Menu


زمین پس از ما


تا کنون چند بار در زنگ تفریح متمم به سراغ مناطق رها شده رفته‌ایم.

نقاط آسیب‌دیده از جنگ جهانی و وسایل نقلیه‌ی رها شده، رها شده در آب و پارک‌های تفریحی رها شده نمونه‌هایی از این نوع زنگ تفریح‌ها هستند.

پیدا کردن تصاویری از این دست در گوگل هم دشوار نیست. کافی است هنگام جستجو در گوگل از کلیدواژه‌ی abandoned به معنای رها شده استفاده کنید.

این تصاویر اغلب برای بسیاری از ما که فراموش می‌کنیم ساکن زمین هستیم و نه مالک آن، می‌توانند ترسناک، یا دست‌کم نگران‌کننده باشند. چون کوچک بودن عمر و اثر ما را نسبت به بزرگی هستی یادآوری می‌کنند.

به عنوان یک نمونه، کافی است به این عکس از قطارهای رها شده در نورث مِین‌ آمریکا (North Maine) نگاه کنید:

بر اساس همین ایده، سبکی از کارهای سورئال شکل گرفته که در آن هنرمندان، زمین را در شرایطی که انسان آن را تخریب کرده و خود در میان خرابه‌ها مانده، ترسیم می‌کنند.

این سبک که آن را آخرالزمانی (Apocalyptic) می‌نامند، نوعی نگاه انتقادی به سبک زندگی انسان دارد و این‌که انسان چگونه با حرص، زیاده‌خواهی، بی‌رحمی و بی‌توجهی به دیگران، فضای زندگی خود را نابود کرده و زمین را به فساد – به معنای عام آن – کشیده است.

البته واقعیت تلخ این است که هر چقدر هم هنرمندان می‌کوشند قلمروِ تصور و خیال‌پردازی خود را گسترش دهند، در نهایت آثاری خلق می‌شود که نمونه‌های بسیار نزدیک به آن‌ها را در دنیای خود، دیده و شنیده‌ایم (خصوصاً در مناطقی که بلای جنگ‌ را تجربه کرده‌اند).

اما شاخه‌ی دیگری هم در هنر سورئال شکل گرفته که می‌توان آن را Post Apocalyptic نامید. متمم این سبک را – که موضوع زنگ تفریح فعلی است – زمین پس از ما نامیده‌ است.

ویژگی مشترک چنین آثاری معمولاً این است که یک مرحله پیش‌تر رفته‌اند و وجود انسان را در تصویرها،‌ حذف یا بسیار کمرنگ کرده‌اند. در مقابل، آثار طبیعت (حیوانات و بافت گیاهی) بیشتر نمایش داده می‌شود و به عبارتی، محتوای آن‌ها منعکس‌کننده‌ی تسلط دوباره‌ی طبیعت بر زمین است.

البته هر هنرمندی، دغدغه‌های خود را در آثارش نمایش و پرورش می‌دهد. مثلاً  در برخی از این نوع اثرها، آثار تغییرات اقلیمی را می‌بینیم و در برخی دیگر، ویرانی‌های حاصل از درگیری‌های انسانی.

به عبارت دیگر، این تصاویر می‌کوشند به ما یادآوری کنند که اگر نسبت به سبک و شرایط زندگی خود، هوشیار نباشیم، ممکن است به سادگی از زندگی بر روی زمین محروم شویم و طبیعت، آخرین آثار ما را نیز در خود هضم و جذب کند.

در ادامه، چند نمونه از این کارها را می‌بینیم و به عنوان تمرین، می‌توانید در ذهن خود شهرتان را در آینده‌ای بسیار دور تصور کنید. زمانی که دیگر ما نیستیم تا با غرور و تکبر بر این خاک گام بگذاریم و مدعی فرمانروایی زمین و زمان باشیم.

دبی – کاری از Jonas De Ro

توکیو – کاری از Jonas De Ro

شانگهای – کاری از Jonas De Ro

پاریس – کاری از Mikko Lagerstedt

رُم – کاری از Fabien Barrau

ایفل – کاری از Fabien Barrau

مجسمه آزادی – کاری از Fabien Barrau

ساختمان Emprie State – کاری از Fabien Barrau

مترو – کاری از Vladimir Manyuhin

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

دوره MBA

فنون مذاکره | تصمیم گیری

تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

افزایش عزت نفس | چگونه شاد باشیم

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: شاهد اشرفی , محمد صادق اسلمی , عرفان اعتضادزاده , محسن سعیدی پور , ساجده ممتازیان

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

22 نکته برای زمین پس از ما

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    "من نمی دونم برج هایی که ما ساختیم چه فرقی با لانه گنجشک ها دارند و چرا منظره شهر و چراغ ها و ساختمان هاش در دسته مناظر طبیعت دسته بندی نمی شوند."

    در تکمیل صحبت شما این نکته به ذهنم رسید که آلن دو‌باتن هم بارها به مفهوم مشابهی اشاره می‌کنه. تأکید بر این‌که ما به تدریج باید یاد بگیریم یک مخزن فولادی آب رو هم که بر ستون‌های فولادی در گوشه‌ی حیاط یک کارخانه نشسته، به عنوان یک «اثر طبیعی» و حتی «زیبایی هنری» ببینیم و درک کنیم (نقل به مضمون).

    برای خود من هم، مدت‌ها این دغدغه وجود داشته که وقتی از اصطلاح «طبیعت» استفاده می‌کنیم، این مفهوم «هر چه هست» رو در بر می‌گیره و از نظر منطقی اصطلاحاتی مثل «ماوراء طبیعت» یا «غیرطبیعی» معنا پیدا نمی‌کنه. گاهی هم از خودم پرسیده‌ام که اصلاً به چه شکلی میشه کاری غیرطبیعی انجام داد؟

    در همین راستا یک بار هم جایی نوشته بودم که «محیط زیست» و «حفظ محیط زیست» به معنای حفظ طبیعت نیست. چون طبیعت به عنوان یک کُل (as a whole entity) وجود داره و حفظ اون نه لازمه و نه قابل تعریف و در محدوده‌ی توان ما.

    ما حداکثر می‌تونیم به «حفظ محیط زیستِ انسان» به معنای تلاش برای افزایش بقای گونه‌ی انسان فکر کنیم.

    در چند سال اخیر، این ابهام و ایهام رو این‌طوری برای خودم حل کرده‌ام که طبیعت، یک معنای عام داره و یک معنای خاص.

    طبیعت به معنای عام، به «هر آن‌چه هست» اشاره داره و در این حالت، اساساً حرف زدن از «منابع طبیعی» یا «حفظ طبیعت» یا «بی‌توجهی به طبیعت» و ترکیب‌هایی مانند این‌ها بی‌معنیه.

    اما یک معنای خاص و محدود‌تر هم داره که در بسیاری از مکالمات روزمره به‌کار می‌ره.

    فکر می‌کنم بشه این‌طوری تعریفش کرد که «روندهای طولانی‌تر و با دوام‌تر موجود در عالم هستی» رو میشه "طبیعی‌تر" از روندهای کم‌عُمر و جوان (یا احتمالاً زودگذر) دونست.

    از این منظر، وقتی عمر سیاره‌ی زمین رو با بیش از چهار میلیارد سال تصور می‌کنیم، میشه کل حضور و نابودی احتمالی گونه‌ی انسان رو که چند صد هزار سال بیشتر طول نکشیده، یک «اتفاق لحظه‌ای» و «یک نویز کوتاه و زود‌گذر روی سیگنالی بزرگ‌ و ماندگارتر» در نظر گرفت.

    یا اگر بخواهیم از سهراب - که شما هم اشاره کردید - نقل کنیم: انسان از شکل‌گیری تا فنا رو می‌شه در حد «حباب نگران لب یک رود»، زودگذر و کوته‌عمر دونست.

    البته واضحه که تعریف واژه‌ها، صرفاً قراردادهایی برای انتقال مفاهیمه و نه بیشتر. اما  حداقل با این تعریف، در ذهن خودم، "طبیعی" و "طبیعی‌تر" و "کمتر طبیعی" قابل درک‌تره.

    مثلاً می‌فهمم که خودخواهی، طبیعی است و این‌که دگرخواهی (Altruism) طبیعی محسوب میشه یا نه، نیاز به بررسی داره (شاید فقط یک موج زودگذر رفتاری در مجموعه‌ی محدودی از گونه‌ها باشه).

    هم‌چنین، موریانه‌ها "طبیعی‌تر" از انسان‌ها محسوب می‌شن. مگر این‌که چند صد میلیون سال دیگه بگذره و موریانه‌ها از بین برن و ما بمونیم و بتونیم اون‌ها رو «غیرطبیعی» و نویزی در مسیر تکوین عالم بدونیم.

    طولانی‌ شدن مطلب رو ببخشید. فقط اشاره‌ی زیبای شما ترغیبم کرد که من هم چند سطر بنویسم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .