Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




درباره اتیکت سوال پرسیدن: سه سوالی که دوست نداریم بشنویم


سه سوال که دوست نداریم بشنویم - اتیکت

ما قبلاً در مورد اتیکت به بهانه های مختلف صحبت کرده‌ایم و یک فایل صوتی آموزشی هم در مورد اتیکت داشته‌ایم.

بخشی از اتیکت به مسئله سوال پرسیدن و هنر پرسیدن سوال مناسب (و طبیعتاً هنر نپرسیدن سوال نامناسب) بازمی‌گردد.

در فرهنگ ما هم متاسفانه سوال پرسیدن در مورد چیزهایی که می‌توان نپرسید بسیار رایج است.

به سادگی در یک جمع مجبور می‌شوید در مورد اینکه ازدواج کرده اید یا نه توضیح دهید.

اگر ازدواج نکرده باشید باید علتش را هم بگویید و اگر ازدواج کرده باشید باید در مورد فرزنددار شدن یا نشدن تان توضیح دهید.

اگر فرزند داشته باشید، باید در مورد سن و جنسیت و آینده اش پاسخ دهید و اگر نداشته باشید باید در مورد علت فرزند دار نشدن توضیح دهید.

اگر علت فرزنددار نشدن شما، صرفاً باورها و سلیقه تان باشد، باید برایش پاسخ گو باشید و اگر مشکل فیزیولوژیک وجود داشته باشد، باید توضیح دهید که مشکل از شماست یا همسرتان.

این بازی تا آدرس مطلب پزشک یا مشاور روانشناس ادامه پیدا می‌کند و طبعاً در دیدار بعد، باید گزارش ماوقع را بدهید تا طرف مقابل خوراک بیشتر برای فضولی بیشتر داشته باشد.

البته آنچه گفتیم تنها یک مثال از صدها مثالی است که دائماً با آنها درگیر هستیم.

به همین علت، بحث این هفته #عادتهای کوچک زندگی را به اتیکت سوال پرسیدن اختصاص می‌دهیم.

اگر دوست داشتید برای دوستانتان سه مورد از سوالهایی را که دوست ندارید بشنوید اما شنیده‌اید یا می‌شنوید مطرح کنید و در صورت تمایل،‌ توضیح بیشتری هم ارائه کنید.

امیدواریم فهرست سوالاتی که در اینجا جمع می‌شود، منبع مناسبی برای “سوال های دوست نداشتنی” باشد و لااقل دوستان متممی، از این به بعد چنین سوال‌هایی را از کسی نپرسند.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: آزاده پورحاتم , یاسر , ماهور ناجی , ابراهیم صیادی , محمدجواد نخبه

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری عادتها و رفتارهای کوچک زندگی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه عادتها و رفتارهای کوچک زندگی

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

287 نکته برای درباره اتیکت سوال پرسیدن: سه سوالی که دوست نداریم بشنویم

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    اولین سوال آزاردهنده برای من، درآمد است.

    بسیار پیش می‌آید که از من در مورد درآمدم می‌پرسند. با توجه به اینکه دوست ندارم دروغ بگویم و دوست هم ندارم راست بگویم، همیشه مجبور می‌شوم از طرف مقابل بپرسم: "چطور؟"

    معمولاً با این کار وارد یک بازی طولانی می‌شویم که طرف مقابل بعد از اینکه مدتی درگیر بازی پرسش و پاسخ شد، تسلیم می‌شود و سوالش را فراموش می‌کند!

    دومین سوال آزار دهنده، راجع به این است که ازدواج کرده ای یا نه.

    اگر بگویی نه، سوال‌های شخصی دیگری می‌پرسند که بسیار سخت تر است.

    معمولاً‌ وادار می‌شوم بگویم: متاهل هستم که البته گاه، به داستان گویی طولانی در مورد همسری که نیست، یا فرزندی که ندارم وادار می‌شوم.

    سومین سوال آزار دهنده، سوالات مربوط به آداب و سنن مذهبی است.

    دو مورد آن را در ذهن دارم.

    یکی از بستگان، هر بار که همه دور هم جمع می‌شوند، یک بار می‌خواهد اطلاعاتش را در مورد باور و ایمان فامیل، به روز کند.

    به جای همه‌ی بحث‌ها و تعارفات متداول، همگی وارد بحث‌های مذهبی و ایدئولوژیک می‌شوند.

    آخرین بار، از من پرسید: محمدرضا. تو که این قدر کتاب می‌خوانی، هنوز به خداوند اعتقاد داری؟ (چون فکر می‌کند کتاب، کفر می‌آورد). من هم که از این سبک مدیریت مهمانی شاکی بودم، گفتم: همیشه بله. اما وقتی شما را می‌بینم، تردید می‌کنم که اگر خدایی هست، چرا شما را اینگونه آفریده است! چون هر چه فکر می‌کنم، هیچ حکمتی خلق چنین حماقتی را توجیه نمی‌کند!

    دوست دیگری هم سال گذشته من را در ماه مبارک رمضان حرص داد.

    ما را به یک افطار عمومی سازمانی دعوت کرده بودند و من آن روز روزه نبودم.

    از من پرسید: روزه هستی؟

    من هم نمی‌خواستم دروغ بگویم. گفتم: نه!

    گفت چرا؟ توضیح دادم که پیش پزشک بوده‌ام و دارویی داده بود که باید امروز مصرف می‌کردم.

    پرسید چه بوده؟ توضیح دادم که مربوط به افسردگی بوده.

    و بعد تا آخر افطار در مورد اینکه چرا ممکن است جوانی مثل من افسرده باشد سخنرانی کرد و مدام می‌گفت:‌ پنیر بخور برای افسردگی خوب است. خرما بخور برای افسردگی بهتر است. چای را با قند بخور ...

    این دوست عزیز، دلال است.

    آنقدر شاکی شدم که پرسیدم: ببخشید شما امروز، به خاطر کارتان، مجبور نشدید هیچ دروغی بگویید؟

    گفت چرا.

    بعد از من اصرار و بحث، که چرا وقتی روزه شما باطل شده، تا این ساعت گرسنه مانده‌اید و چرا زودتر از اذان افطار نکردید.
    و فقط یک احمق، در شرایطی که روزه نیست و غذا هم در کنارش هست، از سحر تا افطار گرسنه می‌ماند و بعد هم بحث طولانی در مورد اینکه چرا ایشان در ماه رمضان، خانه نمی‌مانند.

    می‌دانم این سبک من، تاثیری ندارد. اما حداقل کمی از لحاظ روانی تخلیه می‌شوم و می‌کوشم به طرف مقابل نشان دهم که فرو رفتن در عمق زندگی دیگران، نقطه‌ی پایانی ندارد و اگر بخواهیم چنین کنیم، همه‌ی ما از خلاقیت کافی در این زمینه برخورداریم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .