Menu


انتخاب شغل – تجربه های شما در زندگی


انتخاب شغل

انتخاب شغل یکی از مهم‌ترین انتخاب‌های زندگی ماست.

با انتخاب شغل، عملاً سرنوشت بیش از نیمی از ساعتهای بیداری‌مان در کل زندگی (و شاید حتی ساعت‌های خواب‌مان!) را مشخص می‌کنیم.

در حالی که برای انتخاب شریک زندگی و انتخاب رشته و انتخاب محل زندگی، انبوهی از تجربه‌ها و توصیه‌ها وجود دارد، در مورد انتخاب شغل فضا کمی خلوت‌تر است.

شاید یکی از علت‌ها هم این باشد که بسیاری از ما، جایی در خلوت ذهن خود یا شاید هم علناً به این باور رسیده باشیم که شغل، بیش از آنکه انتخاب شود، تحمیل می‌شود. یا چیزی شبیه ماهی‌گیری است. باید بنشینیم و فرصت‌های مختلف را رصد کنیم، تا بهترین ماهی ممکن به تور ما گرفتار شود.

در اینکه فرصت‌های شغلی در کشور ما گاهی اوقات سخت و دیریاب هستند نمی‌توان تردید کرد. از سوی دیگر می‌دانیم که بسیاری از ما و دوستانمان‌، کوشیده‌ایم که اراده‌مان سهم بیشتری در انتخاب شغلمان داشته باشیم.

در عادتها و تجربه‌های زندگی، گاهی اوقات جنس بحث ما به عادت نزدیک‌تر بوده و گاهی به تجربه.

این بار به تجربه نزدیک‌تریم.

دوستان زیادی در متمم داریم که یک یا چند بار، با چالش انتخاب شغل مواجه شده‌اند. دوستان زیاد دیگری هم داریم که جوان‌تر هستند و قرار است با این چالش مواجه شوند.

امیدواریم این بحث، فرصتی برای انتقال دانسته‌ها و تجربیات، فراهم کند. مطمئن هستیم که در شرح تجربیات خود، به این مسئله توجه دارید که  هر شغل یا موقعیت شغلی که مورد اشاره قرار می‌دهید، احتمالاً شغل یا موقعیت شغلی یکی دیگر از دوستان متممی است.  بنابراین، شاید باید دقت مضاعفی در تحلیل‌ها و توصیه‌هایمان داشته باشیم.

اجازه بدهید صرفاً به عنوان نمونه، برخی از سوالاتی را که می‌توان به بحث گذاشت با هم مرور کنیم:

  • چه ملاک‌هایی را در انتخاب شغل مورد توجه قرار داده‌اید؟
  • آیا معیارهایی بوده که بعداً متوجه شوید مهم بوده‌اند و از آنها غافل بوده باشید؟
  • آیا معیارهایی بوده که فکر می‌کردید مهم است و بعداً دیدید که تا آن حد هم مهم نبوده؟
  • آیا از جمله کسانی بودید که منتظر چند فرصت شغلی ماندند تا بهترین را انتخاب کنند؟ اگر چنین بوده آیا از این استراتژی راضی بودید؟
  • آیا از جمله کسانی بودید که اولین فرصت شغلی را غنیمت شمردند و به هر حال به عنوان یک نقطه شروع در نظر گرفتند؟ اگر چنین بوده آیا از این استراتژی راضی بودید؟
  • وقتی شغل‌تان را انتخاب می‌کردید، چه افق زمانی مد نظر شما بود؟ امروز چه قضاوتی دارید؟ آیا درست فکر می‌کرده‌اید؟ پیشنهاد شما به کسی که امروز می‌خواهد برای اولین بار، شغلش را انتخاب کند چیست؟
  • چقدر باید به هماهنگی شغل و تحصیلات فکر کنیم؟ قبلاً چقدر فکر می‌کردید؟ امروز چه قضاوتی دارید؟
  • از چه ابزارها و روش‌هایی برای جستجوی شغل استفاده کردید؟ چه تجربه‌ای داشتید؟
  • کار کردن برای آشنا تجربه‌ی خوبی بوده؟ یا کار کردن برای غریبه می‌تواند بهتر باشد؟ اگر پیشنهادی برای کار با بستگان داریم، چه فرصت‌ها و تهدیدهایی در چنین پیشنهادهایی نهفته است؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: علی شیرزاد , مژگان , فاطیما ایزدی , شراره شیری جیان , مهشید محمدی

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری عادتها و رفتارهای کوچک زندگی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه عادتها و رفتارهای کوچک زندگی
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

68 نکته برای انتخاب شغل – تجربه های شما در زندگی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علیرضا داداشی

    سلام.

    من که بقیه پاسخ هایی که داده ام هم عمدتا از جنس تجربه بوده، اینجا هم از تجربه می نویسم.

    1- یک تجربه ی مهم من این است:«شروعِ رایگانِ یک کار به معنای شروعِ یک کارِ رایگان نیست.»

    جای رایگان می توانید ارزان هم بگذارید.

    من در دوران دانشجویی -کارشناسی حسابداری- کار مرتبطم را با رقم دستمزدی آن اندازه پایین شروع کردم که تعدادی از دوستان همکلاسی علنا در کلاس درس مراتب اعتراض شان را به من ابراز داشتند. معتقد بودند که من باعث شده ام نرخ دستمزد برای آنها کاهش پیدا کند. ولی واقعاً این گونه نبود.

    آنها ظاهرا تصمیم شان برای کار دانشجویی به جدیت من نبود  تا آنجا که پس از گذشت یکی دو ترم دیگر هنوز هم مشغول کار نشده بودند. شاید هم چون دنبال لقمه ی بزرگ می گشتند.

    با جدیت و با هدف گذاری های کوتاه مدت و میان مدت کار را به جایی رساندم که پس از گذشت تنها سه سال، نه تنها نرخ دستمزدم بیش از 20 برابر شده بود، بلکه شرایط خیلی خوب استخدامی از نظر بیمه و مالیات و کسورات برایم در نظر گرفته شد. آن گونه که در تمرین درسی دیگر نوشته ام این رقم را هم با جسارت و شجاعت اعلام کردم و معاون مالی سازمان وقت بی بروبرگرد پذیرفت.

    نکته ی مهم این است که حواسمان باشد باید برنامه ریزی و مدیریت کرد . با انتظار و یکجا نشستن، چنین نتیجه ای خودبخود حاصل نمی شود.

    2- یادگیری و به روز بودن در هر کاری، خیلی مفید است.

    در طول سالیان کار، فرصت یادگیری شاخه های مختلف رشته ام را برای خودم فراهم کردم. قراردادهای کوتاه مدتی که گاه به سه شغله بودن هم می رسید، به من کمک کرد که پس از سه چهار سال از شروع همان کار دانشجویی، به هر سازمانی مراجعه می کردم آزمون استخدامی موفقی داشتم. من در طول آن چند سال بدون چشمداشت مادی حوزه های مختلف کار مالی را - تا حد توان- تجربه کردم. کمک حسابدار، کمک حسابرس، حسابدار، حسابرس، کارشناس مالی، مشاور مالی و .... کوله باری از تجربیات مرتبط و مفید را برای من فراهم کرد.

    معتقدم و تجربه کرده ام که در سالهای اول استخدام شاید گاهی لازم باشد حتی از شاخه ای به شاخه ی دیگر بپریم. البته شاخه های مختلف یک درخت نه درخت های مختلف.

    و یک حسرت: هیچ وقت اهل آب باریکه نبوده ام و همیشه دوست داشتم برای خودم دفتر و دستکی داشته باشم که ندارم. امان از کارمندی که خیلی چیزها را از آدم می گیرد.
    برقرار و موفق باشید.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .