Menu


در کدام حوزه تسلط کلامی نیازمند تمرین بیشتر هستیم؟


کدام حوزه در پرورش تسلط کلامی مهم‌تر است؟

دوست عزیزمان مجتبی کلانتری، بحث مهمی را در معرفی درس پرورش تسلط کلامی مطرح کردند که به دلیل اهمیت آن، تصمیم گرفتیم قبل از ورود به مباحث کلیدی این درس، آن را در اینجا و در قالب یک درس مستقل،‌ بررسی کنیم:

بسیاری از ما احساس می‌کنیم که مشکل اصلی ما در مهارت کلامی، بیش از آنکه در حوزه مکتوب باشد، در حوزه شفاهی است. از کجا می‌توانیم در این زمینه مطمئن شویم؟ اگر چه کاملاً واضح است که مهارت کلامی باید در دو حوزه شفاهی و مکتوب، توسعه پیدا کند، اما دانستن این مسئله که در کدام حوزه، نیازمند تلاش بیشتر هستیم،‌ قطعاً می‌تواند موجب پرورش سریع‌تر این مهارت شود.

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد فعال و کاربران ویژه متمم که حامی این پروژه هستند انجام می‌شود. کاربر آزاد فعال کسی است که حداقل بیست کامنت علمی با رعایت سیاست‌های کامنت‌گذاری متمم در این سایت داشته باشد. اگر هنوز کاربر آزاد متمم نیستند برای اطلاعات بیشتر، لطفاً به این صفحه مراجعه نمایید. اگر علاقمند هستید که شما هم از متمم حمایت کنید می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید و به عنوان کاربر ویژه ثبت نام کنید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری پرورش تسلط کلامی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

237 نکته برای در کدام حوزه تسلط کلامی نیازمند تمرین بیشتر هستیم؟

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : محمدرضا شعبانعلی

    متن تمرین :

    من مورد دوم رو انتخاب کردم و درباره‌اش صحبت کردم.

    تعداد کلماتی که به کار بردم 360 مورد بود. دو مورد برای من جالب بود که قبلاً به اونها دقت نکرده بودم:

    مورد اول اینکه قدیم تکیه کلام من "خُب" بود. در یک جلسه سه ساعته یک بار طبق شمارش دانشجویان، حدود 500 بار این لغت رو به کار برده بودم. همیشه فکر می کردم که اون کلمه حذف شده و دیگه الان تکیه کلام ندارم. اما متوجه شدم که در 3 دقیقه 7 بار از لغت اساساً استفاده کردم! در حالی که بحث اینقدرها هم اساسی نبود.

    با یک جستجو در نوشته‌های خودم، دیدم که ظاهراً این تکیه کلام، در نوشتار هم وجود داره و به گفتار، نشت کرده.

    مورد دوم اینکه احساس کردم وسواس بیش از حد به زمان، چقدر می‌تونه کیفیت صحبت کردن رو پایین بیاره. بخش زیادی از ذهن من درگیر این مسئله بود که حرفهام دقیقاً سر 3 دقیقه یا 180 ثانیه تموم بشه و واقعاً هم سر 181 ثانیه تموم شد.

    اما بعد که فایل ضبط شده رو گوش دادم احساس کردم که اگر اینقدر ذهنم درگیر ثانیه نبود، بهتر می‌تونستم حرف بزنم. میشد از اول تخمین بزنم که چه مجموعه‌ای از حرف‌ها، حدود سه دقیقه وقت می‌گیره و حالا ده ثانیه کمتر یا بیشتر رو بپذیرم.

    در دنیای واقعی، هیچکس به خاطر یک خطای 5 درصدی ما رو تنبیه نمی‌کنه.

    الان که فکر می‌کنم می‌بینم که در سخنرانی‌های سه ساعته هم، اصرار من بر اینکه دقیقاً سخنرانی ده دقیقه دیرتر و زودتر تموم نشه (حدوداً همون 5%) چقدر روی کیفیت سخنرانی‌های من تاثیر نامطلوب گذاشته.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .