Menu


کدام را انتخاب می‌کنید: به دست آوردن یا خرج کردن پول؟


پول خرج کردن و چالش های آن

می‌دانید که هر روز در پیام اختصاصی متمم، جمله‌ی کوتاهی را برای شما نمایش می‌دهیم.

هر بار هم تأکید می‌کنیم که این جمله‌ها، معمولاً از جنس توصیه‌ای قطعی یا گزاره‌ای علمی و حتی یک موضع‌گیری مشخص نیستند. بلکه صرفاً بهانه‌ای هستند تا ما را به فکر کردن وادار کرده و فضایی برای بحث و گفتگو و تبادل نظر ایجاد کنند.

این‌بار جمله‌ای از ادوارد بورده نمایش‌نامه‌نویس فرانسوی را برای بحث و گفتگو انتخاب کرده‌ایم. جمله‌ای که می‌توان آن را به نوعی به بحث روانشناسی پول مرتبط دانست:

انتخاب شما در پول خرج کردن چیست؟ پول به دست آوردن یا پول خرج کردن؟ کدام عملی است؟

با توجه به آن‌چه در درس پیش نویس پولی آموخته‌ایم، احتمالاً به سرعت می‌توانید بگویید نکته‌ی مطرح شده توسط ادوارد بورده هم، بخشی از پیش‌نویس‌های پولی اوست.

اتفاقاً‌ این حرف می‌تواند درست باشد و می‌توانیم چنین فرض کنیم که این گزاره، بخشی از پیش‌نویس پولی گوینده‌ی آن است.

اما فعلاً قصد ما پرداختن به پیش‌نویس‌های پولی ادوارد بورده نیست. بلکه می‌خواهیم به موضوعاتی بپردازیم که در پی این دیدگاه مطرح می‌شوند:

تجربه‌های شما در زندگی تا چه حد دیدگاه مطرح شده در زمینه‌ی پول را تأیید می‌کند؟

آیا شما هم بر این باور هستید که افراد بسیاری، چنان در پی کسب پول می‌افتند که فرصت استفاده از آن و هزینه کردنش را از دست می‌دهند؟

اگر چنین نمونه‌هایی را تجربه کرده‌اید، آیا این وضعیت را باید ویژگی ذاتی فرایند کسب پول دانست یا ضعف انسان‌ها در به‌کارگیری پول؟

اگر بخواهیم ادعای مطرح شده را به شکلی دقیق‌تر مطرح کنیم، آیا مناسب نیست که خرج کردن پول را کمی دقیق‌تر تعریف کنیم؟ چون به نظر می‌رسد که آتش زدن پول، کار دشواری نیست و چالش اصلی، هزینه کردن پول به شکلی اثربخش در راستای کسب لذت و افزایش شادمانی در بلندمدت است.

آیا خرج کردن پول، بدون به دست آوردن آن معنا دارد؟ آیا گزاره‌ای که ادوارد بورده مطرح کرده، دارای تناقض نیست؟ یا این‌که باید فرض کنیم کسی که خرج کردن پول را انتخاب می‌کند، باید به شکلی دغدغه‌ی به دست آوردن را هم داشته باشد؟

آیا چنین بحثی را بیشتر از جنس ویژگی‌های شخصیتی می‌بینید؟ یا شرایط اجتماعی هم می‌توانند در شکل‌گیری چنین گزینه‌هایی دخیل باشند؟

آیا نمی‌شود ایده‌ی ادوارد بورده را به جای دو گزینه قالب در سه یا چهار یا پنج گزینه‌‌ی مختلف نوشت یا شکل پارادوکسیکال آن از بین برود؟ (البته اگر معتقدید که در این جمله، پارادوکس وجود دارد)

موارد بالا صرفاً نمونه‌هایی از پرسش‌هایی هستند که با مطالعه‌ی جمله‌ی ابتدای بحث، در ذهن‌مان شکل می‌گیرند. ممکن است جمله‌ی مطرح شده برای شما، دغدغه‌ها و چالش‌های دیگری را هم تداعی کند.

خوشحال می‌شویم اگر ایده، دیدگاه یا تجربه‌ای در این زمینه دارید، آن را با دوستان متممی خود در میان بگذارید.

پیشنهاد عضویت در متمم

شما با عضویت ویژه در متمم، می‌توانید به درس‌ها و آموزش‌های بسیاری از جمله موضوعات زیر دسترسی کامل داشته باشید:

  فهرست درس‌های متمم

موضوعات زیر، برخی از درس‌هایی هستند که در متمم آموزش داده می‌شوند:

  دوره MBA (یادگیری منظم درس‌ها)

  فنون مذاکره | مهارت ارتباطی

  تصمیم گیری | تفکر سیستمی

  توسعه فردی | مهارت یادگیری

  مدیریت بازاریابی | دیجیتال مارکتینگ

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: فریدون فضاییلی , زهره , باران , محمد میلادی , سارا حق بین

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مبانی روانشناسی پول به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مبانی روانشناسی پول
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

25 نکته برای کدام را انتخاب می‌کنید: به دست آوردن یا خرج کردن پول؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    یه نکته‌ای در ذهن من هست که فکر می‌کنم به این موضوع ربط داشته باشه (یا بشه ربطش داد).
    البته از جنس قضاوت شهودی بر مبنای مشاهدات شخصی خودم محسوب می‌شه و ممکنه در نگاه شما، الزاماً درست و قابل دفاع نباشه. اما خودم نتونستم در مشاهده‌ی نمونه‌های فراوان در اطراف خودم، نقضش کنم.
    من فکر می‌کنم انسان‌ها رو در نگاه به پول، میشه به دو دسته تقسیم کرد.

    افرادی که سطح مشخصی از درآمد رو هدف قرار می‌دن و کسانی که درآمد بیشتر رو به عنوان هدفِ صریح یا ضمنی خودشون انتخاب می‌کنن.

    فکر می‌کنم وقتی مقیاس درآمد تغییر می‌کنه، الگوی کسب درآمد و سبک زندگی و فرصت‌ها و محدودیت‌های زندگی (در یک کلام: هندسه‌ی زندگی) هم به شکلی بنیادین تغییر می‌کنه و مهمه که همیشه علاوه بر گامِ بعدی به آخرین گامِ مورد انتظار هم فکر کنیم.

    اگر بخوام با اعداد و ارقام جاری در جامعه صحبت کنم، منظورم اینه که اگر من الان ماهی ۵ میلیون تومن درآمد دارم می‌تونم دو استراتژی مختلف برای افزایش درآمد در نظر بگیرم:

    استراتژی اول: تلاش می‌کنم درآمدم به ماهی صد میلیون تومن برسه و صد و پنجاه یا دویست میلیون یا دو میلیارد نمی‌خوام.

    استراتژی دوم: برای رشد درآمدم تلاش می‌کنم و برای اون، سقف خاصی هم در نظر نمی‌گیرم. چرا نباید به خودم حق بدم که بیل‌گیتس و جف‌بزوس بعدی (یا انصاری و عظیم‌زاده و عسگراولادی بعدی) بشم؟

    فعلاً که در حال نوشتن این متن هستم، فکر می‌کنم کسانی که استراتژی اول رو دارن، به تدریج که به سطح هدفشون نزدیک‌تر می‌شن، می‌تونن به سمت هزینه کردن بهتر هم برن (هزینه‌ با هدف کسب شادمانی و آرامش ماندگارتر).

    اما کسانی که استراتژی دوم رو دارن، هر چقدر پول بیشتری به دست میارن، هزینه‌ی فرصت‌شون بالاتر می‌ره و ترغیب می‌شن که وقت‌ و پول‌شون رو به جای لذت بردن، صرف کسب درآمد بیشتر بکنن.

    (امیدوارم مواردی مثل هواپیمای شخصی یا اقامت در سوییت‌های رویال هتل‌های پنج‌ستاره رو جزو خوش‌گذرانی و لذت حساب نکنید. چون بعد از دو سه دفعه اقامت، معمولاً اون‌ها هم صرفاً به یه ابزار کار تبدیل می‌شن و برای افراد بسیار ثروتمند، اون کارکردی رو که آدم‌های کم‌درآمدتر تصور می‌کنن، ندارن).

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .