Menu


چند نکته و مثال در مورد بحث تفاوت کالا و خدمت


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۴۰۸۰

پیش‌نیاز مطالعه‌ی این درس:

از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس بتوانند:
  • برای مصداق‌های جدید خدمات (که در گذشته وجود نداشته‌اند) مثال بزنند.
  • به خاطر داشته باشند و بتوانند این مسئله را توضیح دهند که بسیاری از حکم‌های کلی و قطعی که در مقایسه‌ی بین تولید کالا و عرضه‌ی خدمات صادر می‌شود، ناشی از تصور محدود در مورد مصداق‌های این دو حوزه است. وقتی طیف گسترده‌ای از مصداق‌ها را در نظر می‌گیریم، به سختی می‌توانیم حکم‌های کلی صادر کنیم.
تفاوت کالا و خدمات

در درس قبل درباره تفاوت کالا و خدمت صحبت کردیم. تلاش ما بر این بود که دو مفهوم کالا و خدمت را تا حد امکان از یکدیگر تفکیک کنیم.

البته بر این نکته هم تاکید کردیم و باز هم تاکید خواهیم کرد که مرز بین کالا و خدمت، یک مرز مشخص و شفاف و صُلب نیست.

به عبارتی نمی‌توانید دقیقاً دیواری ترسیم کنیم و بگویید هر چه در این سمت قرار می‌گیرد خدمت است و هر چه در سمت دیگر دیوار قرار می‌گیرد کالاست.

شکل‌های پیچیده‌ی کسب و کار در دنیای امروز، باعث شده که مرز بین کالا و خدمت هر روز بیشتر از قبل، غیرشفاف و محو شود. در حدی که  در مورد بسیاری از محصولات (Products)، نمی‌توانیم با قطعیت آنها را متعلق به دسته‌ی کالاها (Goods) یا خدمات (Servicess) بدانیم. 

برای شفاف‌تر شدن بحث کالا و خدمت، در اینجا چند نکته را در قالب پرسش و پاسخ مطرح می‌کنیم و امیدواریم این توضیحات، بحث تفاوت کالا و خدمت و برخی ابهامات موجود در این موضوع مهم را شفاف‌تر کند:

 آیا می‌توان گفت در خدمات نقش عامل انسانی پررنگ‌تر از حوزه‌ی تولید محصول است؟

 آیا بازگشت سرمایه در حوزه خدمات بهتر از حوزه‌ی تولید است؟

 آیا می‌توان گفت قابلیت سفارشی شدن در حوزه‌ی خدمات بیشتر است؟

 متمم، عرضه‌کننده‌ی کالاست یا خدمت؟

 آیا کسب و کار هنرمندی که از طریق نقاشی روزگار می‌گذراند، مصداق تولید کالاست یا عرضه‌ی خدمت؟

 آیا مفهوم ایجاد و مدیریت تجربه‌ی لذتبخش که امروزه به عنوان حوزه‌ی جدیدی در عرصه‌ی  مدیریت و اقتصاد مطرح می‌شود، در قالب کالا و خدمات می‌گنجد یا نوع دیگری از ایجاد ارزش است؟

  آیا این باور صحیح است که کیفیت خدمات بی‌ثبات‌تر از کیفیت کالا است؟

 آیا این درست است که کسی که در حوزه‌ی تولید کار می‌کند، دغدغه‌های اقتصادی بیشتری دارد؟

 اصلاً چرا الان به بحث کالا و خدمت پرداخته‌ایم؟ آیا منطقی‌تر نیست که چنین بحثی در مباحث میانی دوره MBA مطرح شود و نه در اوایل راه؟

در ادامه به مرور پاسخ هر یک از سوالات فوق می‌پردازیم:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

در مورد سوال آخر هم، باید گفت که در قسمت عمده‌ای از اقتصاد امروز، تفکیک کالا و خدمت به سادگی امکان‌پذیر نیست و کمتر می توان موردی را مشاهده کرد که کاملاً از جنس کالا یا کاملاً از جنس خدمت باشد.

با این حال شاید بتوان گفت که امروزه دانش مدیریت، بیش از هر زمان دیگر، توجه خود را به حوزه‌ی خدمات معطوف کرده است. چون تکنولوژی تولید چنان فراگیر شده است که تقریباً اکثر تولیدکنندگان کالا، می‌توانند حداقل کیفیت مورد نیاز (و گاهی حداکثر کیفیت قابل تصور)‌ را تامین کنند.

به همین علت، حتی در تولید کالا هم، عرضه‌ی خدمات جانبی می‌تواند ارزش افزوده‌ی قابل توجه ایجاد کرده و نیز، زمینه‌ای برای ایجاد تمایز استراتژیک محسوب شود.

شاید تاکید بر نکته‌ی مهم دیگری هم در پایان بحث خالی از لطف نباشد:

chicken-and-egg

فرض کنید مدیر یک شبکه‌ی رادیویی یا تلویزیونی، فعالیت خود را در قالب خدمات طبقه بندی کند، احتمالاً اولویت نخست چنین مدیری، پر کردن ظرفیت رسانه به هر شکل ممکن و طبیعتاً‌ با حداقل هزینه و حداکثر درآمد (تبلیغاتی) خواهد بود.

اما همین مدیر ممکن است محتوا را نوعی کالا ببیند. در این حالت احتمالاً استراتژی او به سمت عرضه‌ی محصولاتی با طول عمر بیشتر و کاربری متفاوت (مثلاً قابل فروش به صورت مستقل، و دارای قابلیت بازاریابی بیرونی)  سوق خواهد یافت.

بنابراین شاید به جای سوال در مورد اینکه محصول شما بیشتر از جنس کالاست یا خدمت، بهتر باشد بپرسیم: شما محصول خود را بیشتر از جنس کالا ارزیابی می‌کنید یا از جنس خدمت؟

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری ارزش آفرینی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

31 نکته برای چند نکته و مثال در مورد بحث تفاوت کالا و خدمت

     
    دوست گرامی مشاهده دیدگاههای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .