Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




تفکیک تجربه ها به رویداد و احساس و تفسیر – از ضروریات افزایش عزت نفس


تفکیک تفسیر و رویداد و احساس برای افزایش عزت نفس

در مجموعه درس‌های مختلف کارگاه عزت نفس بارها به شکل‌های مختلف اشاره کرده‌ایم که بخش زیادی از مفهوم عزت نفس، یک مسئله‌ی درونی است و در واقع قضاوت ما در درون خودمان در مورد خودمان است.

طبیعی است که رویدادهای بیرونی بر روی این قضاوت تاثیر می‌گذارند و چنین تاثیری را نمی‌توان انکار کرد. اما باید بپذیریم که ما انسان‌ها در مواجهه با یک رویداد یکسان هم، پاسخ‌های درونی و بیرونی متفاوتی را بروز می‌دهیم که همین تفاوت، می‌تواند باعث تفاوت در سطح عزت نفس‌مان هم بشود.

 یکی از واژه‌های کلیدی در شکل گیری عزت نفس، واژه‌ی تجربه یا Experience است.

با توجه به اینکه ما در مورد سابقه کار هم و ماهر بودن هم از واژه‌ی تجربه استفاده می‌کنیم، لازم است توجه داشته باشیم که وقتی در علوم رفتاری و مدیریتی، از تجربه و مدیریت تجربه و اثرات تجربه ها بر روی عزت نفس و موارد مشابه صحبت می‌کنیم، تجربه یک مفهوم دقیق‌تر و پیچیده‌تر است که لازم است به شکلی صحیح و دقیق درک شود.

افزایش عزت نفس و مفهوم تجربه در آن

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌های مرتبط با عزت نفس هم دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  شخصیت شناسی

  حمایت اجتماعی

  خودشناسی

  تحلیل رفتار متقابل

  پرورش تسلط کلامی

  استرس

  چگونه شاد باشیم

  مدیریت انگیزه

  دوره MBA

تمرین یک (با هدف درک مفهوم تجربه)

یک تجربه نامطلوب را که در تعامل با یک فرد یا یک کسب و کار برای شما روی داده است بنویسید.

دریافت چک بی‌محل، برخورد بد منشی یک سازمان، صحبت‌های نامطلوب یکی از همکاران یا بستگان در غیاب شما و دعوت نکردن شما به یک عروسی، می‌توانند نمونه‌هایی از این تجربه‌های نامطلوب باشند.

با تفکیک سه المان این تجربه، پیشنهاد بدهید که چه تغییر کوچکی در رفتار آن فرد یا سازمان، می‌توانست این تجربه را به تجربه‌ ای با تلخی کمتر (شاید هم تجربه‌ای شیرین) تبدیل کند.

تمرین دو (شاید اینجا ننویسید بهتر باشد)

آخرین رفتار دوست یا خانواده یا همکاران‌تان را که فکر می‌کنید بر روی عزت نفس شما تاثیر منفی داشت به خاطر بیاورید.

سعی کنید روی یک کاغذ، سه روایت مختلف بنویسید. یکی در مورد رویداد و دیگری در مورد احساس و دیگری تفسیر شما.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: iranpour , ملیحه کیخائی , محمد قلیزاده , مهرداد ارجمندی , فاطمه هاشملو

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه آموزشی عزت نفس به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه کارگاه آموزشی عزت نفس

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

220 نکته برای تفکیک تجربه ها به رویداد و احساس و تفسیر – از ضروریات افزایش عزت نفس

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : نگار

    پاسخ تمرین دوم 

    علی رغم توصیه ی گروه عزیز متمم پاسخ این تمرین را مینویسم چون فکر میکنم این موقعیت میتونه برای خیلی از دختر ها پیش بیاد.

    رویداد: وقتی به پیشنهاد ازدواج یک پسر مناسب (مناسب یعنی درس خونده و کار داره و اهل دین هست و اهل دود نیست !!!!!!!!!!)  جواب منفی دادم، از طرف بعضی از اطرافیانم این بازخورد  را گرفتم که کارت اشتباه بوده، پسر سالم الان کمه، خوشحال باش که تو را انتخاب کرده .  یکی از تلخ ترین جمله هایی که شنیدم این بود: اون هر جا بره جواب مثبت میگیره . جواب منفی تو براش ناراحتی نداره چون کلا  این آقا مورد پسند همه هستند و کلا از اینا کمه. 

    احساس: شدید ترین احساسی که تجربه کردم ترس از آینده ای تاریک و تنها بود. بعد از اون احساس نا امیدی، یاس، خشم از اطرافیانم و حس من خوب نیستم.

    تفسیر اولیه: تموم شد من دیگه تا آخر عمر تنهام.  من به اندازه ی کافی زیبا نیستم . طرز حرف زدن، شوخی کردن، لبخند زدن و در کل  معاشرت کردن من جذاب نیست. من در زندگی حق انتخاب ندارم و باید منتظر انتخاب شدن باشم. و اطرافیان من برای من ارزش قائل نیستند و فکر  میکنند تصمیمات من از روی عقل نیست. چرا اطرافیان من فکر میکنند من یه آدم احساسی هستم که در رویا هاش سیر میکنه؟؟ نکنه من واقعا دور از واقعیت ها زندگی میکنم؟

    تفسیر الانم:  درسته که اون حمایتی که همیشه از خانوده ام دریافت میکردم در این مورد دریافت نکردم، ولی دلیلش تفاوت نگاه ما به زندگیه نه اینکه اونا فکر کنند من بی کفایت هستم. رویایی نه ولی ایده آل گرا هستم و این ویژگی خودم را دوست دارم و به این باورم که عشق و هیجان برای شروع رابطه لازمه پایبند میمونم . دلیل خشم زیاد از اطرافیانم هم اینکه که طاقت هیچ انتقادی ندارم . بهتره به جای اینکه دنبال جذاب تر شدن باشم یکم روی خودم کار کنم که با هر انتقادی و هر مخالفتی این قدر بهم نریزم. میپذیرم که همیشه نمیتونم موافقت 100 درصد همه ی کسایی که برام مهم هستند را کسب کنم. نمیدونم اون موقع چه طوری از اینکه یه نفر از من خوشش اومده استدلال کردم که من زیبا و جذاب نیستم ؟؟؟؟؟. و نمیدونم چه طوری بعد از اینهمه خوندن کتاب گلاسر به این نتیجه رسیدم که در زندگیم حق انتخاب ندارم؟

    میفهمم که چه قدر به خاطر تفسیر اولیه ام از این موضوع، غمگین شدم و چه قدر  زود در مورد خودم و اطرافیانم قضاوت کردم و برچسب های تلخی به خودم زدم .  و الان خوشحالم که میدونم چه قدر تفاوت در نگاهم میتونه در حس و حالم تاثیر گذار باشه.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .