Menu


تعارض منافع به چه معناست؟ | مرور چند مثال از تضاد منافع


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۲۲۴۶۴۱

دپارتمان فنی یک شرکت، مسئولیت ارائه‌ی خدمات گارانتی و نیز تعمیرات موردی تجهیزات و محصولات آن شرکت را بر عهده دارد. شرکت، معتقد است که گارانتی کار سودآوری نیست و به خاطر انجام خدمات گارانتی، پاداش اضافه‌ای به واحد فنی نمی‌دهد. اما هنگام انجام تعمیرات موردی، درصدی از مبلغ فاکتور به عنوان پاداش به کارکنان بخش فنی تعلق می‌گیرد.

حالا به تکنیسینی فکر کنید که محصول آسیب‌دیده‌ای را در دوره‌ی گارانتی نزد او آورده‌اند و او باید قضاوت کند که آیا این خرابی تحت پوشش گارانتی قرار می‌گیرد یا نه.

اگر چنین فردی به اخلاق پایبند نباشد، احتمالاً وسوسه‌ای درونی او را ترغیب می‌کند که با بهانه‌ی مختلف، از ارائه‌ی خدمات گارانتی خودداری کند تا این درخواست، زیرمجموعه‌ی تعمیرات موردی قرار گیرد.

مثالی که گفته شد، صرفاً یکی از صدها نمونه‌‌ی تعارض منافع یا Conflict of Interest است که در زندگی روزانه‌ی خود با آن‌ها مواجه می‌شویم.

در این درس می‌خواهیم با تعریف تعارض منافع آشنا شویم و برخی از مصداق‌های آن را در زندگی حرفه‌ای مرور کنیم.

تذکر: در بعضی نوشته‌های فارسی،‌ میان تضاد منافع و تعارض منافع تمایز قائل می‌شوند. اما ما در حد مباحث مطرح شده در متمم، نیازی به چنین تفکیکی نداریم و هر دو اصطلاح را هم‌ارز در نظر می‌گیریم.

این درس دارای محتوای تشویقی با عنوان تضاد منافع در تصمیم‌های ایلان ماسک است.

تعارض منافع

هر جا سخن از اخلاق حرفه ای و حرفه ای گری به میان می‌آید، موضوع تعارض منافع هم مطرح می‌شود.

اغراق نیست اگر بگوییم بسیاری از فسادها، خطاها، رفتارهای غیرحرفه‌ای و مخرب در محیط کار و زندگی، ناشی از بی‌توجهی به تعارض منافع است.

در اینجا ابتدا دو نوع تعریف تعارض منافع را می‌آوریم و در ادامه مثال‌ها و نمونه‌هایی از آن را بررسی خواهیم کرد. این تعریف‌ها یکدیگر را نقض نمی‌‌کنند. بلکه صرفاً کمک می‌کنند تا تصویر شفاف‌تری از مفهوم تضاد منافع در ذهن‌مان شکل بگیرد:

تعریف تعارض منافع (+)

تعارض منافع زمانی به وجود می‌‌آید که فرد به خاطر موقعیتش وادار شود از بین منافع خود، منافع سازمانش یا منافع گروه‌های دیگر، صرفاً یکی را انتخاب کند.

تعریف دیگری از تعارض منافع (+)

تعارض منافع به این معناست که در یک موقعیت، منافع و ترجیحات فردی شخص با وظایف و تعهدات حرفه‌ای‌اش در تضاد و تعارض قرار بگیرد.

تعارض منافع

حالا کمی بیشتر به داستانی که در ابتدای درس آوردیم فکر کنید.

وظیفه‌ی حرفه‌ای تکنیسین واحد فنی این است که تشخیص دهد دستگاه معیوبی که نزد او آورده‌اند، شامل گارانتی می‌شود یا خیر. در مقابل، منفعت شخصی او ایجاب می‌کند که دستگاه مشمول گارانتی نشود. چون در این حالت، او پاداشی برای تعمیر دریافت نخواهد کرد.

همان‌طور که می‌بینید، منفعت شخصی روی وظیفه‌ی حرفه‌ای تأثیر می‌‌گذارد و چنین تکنیسینی نمی‌تواند به سادگی، بدون سوگیری، درباره‌ی منشاء بروز مشکل و امکان استفاده از خدمات گارانتی تصمیم‌گیری کند.

چند مثال دیگر از تعارض منافع

استخدام بستگان سازمان کارفرما

یک شرکت پیمانکاری را در نظر بگیرید که در چارچوب یک قرارداد برای یک سازمان کارفرما (از بخش دولتی یا خصوصی) کار می‌کند. مثلاً می‌توانید به شرکتی فکر کنید که پیمانکار نگهداری فضای سبز است و چند قرارداد از شهرداری دارد.

حالا تصور کنید که این پیمانکار، فرزند یا یکی از بستگان یکی از مدیران شهرداری را – که اتفاقاً در عقد و تمدید یا در نظارت بر قرارداد نقش دارد – استخدام می‌کند.

در چنین شرایطی آن مدیر شهرداری در وضعیت تعارض منافع قرار می‌گیرد. به خاطر این‌که وظیفه‌‌ی حرفه‌ای‌اش ایجاب می‌کند بر صحت عملکرد آن پیمانکار نظارت کند و در صورت نارضایتی، از آن‌ها خسارت گرفته یا قرارداد شهرداری را با پیمانکار تمدید نکند.

اما منفعت شخصی همین مدیر این است که کار پیمانکار رونق داشته باشد و صورت‌وضعیت‌ها به سرعت به پول تبدیل شوند و قرارداد پیمانکار تمدید شود. چون در این حالت، امنیت شغلی خویشاوندی که در آن شرکت پیمانکاری است حفظ می‌شود و چه بسا از امتیازهای بیشتری هم بهره‌مند شود.

محدودیت در دسترسی کامل به درس‌ها

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های مذاکره و زبان بدن برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

البته با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

ضمناً شاید بهتر باشد از میان درس‌ها مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  مهارت ارائه و سخنرانی | فن بیان | پرسونال برندینگ

  مهارتهای ارتباطی | تحلیل رفتار متقابل

  شخصیت شناسی | خودشناسی | مدیریت تعارض

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

این درس یک بخش تشویقی دارد

عنوان مطلب تشویقی: تضاد منافع در تصمیم‌گیری‌های ایلان ماسک

بخش تشویقی برای کسانی نمایش داده می‌شود که تمرین همین درس را انجام داده‌‌اند.

پس از ثبت تمرین درس و انتشار آن توسط متمم، دوباره به همین درس مراجعه کنید تا بخشی را که به محتوای درس اضافه خواهد شد ببینید.

تمرین و مشارکت در بحث

آیا مثال و نمونه‌ای در ذهن دارید که خودتان در موقعیت تعارض منافع قرار گرفته باشید؟ در آن شرایط چه کرده‌اید؟

اگر خودتان چنین موردی در ذهن ندارید یا تجربه‌اش را نداشته‌اید (یا به علت ملاحظات، صلاح نیست آن را بیان کنید)،‌ بر اساس آن‌چه در درس گفته شده می‌توانید یک سناریوی تعارض منافع طراحی کنید؟ (فرض کنید می‌خواهید مثالی به مثال‌های داخل درس اضافه کنید).

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    علیرضا جلیلیان ، آرام راستگو ، خسرو بوشهری ، عباس رمضانی ، علی ربانی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری اصول و فنون مذاکره به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه اصول و فنون مذاکره
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

20 نکته برای تعارض منافع به چه معناست؟ | مرور چند مثال از تضاد منافع

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    من از دورانی که در دوره‌های MBA آزاد تدریس می‌کردم دو مثال در ذهن دارم:
     
    تعارض منافع میان تدریس و مشاوره
    بخشی از مدرسان دوره‌های آزاد MBA کسانی هستند که علاقه‌ی اول‌شان تدریس نیست، بلکه از تدریس به عنوان ابزاری برای دریافت پروژه‌های مشاوره استفاده می‌کنند.
    این نوع مدرسان معمولاً در آموزش دچار تعارض منافع می‌شوند. وظیفه‌ی حرفه‌ای معلم ایجاب می‌کند تمام توان و دانش و ظرفیت خود را صرف کند تا بخشی از توانمندی‌هایش به دانشجو منتقل شود.
    اما وقتی مدرس منفعت خود را در دریافت پروژه‌های مشاوره تعریف می‌کند، محتوا و شیوه‌ی تدریس تغییر خواهد کرد.
    مثلاً‌ سهم مطالب پروموشنال افزایش پیدا می‌کند و گاه باید دانشجوها کیس‌ها و داستان‌هایی را بشنوند که از نظر آموزشی اثربخشی چندانی ندارند، اما تصویر استاد را به عنوان مشاوری چیره‌دست تثبیت می‌‌کنند.
    نوع مثال‌ها و پروژه‌ها و تمرین‌ها هم به سمتی سوق پیدا می‌کند که در نهایت، نمی‌توانند دانشجو را به آستانه‌ی استقلال رأی برساند.
    حتی تعامل با دانشجویان هم فرق می‌کند و دانشجویانی که سابقه‌ی مدیریت در شرکت‌های بزرگ و قدرتمند دارند، از فرصت بیشتری برای حرف زدن و تعامل بهره‌مند می‌شوند.
    البته منظورم این نیست که تمام این کارها به دقت مهندسی می‌شوند. شاید بخشی از این‌ها کاملاً ناآگاهانه باشد. اما اگر سابقه‌ی تدریس حرفه‌ای داشته باشید و سر کلاس مدرسان کسب و کار بنشینید،‌ به سرعت تشخیص می‌دهید کدامیک آمده‌اند آموزش دهند و کدامیک می‌خواهند پروژه‌های مشاوره جذب کنند.
     
    تعارض منافع میان جایگاه مدیر و جایگاه مدرس
    تجربه‌ی دیگر من در محیط‌های آموزش دوره‌های تخصصی مدیریت، مربوط به کسانی بوده که هم‌زمان در موسسات جایگاه مدیریتی داشته‌اند و در عین حال، به عنوان مدرس هم در مجموعه‌ی خود تدریس کرده‌اند. اگر چه مزایای متعددی را می‌توان برای این ترکیب شغلی برشمرد، اما تضاد منافع زمانی به وجود می‌آید که فرد،‌ فراموش کند مدیر موسسه است و مدرسان را نه به عنوان کارمند خود، بلکه به عنوان رقیب ببیند).
    در چنین شرایطی، مدیر ممکن است به جای لذت بردن از حضور مدرسان قوی، فشار رقابت را بر دوش خود احساس کند و در نهایت،‌ به حضور مدرسانی رضایت دهد که: «آن‌قدر بد نیستند که مرکز آموزشی ما فروبپاشد،‌ اما آن‌قدر هم خوب نیستند که خودم به چشم نیایم.»
     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .