیریت کسب‌و‌کار بود. عادت داشتم جلسه آخر هر کلاس را به نقد و نظر دانشجویان نسبت به خودم اختصاص بدهم. ضمنا نقد و نظر باید کتبی و بدون ذکر نام دانشجو می‌بود.

    برگه‌های نقد را یکی از دانشجویان جمع کرد. اکثر نظرات، مثل همیشه بود. یا تعریف یا نقد تند و تیز به خودم. بعضی حتی به نحوه پوشش ایراد می‌گرفتند که مثلا «چرا قد کت شما این اندازه است؟!»

    بگذریم؛ یک ربع به پایان جلسه مانده بود. حضور و غیاب انجام شد، طبق معمول همیشه پرسیدم: «سوالی ندارید؟»

    یکی از دانشجویان که الان جزو دوستانم هست، بدون مقدمه پرسید:

    «می‌تونم سوالی بپرسم؟ چرا شما مثل استاد فلانی نیستید؟»

    من مدیر‌گروه رشته بودم و در‌نتیجه شناخت کاملی از تک تک مدرسین و همچنین دانشجویان داشتم. چند لحظه‌ای سکوت کردم. می‌دانستم که آقای فلانی از مدرسین محبوب بچه‌هاست. کلاسهای خیلی پویا و شادی داشت و رابطه دوستانه‌ای با آنها برقرار‌می‌کرد. در‌ضمن آقای فلانی دوست بیست ساله من بود. در موقعیت سختی قرار گرفته بودم.

    چه پاسخی باید می‌دادم؟

    جواب‌دادم: «اگر من مثل ایشون بشم، شما من رو قبول خواهید داشت؟»

    گفت: «حتما! تنها ایراد شما این است که همیشه حریمتون را با دانشجو حفظ می‌کنید و نمی‌گذارید از حد و حدودی به شما نزدیک‌تر شود.»

    جواب‌دادم: «تدریس چطور؟مثل ایشون بشم؟»

    گفت: «نه! روش تدریس شما ‌رو دوست‌ داریم و مشکلی در اون زمینه نداریم»

    جواب‌دادم: «کیفیت تدریس و تفهیم چطور؟نحوه ارزیابی چطور؟ مثل ایشون؟»

    گفت: «نه! اون هم ایرادی نداره»

    جواب‌دادم: «خوب! فرض رو بر‌این بگیریم که من ایرادات رو برطرف کردم و مثل ایشون شدم. ترم‌های بعد که دانشجویان دیگه من رو می‌بینند با خودشون نمی‌گویند که قره‌داغی مثل استاد فلانیست؟ در اون صورت من باختم»

    گفت: «چرا ببازید؟ در عوض دانشجویان در شما ایرادی نمی‌بینند»

    جواب‌دادم: «می‌خواهم در قالب درس هویت و برندسازی جواب‌بدم. فکر نمی‌کنی اگر من مثل ایشون شدم، همیشه ایشون جلوی چشم شما میاد. من درنهایت و در بهترین حالت، یک کپی درجه یک و بدون نقص از ایشون هستم. شما وقتی که بخواهید مدرسین رو با هم مقایسه‌کنید، در دستور‌کار ذهن شما در رابطه با سنجش مدرسین، شاخصی به نام ایشون وجود خواهد داشت. در این‌حالت پارامترهای رفتاری سایرین با ایشون سنجیده خواهد شد چون متره و معیار شما برای اون رفتارها ایشون هستند. اما اگر من، خودم باشم و همین چیزی که می‌بینید، توانایی این رو خواهم داشت که به عنوان شاخصی برای سنجش رفتاری برخی مدرسین بکار بروم. سخت گیر، جدی و در عین‌حال رفیق با دانشجو؟»

    گفت: «ولی اگر عوض شوید، هیچ ایرادی نخواهید داشت! این بهتر نیست؟»

    گفتم: «فقط یک ایراد کوچک دارد؛ دیگر من خودم نخواهم بود و این بدترین ایراد ممکن است. پس لطفا بگذارید من خودم بمانم و من را با همین وضعیت قبول کنید!»

    در پایان کلاس، لبخند رضایتی که از پاسخ من بر چهره وی و دیگر دانشجویان بود نشان داد که جوابی غیر از این نمی‌خواستند. شاید می‌خواستند من را امتحان کنند.

    باید امضا، شاخص‌ها و وجه تمایزهای خودمان را داشته باشیم. در این‌صورت، اصل خودمان هستیم نه در بهترین حالت، یک کپی درجه یک از دیگران. باید سعی کنیم برند اصل خودمان باشیم. کپی کیفیت اصل را ندارد…

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .