Menu
فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده

مسیرِ تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته چیست و در این راه، باید به چه نکاتی دقت کنیم؟




تفکر استراتژیک (معرفی درس)


نقشه راه یادگیری تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک در مقایسه با سایر موضوعات و حوزه‌های مربوط به استراتژی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

معمولاً با شنیدن نام استراتژی، مباحثی مانند برنامه ریزی استراتژیک یا اجرا و پیاده سازی استراتژی و یا حتی کنترل استراتژیک در ذهن ما تداعی می‌شود؛ اما تفکر استراتژیک در این میان سهم کمتری را به خود اختصاص می‌دهد.

حتی بسیاری از کتابهایی که رسماً با عنوان تفکر استراتژیک عرضه شده‌اند، در نهایت به تکرار جزئیات برنامه ریزی استراتژیک پرداخته‌اند.

ما در متمم به علت اهمیتی که برای موضوع تفکر استراتژیک قائل هستیم، تصمیم گرفتیم سرفصل مستقلی را به این بحث اختصاص دهیم.

درس تفکر استراتژیک با چه هدفی تدوین شده است؟

هدف از درس تفکر استراتژیک، آموزش نحوه فکر کردن و اندیشیدن بر پایه‌ی اصول استراتژی است.

تفکر استراتژیک همچنان‌که از نامش پیداست، قرار است شیوه‌‌ای بهتر برای فکر کردن را به ما بیاموزد. به ما کمک کند منابع خود را بهتر ببینیم و ارزیابی کنیم و بتوانیم از فرصت‌هایی که در محیط‌مان وجود دارد، بیشترین بهره را ببریم.

درس تفکر استراتژیک چه پیش‌نیازهایی دارد؟

بر خلاف برخی درس‌های متمم که دسترسی به آنها بدون ارائه‌ی پروژه در درس‌های پیش‌نیاز امکان‌پذیر نیست، ما برای این درس چنین محدودیتی قائل نشده‌ایم.

با این حال بر این باور هستیم که مطالعه و آشنایی با مفاهیم تفکر سیستمی و تصمیم گیری می‌تواند به درک عمیق‌تر این مبحث کمک کند.

ضمناً خود بحث تفکر استراتژیک هم پیش‌نیاز درس استراتژی کسب و کار محسوب می‌شود و با مطالعه و یادگیری آن، می‌توانید مفاهیم استراتژی کسب و کار را بهتر و عمیق‌تر درک کنید.

آیا تفکر استراتژیک فقط برای مدیران کسب و کار مفید است؟

اگر چه بسیاری از مثال‌های درس تفکر استراتژیک از فضای کسب و کار انتخاب می‌شوند، اما تفکر استراتژیک قرار نیست صرفاً به بهبود مدیریت کسب و کارها کمک کند. از این منظر می‌توان جنس آن را شبیه درس تفکر سیستمی دانست.

تفکر سیستمی هم می‌تواند در فضای کسب و کار، به صورت گسترده مورد استفاده قرار بگیرد و تأثیر‌گذار باشد. اما به خوبی می‌دانیم که اثر اندیشیدن به شیوه‌ی سیستمی به کسب و کار محدود نیست و می‌تواند بر سایر جنبه‌های زندگی ما نیز تاثیر بگذارد.

ریچ هورواث (Rich Horwath) که کتابهای او یکی از منابع تدوین درس تفکر استراتژیک متمم نیز هست، ماجرای جالبی را تعریف می‌کند.

او در جلسات و سمینارها از حاضرین می‌پرسد: «آیا شما با تفکر استراتژیک آشنا هستید و خودتان را یک متفکر استراتژیک می‌دانید؟»

جالب اینجاست که الگوی پاسخ‌ مخاطبان تقریباً همیشه و همه‌جا مشابه است.

مدیران ارشد با اطمینان می‌گویند: بله! قطعا! البته!

مدیران میانی با کمی تردید سرشان را تکان می‌دهند و به نوعی این ویژگی را – تا حدی – در خودشان تایید می‌کنند.

کسانی هم که در سطوح پایین‌تر سازمان هستند، معمولاً در برابر این پرسش سکوت می‌کنند.

گویی که ما جایی در گوشه ذهن خود پذیرفته‌ایم که کسی که به موقعیت‌های برتر سازمانی می‌رسد احتمالاً باید تفکر استراتژیک داشته باشد و آن‌کس که به آن موقعیت نرسیده از توانایی تفکر استراتژیک بهره مند نیست (یا اصلاً در موقعیتی نبوده و نیست که به این توانمندی نیاز داشته باشد).

تفکر استراتژیک برای مدیران نیست و در همه سطوح سازمان مورد نیاز و قابل استفاده است

رابطه تفکر استراتژیک با برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

اگر انتظار دارید پاسخی شفاف و دقیق برای این سوال بشنوید، متاسفانه باید بگوییم که انتظار شما برآورده نخواهد شد.

با وجودی که نویسندگان و متفکران حوزه‌ی مدیریت، به سادگی و به صورت مکرر دو اصطلاح برنامه ریزی استراتژیک و تفکر استراتژیک را به کار می‌برند، اما در مورد اینکه تفاوت این دو چیست و چه رابطه‌ای بین این دو مفهوم برقرار است، اتفاق نظر وجود ندارد.

تعریف و ویژگی های تفکر استراتژیک هم، از منبعی به منبع دیگر تغییر می‌کند.

اگر در میان کتابها و مقالات و اساتید برتر این حوزه در جهان بگردید، چهار نوع پاسخ متفاوت (و حتی مخالف) برای این پرسش پیدا خواهید کرد.

تفکر استراتژیک پیش‌نیاز برنامه ریزی استراتژیک

کسانی مانند هنری مینتزبرگ معتقدند که تفکر استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک دو الگوی فکر کردن متفاوت هستند که یکی از آنها (تفکر استراتژیک) پیش‌نیاز دیگری (برنامه ریزی استراتژیک) است. به عبارتی، ما ابتدا به کمک تفکر استراتژیک فضا را می‌شناسیم و درک می‌کنیم و سپس با تکیه بر برنامه ریزی استراتژیک، آنچه را فهمیده‌ایم اجرایی و عملیاتی می‌کنیم.

تفکیک استراتژی به تفکر و برنامه ریزی، مفید نیست

گروه دوم کسانی مانند مایکل پورتر هستند که معتقدند تفکر استراتژیک یک نوع نگرش تحلیلی و کاملاً چارچوب‌دار است. وقتی پای صحبت‌های کسانی مانند پورتر می‌نشینید متوجه می‌شوید که آنها به جای تفکر استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک، مفهوم سومی را به کار می‌برند و آن تحلیل استراتژیک است. مایکل پورتر استراتژی را در دو بخش مورد بررسی قرار می‌دهد:

  • تشخیص و تحلیل صنعت و وضعیت امروز و آینده‌ی آن
  • انتخاب جایگاهی که می‌خواهید (یا می‌توانید) با کسب و کار خود در این صنعت داشته باشید

برنامه ریزی استراتژیک در خدمت تفکر استراتژیک است

کسانی مثل پیتر شوارتز چنین نگاهی را به استراتژی انتخاب کرده‌اند.

آنها اصطلاح برنامه ریزی استراتژیک را تا حد زیادی مترادف با سناریو نویسی به کار می‌برند و معتقدند که نوشتن سناریو و بررسی و مقایسه‌ی سناریوها کمک می‌کند تا استراتژیک‌تر فکر کنیم.

امروز تفکر استراتژیک جایگزین برنامه ریزی استراتژیک محسوب می‌شود

برخی از متخصصان و صاحب‌نظران استراتژی هم بر این باور هستند که دنیای متلاطم کنونی که هر روز در آن شاهد تغییرات بزرگ هستیم، دیگر جایی برای آن روش‌های سنتی برنامه ریزی استراتژیک ندارد.

آنها می‌گویند در دنیایی که هر روز در حال تغییر است، نمی‌توانیم بنشینیم و چشم انداز ده یا بیست ساله بنویسیم و ماتریس‌های مختلف را ترسیم کنیم و سند استراتژیک تنظیم کنیم و بعد هم انتظار داشته باشیم که کشتی سازمان، سالها بر همین مسیر که تدوین کرده‌ایم حرکت کند و به مقصد نیز برسد.

این گروه از متخصصان تفکر استراتژیک را شکل تکامل‌یافته و جایگزین برنامه ریزی استراتژیک می‌دانند. ابزاری که بیشتر بر روی بهبود کیفیت تصمیم گیری و انتخاب تمرکز دارد تا تدوین برنامه‌های رسمی بلندمدت.

البته ما به هیچ‌وجه قصد نداریم شما را در درس‌های آینده در دام اختلاف نظرهای موجود میان بزرگان گرفتار کنیم.

بلکه می‌کوشیم از میان حرف‌ها و ایده‌ها و چارچوب‌هایی که علمی و در عین حال کاربردی هستند، اصول و ابزارها و نکته‌های مفید را استخراج کنیم و در اختیارتان قرار دهیم.

با این حال مناسب بود که در ابتدای بحث، به این نکته توجه داشته باشیم که زمینِ تفکر استراتژیک، خاستگاه اندیشه‌ها و نگرش‌های بسیار متفاوتی بوده و هست.

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

مجموعه درس‌های تفکر استراتژیک برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به درس تفکر استراتژیک به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  دوره MBA

  مدل ذهنی

  کاریزما

  کارآفرینی

  تفکر سیستمی

چند کتاب تفکر استراتژیک (استفاده شده در تدوین درس)

 استراتژی اقیانوس آبی

ساختن برای ماندن (کالینز و پوراس)

از خوب به عالی (نوشته جیم کالینز)

 Strategic Thinking: A Comprehensive Guide

 Strategy and Organization: Realizing Strategic Management

 Elevate, Rich Horwath

 Deep dive, Rich Horwath

 The Strategy Book, Max McKeown

علاوه بر منابع فوق، گوش دادن به سه فایل صوتی زیر که توسط محمدرضا شعبانعلی در قالب فایل‌های صوتی رادیو متمم تهیه شده نیز می‌تواند مفید باشد:

فایل صوتی مدیریت منابع از دیدگاه تفکر استراتژیک (خطا در ارزیابی منابع)

فایل صوتی مدیریت منابع از دیدگاه تفکر استراتژیک (ظرفیت جذب منابع)

فایل صوتی مدیریت منابع از دیدگاه تفکر استراتژیک (استهلاک و پرورش منابع)

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: سعیده نیک رفتار , منصور سجاد , mojdesam , آرمان حاجی زاده , پویا شیخ حسنی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تفکر استراتژیک به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تفکر استراتژیک
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

15 نکته برای تفکر استراتژیک (معرفی درس)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمد رمضانی

    با سلام
    برخی نکات فایل صوتی اول
    عنوان: منابع
    ما خیلی وقتها به جای اینکه منابع رو جستجو کنیم، منافع رو جستجو می کنیم و این هم سبب شده است که خیلی فضای ذهنمون در مذاکره، در تحلیل، در انتخاب استراتژی و ... رقابتی بشه.
    ما وقتی ی نفر رو با یک ماشین گرون قیمت میبینیم، به جای اینکه به این فکر کنیم که چه منابع جدیدی امروز در اقتصاد کشور یا اقتصاد شهرهای بزرگ شکل گرفته است، به این فکر میکنیم که کیا دارن چنین ماشین هایی رو می خرن.
    مثلا شبکه های اجتماعی رو به عنوان یک منبع ببینیم و نه اینکه ببینیم این منافع داره مورد استفاده چه کسانی قرار میگیره.
    منابع = ورودی ها
    منابع رو میشه در مقابل مصارف هم دید.
    برخی منابع:
    1.      پول ما
    2.      ثروت ما
    3.      آموخته های ما
    4.      مدرک تحصیلی ما
    5.      دوستان ما
    6.      انرژی ما
    7.      امکانات تکنولوژی و شبکه های اجتماعی که در اختیار ما قرار دارند
    8.      برند ما
    9.      اعتماد دیگران به ما
    10.   روابط عاطفی ما
    11.   فرصت های ما
    12.   و ...
    استراتژیست ها بعد از صحبت در مورد منبع، بلافاصله در مورد تخصیص منابع صحبت می کنند.
    نکته اول: خطای ما در ارزیابی ارزش منابع: (خطای شناختی):
    یکی از اولین خطاهایی که در مورد منابع داریم اینه که منابعی رو که با زحمت زیادتر بدست می آید را معمولا فکر میکنیم که با ارزش تره. در حالی که ارزش یک منبع، به میزان ارزشی که ما برای پیدا کردنش صرف کرده ایم نیست، بلکه مستقل از آن است و باید نگاه کنیم و ببینیم ارزش ذاتی آن چقدر است.
    متاسفانه ما وقتی ی چیزی مجانی میشه، خیلی خیلی نگاهمون بهش عوض میشه و تو این شرایط شاید بشه جمله زیر رو به کار برد:
    "بعضی وقتها، فاصله 1000 تومن تا صفر تومن، خیلی خیلی بیشتر از فاصله یک میلیون تومن تا 1000 تومن هستش".
    بشینیم فکر کنیم و ببینیم که اگر این منبعی که الان رایگانه، اگه پولی بود و ماهی n تومن هزینش بود، اون وقت چطوری ازش استفاده می کردیم.
    وفور، در دسترس بودن، ساده بدست آوردن و ... باعث میشه که ما منابع رو به راحتی از دست بدهیم.
    نکته دوم: اشتباه دیگر ما در مورد منابع این است که فکر می کنیم که هر چه منابع بیشتری داشته باشیم، بهتر است.
    اگر به دنبال لذت بلند مدت هستیم و نه رضایت کوتاه مدت، باید در انتخاب منابع دقت بیشتری بکنیم.
    مربوط بودن منابع به هم و به اهداف ما، بسیار مهم هستند.
    آدم هایی که همه دروس دانشگاهی خود را به یک اندازه (خوب و یا حتی خیلی خوب) بلد هستند، الزاما موفق ترین ادم ها در مسیر شغلی نیستند.
    آدم هایی موفق هستند که یک حوزه خاص را به صورتنادر و فوق العاده بلد هستند.
    نبوغ یعنی مثل من در یک حوزه خاص کمیابه.
    نوابغ کمیاب بوده اند.
    ما بعضی وقتها منابع اشتباهی رو بدست می آوریم و تازه بیشتر اذیت می شویم.
    اولیین دغدغه مهم در مورد منابع، مربوط بودنه.
    و بعد از اون، قیمت تمام شده هست که خیلی مهم است و مهم است که چطور قیمت منابع رو پایین بیاریم.
    همچنین در کنار کسب، رشد و فراوری دادن منابع نیز مهم است.
    شناخت منابع اضافه و هزینه بر نیز از دیگر نکات مهم است.
    شناخت زمان مناسب جهت استفاده از منابع، بسیار مهم است تا زود و یا دیر از منابع استفاده نکنیم.
    ما هم هم افزایی (سینرژی) منابع داریم و هم سرایت منابع.
     
    موفق و شادکام باشید.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .