Menu
فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده

مسیرِ تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته چیست و در این راه، باید به چه نکاتی دقت کنیم؟




کار تیمی در مدیریت پروژه های کوچک


هنر و مهارت کار تیمی در مدیریت پروژه ها

بعید است لازم باشد برای دوستان متممی، بحث‌های واضح و تکراری در مورد کار تیمی و اهمیت کار تیمی را مطرح کنیم.

یا اینکه به شکل‌های مختلف بگوییم که کار تیمی و خوب است و هر کس که نمی‌گوید کار تیمی خوب است، بد است!

با توجه به اینکه بحث کار تیمی علاوه بر مدیریت پروژه‌های کوچک در درس‌های متعددی (از جمله اصول و فنون مذاکره و مدیریت رفتار سازمانی و دانش و مهارت فروش) مورد نیاز است، آن را به صورت یک درس مستقل ارائه کرده‌ایم:

بنابر این، در این درس خاص صرفاً به نکاتی در مورد ارتباط مدیریت پروژه و مهارت کار تیمی می‌پردازیم.

در این درس، نکات زیر مورد بحث قرار خواهد گرفت:

  • آیا کار تیمی در همه پروژه ها لازم است؟
  • مدیر پروژه تا چه حد باید از مهارت کار تیمی بهره مند باشد؟
  • منظور از مهارت طرح ریزی توسعه تیم چیست؟

آیا کار تیمی در همه‌ی پروژه‌ها لازم است؟

شاید جواب این سوال ساده به نظر برسد.

اما وقتی در عمل در پروژه‌های مختلف درگیر کار تیمی می‌شویم، به نتیجه می‌رسیم که انجام خیلی از کارها به صورت تیمی، اشتباه هست.

کار تیمی در مدیریت پروژه های کوچک

ممکن است این سوال ایجاد شود که پس اگر کار تیمی ممکن است اشتباه باشد، انتخاب‌های جایگزین آن چیست؟

دو انتخاب رایج جایگزین به جای کار تیمی وجود دارد:

  • کار فردی: کم نیستند دانشجویانی که در پایان یک ترم درسی در دانشگاه یا هنگام تحویل پروژه کارشناسی یا کارشناسی ارشد، به این نتیجه می‌رسند که کار دونفری یا سه نفری، سبک‌تر و ساده‌تر و کامل‌تر از کار یک نفری نبوده و اگر از ابتدا با یک یا دو نفر دیگر همراه نمی‌شدند، کار بهتر و دقیق‌تر و با اصطکاک و استهلاک کمتر انجام می‌شد.
  • برونسپاری خدمات و فعالیت‌ها:  دلیل ندارد که برای هر فعالیتی در یک پروژه، یک عضو ثابت در تیم در نظر گرفته شود.  شاید منطقی‌تر باشد برخی از خدمات و فعالیت‌ها از طریق افراد یا شرکت‌ها یا تیم‌های بیرونی، تامین یا خریداری شود. بسیاری از پروژه‌های سازمانی، به این دلیل شکست می‌خورند که هر کسی که ممکن است کوچک‌ترین هم‌پوشانی با پروژه داشته باشد، به عنوان عضوی از تیم اجرایی پروژه انتخاب می‌شود و  عملاً با یک هیأت یا یک کمیته مواجه می‌شویم که مدیریت خود آن، از مدیریت اصل پروژه دشوارتر است! 

مدیر پروژه تا چه حد باید از مهارت کار تیمی بهره‌مند باشد؟

ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که اگر کسی در مهارت کار تیمی ضعیف باشد، هرگز نمی‌تواند یک مدیر پروژه موفق باشد.

اما در بحث‌های کار تیمی خواهیم دید که گاهی اوقات (خصوصاً‌ در تیم‌های متوسط و بزرگ) مهم است که فرد یا افرادی در درون تیم اجرایی پروژه، مهارتهای مورد نیاز برای کار تیمی را دارا باشند و مدیر پروژه – با علم به ضعف خود در کار تیمی – آنها را در موقعیتی مناسب و با شرح وظایف مناسب به کار بگیرد.

اینکه حداقل مورد نیاز مهارت کار تیمی برای یک مدیر پروژه چقدر است و حالت ایده‌آل مهارت کار تیمی به چه شکلی است، بحث مستقلی است که در درس کار تیمی به آن خواهیم پرداخت.

چالش‌های کار تیمی در ساختار ماتریسی سازمانی

 

در بسیاری از کارها و پروژه‌های تیمی که ما در ذهن داریم، عده‌ای کنار هم جمع می‌شوند و کاری را انجام می‌دهند.

اما در پروژه‌های سازمانی، موارد زیادی پیش می‌آید که شکل اجرایی پروژه پیچیده‌تر است و عملاً (به صورت رسمی یا غیررسمی) ساختار ماتریسی شکل می‌گیرد.

در چنین شرایطی، مدیر پروژه علاوه بر مهارتهای عمومی کار تیمی، باید قدرت بالایی در مذاکره و چانه زنی و مدیریت تعارض داشته باشد تا بتواند منابع انسانی سازمان را به شکلی مفید و اثربخش به کار گیرد و در عین حال، حداقل تنش و فشار را برای سایر واحدهای سازمانی ایجاد کند.

کار تیمی چیست و اثر آن در مدیریت پروژه

[مطالعه بیشتر: ساختار ماتریسی چیست؟]

مهارت طرح ریزی توسعه تیم

در حالت عادی، وقتی از کار تیمی صحبت می‌کنیم، معمولاً تیم‌ها چرخه‌ عمر مشخص و استانداردی را طی می‌کنند.

مراحلی که شامل نوزادی،‌ بلوغ، رشد و عملکرد فعال و نهایتاً از هم گسستن یک تیم است.

اما وقتی از مدیریت تیم و تشکیل تیم (به اصطلاح تیم بستن) برای یک پروژه صحبت می‌کنیم، بحث می‌تواند پیچیده‌تر باشد.

با توجه به ساختار شکست کار (WBS) و برنامه زمان‌بندی پروژه، ممکن است در طول اجرای پروژه فرد یا افراد یا واحد‌هایی با تیم پروژه همراه شده یا از آن جدا شوند.

به همین علت مدیر پروژه جدای از آشنایی مهارت تیم سازی (Team-Building) باید به مهارت طرح ریزی تیم (Team Planning) هم مسلط باشد.

پروژه، عملاً در کنار نقشه راه پروژه یک برنامه‌ی مستقل دیگر هم در مورد طرح تیم پروژه لازم دارد تا مشخص شود که چه زمانی به چه کسی یا کسانی نیاز داریم.

فرض کنید قرار است یک محصول مالتی مدیا در قالب یک DVD تولید و عرضه شود.

این کار را می‌توان به عنوان یک پروژه تعریف و اجرا کرد.

قطعاً بخشی از این پروژه، پخش DVD‌ها و رساندن آنها به بازار مشتریان است.

در طرح توسعه‌ی تیم، دو سوال کلیدی وجود دارد:

  • آیا این کار، باید به صورت کامل برونسپاری شود یا منطقی است در تیم پروژه، افرادی برای این کار در نظر گرفته شوند؟
  • مستقل از برونسپاری یا انجام داخلی، سوال دیگر این است که افراد یا سازمان مسئول توزیع، در چه مرحله‌ای باید با تیم پروژه همراه شود؟ آیا باید از اولین جلسه آنها را همراه داشت؟ یا اینکه بهتر است در مراحل میانی با تیم پروژه همراه شوند؟

بحث‌های تخصصی کار تیمی در مدیریت پروژه، زمانی معنا پیدا می‌کند که ابتدا مبانی مهارت کار تیمی را آموخته باشیم.

به همین دلیل، بخشی از درس مدیریت پروژه‌های کوچک، به آموزش دانش و مهارت کار تیمی اختصاص یافته است که شامل موضوعات زیر است:

تفاوت تیم و گروه چیست؟

دلایل شکست کارهای تیمی از نگاه مردیت بلبین

معرفی مدل نقش افراد در کار تیمی

مدل رنگی مردیت بلبین برای تقسیم وظایف (قسمت اول و قسمت دوم)

بررسی یکی از مهم‌ترین علت‌های کاهش اثربخشی کار تیمی

نقش هماهنگ کننده فعالیت‌ها در مدیریت پروژه ها و کار تیمی

نقش ایده پردازی در کار تیمی

نقش جستجوگر منابع در کار تیمی

نقش ارزیاب در کار تیمی

نقش موتور محرک در کار تیمی

افراد اجرایی و نقش آنها در کار تیمی

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: رضا قلی پور , فائقه خطیبی , زینب دست آویز , محسن ثابتی , رضا حسام

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مدیریت پروژه های کوچک به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مدیریت پروژه های کوچک
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

11 نکته برای کار تیمی در مدیریت پروژه های کوچک

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    نگار عزیز.

    ضمن تشکر از لطف شما و در تکمیل توضیحات شما، اجازه بدهید گزارش کوتاهی از چالش‌ تنظیم محتوا در این زمینه و زمینه‌های مشابه خدمت شما عرض کنیم.

    زمانی که حدود یک سال قبل فهرست موضوعات قابل بحث و نقشه راه کلی محتوا را تنظیم می‌کردیم به نتیجه‌ی جالبی رسیدیم.

    در بسیاری از درس‌های مدیریتی (خصوصاً‌ در کتابهای درسی دانشگاهی) بحث‌های مشترک زیادی وجود دارد.

    از یک سو در درس تئوری سازمان، بحث‌های زیاد در مورد تیم مجازی و سازمان ماتریسی می‌خوانیم و از سوی دیگر در طراحی سازمان و مدیریت پروژه، همان‌ها تکرار می‌شود.

    از یک سو در استراتژی، بحث ماتریس SWOT می‌خوانیم و از سوی دیگر کاتلر در بازاریابی، بخش عمده‌ای از کتابش را به SWOT اختصاص می‌دهد.

    ماجرا وقتی جالب‌تر می‌شود که حتی نگاه‌ها از دو منظر مختلف نیستند و گاهی اوقات، شرکت‌ها و مثال‌ها هم یکسان انتخاب می‌شوند!

    رابینز در رفتار سازمانی از کار تیمی می‌گوید. لوییکی در مذاکره فصل کار تیمی دارد.

    فاترل در فروش بحث کار تیمی دارد. در استانداردهای مدیریت پروژه‌ هم، به نوعی همین بحث‌ها را می‌بینیم.

    بخشی از این مسئله،‌ ناگزیر است.

    اما وقتی شباهت زیاد مطالب را می‌بینیم، به نظر می‌رسد که چنین تکراری بی‌فایده است.

    شما بهتر از ما می‌دانید که در درس رسمی مدیریت در دانشگاه هم، بحث‌های زیادی از کتابها هست که ناگفته می‌ماند و بعضی بحث‌ها به شکل‌های مشابه یا یکسان، در درس‌های مختلف تکرار می‌شود و نهایتاً یکپارچگی، شکل نمی‌گیرد.

    ما در بررسی‌هایمان به نکته‌‌ای جالب (و البته ساده و قابل درک) رسیدیم.

    آن هم اینکه در هر موضوع، دو یا سه آبشخور اصلی برای منابع دانشگاهی وجود دارد و بقیه، به تکرار آنها (حتی با جمله بندی یکسان یا مشابه) پرداخته‌اند.

    مثلاً‌ در کار تیمی، بخش زیادی از آنچه در درس‌های مختلف می‌بینیم، از سه یا چهار منبع اصلی اخذ شده که سهم مردیت بلبین در آن بسیار بالاست.

    همچنانکه در عزت نفس، ناتانیل برندن و رامین تفردی دو نفری هستند که کارهایشان، سرچشمه‌ی کتابها و مقاله‌ها و کارگاه‌های زیادی شده.

    یا در استراتژی رقابتی، در کتابهای درسی دانشگاهی، چیز چندانی به حرف‌های پورتر افزوده نشده و فقط روایت‌های مختلفی از آن ارائه می‌شود.

    ما هم مدتی است تصمیم گرفته‌ایم این بحث‌ها را به صورت موضوعات مشخص و از سرچشمه‌ی آنها مطرح کنیم. جالب اینجاست که بر خلاف تصور اولیه، "نگاه ترکیبی در این جنس مطالب" بیشتر به چشم می‌خورد تا برداشت‌هایی که از آنها در درس‌های تخصصی آمده.

    در آینده‌ی نزدیک هم، با مطالبی از جنس مطالعه موردی و عارضه یابی، می‌کوشیم ترکیب جدی‌تر و تعامل کامل‌تر این مباحث با یکدیگر را ببینیم و بررسی کنیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .