Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


تیم قرمز | تحلیل کسب و کار و جستجوی نقاط ضعف در رقابت


تیم قرمز

تیم قرمز یا Red Team در ادبیات نظامی بیش از یک قرن قدمت دارد. اصطلاحی که استفاده از آن در ارتش آلمان شروع شد و بعدها ارتش آمریکا هم آن را در آموزش‌های رسمی خود گنجاند.

پس از توسعه فناوری اطلاعات و گسترش حمله‌های سایبری، اصطلاح تیم قرمز (و در مقابل آن تیم آبی) به حوزه‌ی IT هم وارد شد.

اما طی دو دهه‌ی اخیر، این اصطلاح به تدریج در فضای استراتژی و کسب و کار هم رواج یافته و جایگاه خود را پیدا کرده است. مدیران کسب و کارها از تکنیک تیم قرمز معمولاً برای جستجوی نقاط ضعف کسب و کار خود، خصوصاً در رقابت با شرکت‌ها و کسب و کارهای دیگر استفاده می‌‌کنند.

بسیاری از شرکت‌های بزرگ مشاوره مدیریت هم برگزاری جلسات تیم قرمز را به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های خدمات مشاوره استراتژی به مشتریان خود ارائه می‌دهند.

در این درس ابتدا کمی درباره‌ی تاریخچه تیم قرمز صحبت می‌کنیم و سپس به کاربرد تیم قرمز به عنوان یک تکنیک در حوزه‌ی استراتژی می‌پردازیم.

تاریخچه تیم قرمز

نظامیان اولین گروه‌هایی بودند که نیاز به تشکیل تیم قرمز را حس کردند.

کمی به فضای نظامی فکر کنید. تبعیت کردن و احترام به مافوق دو مورد از اصولی است که در فرهنگ نظامی تشویق و ترویج می‌شود. حالا فرض کنید یک فرمانده‌ی ارشد در جلسات سازمانی، از قدرت و برتری‌های نیروهای خودی و ضعف دشمن صحبت می‌کند. معمولاً فضا به گونه‌ای نیست که زیردستان به سادگی بتوانند حرف‌های فرمانده را نقد کنند (مگر این‌که واقعاً قدرت دشمن به شکل انکار‌ناپذیری بیشتر باشد).

در تاریخچه‌ی جنگ بسیاری از کشورها می‌توانید گزارش‌هایی را بیابید که فرماندهان و تصمیم‌گیران جنگ، در خلوت خود یا در گفتگو با دوستان، از ضعف خودی‌ها و برتری‌های رقیب سخن گفته‌اند. اما در جلسات رسمی، همگی اصرار داشته‌اند که ما بر دشمنان برتری داریم و می‌توانیم در جنگ با آن‌ها پیروز شویم.

تیم قرمز

به همین علت، ابتدا آلمانی‌ها و بعداً آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که  ظاهراً اگر یک تیم مشخص، وظیفه‌ی نگاه متفاوت را بر عهده نگیرد، نمی‌توان انتظار داشت جلسات به شکل واقع‌بینانه برگزار شوند.  این همان تیمی است که تیم قرمز نامیده می‌شود.

البته بعداً ناتو (‌NATO یا سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) اصطلاح تحلیل جایگزین‌ها یا Alternative Analysis را به کار برد تا مفهوم آن کمی وسیع‌تر از تیم قرمز باشد (برخی منابع مرتبط را در انتهای همین درس با هم می‌بینیم).

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های استراتژی و تفکر استراتژیک برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس‌ها، به درس‌های متنوع دیگری نیز دسترسی خواهید داشت که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

شاید برایتان جالب باشد که بررسی‌های ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به استراتژی و تفکر استراتژیک علاقه‌مند بود‌ه‌اند، برای مطالعه‌ی درس‌های زیر هم وقت گذاشته‌اند:

مشاوره مدیریت | کوچینگ | کارآفرینی | کار تیمی | مدیریت تعارض

  مدل ذهنی  |  تفکر سیستمیتصمیم گیری | مدیریت منابع | گزارش نویسی

ارزش آفرینی | سیستمهای کنترل مدیریت | مدل کسب و کار |‌ دیجیتال مارکتینگ

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    سامان عزیزی ، شهرزاد ، عاطفه اکبری ، شایان ملکی ، آرمان سیفی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی کسب و کار به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه استراتژی کسب و کار
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۶ نظر برای تیم قرمز | تحلیل کسب و کار و جستجوی نقاط ضعف در رقابت

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علیرضا جلیلیان

    در افسانه ها وداستانهای کهن که سراسرپند و درس هستندچشم اسفندیار یا پاشنه آشیل نقاطی بودند که قهرمانان رویین تن را ناکار ونابود کردند.کسانی که بقدری توانایی وقدرت داشتند که دیگر اهمیتی به ضعف کوچک ولی کشنده خود نمیدادند وهمین نابودشان کرد.من بیش از بیست سال هست که مانورهای red flag نیروی هوایی امریکا را تعقیب میکنم به عینه کارکرد آنرا به صورت عملی در ارتش امریکا و جدی تر در کلیه بدنه ارتش اسراییل میبینم.در مانور رد فلاگ  در یک بازه زمانی جنگنده هایی با کاموفلاگ دشمن و آموزشهای دشمن سعی در رخنه در سیستم دفاعی،شکار جنگنده ها ،نحوه متفاوت بمباران وهر آنچه برای نابودی شبکه هوایی لازم است انجام میدهد وتماما هم بصورت غافلگیری وبا جدیت کامل ودور از چشمان طرف آبی انجام میشود. این مانور بعد از پایان ماهها توسط انواع کارشناسان در ستاد وپایگاههای درگیر تجزیه وتحلیل شده ودر ستاد نیروی هوایی تجمیع وبه تمامی مراکز آموزشی وپایگاهها ارائه میشود تا نقاط ضعف را رفع کرده ونقاط قوت را تقویت کننند.این امر باعث شده است تا نیروی هوایی امریکا در کنار تکنولوژی بی همتایش حداقل بیست تا 25 سال از همه دنیا جلوتر بوده وواقعا بی رقیب باشد.ارتش اسراییل هم درکنار مانورهای مداوم با مهمات جنگی ودر شرایط نبرد یک قدم بیشتر برداشته وچند سال  یک نبرد محدود ولی جدی را با یک بهانه ای آغاز میکند تا در شرایط واقعی نقاط قوت وضعف خود را بسنجد واین امر مطلقا تصادفی نبوده ونیست.بطوریکه درسهایی که در خصوص زرهی درنبرد با حزب ا..در سال2006 وشکار تانکهای پیشرفته مرکاوا3و4با موشکهای ضدزره نظیرکورنت صورت گرفت منجر به پدیده ای شگرف وانقلابی در امر زرهی گردید.پدیده  active protection system trophy و iron fist برای تانکها وزرهپوشها به صورت کاملا عملیاتی وفراگیر وتولید انبوه نظر  حاصل تفکر این تیم قرمز است هرچند این امر توسط دشمن انجام شده باشد وبهای سنگینی هم بابتش پرداخت کرده باشند. ولی حاصل آن امنیت آینده وبازار گسترده صادراتی این تکنولوژی است.بطوریکه ارتش امریکا با آن تکنولوژی ودانش خریدار این سیستم بوده وارتش انگلستان هم به عنوان کشور مخترع تانک ومبحث زرهی  این سیستم را برای جدیدترین تانک خود چلنجر3 و  مگاترون خریداری کرده است.

    من ظرفیت انتقاد پذیری و  دیدن غیر خطی  احتمالات هرچند ضعیف باید از اصلیترین تواناییهای مدیریت کسب وکار باشد.غفلت از آن در این بازار بی رحم وبا تغییرات سریع منجر به ناودی یا ضربات سنگین میشود.اگر خود مدیریت یا حلقه اطرافیان این دید را نداشته باشند باید به دنبال این افراد برای مجموعه باشند.

    من خودم بشخصه بصورت ذاتی دید نقادانه به امور وشناخت ضعفها را بیش از حالت تاییدی داشته ام وتجربه های متفاوت  این دیدگاهم را تقویت کرده است. بنظرم یکی از راهکارها مشورت با افراد غیر مرتبط با موضوع که هیچ پیش زمینه وجهت گیری راجب محصول ،خدمت ما ندارند میباشد.راهکارهایی که من باشخصه از نیروهای خدماتی یا راننده های شرکتهای بزرگ در مورد مشکلات شرکت هایشان گرفته ام فراوان هست!! هر چند این امر در شرکتهای ایران چندان خریدار ندارد وبعد از عدم موفقیت یا شکست در یک زمینه همه دنبال مقصر میگردند..هرچند خودم در کسب وکارجدید باشخصه با قوت این امر را پیگیری خواهم کرد وخوشبختانه افرادی با این نگرش وسمت وسو در دسترسم هستند که استفاده خواهم کرد

    .

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .