Menu


چقدر رفتارهای نوع دوستانه انجام می‌دهید؟


نوع دوستی و رفتارهای نوع دوستانه

خودتان را تا چه حد نوع‌دوست می‌دانید؟ مهربانی با دیگران و کمک و لطف به آن‌ها، چه سهمی از زندگی شما را به خود اختصاص می‌دهد؟

مکاتب مختلف در روانشناسی و شخصیت شناسی از اهمیت دگرخواهی و نوع دوستی غافل نشده‌اند و از زوایای مختلف به آن پرداخته‌اند.

مثلاً در مدل پنج عاملی شخصیت، شاخص سازگاری و موافق بودن شش زیرمجموعه دارد که یکی از آن‌ها، دگرخواهی و نوع دوستی است.

یا در روانشناسی مثبت گرا، نویسندگانی مانند سلیگمن و پترسون، نوع دوستی و محبتِ بی‌چشم‌داشت به دیگران را به عنوان یکی از فضلیت‌های انسانی برشمرده‌اند که باید برای پرورش و تقویت آن تلاش کرد.

اما مسئله‌ای هم در این میان وجود دارد. اتفاق‌نظر و توافق چندانی درباره‌ی «نحوه‌ی اندازه‌گیری و سنجش دگردوستی» شکل نگرفته است. خصوصاً این‌که همه‌ی ما در مورد چنین صفت‌های مثبتی، سوگیری داریم و ممکن است نتوانیم به شکلی منصفانه درباره‌ی خودمان قضاوت کنیم.

به همین علت، تصمیم گرفتیم بر خلاف درس‌هایی مثل امید، خوش بینی، قدرشناسی و پختگی، کمی غیررسمی‌تر درباره‌ی رفتارهای نوع دوستانه حرف بزنیم.

یکی از پرسشنامه‌های شناخته‌شده‌ی نوع‌دوستی که در بسیاری از منابع به آن اشاره شده، پرسشنامه سنجش نوع دوستی راشتون (Rushton’s Altruism Scale) است که در آن، بیست رفتار محبت‌آمیز و نوع‌دوستانه مورد اشاره قرار گرفته است (+).

همان‌طور که گفتیم، قصد ما، تحلیل و بررسی این پرسشنامه نیست و فعلاً نمی‌خواهیم به شکلی جدی به این موضوع بپردازیم. خصوصاً که اما و اگرهایی در این پرسشنامه به ذهن می‌رسد. اما حداقل می‌توانید در حد یک زنگ تفریح، وقت بگذارید و به پرسش‌های آن پاسخ دهید.

همین پرسشنامه‌ی ساده، می‌تواند بهانه‌ای باشد که به رفتارهای محبت‌آمیز و مهربانی های کوچک زندگی بیشتر فکر کنیم.

پرسشنامه نوع دوستی راشتون

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود.

ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید.

شما با ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، به درس‌های مختلفی (از جمله: استعدادیابی، سبک زندگی، هوش کلامی، افعال پرکاربرد انگلیسی، مهارتهای ارتباطی و پاراگراف فارسی) دسترسی پیدا خواهید کرد.

این پرسشنامه از نظر علمی چقدر معتبر است؟

ضریب آلفای این پرسشنامه حدود ۰/۷ است که می‌توان آن را در آستانه‌ی قابل‌قبول (و نه بیشتر) دانست.
اما آن‌چه به این پرسشنامه ارزش می‌دهد آن است که در بسیاری از ابزارهای نوع‌دوستی، ادعا و گزارش خود فرد، با قضاوتی که دیگران از او دارند، هم‌خوانی چندانی ندارد. اما در مورد این پرسشنامه، نتیجه‌ای که خود فرد گزارش می‌دهد با قضاوتی که از بیرون در مورد او می‌شود، هم‌خوان است و این نشان می‌دهد که سوگیری‌های شخصی، در این پرسشنامه کمرنگ هستند و نتیجه‌ی آن، کمی واقعی‌تر است (+).

مشارکت در بحث

این پرسش‌ها، چه خاطره‌ها و تجربیاتی را برای شما تداعی کرده‌اند؟ آیا موردی هست که بخواهید با دوستان‌تان در میان بگذارید؟

اگر بخواهید یک یا دو پرسش از این پرسشنامه را عوض کرده و آن را به فضای فرهنگی کشورمان نزدیک‌تر کنید، چه پیشنهادهای جایگزینی دارید؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    سارا عشقی ، جعفر ، مهشید محمدی ، سعید گل محمدی ، آینه

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری روانشناسی مثبت گرا به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه روانشناسی مثبت گرا

قوانین کامنت گذاری در متمم

25 نکته برای چقدر رفتارهای نوع دوستانه انجام می‌دهید؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : آتا ناصر

    خاطره ای مربوط به سال ۸۲ که هم از نوع دوستی است و هم متاسفانه بی تفاوتی به هم نوع:

    در حالیکه حواسم به دختر سه ماهه ام، که توی قنداق در بغلم بطرز سحر آمیزی توی خواب لبخند میزد، بود، تقریبا نزدیک پیشخوان منشی دکتر نشسته بودم و همسرم با مادرش داخل اتاق معاینه بودند. آخر وقت بود و غیر از ما دو خانواده دیگه هم بودند. منشی یکی از آنها را صدا زد. پدری که دست پسر ده دوازده ساله اش را در دست داشت با بیحالی خاصی به پیشخوان نزدیک شد. رنگ به روی پسرک نبود و مادرش با نگاهی خسته از گوشه اتاق انتظار آنها را تعقیب میکرد. منشی یه چیزایی گفت که من اولش توجهی نکردم فقط متوجه شدم که مرده گفت من همه اش ۲۰ هزارتومن پول دارم برای ماندن در تهران و برگشتن به مشهد، هشتاد و پنج هزار دارو رو چطور تهیه کنم!

    منشی اصرار می کرد که دکتر گفته وضع پسرت خوب نیست و حتما باید این داروها را تهیه کنی و امشب پسرت مصرف کنه و فردا بیایید اینجا، سعی کن یه جوری تهیه کنی.

    مرد با پاهای لرزان رفت سمت همسرش و روی صندلی ولو شد. پسرک گیج شده بود و مادرش چادر رو کشید رو صورتش و سرش را برگردوند و پسر از  شانه های لرزان مادر فهمید که گریه امانش را بریده. مرده دوباره اومد پیش منشی.

    من دیگه حواسم پیش دخترم نبود. مرده چنان دستهایش را داخل موهاش کرده بود که انگار می خواست پوست سر خود را بکند و با صدایی لرزان و خجالت زده آدرس یه جای ارزون رو می خواست! منشی گفت هر جا بری همینه و دوباره به ضرورت اقدام تاکید کرد. و مرده یه چیزایی زیر لبش گفت که برام مفهوم نبود ولی حواسم بود که به چه سختی جلوی گریه اش را گرفته.

    مشخص بود که منشی جوان هم مستاسل شده بود. یواشکی بهش گفتم نمیشه از دکتر کمک بخوای. جوابش متحیرم کرد. "محاله قبول کنه، جون بخواه و پول نخواه، دستمزد ماها رو با اکراه میده".

    مرده با همسرش آماده رفتن می شدند. منشی نگاهی به من کرد که نیازی به توضیح نبود. گفتم قبوله باهم یه کاریش می کنیم نزار برن. اون یکی خانواده هم بلافاصله داوطلب شدند.

    بعداز گذشت این همه سال گریه اون خانومه و صدای خجالت زده اون آقا رو اصلا فراموش نمی کنم.

    آنها رفتند برای تهیه دارو. یادم نیست برای چه کاری ولی آقای دکتر همراه همسرم و مادرش از اتاق معاینه خارج شد. گفت سریع برمی گردم. منشی تا دم در دنبالش رفت و دکتر در حالیکه با عجله طول سالن انتظار رو طی می کرد، مهتابی های سوخته سقف رو نشونش می داد و گله از اینکه چرا تعویض و تعمیر نشده اند. منشی که برگشت توضیح داد که چهار طبقه از این برج ماله دکتره که اجاره داده.!!!

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .