Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


تعریف مدل ذهنی | مدل ذهنی چیست و الگوهای ذهنی چگونه شکل می‌گیرند؟


تعریف مدل ذهنی

مدل ذهنی یا منتال مدل (Mental Model) کلمهٔ پرکاربرد این روزهاست.

سخنرانان انگیزشی روی صحنه فریاد می‌‌زنند «باید مدل ذهنی خود را عوض کنید. از مدل ذهنی افراد موفق الهام بگیرید.» در درس‌ها و کلاس‌های مدیریت هم می‌گویند که مدل ذهنی مدیران این‌گونه است و آن‌گونه نیست، یا دربارهٔ مدل ذهنی کارآفرینان صحبت می‌‌کنند. حتی در پژوهش‌های اقتصادی و مالی، بحث مدل ذهنی را در قالب فرمول‌های پیچیدهٔ ریاضی و معادلات دیفرانسیل می‌بینیم.

در این درس می‌خواهیم دربارهٔ اصطلاح مدل ذهنی بیشتر صحبت کنیم. ابتدا از زبان ساده و مثال‌های روزمره شروع می‌‌کنیم و به تدریج به سراغ بحث‌های دقیق‌تر و توضیحات آکادمیک می‌رویم.

یک مثال ساده برای مدل ذهنی | بیماری کرونا

با وجودی که بسیاری از صاحب‌نظران هشدار می‌دادند که جهان هر چند دهه یک بار، یک بیماری مُسری فراگیر را تجربه می‌کند، بسیاری از ما چنین هشداری را جدی نمی‌گرفتیم.

اما کرونا آمد و اقتصاد، عادت‌های رفتاری و نظم زندگی مردم جهان را به هم ریخت. این درهم‌ریختگی آن‌قدر عجیب و شدید بود که همهٔ ما هر روز به جهان پس از کرونا فکر می‌کردیم و از خود می‌پرسیدیم: آیا کرونا خواهد رفت؟ اگر بماند چه می‌شود؟ اگر برود، آیا همه چیز به وضعیت گذشته باز خواهد گشت؟ (دوستان متممی زیر مطلبی با عنوان جهان پس از کرونا در این باره صحبت کرده‌اند).

مدل ذهنی - مواجهه با کرونا

در کنار همهٔ چالش‌ها و سختی‌ها، و عزیزانی که در دوران کرونا از دست دادیم، پدیدهٔ دیگری را هم تجربه کردیم: تنوع تفسیرهایی که از کرونا وجود داشت.

عده‌ای معتقد بودند که جهان سرمایه‌داری به نتیجه رسیده جمعیت جهان زیاد شده و باید تعداد زیادی بمیرند. به همین علت کرونا را ایجاد کرده‌اند. عدهٔ دیگری آن را به رقابت تجاری چین و آمریکا نسبت می‌دادند و معتقد بودند چین این بیماری را در جهان گسترش داده تا آمریکا و به طور خاص، ترامپ که مخالف قدرت گرفتن چین بود، زمین بخورد. عدهٔ دیگری هم این کرونا را نمونه‌ای از بیماری‌های مُسری می‌دانستند که هر از چند گاهی فراگیر می‌شود. چیزی شبیه آنفولانزای اسپانیایی و طاعون و سایر بیماری‌های فراگیری که بشر تجربه کرده است (محمدرضا شعبانعلی هم گزارشی دربارهٔ منشاء احتمالی ویروس کرونا منتشر کرده است).

جالب این‌جاست که بسیاری از مردم جهان موضع خود را دربارهٔ‌ بیماری کرونا تغییر ندادند. هر اتفاق جدیدی می‌افتاد یا خبر جدیدی منتشر می‌شد، هر یک از ما آن را در چارچوب نگاه خود تفسیر می‌کردیم.

کسانی که نگاه علمی به ماجرا داشتند و راهکار را واکسن می‌دانستند، دیدند که با تزریق واکسن این بیماری تضعیف و مهار شد. طبیعتاً این تأییدی بود بر کارآمدی واکسن (متمم مانند بخش بزرگی از مردم جهان، طرفدار این نگاه است).

اما موضوع به همین سادگی نبود.

کسانی که معتقد بودند چین می‌خواست ترامپ را زمین بزند، پس از این که ترامپ رأی نیاورد گفتند: دیدید؟ با کرونا ترامپ را برکنار کردند و حالا هم خودشان می‌گویند جمع شد. واکسن هم نمی‌زدید همین می‌شد. چون دیگر ترامپ رفته و نیازی به کرونا نیست.

آن‌هایی که کرونا را انتقام طبیعت از انسان می‌دانستند، به نتیجه رسیدند که انتقام به پایان رسیده و اکنون انسان مجازات شده است.

کسانی که کرونا را برنامهٔ ثروتمندان جهان برای فروش واکسن می‌دانستند،‌ اکنون معتقدند که برنامهٔ سرمایه‌داران به شکل موفقی اجرا شده است. آن‌ها به فروش بلوک‌های بزرگ سهام شرکت‌های داروسازی اشاره می‌کنند و می‌گویند: دیدید؟ این کارها را کردند که سهام‌شان را گران‌تر بفروشند.

خلاصه این که اگر به اطراف خود نگاه کنید،‌ بیشتر انسان‌ها معتقدند که از اول ماجرا را درست فهمیده بودند و در طول زمان هم درستی نگاه‌شان اثبات شده است!

تفاوت در چه بوده؟ چه شد که ما به شکل‌های متفاوتی این اتفاق را تفسیر کردیم؟ چرا تقریباً تفسیر هیچ‌کس غلط از آب در نیامد؟

اهمیت مدل ذهنی

بحث مدل ذهنی به چه رشته‌ای مربوط می‌شود؟

پیش از این که جلوتر برویم و بگوییم مدل ذهنی چیست، منطقی است به این پرسش پاسخ دهیم که اساساً بحث مدل ذهنی در چه رشته‌ای مطرح می‌شود؟ آیا مدل ذهنی زیرمجموعه‌ای از مدیریت است یا یکی از رشته‌های روانشناسی مثبت گرا؟ آیا باید آن را در مقولهٔ توسعه فردی گنجاند؟ یا بهتر است این موضوع را زیرمجموعهٔ مهارت یادگیری در نظر بگیریم؟ کسانی که دربارهٔ مدل ذهنی حرف زده‌اند و می‌زنند، در چه رشته‌ای تخصص دارند؟

در ادامه، وقتی به مطالعات و مقالات اشاره کنیم، خواهید دید که ریشهٔ اصلی بحث مدل ذهنی در روانشناسی شناختی است. به عبارت دیگر، ابتدا روانشناسان به دنبال این بودند که متوجه شوند ذهن چگونه کار می‌کند و جهان اطراف خود را به چه شکل می‌بیند؛ چیزی شبیه ترکیب روانشناسی و فلسفه.

اما موضوع مدل ذهنی به سرعت گسترش پیدا کرد و پژوهشگران سایر علوم هم به آن توجه کردند: از اقتصاد رفتاری و روانشناسی پول گرفته تا هوش مصنوعی و مدیریت ریسک و بحران‌ها و نیز تحلیل تحولات فرهنگی و اجتماعی.

تعریف مدل ذهنی

تعریف سادهٔ مدل ذهنی

حدود هشتاد سال است که دانشمندان و نظریه‌پردازان دربارهٔ مدل ذهنی حرف می‌زنند و کتاب‌ها و مقالات بسیاری در این باره نوشته شده است. تعدادی از آن‌ها را می‌توانید در پایین همین درس ببینید. از بین همهٔ این منابع که در درس‌های مختلف از آن‌ها کمک خواهیم گرفت، فعلاً از یک کتاب و یک مقاله استفاده می‌کنیم. مقالهٔ مد نظر ما را فارستر در سال ۱۹۷۱ با عنوان رفتارهای ضدشهود در سیستم‌های اجتماعی تألیف کرده و در آن مدل‌های ذهنی را چنین تعریف می‌کند (+):

هر فردی در زندگی شخصی و کسب‌و‌کار خود به شکل غریزی از مدل‌هایی برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کند. مدل، تصویری ذهنی است که شما در سر خود از جهان دارید و آن را با خود جابه‌جا می‌کنید.

ما یک شهر، یک دولت یا یک کشور را در مغزمان جا نمی‌دهیم. بلکه صرفاً گزیده‌ای از مفاهیم و رابطهٔ میان آن‌ها را در ذهن خود ثبت می‌کنیم. هر تصویر ذهنی یک مدل است. همهٔ‌ تصمیم‌های ما بر پایهٔ این مدل‌ها اتخاذ می‌شوند. همهٔ قوانین بر پایهٔ این مدل‌ها تصویب می‌شوند. همهٔ اقدام‌های مدیران بر پایهٔ این مدل‌ها انجام می‌شوند.

به عنوان دومین تعریف، به سراغ کتابی می‌رویم که موضوع آن در ظاهر چیز دیگری است: آموزش و یادگیری (+). این کتاب نویسندگان متعددی دارد و یکی از فصل‌هایش، به قلم ویلیام وین، به بحث مدل ذهنی اختصاص یافته است:

تعریف | مدل ذهنی شکل ساده‌شده‌ای از جهان در ذهن ماست. ما در قالب این شکل ساده، پدیده‌ها و مفاهیم و عواملی را که مهم می‌دانیم، به یکدیگر ربط می‌دهیم و تصمیم می‌گیریم که هر کدام چقدر روی دیگری تأثیر دارند.

تأکید | این تعریف سه بخش اصلی دارد که باید به آن‌ها دقت کنیم:

  • ساده کردن
  • ربط دادن
  • تعیین میزان تأثیرگذاری

این سه بخش را با یک مثال بهتر می‌آموزیم (این مثال بیش از حد ساده شده،‌ تا تعریف را بهتر درک کنیم. وگرنه جزئیات آن می‌تواند بسیار بیشتر باشد). فرض کنیم می‌خواهیم مدل ذهنی یک نفر را دربارهٔ رضایت شغلی بدانیم:

محدودیت در دسترسی کامل به مجموعه درس‌های مدل ذهنی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های مدل ذهنی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم علاوه بر دسترسی به درس‌های مدل ذهنی به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

بررسی‌های ما نشان داده که علاقه‌مندان به درس مدل ذهنی معمولاً از بین درس‌های متمم به درس‌های زیر علاقه‌ی بیشتری دارند:

  خودشناسی | شخصیت شناسی | روانشناسی پول

  تصمیم گیری | حل مسئله | یادگیری | زندگی شاد

  تفکر سیستمی | تفکر استراتژیک | تفکر نقادانه

  مشاوره مدیریت | کوچینگ | عزت نفس

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

مدل ذهنی یک مدل علمی نیست

این جمله ظاهراً ساده است. اما گاهی اوقات به آن توجه نمی‌کنیم و این نکتهٔ مهم را جدی نمی‌گیریم. مدل ذهنی یک مدل علمی نیست. یعنی قرار نیست با تجربه و روش علمی اثبات شود.

قطعاً علم هم یک «مدل» است. اما فرق مدل علمی با مدل ذهنی این است که در مدل علمی، ما می‌کوشیم به مدل مشترکی دست پیدا کنیم که بخش بزرگی از انسان‌ها و به ویژه متخصصین آن را قبول داشته باشند. در حالی که در بحث مدل ذهنی، اصلاً‌ اهمیتی ندارد که انسان‌ها ذهنیت مشابه یا یکسان داشته باشند.

تفاوت دیگر هم در این است که مدل علمی با «فرضیه‌سازی، آزمایش، تجربه و ارزیابی» شکل می‌گیرد و به تدریج اصلاح می‌شود. در حالی که مدل ذهنی به منابع دیگری هم تکیه می‌کند: خاطره‌ها، احساسات، رویدادها، آموخته‌ها، تعارض‌ها، تجربه‌ها و قضاوت‌ها.

به همین علت،‌ بر خلاف علم که دستاوردهایش عمومی است و از عالِم مستقل است، مدل ذهنی کاملاً به صاحب آن ذهن بستگی دارد و بدون او تعریف نمی‌شود.

تعریف مدل ذهنی

ما با استفاده از مدل ذهنی‌مان می‌کوشیم جهان را معنا کنیم و آن را بهتر بفهمیم. به این سوال‌ها فکر کنید:

  • چرا نسل جدید سبک زندگی نسل قدیم را نمی‌پسندند و به تجربهٔ والدین خود کمتر توجه می‌کنند؟
  • چرا ارزش پول ملی ما به تدریج سقوط می‌کند؟
  • چه شد که دوستی ده سالهٔ من و همسایه‌مان به هم خورد؟
  • چرا مهاجرت در میان ایرانی‌ها بیشتر از بسیاری از کشورهای دیگر است؟
  • ابزارهای دیجیتال، از موبایل گرفته تا شبکه‌های اجتماعی، به چه شیوه‌ای و با چه تکنیک‌هایی جای خود را در زندگی ما باز کردند؟

به ندرت می‌توانید دو نفر را پیدا کنید که جواب‌ کاملاً یکسان به این نوع سوالات بدهند. هر یک از ما بر اساس مدل ذهنی‌مان، جهان ذهنی متفاوتی داریم و روایت متفاوتی می‌سازیم و این پدیده‌ها را به شکل مختص خودمان شرح می‌دهیم. بسیار پیش می‌آید که ما حرف دیگران را گوش می‌دهیم و می‌خواهیم ببینیم پاسخ آن‌ها به این پرسش‌ها چیست. اما کمتر پیش می‌آید که بخواهیم بر اساس حرف آن‌ها مدل ذهنی‌مان را تغییر دهیم. بسیاری از ما صرفاً با این هدف به حرف دیگران گوش می‌دهیم که ببینیم مدل ذهنی‌شان چقدر درست (= مشابه ما) است.

مدل ذهنی چگونه تغییر می‌‌کند؟

در پاسخ به این سوال که «مدل ذهنی چگونه تغییر می‌کند؟» می‌توان مکانیزم‌های متنوعی را فهرست کرد. بحث تغییر مدل ذهنی موضوع درس‌های مستقلی خواهد بود. اما فعلاً در حد یک درس مقدماتی می‌توان گفت که ما انسان‌ها ترجیح می‌دهیم مدل ذهنی‌مان تغییر نکند. این گرایش چندان عجیب نیست. مدل ذهنی به تدریج به بخشی از هویت ما تبدیل می‌شود. ما مدل ذهنی را عصارهٔ تجربه‌ها و آموخته‌ها و تحلیل‌های خود می‌دانیم. چرا باید بخواهیم چیزی را که عصارهٔ ماست، تغییر دهیم؟

به همین علت، وقتی با یک اتفاق یا پدیده روبه‌رو می‌شویم، پیش از هر چیز تلاش می‌کنیم آن را در چارچوب مدل ذهنی‌مان توجیه کنیم. به عبارت دیگر، می‌کوشیم با همان نقشه‌ای که تا امروز در ذهن داشته‌ایم و به خوبی کار کرده و جواب داده، این اتفاق یا پدیده را هم توضیح دهیم. اگر بخواهیم صریح‌تر بگوییم: ما می‌کوشیم مدل ذهنی‌مان را به واقعیت‌ها و رویدادها تحمیل کنیم.

اما این کار همیشه جواب نمی‌دهد. گاهی هر کاری می‌کنیم، نمی‌توانیم با تکیه بر مدل ذهنی‌مان، توضیح شفافی پیدا کنیم که چرا این اتفاق افتاد یا آن اتفاق نیفتاد. در چنین مواردی، ممکن است حاضر شویم بخش‌هایی از مدل ذهنی‌مان را تغییر دهیم و اصلاح کنیم. البته این به شرطی است که برایمان مهم باشد مدل ذهنی قوی‌تری داشته باشیم. وگرنه راه دیگری هم وجود دارد. کافی است آن‌چه را که اتفاق افتاده انکار کنیم.

مغز ما معمولاً این دو فرایند را در هم می‌آمیزد. یعنی هم‌زمان می‌کوشد مدل ذهنی را بر واقعیت تحمیل کند و در عین حال، اگر جایی ناگزیر باشد، مدل ذهنی را بر اساس واقعیت اصلاح می‌کند. گاهی این دو کار آن‌قدر در هم گره می‌خورند که ما آن را صرفاً «فکر کردن» می‌نامیم.

به عنوان مثال، ممکن است شما به دوست‌تان بگویید: «دارم فکر می‌کنم که چه شد ما به این جا رسیدیم؟» تفسیر سادهٔ این جمله آن است که هم‌زمان می‌کوشید بر اساس مدل ذهنی خود، وضعیت فعلی را توضیح دهید و در عین حال، هم‌زمان در پی این هستید که اگر بخش‌هایی از مدل ذهنی‌تان نادرست بوده، آن را بر اساس داده‌ها و اطلاعات جدید اصلاح کنید.

تمرین درس تعریف مدل ذهنی

به یکی از کلاس‌های موثر و مفیدی که رفته‌اید فکر کنید. یا به کتابی که خوانده‌اید. یک نوشته و مقاله و حتی یک درس متمم هم می‌تواند برای این تمرین کافی باشد.

به نظرتان مدرس، طراح دوره و یا نویسندهٔ مقاله و یادداشت، قصد داشته بخشی از مدل ذهنی شما را تغییر دهد؟ کدام بخش را؟ او می‌خواسته چه تغییراتی در مدل ذهنی‌تان به وجود بیاید؟

چند پرسش و پاسخ آن‌ها

کدام عبارت دقیق‌تر است: مدل ذهنی یا الگوی ذهنی؟

در برخی منابع فارسی از اصطلاح‌ «الگوی ذهنی» به عنوان معادل «Mental Model» استفاده می‌کنند و اصطلاحات دیگر را بر اساس آن می‌سازند (الگوهای ذهنی، انواع الگوهای ذهنی، تغییر الگوهای ذهنی و …).

اشتباه کسانی که این معادل را انتخاب کرده‌اند این است که «مدل» را به معنای «الگو» در نظر گرفته‌اند. چنان‌که در اصطلاحی مثل Role-model واقعاً مدل به معنای الگو است. مثلاً وقتی می‌گوییم فلان کارآفرین یا فلان نویسنده باید الگوی شما باشد، چنین معنایی مدل نظرمان است.

این در حالی است که واژهٔ مدل، چنان‌که در درس خواندید، در این‌جا معنای دیگری دارد. منظور از مدل، شکل ساده‌شده‌ای از جهان بیرونی در درون ذهن انسان است. بنابراین استفاده از اصطلاحاتی نظیر الگوی ذهنی و الگوهای ذهنی، فراتر از کج‌سلیقگی است و نشان می‌دهد گوینده اساساً نمی‌داند دربارهٔ چه حرف می‌زند.

اگر بخواهیم متن‌های کلاسیک و پایه‌ای دربارهٔ مدل ذهنی بخوانیم، چه منابعی مناسب هستند؟

این بحث نزدیک به یک قرن قدمت دارد و بعضی از مقاله‌ها و کتابهای مدل ذهنی هم‌اکنون به آثار کلاسیک تبدیل شده‌اند. به عنوان مثال، کرِیک در سال ۱۹۴۳ کتابی نوشت با عنوان The Nature of Explanation و در آن توضیح داد که اگر می‌خواهید بفهمید انسان‌ها چگونه پدیده‌ها و اتفاقات اطراف خود را درک می‌‌کنند و توضیح می‌دهند، باید مدل ذهنی آن‌ها را بشناسید.

فارستر هم در مقاله‌ای که در سال ۱۹۷۱ با عنوان «رفتارهای ضدشهودِ سیستم‌های اجتماعی» منتشر کرد، تعریفی از مدل ذهنی ارائه کرد که در درس به آن اشاره کردیم (+).

به عنوان نمونه‌ای دیگر، جانسون لِرد در سال ۱۹۸۳ کتابی با عنوان Mental Models نوشت و توضیح داد که دو موضوع «زبان» و «مدل ذهنی» را نمی‌توانید مستقل از یکدیگر بفهمید و درک کنید. انسان‌ها نمی‌توانند بدون کلمه فکر کنند و از طرفی فکرشان هم روی تک‌تک کلمات‌شان سایه می‌اندازد. کتابی هم در سال ۱۹۸۷ با عنوان Cultural Models in Language and Thought منتشر شد و محققان متعدد در فصل‌های مختلف آن، دربارهٔ اهمیت مدل ذهنی نوشتند و توضیح دادند که فرهنگ چگونه بر مدل ذهنی تأثیر می‌گذارد و ذهنیت‌ها چگونه فرهنگ را می‌سازند.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    مصطفی رادفر ، متین ، علیرضا قرینه ، نرگس روزبهانی ، محمد اسماعیلی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مدلهای ذهنی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مدلهای ذهنی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۳۴۷ نظر برای تعریف مدل ذهنی | مدل ذهنی چیست و الگوهای ذهنی چگونه شکل می‌گیرند؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شهرزاد

    اگر بخواهم فقط یکی از درس‌های متمم را به این منظور انتخاب کنم ( (از میان درسهای بسیاری که از این منظر میتوان به آنها اشاره کرد ) قطعاً درس تفکر واگرا و تفکر همگرا هست.

    به نظر من، در آن آموزش قصد بر این بوده که بخشی از مدل ذهنی ما که مربوط به حل مسائل و مشکلات و مواجهه با چالش هایی است که در زندگی شخصی و حرفه ای مان، با آنها روبرو می شویم؛ شکل بگیرد و یا اصلاح شود.

    همانطور که متمم در آن درس به زیبایی گفت:

    بسیاری از ما زمانی که در مواجهه با یک مسئله یا چالش، راه حلی به ذهن مان می رسد، روی آن راه حل قفل می شویم. به این معنا که دیگر نمی توانیم به راه حل های دیگر فکر کنیم. راه حل نخست ممکن است معمولی یا عالی، ضعیف یا قوی، ناقص یا کامل باشد. اما مهم این است که نخستین راه حل به هر حال، راه را برای فکر کردن به پاسخ های دیگر میبنند."

    با خواندن این درس، واقعا حس کردم تفکر واگرا در بخشی از مدل ذهنی ام شکل گرفته و مدل ذهنی ام رو برای حل مسائل زندگیم تا حد زیادی اصلاح کرد و از آن پس، هر گاه با مسئله یا مشکلی روبرو میشم سعی می کنم این آموزه را به خاطر بیارم و برای حل اون مسئله از تفکر واگرا کمک بگیرم، و تنها بر روی اولین راه حلی که به ذهنم میرسد، تمرکز نکنم؛ و البته سپس در زمان مناسب از تفکر همگرا هم بهره ببرم و به کمکش، بهترین راه حل ام را عملی کنم یا توسعه ببخشم.

    حتی، اونقدر این آموزش روی من تاثیر گذاشت که پستی کوتاه هم در وبلاگم در این رابطه نوشتم:

    معجزه ای به نام تفکر واگرا

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .