Menu


دوستی یعنی چه؟ مرور تعریف دوستی از ارسطو تا امروز | کتاب فلسفه ی دوستی


کتاب فلسفه ی دوستی

دوستی یعنی چه؟ تعریف دوستی چیست؟ چه کسی را می‌توانیم دوست خود بدانیم؟

این‌ها سوال‌های تازه‌ای نیستند. انسان هزاران سال به چنین سوال‌هایی فکر کرده و به فراخور زمین و زمانی که در ان می‌زیسته پاسخ‌هایی را برای آن‌ها یافته و انتخاب کرده است.

اگر چه داستان دوستی‌ها و فداکاری‌ها و وفاداری دوستان به یکدیگر، به اندازه‌ی عمر افسانه‌ها و اساطیر بشری قدمت دارد، اما الکساندر نهاماس (Alexander Nehamas) استاد فلسفه‌ی دانشگاه پرینستون و نویسنده‌ی کتاب فلسفه ی دوستی (On Friendship) معتقد است که شکل رسمی تعریف دوستی را نخستین بار ارسطو در آثار خود آورده و به این سوال پاسخ داده است که دوستی یعنی چه؟

این ارسطو است که ساده و شفاف می‌گوید:  حتی اگر همه‌ی دیگر چیزهای نیکِ جهان را به ما ببخشند، هیچ‌کس نمی‌پذیرد که بی‌دوست زندگی کند. 

اگر از پیچیدگی‌های بحث و تعریف دقیق واژه‌ها و وسواس جدی و ارزشمند نهاماس در فصل اول کتاب فلسفه ی دوستی بگذریم، به ساده‌ترین شکل می‌توان گفت ارسطو رابطه‌های دوستانه را در سه دسته طبقه‌بندی می‌کند: رابطه برای نیاز و منفعت (Profit)، رابطه برای لذت (Pleasure) و رابطه بر مبنای فضیلت (Virtue).

رابطه با کسی که می‌دانیم می‌تواند ما را به حلقه‌ی افراد ثروتمند و بانفوذ وصل کند، در دسته‌ی اول قرار می‌گیرد. شور و شوقی را هم که میان دو جنس مخالف پا می‌گیرد، می‌توان در دسته‌ی دوم قرار داد.

اما وقتی کسی را به خاطر فضیلت‌هایش دوست می‌داریم،‌ از نگاه ارسطو دوستی واقعی شکل می‌گیرد.

نهاماس فصل اول کتابش را به شرح و توصیف نگاه ارسطویی به دوست داشتن اختصاص داده است. او یکایک واژه‌ها و تعریف‌ها را شرح می‌دهد و مرور می‌کند و می‌خواهد مطمئن شود خواننده‌اش درک درستی از تعریف دوستی، با نگاه ارسطو، به دست آورده است.

اما کمی جلوتر متوجه می‌شویم که این معرفی دقیق و طولانی، به معنای تأیید نگاه ارسطو نیست. نهاماس دوستی دوران مدرن را به شکل دیگری می‌بیند و درک می‌کند.

نهاماس مانند ارسطو اهمیت دوستی را می‌پذیرد و نیز با دیوید هیوم هم‌صداست که  تنهایی مطلق شاید بدترین مجازاتی باشد که کسی ممکن است تحمل کند.  اما در عین حال یادآوری می‌کند که پایه‌ی دوستی می‌تواند فضیلت نباشد. چه بسا رذیلت هم بتواند دوستی‌های جدی و عمیق بسازد.

دوستی یعنی چه

دوستی یعنی چه؟ نهاماس پاسخ می‌دهد

نهاماس دوستی را بسیار عمیق می‌داند و آن را کاملاً از «آشنایی» – که رابطه‌ای سطحی و احتمالاً گذراست – جدا می‌کند. به همین علت نقل می‌کند که دوست، منِ دیگر است. در عین حال، آن تعابیر اخلاقی ارسطو را هم نمی‌پذیرد و نمی‌تواند دوستی را آن‌قدر بالا ببرد که مصداق‌هایش بسیار نایاب شوند: «دوستی هم خیلی معمولی‌تر و هم خیلی مخاطره‌آمیزتر از چیزی است که او [ارسطو] تصور می‌کرد.»

از نظر نهاماس دوستی به همان اندازه که می‌تواند مسیر رشد و تعالی را هموار کند، ظرفیت خطرآفرینی را هم دارد. می‌تواند مستلزم بی‌اخلاقی باشد، دوست را به دردسر بیندازد و حتی به ورطه‌ی سقوط بکشاند. چنان‌که از دین کاکینگ و ژانت کِنِت نقل می‌کند: «دوست کمک‌تان می‌کند اثاث‌تان را جابه‌جا کنید؛ دوست خوب کمک‌تان می‌کند جسدی را جابه‌جا کنید.»

نهاماس در تمام کتاب خود نگاه زیبایی‌شناسانه به دوستی را حفظ کرده و کوشیده است دوست و دوستی را خارج از مقوله‌ی اخلاق بررسی کند. دوستی ارزشمند است، نه به خاطر آن‌که بر پایه‌ی فضلیت‌هاست، بلکه به این علت که زیباست.

دوستی برای او بیشتر به یک اثر هنری شبیه است: «یک اثر هنری در عین این‌که ممکن است محتوایی بسیار ضداخلاقی داشته باشد، می‌تواند از نظر فرم به اوج زیبایی برسد.»

البته به نظر می‌رسد او عمداً جمله‌ها و گزاره‌هایی تند را انتخاب کرده تا مطمئن باشد اثر نگاه ارسطویی را به خوبی شسته و پاک کرده است.

پس از اطمینان از حصول این هدف، به دوستی‌هایی می‌رسد که برای ما آشناترند (و الزاماً به جابه‌جایی جنازه منتهی نمی‌شوند). همان دوستی‌هایی که بسیاری از ما فرصت تجربه‌شان را داشته‌ایم. شاید بتوان گفت نهاماس می‌کوشد دوستی را از آسمان به زمین بیاورد و آن را برای ما ملموس‌تر کند.

او در مسیر این تلاش، گاهی برخی از کلیشه‌های رایج را در برابرمان می‌شکند. مثلاً به نقل از ویلیام هزلیت می‌گوید:

وقتی می‌خواهیم ارزش آشنایان یا حتی دوستان‌مان را بسنجیم، کیفیت‌های فکری یا معاشرتی‌شان را بر کیفیت‌های اخلاقی‌شان ارجح می‌دانیم.

واقعیت این است که در مراودات همیشگی‌مان با دیگران، بیش از آن‌که به کمک نیاز داشته باشیم به دنبال سرگرم شدنیم.

بنابراین، بیش از آن‌که اهمیت دهیم فردی که با او صمیمی هستیم در مواقع بحرانی کمک‌مان خواهد کرد یا نه، به این توجه می‌کنیم که در مواقع عادی چه حرفی برای گفتن دارد.

چرا او را دوست داری؟ نمی‌دانم!

«من او را به خاطر خودش دوست دارم.» این جمله را همه شنیده‌ایم و چه بسا بر زبان آورده باشیم. اما این «به خاطر خودش» یعنی چه؟ یعنی به خاطر صفت‌ها و ویژگی‌هایش؟

فرض کنید می‌گویید فلان دوستم را به خاطر این چهار یا پنج ویژگی دوست دارم. آیا واقعاً اگر فرد دیگری پیدا شود که همان چهار یا پنج ویژگی را – شاید حتی بهتر – داشته باشد، دوست خود را رها می‌کنید و به سراغ او می‌روید؟

آیا همیشه می‌توانید دیگران را قانع کنید که چرا کسی را دوست دارید؟ آیا همه‌ی علت‌های دوست‌داشتن‌تان در کلمات می‌گنجند؟

نهاماس معتقد است که هیچ‌کس نمی‌تواند به شکل درست و کامل توضیح دهد که چرا فرد مشخصی را دوست دارد:

هرچقدر تلاش کنیم که توضیح دهیم چرا از کسی خوش‌مان می‌آید، پاسخ‌مان بی‌بر و برگرد مبهم و نادقیق خواهد بود و در نهایت راضی‌مان نخواهد کرد؛ پاسخ‌هایی مبتذل و ناقص که هرگز نمی‌توانند دلیل بنیادین عواطف‌مان را بازگو کنند.

… در واقع مونتنی نخستین فیلسوفی بود که حقیقتی بنیادین را درباره‌ی عشق و دوستی دریافت: این‌که هر چقدر بکوشیم دلیل عشق‌مان به فردی خاص را با استناد به فضایل، دستاوردها یا هر چیز دیگرش توضیح دهیم، ناکام می‌مانیم.

نهاماس در این‌جا نکته‌ی تأمل‌برانگیزی را مطرح می‌کند. او معتقد است که ما نمی‌توانیم همه‌ی ابعاد دوست‌مان و دوستی‌مان را شرح دهیم، چون بخشی از این ابعاد برای خودمان هم مشخص نیست: آینده‌ی نامشخص و ناگفتنی‌ای که برای دوستی‌مان در نظر می‌گیریم، می‌تواند مهم‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین بخش دوستی‌مان باشد.

ما یکدیگر را نه به خاطر روزهایی که در کنار هم گذرانده‌ایم و می‌گذرانیم،‌ بلکه به خاطر روزهایی که فکر می‌کنیم با هم خواهیم گذراند و تجربه‌هایی که فکر می‌کنیم خواهیم داشت و جهان‌هایی که گمان می‌کنیم کشف خواهیم کرد دوست داریم:

دوستی تعهد به آینده هم می‌آورد.

جمله‌ی «تو دوستمی» یا از آن کلی‌تر «دوستت دارم» تنها ابراز احساسات من در لحظه‌ی حال نیستند. این جملات این نوید را نیز در خود دارند که احساس من بیش از لحظه‌ی حال دوام خواهد آورد و حضور ما در زندگیِ همدیگر به نوعی زندگی را برای هر دویمان بهتر می‌کند.

دوستی ما فقط در جذابیت‌های فعلی‌مان برای یکدیگر خلاصه نمی‌شود (به این فکر کنید که بعضی از کسانی را که با آن‌ها پیمان دوستی بستیم چقدر کم می‌شناختیم)، بلکه این احساس نیز در آن دخیل است که چیزهای دیگری راجع به ما هست و وقتی یکدیگر را بهتر بشناسیم آن چیزهای دیگر برایمان جذاب خواهند بود، چیزهایی که هنوز نمی‌دانیم چه هستند. حتی چیزهایی که ممکن است به سبب دوستی‌مان پدید بیایند.

… دوستان در اصل وسیله‌ای برای احراز هدف‌های یکدیگر نیستند، بلکه خود، هدف‌هایی مستقل‌اند. این یعنی وقتی من دوست‌تان می‌شوم، برآورده شدن خواسته‌هایم را حق خود نمی‌دانم. من به آن‌چه دلخواه شماست تن می‌دهم و با کمال میل حاضرم در نتیجه‌ی رابطه‌مان چیزهای جدیدی بخواهم، علایق جدیدی پیدا کنم و حتی شاید به ارزش‌های جدیدی معتقد شوم.

… دوستی ما آینده‌ای بهتر را بشارت می‌دهد و تا وقتی پابرجاست چنین است. حالا این آینده چیست، نمی‌دانم.

… عشقی که حالا به شما دارم به دلیل آینده‌ای، هر چند مبهم، است که پیش رویم مجسم می‌کنم. هرگاه تصویر این آینده‌ی خیالی ناپدید شود، اگر روزی بیاید که حس کنید دیگر هیچ‌چیز مهمی نمانده که از من بدانید، آن روز دوستی ما ملال‌آور می‌شود و به پایان خواهد رسید.

دوستی ممکن است به دلایل مختلفی مثل بگومگو، دوری یا روابط جدید پایان یابد. هر یک از این دلایل ممکن است به سهم خود در گسستن دوستی موثر باشد. اما تأثیر واقعی‌شان این است که میل دوستان به داشتن آینده‌ای مشترک را زائل می‌کند.

مخاطب کتاب فلسفه‌ی دوستی چه کسانی هستند؟

وجه فلسفی کتاب نهاماس کاملاً‌ پررنگ است. اما نمی‌توان گفت که کتاب صرفاً برای علاقه‌مندان به فلسفه نوشته شده است.

اصطلاحات و اشارات فلسفی در کتاب کم نیستند. ضمن این‌که ارجاع دادن مکرر به آثار هنری و ادبی ممکن است مطالعه را برای کسانی که این آثار را چندان نمی‌شناسند کمی دشوار کند.

اما ساده‌گویی نهاماس، حکایت‌ها و خاطرات و قصه‌هایش، و البته شوخ‌طبعی ملایمی که در لابه‌لای کلماتش خودنمایی می‌کند، می‌تواند خوانندگان خارج از قلمرو فلسفه را هم با خود همراه کند.

اگر مفهوم «دوست» برایتان موضوعی جذاب است، یا اگر دوست و دوستانی دارید که بخش مهمی از زندگی‌تان را پر کرده‌اند و دوست دارید رابطه‌ی خود را با آن‌ها بیشتر و بهتر بشناسید، کتاب فلسفه ی دوستی می‌تواند گزینه‌ای مناسب باشد.

فقط اگر آشنایی کمی با فلسفه و نوشته‌های فلسفی دارید، باید کمی وقت و حوصله‌ی بیشتری را برای خواندن فصل اول کتاب صرف کنید.

کتاب فلسفه دوستی را آیدین رشیدی ترجمه کرده و حاصل این تلاش ارزشمند، به همت #نشر گمان به بازار عرضه شده است.

خرید کتاب فلسفه دوستی (دیجی کالا)

محدودیت در دسترسی کامل به مجموعه درس حمایت اجتماعی و رابطه عاطفی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های حمایت اجتماعی و رابطه عاطفی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. به عنوان عضو ویژه‌ی متمم به مجموعه درس‌های بسیار بیشتری از جمله درس‌های زیر دسترسی پیدا می‌کنید:

  فهرست درس‌های متمم

ضمناً از میان دوستان متممی، کسانی که درس‌های حمایت اجتماعی و رابطه عاطفی را مطالعه کرده‌اند، به درس‌ها و موضوعات زیر نیز علاقه نشان داده‌اند:

  مدیریت استرس  |  مهارت ارتباطی  |  کوچینگ

  شخصیت شناسی | خودشناسی  |  مدیریت تعارض

  چگونه شاد باشیم | عزت نفس  | هوش هیجانی

  تحلیل رفتار متقابل  |  روانشناسی مثبت گرا  |  حل مسئله

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    سمیه محمدی ، شهرزاد ، سید حمید رضا صحفی ، ابراهیم صیادی ، مژگان پیوندی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری حمایت اجتماعی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه حمایت اجتماعی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

11 نکته برای دوستی یعنی چه؟ مرور تعریف دوستی از ارسطو تا امروز | کتاب فلسفه ی دوستی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : زهرا محمودی

    تعبیر زیبایی در قابوسنامه درباره‌ی دوستی آمده که اشاره‌ی جالبی به واژه‌ی " نیم‌‌دوست" دارد:

    "بدان، ای پسر که مردمان تا زنده‌اند از دوستان ناگزیرند که مرد اگر بی‌برادر باشد، بِه که بی‌دوست‌. از آن که حکیمی را پرسیدند که دوست بهتر یا برادر؟ گفت: برادر نیز، دوست بِه. پس به کار دوستان اندیشه کن و دوستی ایشان به مردمی و احسان، تازه دار و چون دوستِ نو گیری، پشت بر دوستان کهن مکن. دوست، همی طلب و دوستان کهن را بر جای همی‌دار تا همیشه بسیار دوست داشته باشی و دیگر با مردمانی که با تو به راه دوستی روند و "نیم‌دوست" باشند، نیکویی و سازگاری کن و در هر نیک و بد، به ایشان مُشفق باش تا چون از تو مردمی بینند، دوست یکدل شوند."
      و توصیف زیباتری از بهرام بیضایی در "طومار شیخ شرزین" درباره‌ی رفاقت و دوستی:

    "آری آدمیان شبیه آینه‌اند. آینه‌ی زنگار‌ بَسته تو را کدر نشان می‌دهد و آینه‌ی ترَک خورده، شکسته و آینه‌ی صیقلین یا موّاج تو را صاف یا مَعوج؛ و این جز آن است که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگار بسته."

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .