Menu


راس اشبی – از پیشگامان نظریه سیستمهای پیچیده


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۳۰۸۵۷

از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود:

  • پس از مطالعه‌ی این درس، نام راس اشبی (Ross Ashby) را به عنوان یکی از افراد آغازگر و پیشگام در نظریه سیستمها، به خاطر بسپارند.
راس اشبی و نظریه سیستمهای پیچیده و سایبرنتیک

ما در متمم به بهانه های مختلف در مورد سیستم های پیچیده صحبت کرده‌ایم.

بخش قابل توجهی از آنچه در متمم در این زمینه گفته شده، در قالب درس مدیریت در شرایط ابهام است که این مبحث را از دیدگاه نسیم طالب نویسنده‌ی کتاب قوی سیاه (و البته چند کتاب ارزشمند دیگر) مورد بررسی قرار می‌دهد.

نویسندگان و دانشمندان زیادی در بحث نظریه سیستمها فعالیت یا مطالعه یا مشارکت داشته‌اند. برخی از آنها به توسعه و تدوین این دانش کمک کرده‌اند و برخی دیگر نیز به ترویج آن در فضای دانشگاهی و نیز میان مخاطبان عمومی پرداخته‌اند.

این فهرست می‌تواند کسانی مانند هربرت سایمون، نوربرت وینر، استافورد بیر، استنلی میلگرام، نسیم طالب، کوین وارویک (Kevin Warwick) و استوارت کاوفمن را در بربگیرد.

افرادی که مورد اشاره قرار گرفتند – مثل همه‌ی ما – از دانشمندان و نویسندگان مختلفی تاثیر پذیرفته‌اند. اما جالب اینجاست که یک نام مشترک، در فهرست افراد تاثیرگذار بر روی تمام نویسندگان فوق وجود دارد: راس اشبی.

جالب‌تر این است که راس اشبی (W. Ross Ashby) به اندازه‌ی سایر افرادی که از آنها نام بردیم شناخته شده نیست.

راس اشبی – کسی که روان‌درمان‌گر نماند

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

واژه‌ی بازخورد یا Feedback که امروز در مدیریت و نظریه سیستمها به صورت گسترده به کار می‌رود، اگر چه توسط کارل فردیناند براون ابداع شد، اما توسط اشبی در نظریه سیستمها ترویج شد (براون، این مفهوم را بیشتر برای سیستمهای الکتریکی به کار می‌برد).

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    ایمان نظری ، علی شیرزاد ، فواد انصاری ، سیدشاهین نقوی ، هما

قوانین کامنت گذاری در متمم

12 نکته برای راس اشبی – از پیشگامان نظریه سیستمهای پیچیده

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    واقعیت این است که جمله‌‌ی شما، اگر چه اشاره‌ای به یک گزاره‌ی درست منطقی داشت، اما احساس می‌کنم تمرکز بر روی این گزاره، ممکن است باعث شود که نگاه ما از اصل موضوع به فرعیات دوخته شود.

    پرسیده‌اید: به نظرتون چه در سیستم‌های مکانیکی، چه در سیستم‌های پیچیده، تا الان انسان توانسته است چیزی کامل و بدون خطا بسازد؟

    پاسخ این سوال واضح است: خیر.

    اما چه نتیجه‌ای می‌خواهیم بگیریم؟ اینکه مثلاً اشبی اشتباه گفته است؟ یا جواب این سوال را نمی‌دانسته؟

    قاعدتاً کسی که لغت «سیستم» و «سایبرنتیک» را ساخته و در واقع، ما امروز با کلمات خود او جمله می‌سازیم و در مورد او حرف می‌زنیم، پاسخ دیگری برای این سوال داشته است و به اندازه‌ی ما چیزی را که «خود خلق کرده» نمی‌شناخته؟

    احتمالاً پاسخ منفی است.

    در اینجا دو نکته به ذهن من رسید که چون در قالب سوال مطرح کردید، احساس کردم شاید مناسب باشد پاسخی که در ذهن خودم تداعی می‌شود را بنویسم:

    نکته‌ی اول اینکه داشتن آرزوی «بلندپروازانه» برای ساختن یک سیستم بدون خطا، خود یک خطا محسوب نمی‌شود. آنهایی که می‌خواستند سیستم‌های بدون ایراد بسازند، سیستم‌های با کیفیت بالا ولی دارای خطا را ساختند و می‌سازند.

    آنها که از ابتدا، به وجود خطا و ایراد رضایت می‌دهند، در نهایت چیزی می‌سازند که احتمالاً از حداقل کیفیت هم برخوردار نیست.

    فکر می‌کنم مثلاً تفاوت یک خودروساز برتر و یک چهارچرخه ساز این است که خودروساز برتر می‌خواهد خودرویی بدون هر گونه ایراد بسازد و در نهایت، خودرویی با ایرادهای جزیی حاصل می‌شود.

    اگر من و شما باشیم، استدلال فلسفی می‌کنیم که «هیچ سیستمی بدون ایراد نیست. پس یک سطح حداقلی از ایراد را باید پذیرفت». بعد هم در نهایت یک محصول با «حداکثر ایرادهای قابل تصور» تولید می‌کنیم.

    نکته‌ی دوم که به ذهنم می‌رسد این است که باید ببینیم جملات را چه کسی تلفظ می‌کند. قاعدتاً بزرگان و اندیشمندان، وقتی جمله‌ای را می‌نویسند و می‌گویند در ذهن‌شان چیزی متفاوت از آنچه به ذهن ما می‌رسد تصور می‌کنند.

    به قول مولوی:

    کار پاکان را قیاس از خود نگیر

    گرچه باشد در نوشتن، شیر، شیر

    ما امروز جمله‌ی اشبی (و دیگران) را در حد یک جمله می‌بینیم و می‌کوشیم آنها را با منطق ساده‌ی مکانیکی بسنجیم.

    اما اشبی چه کرد؟

    وقتی اشبی به سیستم بدون خطا فکر کرد، دید که سیستم به هر حال خطا دارد.

    پس با خود اندیشید که سیستم باید دستاورد و خروجی خودش را ببیند تا بتواند خطا را اصطلاح کند. در اینجا مفهوم «بازخورد» و «بازخورد منفی» متولد شد. او این ایده را «اختراع» کرد که می‌تواند چیزی به نام بازخورد وجود داشته باشد و سیستم‌ها بر اساس بازخورد رفتار خود، خطاهای رفتاری خود را اصلاح کنند.

    واژه و مفهومی که آن را به شکل ریاضی هم تحلیل کرد و در کتاب سایبرنتیک خود، روش استفاده از بازخورد را هم شرح داد و پدر چیزی شد که امروز به نام سیستم‌های کنترل شناخته می‌شود.

    هر بار که در یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی یا جلسه مدیریتی، می‌شنوید که کسی می‌گوید: «ما منتظر بازخورد شما هستیم». می‌توانید اشبی را تصور کنید که لبخند بر لب، گوشه‌ای ایستاده است و تلاش سیستم‌ها برای «کاهش خطای خود» و «حرکت به کمال» را می‌بیند.

    این مفهوم امروز آن‌قدر بدیهی است که ما فراموش می‌کنیم مثل الکتریسیته یا کامپیوتر یا معادلات ریاضی یا نمادهای عددی، روزی توسط کسی اختراع شده و به بشریت هدیه داده شده است.

    فکر می‌کنم ما باید بکوشیم جملات و نگرش این بزرگان را در چارچوبی که با مدل ذهنی بزرگ آنها تطبیق (یا شباهت) داشته باشد بسنجیم و نه نگرش خودمان.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .