Menu
راهنمای خرید و خواندن کتاب

در انتخاب یک کتاب به چه نکاتی دقت کنیم و کتاب را چگونه بخوانیم تا اثربخشی بیشتری داشته باشد؟




تصمیم های سخت زندگی و درد راه‌های نرفته



مثل همیشه با توجه به این‌که در پیام اختصاصی متمم امکان بحث و گفتگو درباره‌ی جمله‌های روزانه وجود ندارد، فضایی را در قالب دعوت به گفتگو به یکی از این جمله‌ها اختصاص داده‌ایم تا کمی بیشتر بتوانیم در حاشیه‌ی آن به بحث و گفتگو بپردازیم.

جمله‌ای که این‌بار انتخاب شده از ژانت وینترسون و درباره‌ی تصمیم گیری است.

نکته‌ای که در این جمله مطرح شده چندان پیچیده نیست و بسیاری از ما، آن‌ را در زندگی خود تجربه کرده‌ایم. شاید اصل ارزش کار وینترسون در این باشد که توانسته یک تجربه‌ی دشوار مشترک را به زیبایی و در قالب کلمات، توصیف کند:

تصمیم های سخت زندگی

نکته‌ی مهم در حرف وینترسون این است که بسیاری از تصمیم‌ها، هرگز برای ما تمام نمی‌شوند.

در واقع، این‌طور نیست که ما بین دو یا چند گزینه، یکی را انتخاب کرده و از آن مرحله عبور کنیم. ما انتخاب‌مان را انجام می‌دهیم و از مرحله‌ی تصمیم‌گیری هم عبور می‌کنیم، اما گاهی آن تصمیم در وجود ما باقی می‌ماند و به زندگی در درون ما ادامه می‌دهد.

البته چنین مسئله‌ای در تصمیم‌های ساده‌ی زندگی کمتر اتفاق می‌افتد. اما در تصمیم‌های مهم شخصی و کاری، در انتخاب‌های مربوط به رابطه‌ی عاطفی، در مهاجرت کردن و نکردن، در تغییر مسیر شغلی، چنین تصمیم‌های دشوار و ماندگاری کم نیستند.

جمله‌ی وینترسون، فرصت خوبی است تا تجربه‌های خود را در این زمینه در اشتراک بگذاریم:

  • ‌آیا چنین تصمیم‌هایی را تجربه کرده‌ایم؟ در چه زمینه‌هایی؟
  • آیا این نوع گیر کردن در تصمیم‌ها و عبور نکردن از آن‌ها، یک مشکل است؟ یا واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است که باید آن را تحمل کنیم؟
  • به نظر می‌رسد که «فشارِ راه‌های نرفته» می‌تواند ما را خسته و مستهلک کند. آیا روش یا روش‌هایی دارید که چنین فشاری را کاهش دهید؟
  • در هنگام تصمیم‌گیری و انتخاب، چه کارهایی می‌شود انجام داد که فشار‌های آتی و «دردِ اندیشیدن به مسیرِ انتخاب‌نشده» کمتر شود؟

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های تصمیم گیری و حل مسئله برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته با توجه به علاقه‌ی شما به مباحث تصمیم گیری و حل مسئله، مناسب‌تر به نظر می‌رسد که مطالعه‌ی درس‌های زیر را در اولویت قرار دهید:

  تفکر سیستمی | تفکر استراتژیک

  مهارت یادگیری | مدل ذهنی

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    عادل اصغرزاده مقدم ، روح اله جمشیدی اردشیری ، قدرتی ، صادق علیخانی ، زهره

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری

قوانین کامنت گذاری در متمم

64 نکته برای تصمیم های سخت زندگی و درد راه‌های نرفته

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حسین قربانی

    با این فرض که ما برای گرفتن هر تصمیمی عملکرد اصولی و درستی داشته باشیم و فرایند اخذ تصمیم (در همان زمان گرفتن تصمیم) از نظر خودمان منطقی و عقلانی بوده باشد، به نظرم دو دلیل اصلی برای افسوس خوردن‌های بعدی و متوقف شدن در گذشته می‌توان بیان کرد:

    دلیل اول اینکه به این موضوع توجه نمی‌کنیم که تصمیم گیری درست الزاما به نتیجه مطلوب منتهی نمی‌شود. در واقع ما بسیاری از اوقات به دلیل نرسیدن به نتیجه مطلوب افسوس می‌خوریم و فکر می‌کنیم که چون تصمیم درستی نگرفته‌ایم، نتیجه نامطلوب حاصل شده است اما در واقع این اتفاق به دلیل تحریف خاطرات توسط ذهن ما در اثر گذشت زمان صورت می‌گیرد. برای غلبه بر این مشکل بهتر است از تکنیک ثبت و مرور تصمیمها استفاده کنیم.

    اما دلیل دوم را به نظرم محمدرضا شعبانعلی در روزنوشته ها به خوبی بیان کرده است و آن هم اینکه:

    ... ما به سناریوها می‌بازیم و نه به رویدادها.

    ما زیر بار سناریوها می‌شکنیم، نه زیر فشار رویدادها.

    سناریوها ما رو در ابهام و اضطراب غرق می‌کنن، نه رویدادها.

    البته این مسئله در پاسخ به سؤالی متفاوت نگاشته شده است ولی به نظرم این موضوع در مورد افسوس خوردن به تصمیمات گذشته هم صدق می‌کند.

    در واقع بسیاری از اوقات ما حسرت تصمیمی که نگرفته‌ایم و انتخابی که نگرده‌ایم را نمی‌خوریم. ما افسوس سناریوی ذهنی‌ای را که بعدا در ذهن خودمان در خصوص گزینه انتخاب نشده ساخته‌ایم، می‌خوریم. چه بسا ما آن انتخاب دوم را می‌کردیم و هرگز به نتیجه مطلوبی که در ذهن داریم، نمی‌رسیدیم.

    به نظرم با این طرز نگاه می‌توان مانع از افسوس خوردن برای بسیاری از گزینه‌هایی که انتخاب نکرده‌ایم، شد.

     

    برای خودم خیلی کم پیش می‌آید که حسرت تصمیمات گذشته را بخورم. حتی اگر افرادی را ببینم که انتخابی متفاوت از انتخاب من داشته‌اند و به نتایج بهتری رسیده‌اند، با فکر کردن به همین دو نکته‌ای که در بالا توضیح دادم، مانع از افسوس خوردن خودم می‌شوم و با فکر کردن منطقی به موضوع، با آن کنار می‌آیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .