Menu


زبان بدن – درس ۳: نکات تکمیلی در یادگیری زبان بدن در مذاکره (۲)


زبان بدن

پس از اینکه برخی از اشتباهات رایج در آموزش زبان بدن را مطرح کردیم، به پنج عامل کلیدی در یادگیری و درک زبان بدن و علائم  غیرکلامی اشاره کردیم که در درس قبل، تنها به یکی از آنها یعنی شرایط محیطی یا Context پرداخته شد. در اینجا به چهار عامل دیگر یعنی Congruence و Culture و Consistency و Clusters اشاره می‌کنیم.

دومین حوزه از میان پنج حوزه‌ای که برای یادگیری زبان بدن و علائم غیرکلامی باید مورد توجه قرار بگیرد، دسته‌بندی علائم است. چیزی که از آن تحت عنوان Cluster یا خوشه رفتاری نام برده می‌شود. برداشتن عینک از چشم به خودی خود، هیچ معنایی ندارد. دست به سینه نشستن به خودی خود هیچ معنایی ندارد. سیگار کشیدن به خودی خود هیچ معنایی ندارد. سر را در میان دو دست گرفتن به خودی خود هیچ معنایی ندارد. اینها در کنار هم ممکن است معنا پیدا کنند و قابل تفسیر باشند.

ما از زبان بدن حرف می‌زنیم و نه از کلمات بدن. زبان، جمله بندی دارد. جمله‌ها ساختار دارند. کلمات در داخل ساختار جملات و جملات در داخل ساختار متن، معنای واقعی خود را نشان می‌دهند. کارول گومان اگر چه یک نویسنده‌ی سطحی در حوزه زبان بدن محسوب می‌شود (و همه‌ی توصیه‌هایش الزاماً پایه‌ی علمی ندارند) اما در کتاب خود تحت عنوان The nonverbal advantage تمرینی ساده‌ و کاربردی را مطرح می‌کند که می‌تواند تا حد زیادی از قضاوت‌های زود‌هنگام ما جلوگیری کند:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تصویر زیر می‌تواند حرف‌هایی را که تا اینجا مطرح کردیم برای شما خلاصه کند:

زبان بدن و پنج حوزه اصلی مورد توجه در آن

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری ارتباطات غیر کلامی و زبان بدن به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه ارتباطات غیر کلامی و زبان بدن

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

20 نکته برای زبان بدن – درس ۳: نکات تکمیلی در یادگیری زبان بدن در مذاکره (۲)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    مریم عزیز.
    به بهانه‌ی صحبت شما و در ادامه‌‌ی مطلبی که شما گفتید، من هم خواستم یک نکته رو اضافه کنم.
    همیشه یک دغدغه‌ی دیگر هم وجود دارد و آن اینکه باید حدس بزنیم روبرویی ما چه تعریفی از زبان بدن دارد و چه مفروضاتی در ذهنش شکل گرفته (این دیگه واقعاً مثل فال گیریه!).

    متاسفانه در کشور ما که زبان بدن به شکل خیلی غیربومی آموزش داده شده و شکل بومی اون هم به دلیل نبودن تحقیقات دقیق و ساختاریافته، عملاً وجود نداره و بیشتر به تجربیات فردی محدوده، مشکلات سوء برداشت هم به همه‌ی موارد فوق اضافه می‌شه!

    من یه جایی این مثال رو زده بودم اما حیفم میاد دوباره تکرارش نکنم که:
    ما از بچگی توی مدرسه، هر وقت یک آدم مهم (مدیر، ناظم یا بازرس) وارد کلاس می‌شد سریع می‌گفتند: بچه‌ها! مرتب بشینین! دست به سینه!
    (این فرهنگ در آمریکای شمالی و اروپای غربی و اسکاندیناوی که اکثر کتابهای زبان بدن در اونجا نوشته و منتشر شده وجود نداره). خیلی از ما هم از بچگی یاد گرفتیم که این کار یعنی احترام.
    حالا فکر کن میری جلسه و به خاطر احترام یا کمی دست به سینه می‌شینی یا کمی جمع می‌کنی خودت رو و روبرویی این رو به عنوان گارد بسته تفسیر می‌کنه!

    خلاصه این ماجرای زبان بدن در فرهنگ ما خیلی پیچیده شده. امیدوارم بحث کامل و دقیقش توی متمم، بتونه هم کمک کنه که از اون پیش قضاوت‌ها در مورد دیگران دور بشیم و هم همزمان کمک کنه که قضاوت‌های دیگران رو در مورد خودمون مدیریت کنیم.

    محمدرضا شعبانعلی

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .