Menu
راهنمای خرید و خواندن کتاب

در انتخاب یک کتاب به چه نکاتی دقت کنیم و کتاب را چگونه بخوانیم تا اثربخشی بیشتری داشته باشد؟




کتاب پشت پرده ریاکاری | نکاتی صادقانه درباره عدم صداقت | دن اریلی


کتاب پشت پرده ریاکاری دن اریلی

پیتر، یکی از شاگردان دن اریلی، یک بار از سر کنجکاوی درب خانه را روی خودش قفل می‌کند و با کلیدساز تماس می‌گیرد.

او به کلیدساز می‌گوید که کلیدش را گم کرده و نیاز به کمک دارد.

کلیدساز خودش را می‌رساند و در کمتر از یک دقیقه، قفل درب را باز می‌کند.

حتماً می‌توانید احساس پیتر را تصور کنید. او دیگر حتی با درب قفل هم، احساس امنیت ندارد. قفلی که در عرض یک دقیقه باز می‌شود چه ارزشی خواهد داشت؟

کلیدساز در آن‌جا یکی از «تجربیات حکیمانه»‌ی خود را با پیتر در میان می‌گذارد:

«قفل را برای این روی درب قرار می‌دهند که آدم‌های درستکار، به کار نادرست وسوسه نشوند. ۱٪ از مردم همیشه درستکار هستند و هرگز سرقت نمی‌کنند. ۱٪ از مردم هم، آدم‌های درستی نیستند و در هر شرایطی می‌کوشند قفل در خانه‌ی تو را باز کنند و تلویزیون تو را بدزدند.

اما ۹۸٪ باقیمانده، تا وقتی درستکار هستند که شرایط اطراف‌شان مناسب باشد و آن‌ها را به سمت درستکاری سوق دهد. این‌ها اگر به اندازه‌ی کافی وسوسه شوند، ممکن است به سراغ کارهای نادرست بروند.

قفل از تو در برابر آن ۹۸٪ که ممکن است تسلیم وسوسه شوند حفاظت می‌کند.»

مشخص است که دن اریلی ادعا ندارد این درصدها علمی و قابل استناد هستند. به همین خاطر حرف‌هایش را در دهان قفل‌ساز گنجانده است. اما اصل پیام را می‌توان در پس این روایت درک کرد: اریلی اعتقاد دارد که شرایط محیطی می‌توانند ما را به سمت درستکاری یا نادرستی سوق دهند.

کتاب پشت پرده ریاکاری یا حقایقی صادقانه درباره عدم صداقت (The honest truth about dishonesty) بر روی رفتارهای غیراخلاقی انسان‌ها، از تقلب تا دزدی و پارتی‌بازی متمرکز شده است. بیشتر مطالب کتاب – اگر از خاطره‌هایی مثل آن‌چه گفته شد بگذریم – بر پایه‌ی مطالعات و تحقیقات هستند و تعداد قابل‌توجهی از آن‌ها هم در قالب مقالات مستقل، در ژورنال‌های تخصصی منتشر شده‌اند.

کتاب پشت پرده ریاکاری نوشته دن اریلی - حقایقی صادقانه درباره عدم صداقت The Honest Truth about Dishonesty

حرف دن اریلی در کتاب پشت پرده ریاکاری چیست؟

می‌دانیم که دن اریلی یک دانشمند در زمینه اقتصاد رفتاری است. او در این کتاب هم با عینک یک اقتصاددان رفتاری به مسئله‌ی عدم صداقت، رفتارهای نادرست، تقلب و لغزش‌های اخلاقی پرداخته است.

او تأکید دارد که انسان‌ها هنگامی که به سراغ کارهای غیراخلاقی می‌روند، صرفاً تحلیل هزینه و فایده انجام نمی‌دهند؛ بلکه فاکتورهای آشکار و پنهان بسیاری دست به دست هم می‌دهند تا انسان تصمیم بگیرد چنین کارهایی را انجام دهد.

این عوامل آن‌قدر زیاد و متنوع هستند که شاید خود انسان‌ها هم نتوانند منطق پشت تصمیم‌ها و رفتارهای غیراخلاقی خود را به خوبی توضیح دهند.

دن اریلی مانند آن‌چه در کتاب سقلمه و کتاب‌های مشابه آمده، معتقد است طراحی شرایط محیطی می‌تواند انسان‌ها را به سمت درستکاری یا کارهای نادرست سوق دهد.

این تنها نکته‌ای نیست که در پشت پرده ریاکاری آمده است. او هم‌چنین بارها در کتاب خود تأکید می‌کند که (نقل به مضمون):

برای رفع فساد در یک جامعه،‌ دنبال یک یا دو یا ده مورد فاسد بزرگ نگردید، بلکه به دنبال هزاران و میلیون‌ها فاسد کوچک باشید که هر یک در قلمرو خود، از اصول و قوانین و اخلاق، تخطی می‌کنند.

یک تجربه‌ی ساده و آموزنده

آزمایش‌ها، مطالعات و تجربیات فراوانی در کتاب دن اریلی مطرح شده که بسیاری از آن‌ها را می‌توان در قالب درس‌های مستقل بررسی کرد.

اما فعلاً در حدی که کمی با فضای کتاب آشنا شوید، یکی از تجربیاتی را که در کتاب Dishonesty آمده برای شما نقل می‌کنیم.

دن اریلی و همکارانش، برای این‌که بتوانند تقلب را به شکل کمّی و عددی بسنجند، یک آزمون طراحی می‌کنند. آزمون، چارچوب نسبتاً ساده‌ای دارد و از بیست سوال (در قالب بیست جدول) تشکیل شده است:

هر یک از بیست سوال، در قالب یک جدول ۳ در ۴ ارائه شده است. جدول با دوازده عدد مختلف پر شده و کسی که در آزمون شرکت می‌کند، باید بتواند دو عدد را پیدا کند که حاصل‌جمع آن‌ها ده می‌شود.

می‌توانید یکی از جدول‌ها را که در بالا به شکل بزرگ‌تر نمایش داده شده بررسی کنید و ببینید چقدر طول می‌کشد تا دو عدد را پیدا کنید.

اریلی و همکارانش، به دانشجویانی که در این آزمون شرکت کردند، پنج دقیقه وقت دادند و از آن‌ها خواستند که تلاش کنند بیشترین تعداد معما را حل کنند.

به آنها گفته شده بود که در پایان، به ازاء هر پاسخ درست، پنجاه سنت خواهند گرفت (پس اگر به فرض بیست جدول را در پنج دقیقه حل کنند، ده دلار می‌گیرند).

پس از پایان پنج دقیقه، هر کس بلند می‌شد و برگه‌ی خود را به برگزارکننده‌ی آزمون نشان می‌داد و به تعداد معماهایی که حل کرده بود، پاداش می‌گرفت.

پس از انجام آزمایش روی گروهی از دانشجویان، مشخص شد که یک دانشجو به طور متوسط، می‌تواند چهار جدول را در پنج دقیقه حل کند.

دن اریلی تصمیم گرفت آزمایش را به شکل دیگری تکرار کند:

در شکل تازه، «فرصتی برای تقلب» در نظر گرفته شده بود. به این معنا که هر کس بعد از حل معماها، برگه‌ی خود را در دستگاه کاغذخردکن می‌‌ریخت و سپس به جلوی کلاس می‌‌آمد و می‌گفت که چند معما را حل کرده بوده است (پس هیچ سندی وجود نداشت و افراد می‌توانستند دروغ بگویند).

نتیجه این بود که این بار، دانشجویان به طور متوسط مدعی بودند که شش معما را حل کرده‌اند.

اریلی باز هم در این‌جا نکته‌ی کلیدی خود را یادآوری می‌کند:

این‌که متوسط از ۴ به ۶ بالا رفت، به این معنا نیست که افراد معدودی دروغ‌های بزرگ بگویند و مثلاً مدعی شوند که هر بیست معما را حل کرده‌اند. بلکه افراد بسیاری، دروغ‌های کوچک گفتند و میانگین را از عدد واقعیِ ۴ به عدد دروغینِ ۶ رساندند.

اما آزمایش او در این‌جا متوقف نمی‌شود.

این بار در آزمایش‌های مختلف، رقم جایزه را از پنجاه سنت به ازاء هر معما بالاتر می‌برد و به تدریج تا ۵ دلار و حتی ۱۰ دلار به ازاء هر معما می‌رساند.

او یک سوال مهم در ذهن داشت: «وقتی رقم پاداش ۱۰ تا ۲۰ برابر افزایش پیدا می‌کند، باید انگیزه‌ی تقلب بیشتر شود.»

اما اتفاقی که در عمل افتاد این بود که انگیزه‌ی تقلب بیشتر نشد و حتی کمی هم کاهش یافت.

دن اریلی نتیجه می‌گیرد که:

درست است که انسان‌ها وقتی به حال خود رها شوند، میل به تقلب دارند. اما این تقلب را به شکلی و در حدی انجام می‌دهند که تصویری که از خودشان دارند آسیب نبیند و احساس نکنند کار بدی کرده‌اند.

تقلب در یک کار پنجاه سِنتی، آن‌قدر تلخ و سیاه نیست. اما وقتی به ازاء هر معما پنج یا ده دلار داده می‌شود، تقلب می‌تواند معنای دزدی داشته باشد.

اریلی با آزمایش‌های دیگری هم که در کتاب خود شرح می‌دهد، بارها بر این نکته تأکید می‌کند که بیشتر انسان‌ها ترجیح می‌دهند دزدی، کلاه‌برداری، خیانت، پارتی‌بازی، دروغ و تقلب را در شرایطی انجام دهند که ظاهر ماجرا از تخلف مستقیم مالی فاصله داشته باشد.

به خاطر همین شاید یک کارمند بانک، پولی را که روی زمین می‌بیند بردارد و بکوشد به صاحبش تحویل دهد، اما در جابجایی نوبت وام دو نفر، احساس گناه چندانی نکند. چون نمی‌تواند تبعات مستقیم مالی این کار را به شکل عددی، محاسبه و درک کند.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    علی اکبر شاه بهرامی ، داود شاکری ، سعید محمدزاده ، الیاس ، محسن وارثی

قوانین کامنت گذاری در متمم

49 نکته برای کتاب پشت پرده ریاکاری | نکاتی صادقانه درباره عدم صداقت | دن اریلی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حسین قربانی

    یکی از مخاطبان دن اریلی در کتاب Behavioral Economics Saved My Dog از او سؤالی در مورد عدم صداقت افراد پرسیده که به نظرم تجربه‌ی مطرح‌شده توسط آن فرد در نوع خودش جالب توجه است.

    تونی سؤال خود را اینطور مطرح کرده:

    من و یکی از دوستانم در مورد آزمایشی که تو در زمینه عدم صداقت انجام داده‌ای صحبت می‌کردیم. تو اون آزمایش مردم با دزدیدن نوشابه و بیسکوئیت از «اتاق استراحت» هیچ مشکلی نداشتند اما حاضر به دزدیدن معادل نقدی آن نبودند. دوستم تعریف کرد که در محل کارش همواره به وسایل روی میزش همچون منگنه و چسب و ... دستبرد می‌زدند، برای همین او تصمیم می‌گیرد یک سکه به هر کدام از این وسایل بچسباند. بعد از عملی کردن این تصمیم و با گذشت پنج سال از آن موقع هیچ وسیله‌ای از روی میزش دزدیده نشده.

    دن اریلی در پاسخ به تونی اینطور توضیح می‌دهد:

    این دقیقا همان نکته مدنظر من هست. این اتفاق نشان می‌دهد ما انسان‌ها همواره در پی توجیه بسیاری از رفتارهای بد خودمان هستیم، و هر چقدر که آن رفتارها از پول نقد فاصله داشته باشند، توجیه‌شان برای ما آسان‌تر خواهد بود.

    کاری که دوست تو با چسباندن سکه به وسایلش انجام داد این بود که به افراد نشان داد قرض گرفتن وسایل روی میزش بدون بازپس دادن آن‌ها دقیقا همچون دزدیدن پول نقد است. و با این بازتعریف آن کار را از نظر اخلاقی در ذهن دزدان بالقوه به شدت زیر سؤال برد.

    من عاشق پیاده‌سازی این اصل در محیط دفتر کار هستم. حال، اگر ما بتوانیم سکه‌ای به گواهی‌های سهام و همچنین سایر اسناد مالی بچسبانیم، شاید شاهد دنیای بهتری باشیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .