Menu


هنری گانت (۲): مدیران هم مقصرند


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۳۷۳۸۷
پیش نیاز مطالعه این درس: از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • با توجه به اینکه هنری گانت و فردریک تیلور، هر دو از مدافعان و ترویج کنندگان مکتب مدیریت علمی هستند، این دو نفر را با هم مقایسه کنند و بگویند چه تفاوت‌هایی در دیدگاه و نگرش آنها وجود دارد.
هنری گانت - هنری لارنس گانت

در درس قبل با هنری گانت آشنا شدیم.

مهم‌ترین نکته‌ای که بر آن تاکید داشتیم این بود که نقش گانت در تاریخ مدیریت، فراتر از اختراع و ابداع گانت چارت بوده است.

اگر چه نام گانت در حد نام فردریک تیلور مشهور نیست، اما نقش آنها از لحاظ اهمیت، کاملاً با او قابل مقایسه است.

شاید بتوان مهم‌ترین نقش گانت را در مدیریت علمی، نگاه انسانی-اجتماعی قوی‌تر دانست.

گانت و جایگاه او در مکتب مدیریت علمی

در این درس، برای اینکه تصویر بهتری از هنری گانت داشته باشیم، یکی از دیدگاه‌های مهم او در مورد بهره وری را بر اساس آنچه در کتاب False Prophets گزارش شده است، با هم مرور می‌کنیم.

مدیران هم مقصر هستند
دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین:

شاید اگر فرصتی داشته باشید، خوب است به نمونه‌های دیگری فکر کنید که از نظر ظاهری، با کوره‌ی اضافی تفاوت دارند. اما در باطن، همان معنا را می‌دهند. به عبارتی، مدیران تصمیم‌هایی در مورد ظرفیت می‌گیرند که نهایتاً باید کارکنان هزینه‌ی آن، یا تلخی زیان‌ده بودن آن را تحمل کنند.

اگر مواردی به ذهن‌تان رسید، خوشحال می‌شویم با دوستان‌تان هم در میان بگذارید.

 

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری متفکران کلاسیک مدیریت به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

15 نکته برای هنری گانت (۲): مدیران هم مقصرند

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : دانا مردوخی

    متن تمرین :

    هیچ چیزی دشوارتر و البته ارزشمندتر از توانایی گرفتن تصمیم خوب نیست. ناپلئون بناپارت

    برای کسی چون ناپلئون یک تصمیم گیری خوب میتونست تاج و تاخت پادشاهی رو به ارمغان بیاره و یا با تصمیم گیری بد, با یک پیژامه وسط لشکری شکست خورده تنها بمونه!

    Jerry Useem  در مقاله ای در مجله Furtune  به تفاوت بین تصمیم اشتباه و تصمیم بد میپردازد و  میگوید: تصمیم اشتباه انتخاب جعبه شماره 1 هست وقتی که جایزه در جعبه شماره 2 قرار دارد. این نتیجه اشتباه به خاطر طبیعت مساله است که شما نمی توانید آنرا کنترل کنید.

    تصمیم بد فرستادن شاتل Challenger به فضاست وقتی که 100% مهندسین پیش بینی کرده بودند که حادثه ای برای شاتل رخ خواهد داد. این نتیجه اشتباه به خاطر روند کار است که میتوان آنرا کنترل کرد.

    Jerry Useem نتیجه گیری میکند که در تصمیم اشتباه که بخشی از زندگی و کار است شما نمی توانید روند و نتیجه بدست آمده را کنترل کنید اما در تصمیم بد شما توانایی کنترل و تغییر روند را دارید.

    در مورد مثال کوره اضافی تصمیم اشتباه عدم آگاهی در مورد عواقب فشار آوردن به کارگران است که میتوان با بررسی این موضوع از ضرر و زیان پیشگیری کرد در حالیکه تصمیم بد اصرار بر کار کشیدن بیشتر از کارگران است با وجود اطلاع کامل از نتایج منفی  این کار.

    این جمله هنری گانت که "فقط بیشتر کار کردن مهم نیست بلکه کارایی و راندمان هم مهم است"  من رو به یاد داستانی طنز می اندازد که در آن دو نفر مشغول کار کردن بودند. یکی چاله می کند و دیگری پشت سر او چاله را با خاک پر میکرد. رهگذری پرسید چرا کار بیهوده می کنید؟ یکی از کارگران گفت: ما سه نفر بودیم. یکی چاله می کند, دیگری لوله گاز می انداخت و من چاله را پر می کردم. آنکه لوله می اندازد رفته ولی ما داریم کار خود را می کنیم چون مدیر به ما گفته که تحت هر شرایطی شما به کار خود ادامه دهید. و این داستان اکثر مدیران ماست!.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .