Menu


چالشها و سختی های کار فروش و فروشندگی


چالش ها و سختی های شغل فروش

فهرست تعدادی از سمینارهای پرطرفدار فروش را بررسی کنید.

همچنین طرح روی جلد کتابهایی که به آموزش مهارت فروش یا تکنیک‌های فروش پرداخته‌اند را نگاه کنید.

آیا احساس نمی‌کنید که سهم قابل‌توجهی از این کتاب‌ها و سمینارها، به حرف‌های انگیزشی اختصاص پیدا کرده است؟

چرا فروش تا این حد به انگیزه و انگیزش نیاز دارد؟ سختی‌ها و چالش‌های شغل فروش، در چیست؟

چه دشواری‌هایی در کار فروش وجود دارد که دیگران – کسانی که تجربه‌ی فروش ندارند – آن‌ها را نمی‌بینند؟

در پاسخ به این سوال، نخستین درس از سلسله مباحث مهارت فروش را به دشواری‌ها و چالش‌های شغل فروش و فروشندگی اختصاص داده‌ایم.

کسی که هنوز وارد شغل فروش نشده یا در ابتدای این مسیر است، می‌تواند با مشاهده و مرور چالش‌ها و دشواری‌ها، ببیند که آیا شغل فروش برای او گزینه‌ی مناسبی است؟ یا این‌که صرفاً او را خسته و فرسوده می‌کند و دیر یا زود، وادار خواهد شد این شغل را رها کند.

چالش شنیدن پاسخ منفی

یکی از ویژگی‌های شغل فروشندگی این است که فروشندگان پاسخ‌های منفی زیادی می‌شنوند.

شنیدن پاسخ منفی ساده نیست؛ مگر برای کسی که واقعاً شغل خود را دوست داشته و به محصولی که می‌فروشد، باور داشته باشد.

این‌که برای گرفتن یک پاسخ مثبت، باید چند پاسخ منفی بشنوید، از کسب و کاری به کسب و کار دیگر متفاوت است. اما به هر حال، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، تا چندده پاسخ منفی نشنویم، یک پاسخ مثبت نخواهیم شنید.

به همین علت، گاهی گفته می‌شود که شغل فروش یعنی هنر «نه» شنیدن. حتی بعضی وقت‌ها این جمله را تندتر می‌کنند و می‌گویند: فروش یعنی مهارت طرد شدن؛ بی‌ آن‌که انگیزه‌ات را از دست بدهی.

چالش کار عاطفی (کارگری احساسی)

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان آموزش فروش مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  مذاکره

 کارآفرینی

  تبلیغات

  تصمیم گیری

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

تمرین و مشارکت در بحث

اگر شما هم سابقه‌ی فعالیت فروشندگی داشته‌اید یا در حال حاضر به فروشندگی اشتغال دارید، چه نکات و تجربیات دیگری دارید که به فهرست سختی‌ها و چالش‌ها اضافه کنید؟ چه استهلاک‌ها و اصطکاک‌ها و چالش‌های دیگری، انگیزه‌ی فروشندگان را می‌گیرد یا انرژی آن‌ها را کاهش می‌دهد؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    سید محمدرضا میرمهدیزاده حسینی ، شیوا صائبی ، حسن کشاورز فضل ، علیرضا شهرانی ، متین

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری دانش و مهارت فروش به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه دانش و مهارت فروش

قوانین کامنت گذاری در متمم

164 نکته برای چالشها و سختی های کار فروش و فروشندگی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمد مقیمی

    بزرگترین چالش فروشندگی برای من این موضوع بود که معمولا مدیران و کارفرمایان درک نمیکردند(یا به نفعشان بود درک نکنند) که فروش یک فعالیت تک مرحله ای نیست که من امروز یک مذاکره انجام بدهم و همین الان مخاطب خرید کند و بلافاصله هم پول را نقدا پرداخت کند. باید بارها و بارها با مخاطب تعامل کرد و ارتباط را حفظ کرد و نیاز و دغدغه اش را فهمید و اعتماد را در دلش ایجاد کرد و همه اینها در ملاقات اول رخ نمیدهد. شاید لازم باشد 10 بار با کسی صحبت کنیم تا بار یازدهم از ما خرید کند. حال اگر 9 بار من با مشتری صحبت کردم و اورا تا مرز خرید همراهی کردم و تنها دو بار آخر فروشنده دیگری با او مذاکره کرد و منجر به فروش شد، غالبا این فروش جزو کارکرد نفر بعدی محسوب میشود و منی که از ابتدا مشتری رو پخته بودم ، یک پاپاسی هم دریافت نخواهم کرد. حال به اینها اضافه بکنید معرفی و تبلیغ و شناساندن و جا انداختن یک محصول جدید و ناشناس در یک حوزه جغرافیایی را که کارفرمای طماع به محض اطمینان از به دست آوردن سهم مشخصی از بازار، نیروی فروش را کنار گذاشته و خود راسا وارد کار میشود تا کمیسیون فروشنده را توی جیب خودش بذاره.
    این اتفاق تقریبا هر روز و در مقیاس زیاد در بازار ایران رخ میده. و با هر بار تکرارش اعتماد فروشنده ها رو به کارفرماها کمرنگ تر و رسیدن به تفاهم نهایی بین یک نیروی فروش و یک کارفرما را سخت تر میکند. چنان که امروز میزان رغبت به استخدام بعنوان فروشنده یا ویزیتور ، به شدت بین مردم افت کرده. گواه این ادعا هم صفحه استخدام نیازمندیهای همشهری که چندیدن برابر هر پیشنهادی؛ پیشنهاد جذب فروشنده(با عناوین غلط انداز متنوع از قبیل، کارمند فروش، کارشناس فروش، مدیر فروش، مهندس فروش، رئیس جمهور فروش! و ...) توی اون درج شده و نشان از نیاز بالای سازمانها به این تخصص و رغبت کم کارجویان به این موقعیت شغلی دارد. تاسف برانگیز این که هنوز هم که هنوزه کمتر این شرکتها به این شعور میرسن که باید دغدغه های یه نیروی کار از قبیل امنیت شغلی رو برطرف کرد تا بشه یه نیروی خوب و کاربلد رو حفظ کرد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .