Menu


تیموتی گالوی | بازی درونی به چه معناست؟


تیموتی گالوی

تیموتی گالوی (Timothy Gallwey) را معمولاً در فهرست بنیان‌گذاران جنبش کوچینگ می‌آورند و حتی گاهی از او به عنوان پدر کوچینگ یاد می‌کنند.

البته خود او چنین ادعایی را مطرح نکرده، اما چون جان ویتمور (John Whitmore) که از افراد شناخته‌شده و پیشگام در کوچینگ است از او الهام گرفته و بارها به کارها و ایده‌های او اشاره کرده، عملاً گالوی هم جایگاه مهمی در تاریخچه کوچینگ پیدا کرده است.

چنان‌که در ادامه خواهیم داد، کارهای گالوی چندان مستند و علمی نبوده و بیشتر بر تجربیات شخصی استوار بوده است. اما از آن‌جا که نام گالوی و نیز مدل پیشنهادی‌اش یعنی بازی درونی (Inner Game) بارها در ادبیات کوچینگ تکرار می‌شود،‌ کسانی که به این حوزه علاقه‌مند هستند و می‌خواهند آن را عمیق‌تر بیاموزند، لازم است کمی با او آشنایی داشته باشند.

تیموتی گالوی کیست؟

تیموتی گالوی متولد سال ۱۹۳۸ است و در رشته زبان انگلیسی در دانشگاه هاروارد تحصیل کرده است. اما آن‌چه باعث شهرت او شده، ربطی به تحصیلات دانشگاهی‌اش ندارد.

گالوی در دهه‌ی شصت میلادی به عنوان مربی تنیس دانشگاه هاروارد فعالیت می‌کرد و در آن زمان به نتیجه رسید که برای بهبود عملکرد تنیس‌بازها صرفاً نباید روی تمرین‌های فیزیکی و تکنیک‌های بازی متمرکز شد. او به این نتیجه رسید که  موانع ذهنی در بازی تنیس کارکرد فیزیکی بازیکنان را محدود می‌کنند و اجازه نمی‌دهند آن‌ها به حداکثر پتانسیل و ظرفیت خود دست پیدا کنند. 

به عبارت دیگر، گالوی معتقد بود که بازی واقعی نه در بیرون و داخل زمین تنیس، بلکه در داخل ذهن تنیس‌باز انجام می‌شود و تنیس‌باز پیش از این‌که در زمین بیرونی ببازد، در ذهن خود می‌بازد و مقدمه‌ی باخت بیرونی را فراهم می‌کند (در ادامه‌ی درس خواهیم دید که منظور گالوی در این‌جا صرفاً خوش بینی و داشتن نگاه مثبت نیست).

گالوی تجربه‌ی مربیگری خود در تنیس را در سال ۱۹۷۲ در قالب کتابی با عنوان The Inner Game of Tennis منتشر کرد. کتابی که به ده‌ها زبان ترجمه شد و نسخه‌ی چاپی آن بیش از یک میلیون نسخه فروش رفت و باعث شد اصطلاح بازی درونی یا Inner Game به اصطلاحی رایج در میان مربیان و علاقه‌مندان به روانشناسی ورزش تبدیل شود.

همین کتاب بود که کمک کرد گالوی بتواند به عنوان سخنران و مربی با شرکت‌های بزرگی مانند AT&T، اپل و کوکاکولا همکاری کند.

بازی درونی در تنیس

مانند بسیاری از نویسندگان که بعد از موفقیت نخستین اثرشان، همان مسیر را ادامه می‌دهند و آثار مشابهی خلق می‌کنند، تیموتی گالوی هم وارد این بازی شد و کتاب‌های متعددی را با بُن‌مایه‌ی بازی درونی نوشت:

  • بازی درونی در اسکی
  • بازی درونی در گلف
  • بازی درونی در موسیقی
  • بازی درونی در کار
  • بازی درونی در استرس

منظور از بازی درونی چیست؟

محدودیت در دسترسی به مجموعه‌ درس‌های کوچینگ و منتورینگ

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های مرتبط با کوچینگ و منتورینگ برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

اعضای ویژه‌ی متمم علاوه بر دسترسی به درس‌های کوچینگ و منتورینگ به مجموعه‌ی گسترده‌ای از درس‌ها به شرح زیر دسترسی پیدا می‌کنند:

 فهرست درس‌های متمم

البته بررسی‌های ما نشان داده که علاقه‌مندان به کوچینگ و منتورینگ از میان فهرست فوق، معمولاً برای مطالعه‌ی درس‌های زیر وقت می‌گذارند:

  خودشناسی | شخصیت شناسی | کار تیمی | مذاکره

  مهارت ارائه | مهارت ارتباطی | زندگی شاد | عزت نفس

  پرسونال برندینگ | مشاوره مدیریت | مدیریت زمان

  دوره MBA (مطالعه‌ی منظم همه‌ی درس‌ها)

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    محسن ربانی ، بهناز مقدم ، مینا محمدی ، علی گلزار ، افشین رهنما

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری کوچینگ به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه کوچینگ
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

13 نکته برای تیموتی گالوی | بازی درونی به چه معناست؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سیدمحمدمجتبی سیدمحسنی

    سلام.

    "به عبارت دیگر، گالوی معتقد بود که بازی واقعی نه در بیرون و داخل زمین تنیس، بلکه در داخل ذهن تنیس‌باز انجام می‌شود و تنیس‌باز پیش از این‌که در زمین بیرونی ببازد، در ذهن خود می‌بازد و مقدمه‌ی باخت بیرونی را فراهم می‌کند (در ادامه‌ی درس خواهیم دید که منظور گالوی در این‌جا صرفاً خوش بینی و داشتن نگاه مثبت نیست)."

    این پاراگراف از متمم رو میتونم به این شکل ترجمه کنم. "بازنده‌ها اول توی ذهن خودشون می‌بازن و بعدش توی دنیای واقعی و ذهن بقیه میبازن." خب این که همون حرف متمم بود اما یه نتیجه دیگه هم میتونم بگیریم:
    آدمی که توی ذهن خودش باخته باشه به احتمال خیلی زیاد از بیرون هم می‌بازه... اما کسی که در ذهن خودش برنده باشه، حتی اگه از بیرون ببازه، خودش رو شکست خورده نمیدونه؛ بلکه تجربه کسب کرده.

    میتونیم بگیم که این نگاه تقریبا همون نگاه ذهنیت رشد(GROWTH MINDSET) به مسائل هست.

    کسی که ذهنیت و نگرشش مثل یه برنده باشه حتی اگه ببازه؛  نباخته.

    در مورد خود اول و خود دوم هم این موضوع رو درک کردم که "خود اول(TELLER)" خودِ کمال‌گرا هست و استانداردهایی که برای دنیا تعیین میکنه رو می‌خواد به خود دوم که مظلوم‌تر هست، تحمیل کنه. این خود دوم همون خودِ ما هست. یعنی کسی که به عنوان یک انسان دارای "ویژگی ناقص بودن" هست و اصلا قرار نبوده و نیست که بی‌نقص باشه. اما خود اول داره اذیتش میکنه. وقتی این اتفاق می‌افته و ما خیلی درگیر راضی کردن خودِ کمال‌گرا میشیم؛ طفلکی خود دوم مستهلک میشه و حالش از خودش(واقعیت وجودی ما) به هم می‌خوره و سرخورده میشه. به صورتی که حتی دیگه جرئت ریسک کردن و چالش تعریف کردن رو نداره.

    یکی از راهکارهایی که می‌تونه کمک کنه انجام دادن مراقبه هست. توی مراقبه ما می‌آییم و خود اول‌مون رو یه جا می‌نشونیم و بهش میگیم فعلا تو هیچی نگو و هیچ کاری نکن. من می‌خوام خودم باشم(به خود دوم اجازه‌ی بودن می‌دیم). به نظرم مراقبه میتونه یه تمرین خوب برای پذیرفتن خود دوم باشه.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .