Menu
راهنمای خرید و خواندن کتاب

در انتخاب یک کتاب به چه نکاتی دقت کنیم و کتاب را چگونه بخوانیم تا اثربخشی بیشتری داشته باشد؟




جملاتی زیبا از کتاب تذکرة الاولیاء عطار


جملات زیبا از کتاب تذکره الاولیا

پیش از این، یک بار در پاراگراف فارسی متمم، توضیحات کوتاهی درباره کتاب تذکره الاولیا عطار ارائه کردیم و جملاتی از آن را نیز برای شما آوردیم که اتفاقاً مورد توجه و استقبال دوستان متممی هم قرار گرفت.

این بار هم، چند جمله‌ی دیگر از این کتاب کلاسیک و ماندگار را برایتان انتخاب کرده‌ایم و در ادامه می‌آوریم.

لازم به ذکر است که در مطلب قبلی، از نسخه‌ی تصحیح استاد محمد استعلامی استفاده کرده بودیم و این بار، جملات انتخاب‌شده را از نسخه‌ی تصحیح استاد #شفیعی کدکنی نقل می‌کنیم.

ضمناً عبارت‌هایی که داخل کروشه [] قرار گرفته‌اند، توضیحات متمم هستند و در متن اصلی نیامده‌اند.

تذکره الاولیا عطار - جملات زیبا از کتاب تذکره الاولیا عطار نیشابوری

ذکر اویس قرنی

پس فاروق گفت: «مرا وصیّتی کن.» گفت: «یا عُمَر! خدای را شناسی؟» گفت: «شناسم.»

گفت: «اگر به‌جز از خدای هیچ‌کس را نشناسی تو را بِهْ.»

گفت: «زِدنی، زیادت کن.»[= باز هم برایم بگو]

گفت: «یا عُمَر! خداوند تو را می‌داند؟» گفت: «می‌داند.» گفت: «اگر به‌جز از خدای، تو را هیچ‌کس نداند تو را بِه.»

گفتند: «چونی؟» گفت: «چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد و نداند که تا شبانگاه خواهد زیست یا نه؟»

ذکر حسن بصری

سوال کردند که «مسلمانی کجاست و مسلمان کیست؟» گفت: «مسلمانی در کتاب‌هاست و مسلمانان در زیر خاک‌اند.»

و سوال کردند که «طبیبی که بیمار بود دیگران را چگونه معالجه کند؟ تو نخست خود را علاج کن آنگه دیگران را.» گفت: «سخن من بشنوید که علم من شما را سود دارد و عملِ من شما را زیان ندارد.»

سوال کردند که «یا شیخ! دل‌های ما خفته است که سخنِ تو در دل‌های ما اثر نمی‌کند؟» گفت: «کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار شود. دل‌های شما مرده است که هر چند می‌جنبانی بیدار نمی‌گردد.»

«یکی گفت فلان جان می‌کَنَد.» گفت: «چنین مگوی، که وی هفتاد سال بود که جان می‌کند اکنون از جان کندن باز خواهد رست تا کجا خواهد رسید.»

ذکر رابعه

نقل است که یکی از بزرگان بصره درآمد و بر بالینِ او نشست و ذَمِ دنیا آغاز کرد و دنیا را می‌نکوهید.

رابعه گفت: «تو سخت دنیا را دوست می‌داری که اگر دوستش نداشتییی چندین یاد نکردیی که شکننده‌ی کالا خریدار بُوَد. اگر از دنیا فارغ بودیی به نیک و بد یاد او نکردیی که مَن اَحَبَّ شیئاً اَکثَرَ ذِکرُهُ.» هر که چیزی را دوست دارد ذکرِ او بسی کند.

ذکر ابراهیم ادهم

گفت: «از میوه‌ی مکّه چهل سال است تا نخورده‌ام اگر نه در حال مرگ بودمی شما را ازین آگاه نکردمی.» و این از بهر آن نخورد که لشکریان بعضی از آن زمین‌های مکّه خریده بودند. [= نمی‌خواست میوه‌ای بخورد که در زمینِ نظامیان روییده باشد.]

نقل است که مردی در صحبت ابراهیم بود. چون می‌رفت گفت: «ای خواجه! عیبی اگر در من دیده‌ای بگو و مرا در آن تنبیه کن.»

ابراهیم گفت: «در تو هیچ عیبی ندیده‌ام زیرا که در تو به چشم دوستی نگریسته‌ام، لاجرم هر چه از تو دیده‌ام مرا خوش آمده است.»

ذکر بِشرِ حافی

و نقل است که هفت قِمَطْرَه [= کتابدان] کتبِ حدیث سماع داشت.

در زیر خاک دفن کرد و حدیث روایت نکرد.

گفت: «از آن روایت نمی‌کنم که در خود شهوت روایت می‌بینم. اگر شهوت خاموشی یافتمی روایت کردمی.»

ذکر ابوسعید ابوالخیر

وقتی شیخ در قحط با مریدی به صحرا بیرون شد. در آن صحرا گرگِ مردم‌خوار بود.

ناگاه گرگ آهنگِ شیخ کرد. شاگرد سنگ برداشت و در گرگ انداخت.

شیخ گفت: «چه می‌کنی؟ ای سلیم‌دل! تو ندانی که از بهرِ جانی با جانوری مضایقت نتوان کرد؟»

نقل است که وقتی به دهی رسید. آن‌جا زاهدی بود در خود مانده و دماغی در خود پدید کرده.

شیخ او را به دعوت خواند. او اجابت نکرد. گفت: من زاهدم و سی سال است تا بروزه‌ام و خلق دانند که چنین است.

شیخ گفت: «برو و غربالی کاه بدزد تا از خود برهی.»[= روزه و ریاضت و عبادت، چنان تو را در دام غرور و خودبزرگ‌بینی گرفتار کرده که تنها راه چاره‌ات، گناه است؛ تا از دام این کِبر و خودبزرگ‌بینی‌ رها شوی.]

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

دوره MBA

فنون مذاکره | تصمیم گیری

تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

افزایش عزت نفس | چگونه شاد باشیم

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    پوپک جهانشاهی ، علیرضا محمدی ، احسان حسینی ، ابوالفضل معدنپورصفری ، متین

قوانین کامنت گذاری در متمم

13 نکته برای جملاتی زیبا از کتاب تذکرة الاولیاء عطار

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سمیه امین

    گفت: «از آن روایت نمی‌کنم که در خود شهوت روایت می‌بینم. اگر شهوت خاموشی یافتمی روایت کردمی.»

    این جمله خیلی مناسب رویکرد ما در دنیای شبکه های اجتماعی نسبت به انتشار روایتهای زندگی خودمونه. من خودم از این رویکرد استثنا نیستم و با اینکه زیاد اهل گشتن تو شبکه های اجتماعی نیستم بازم گاهی شهوت روایت منو می گیره و یه پستی منتشر می کنم ولی بعد از اینکار حس خوبی ندارم(به خصوص در مورد انتشار موضوعات شخصی و خصوصی). حتی خیلی وقتها اون پست رو بلافاصله بعد از انتشار حذف می کنم.

    یادمه یه بار جایی(شاید همین متمم) خوندم که هر وقت خواستین پستی رو انتشار بدین یک روز صبر کنید. اگر بعد از یک روز باز هم تمایل به انتشارش داشتین اینکارو انجام بدین.

    سعی می کنم این توصیه و همچنین یادآوری جمله بالا رو در کاهش "شهوت روایت" تمرین کنم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .