Menu


نکته‌ای در مورد انتقام گرفتن


در مورد انتقام گرفتن

این بار هم مثل همیشه در #دعوت به گفتگو، جمله‌ی دیگری را برای بحث و گفتگو در نظر گرفته‌ایم.

قاعده‌ی کلی ما در گفتگوها تغییر نکرده است. فرض ما الزاماً بر درستی جمله‌ها و گزاره‌های مطرح شده نیست. بلکه آن‌ها را بهانه می‌کنیم تا تجربیات و تحلیل‌ها و دانسته‌های خود را با دوستان دیگرمان به اشتراک بگذاریم.

جمله‌ای که این‌بار انتخاب کرده‌ایم به کنفوسیوس منسوب است. در واقع نمی‌دانیم آن را کنفوسیوس گفته یا نه، اما اگر هم کنفوسیوس نگفته باشد، با اطمینان نسبتاً بالایی می‌توان گفت که منشاء آن، شرق آسیا و شاید ژاپن است (+):

qoute_01_mtm_02_015

پیام کلی این جمله مشخص است: انتقام نگیرید. چون معمولاً انتقام گرفتن، دامن خودتان را هم خواهد گرفت.

به زبان دیگر، گوینده‌ی این جمله معتقد است که انتقام گرفتن، دو قربانی دارد و انتقام‌گیرنده نیز، از تبعات رفتارهای انتقام‌جویانه در امان نیست.

محتوای این جمله از زوایای مختلف می‌تواند محل بحث باشد و ما را وادار کند تا به رفتارهای انتقام‌جویانه، بیشتر و آگاهانه‌تر فکر کنیم. اجازه بدهید بعضی از پرسش‌ها و دغدغه‌هایی را که می‌توان به بهانه‌ی این جمله مطرح کرد با هم مرور کنیم:

  • آیا با این جمله موافقید؟ آیا انتقام، همیشه دامن انتقام‌گیرنده را می‌گیرد؟
  • آیا اساساً انتقام، یک حق مشروع است؟ یعنی کسی می‌تواند بگوید مستقل از تبعاتش، من تصمیم گرفته‌ام انتقام بگیرم و انتقام را حق خودم می‌دانم؟
  • آیا می‌توان انتقام را به انتقام‌های پخته و ناپخته تقسیم کرد؟ یعنی مثلاً بگوییم: انتقام‌های خام و فکر‌نشده، دامن انتقام‌گیرنده را می‌گیرند. اما می‌شود به شکلی انتقام گرفت که انتقام‌گیرنده قربانی نشود (به قبر دوم نیاز نباشد).
  • آیا می‌توان گفت انتقام شتابزده، اشتباه است و اگر انتقام شتابزده نباشد، ممکن است اثرات سوء آن کاهش یابد؟ (به قول معروف، انتقام غذایی است که باید سرد سِرو شود: Revenge is a dish, best served cold).

می‌دانیم که بسیاری از مذاهب و مکاتب اخلاقی، انسان‌ها را به «بخشش» به جای «انتقام» توصیه کرده‌اند. به همین علت، تقریباً تردیدی در این نیست که «بخشش یک فضیلت اخلاقی است» و کسی که بتواند به جای انتقام گرفتن، دیگری را ببخشد، از دید اخلاق و اخلاق‌گرایان و بسیاری از مردم، جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند.

اما هم‌چنان این سوال پابرجاست که آیا انتقام نگرفتن را فقط باید یک فضیلت اخلاقی دید؟ یا چنان‌که در جمله‌ی منسوب به کنفوسیوس گفته شده، منطق هم حکم می‌کند که از انتقام دوری بجوییم و فاصله بگیریم؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    پرستو امین ، علی دورقی ، مهدی رنجبر ، حسن پیوسته گر ، داود عندلیب

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری حمایت اجتماعی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه حمایت اجتماعی

قوانین کامنت گذاری در متمم

31 نکته برای نکته‌ای در مورد انتقام گرفتن

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امیرمحمد قربانی

    همواره وقایعی پیش می‌آید که مطابق میل ما نیستند. گاهی - به حق یا ناحق - افرادی دیگر را مسئول این پیشامدها می‌دانیم و مواقعی هستند که دلمان می‌خواهد تلافی کنیم تا آرام بگیریم.

    به نظر می‌آید که داستانِ Move on و عبور کردن است. شاید یکی از مهم‌ترین معیارها در روش این عبور کردن، تسلط ما بر رفتارهای تکانشی‌مان باشند.

    شاید بهتر باشد بگوییم جمله‌ی منسوب به کنفسیوس برای افرادی که کنترل ضعیفی بر روی تکانش‌های خود دارند، بیشتر مصداق می‌یابد.

    احتمالا همه‌ی ما وقتی به گذشته‌ی خود برگردیم، مصداق‌هایی برایش می‌یابیم. انتقام بهانه‌ی‌مان بود و رفتاری تکانشی انجام دادیم. اما به راستی چقدر این رفتار تکانشی، به معنای واقعی، به عبور کردن کمک کرد؟ به نظرم، این رفتار خود همانند زنجیر دیگری می‌بود که نمی‌گذاشت عبور کنیم.

    بالاخره انتقام یک هیجان‌ها و حس‌هایی را برانگیخته می‌کند. نام‌شان هر چه باشد، حس‌ها باید حس بشوند. حس کردن‌شان نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه ضروری است. جنسِ عمل کردن (Act out) است که باعث مشکل می‌شود. این‌که چه کاری در موردش می‌خواهیم انجام دهیم.

    یکی تکانشی رفتار کرده و دیگری شاید بتواند انتقام را به مسیری دیگر هدایت بکند. قبلا جمله‌ای از دوباتن در متمم مطرح شده و در موردش بحث کرده بودیم: بسیاری از موفقیت‌ها را می‌توان دستاورد نوعی انتقام‌جویی دانست.

    پس، از انتقام می‌شود دستاوردهای مثبتی نیز انتظار داشت.

    این‌که بگوییم من به خاطر فضایل اخلاقی به انتقام نمی‌اندیشم، احتمالا تنها فشاری مضاعف بر ما وارد کرده و باعث ناآرامی و ایجاد حس بد به خودمان می‌گردد. بی‌شک بر روی عزت نفس نیز اثر می‌گذارد. زیرا که یکی از چهار منبع اصلی عزت نفس شایستگی‌های اخلاقی است.

    من ترجیح می‌دهم این‌گونه با خود گفته و تلاش کنم در این مسیر حرکت کنم:

    من می‌دانم آن‌چه که اکنون نسبت به این پیشامد یا شخص خاص احساس می‌کنم، از جنس انتقام است. آن را می‌پذیرم. اما قرار نیست اقدامی تکانشی برایش داشته باشم. اگر واقعا قصدم انتقام گرفتن است، شاید بتوانم از آن به عنوان یک انگیزاننده برای دستاوردی خاص استفاده کنم.

    باورم این است که در این مسیر رفتن، بیشتر به بخششی واقعی منجر می‌شود. بخششی که کمک کند پس پشت نهاده و عبور کنیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .