Menu


تعریف قرارداد روانی (+ مثال)


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۴۵۸۰۸
از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه درس قرارداد روانی:
  • بتوانند قرارداد روانی (Psychological Contract) را تعریف کنند.
  • به خاطر داشته باشند که اگر چه قرارداد روانی، معمولاً در فضای سازمانی مورد بحث قرار می‌گیرد، اما می‌تواند هر نوع رابطه‌ای را شامل شود.
  • بتوانند مصداق و مثالهای قرارداد روانی را در اطراف خود جستجو کنند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
تعریف قرارداد روانی

فرض کنید دوستی دارید که درآمد و ثروتش از شما بیشتر است. برای اولین بار در دوستی چند ساله‌تان، به پول نقد نیاز پیدا کرده‌اید.

حقوق‌تان را هفته‌ی بعد می‌دهند و الان باید یک بدهی مهم را بازپرداخت کنید.

با دوست‌تان تماس می‌گیرید و از او کمک می‌خواهید. او به شما می‌گوید: هرگز فکر نمی‌کردم به من به عنوان بانکِ خودت نگاه کنی. روزی که پول قرض گرفتی باید خودت محاسبات و ملاحظات پرداختش را هم در نظر می‌گرفتی.

کمی به این وضعیت فکر کنید:

مثال قرارداد روانی

آیا دوست شما تعهد و امضا داده بود که هر وقت پول بخواهید، بی‌چون و چرا به شما کمک خواهد کرد؟

آیا شما قول داده بودید که دوست‌تان را «فقط به خاطر خودش» می‌خواهید و هرگز هیچ نوع تقاضایی از او مطرح نخواهید کرد؟

بعید است چنین توافق‌هایی انجام شده باشند.

پس چرا الان تا این حد حس دو طرف بد است؟

آنچه بین شما وجود داشته و وجود دارد، یک قرارداد روانی است. قراردادی که هرگز نوشته نشده. امضا نشده. حتی احتمالاً در موردش حرفی هم مطرح نشده. اما انتظاراتی است که شما از یکدیگر دارید و اکنون احساس می‌کنید برآورده نشده‌اند.

اصطلاح قرارداد روانی یا Psychological Contract برای نخستین بار توسط کریس آرجریس و ادگار شاین در دهه‌ی شصت میلادی مورد استفاده قرار گرفت.

اما تعریف دقیق‌تر و ترویج مفهوم قرارداد روانی، توسط خانم دنیس روسو انجام شد.

در این درس، تعریف قرارداد روانی را به شکل دقیق‌تر بررسی می‌کنیم و در درس‌های بعد، به جزئیات بیشتری در مورد آن می‌پردازیم.

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز. دسترسی کامل به مجموعه درس‌های آموزش مدیریت منابع انسانی برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر مدیریت منابع انسانی، به درس‌های بسیار بیشتری نیز دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آن‌ها را در این‌جا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته با توجه به علاقه‌ی شما به مدیریت منابع انسانی، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  دوره MBA

 شخصیت شناسی | رفتار سازمانی

  کار تیمی | مذاکره

  عزت نفس | مهارت ارتباطی

قرارداد ایده‌آل این است که در آن، همه‌ی جزئیاتِ انتظاراتی که کارفرما و کارمند از یکدیگر دارند، مطرح شود.

اما طبیعتاً عمده‌ی قراردادها، نمی‌توانند چنین باشند.

بنابراین، با توسط به عقلانیت محدود، بخش‌های قابل اتکا و قطعی‌تر مورد توافق قرار می‌گیرند و به تدریج در طول کار، کارمند و کارفرما، جاهای خالی قرارداد را در ذهن خود پر می‌کنند.

این همان چیزی است که به آن قرارداد روانی می‌گوییم.

تمرین:

در موضع کارفرما یا کارمند (هر کدام که تجربه‌اش را دارید یا از دیگران شنیده‌اید) چه مثال‌هایی از توافق‌ در قالب قرارداد روانی در ذهن دارید که در قرارداد رسمی وجود ندارد و بعداً مشکل‌ساز و تعارض آفرین شده است (یا می‌تواند بشود).

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: مریم رئیسی , حسین , محسن بازیاری , قاسم کریمی , امین محمدی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مدیریت منابع انسانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مدیریت منابع انسانی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

28 نکته برای تعریف قرارداد روانی (+ مثال)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمد مقیمی

    حاجعلی آدم ساده ای بود که ظاهر زیرکی داشت. البته تا وقتی که ساکت بود. حرف که میزد تقریبا همه میفهمیدن که بلوف میزنه. وقتی باهاش آشنا شدم بازنشسته ی چند تا پست دولتی بود و تو هیئت رئیسه یه ارگان (که همگی بازنشستگان دولت بودن) نایب رئیس بود. یه دفتر کاری هم داشت که توش کار نمیکرد بلکه برای حفظ ظاهر توش رفت و آمد میکرد.وضع مالیش خوب بود. یه آپارتمان ۸ واحدی بزرگ داشت که توی یه واحدش زندگی می کرد و بقیه رو خالی گذاشته بود. نه میفروخت نه اجاره میداد و نه حتی خبر داشت که توش چه خبره. خودش به من پیشنهاد شراکت داد. گفت شما خیلی خوشفکر و مستعد هستی ولی جوانی و بی مایه(منظورش بی سرمایه بود). گفت ببین بازار چی میطلبه؛ مایه از من کار از شما. منم مث کلاغه که روباه ازش تعریف میکرد پنیر از دهنم افتاد و وسوسه شدم. سه ماه گذشت تا تحقیق و ارزیابی کاملی کردم و بیزینس پلن دقیقی رو آماده کردم و رفتم سراغ حاجعلی. اولش میگفت من چشمداشتی به سود تو ندارم همین که ۴ تا جوان برید سر کار و منو دعا کنید برام بسه. ولی رفته رفته معلوم شد به تنها چیزی که اصلا بها نمیده، اینه که دعای خیر پشت سرش باشه. درست از روزی که کار استارت خورد توی جزئی ترین مسائل دخالت میکرد و منم به حرمت موی سفیدش رعایتش رو میکردم. آخه وقتی قرارداد شفاهیمون رو در حضور همکاراش منعقد کردیم من یک درصد هم احتمال نمیدادم به این سرعت رنگ عوض کنه و دخالتهاش فلجم کنه وگرنه حتما" قرارداد مکتوب حقوقی باهاش میبستم. خلاصه کنم که حاجی از هر روشی که بلد بود استفاده میکرد تا همه اختیارات رو به دست بگیره و همه فرمانبردارش باشن. کار به جایی رسیده بود که ناچار شدیم کلا تماس شفاهی رو کنار بذاریم و حتی برای بی اهمیت ترین مسائل هم ازش امضا بگیریم که بعدا زیرش نزنه. ولی حاجی به انحای مختلف جنگ روانی راه مینداخت و میگفت شما قرار بوده فلان کنید ولی بهمان کردید. حالا بیا و آقا رو توجیه کن که اصلا همچین قراری نبوده و این اشتباه ناشی از سو برداشت شما بوده، زیر بار نمیرفت که نمیرفت. مخلص کلام این که یکسال کامل شمسی من و بقیه همکارا با حاجعلی کلنجار می رفتیم که تفاوتی وجود دارد بین سرمایه گذار و مدیرعامل و شما سرمایه گذارید با حدود اختیارات مشخص و مدیر عامل کس دیگریست با وظایف مشخص و مدون ولی مرغ حاجعلی یه پا داشت و میگفت مدیر منم که پول رو دادم پس شما باید کاری رو بکنید که من میگم. حاصل یکسال تلاش شبانه روزی من و یه تیم کاربلد سوخت و هنوز خساراتشو دارم پرداخت میکنم فقط به خاطر همین قرارداد روانی که ظاهرا" هر کدام از ما شرکا برداشت خودمون رو از اون قرارداد داشتیم و چون این مفاد روی کاغذ به امضای ما نرسیده بود، سندی برای مراجعه و رفع اختلاف نداشتیم

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .