Menu


به جای آزمون استعدادیابی کمی برای تحلیل استعدادهایمان وقت بگذاریم


آزمون استعدادیابی

آزمون استعدادیابی

آزمون شخصیت شناسی

آزمون خودشناسی

آزمون شناخت انگیزه ها و ده‌ها آزمون دیگر.

سرنوشت بخشی از ابزارهای سنجش که برای مطالعات دانشگاهی طراحی می‌شوند این است که در نهایت به شکل آزمون های مختلف، در بازار توزیع می‌شوند و از آنجا که پر کردن پرسشنامه کار جذابی است، همیشه مشتریانی هم هستند که برای پرکردن این پرسشنامه ها و مشاهده تحلیلهای حاصل از آنها، وقت و هزینه صرف کنند.

سرگرم شدن با این آزمونها و پرسشنامه‌ها، کار نادرستی نیست.

خصوصاً اگر شما مثلاً در واحد مدیریت منابع انسانی یک سازمان مشغول به کار باشید، گاهی اوقات چاره‌ای ندارید جز اینکه از طریق چنین آزمون‌هایی، داوطلبان شغل‌های مختلف را مورد سنجش قرار دهید.

اما آیا در مورد خودمان هم، اثربخش‌ترین شیوه همین است؟

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود.

با ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، می‌توانید از درس‌های مختلف مانند #تفکر سیستمی، #شخصیت شناسی، #معرفی و مرور کتابها، #موفقیت، #استعدادیابی، #یادگیری زبان انگلیسی،#خودشناسی و … نیز استفاده نمایید. عضویت متمم به عنوان کاربر آزاد، صرفاً چند ثانیه از وقت شما را می‌گیرد:

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری استعدادیابی و شناخت توانمندی ها به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه استعدادیابی و شناخت توانمندی ها

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

151 نکته برای به جای آزمون استعدادیابی کمی برای تحلیل استعدادهایمان وقت بگذاریم

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    رحیم عزیز.

    طبیعتاً آنچه در اینجا می‌نویسم نظر شخصی من است.

    اول اینکه به نظرم از دو ماه و یک سال کار کردن در یک زمینه، نمی‌توان چندان نتیجه‌ای در مورد "نقطه‌ی قوت یا استعداد" گرفت.

    من ده سال است به مذاکره قراردادهای بین‌المللی اشتغال دارم و الان آن را در حد "سابقه کار" می‌دانم و نه نقطه قوت.

    این را از روی تواضع هم نمی‌گویم. به نظرم کمتر از پنج سال کارکردن در یک حوزه، هیچ چیز نیست مگر "سابقه کار".
    بعد از آنهم تازه "احتمال دارد" به نقطه قوت تبدیل شده باشد. چنانکه مثلاً من، معتقدم در مورد خودم نشده.

    نقطه‌ی قوت یعنی در یک زمینه "مدعی" باشید و این ادعا "اعتبار" هم داشته باشد.

    یعنی پیدا کردن جایگزین برای شما در یک فعالیت یا کسب و کار، برای کارفرما یک "چالش جدی" باشد.

     

    پس اجازه بدهید من سوالهای شما را بازنویسی کنم:

    1- شخصی به حوزه فروشندگی و بازاریابی تجهیزات پزشکی علاقه دارد.

    2- یک سال "سابقه کار" در تعمیرات لوازم خانگی دارد.

    3- بر این باور است که "در زمینه‌‌ی دیگری" استعداد دارد.

    تا همین جا یک خطای تحلیلی وجود دارد:

    آنچه در بالا گفته شده، شغل است. نه استعداد.

    وقتی می‌گویید در زمینه‌ی دیگری استعداد دارد. یعنی قبل از آن گفته‌اید که در زمینه‌ای استعداد دارید.

    در هیچ یک از جملات قبلی شما، به هیچ استعدادی اشاره نشده.

    فقط به دو حوزه‌ی شغلی اشاره شده. فروشندگی و تعمیرات.

    در مورد روابط اجتماعی هم مشخص نیست که منظور درونگرایی است یا بی میلی به رابطه های اجتماعی و یا داشتن رابطه‌های کم در جامعه

    از فحوای کلام این طور حدس می‌زنم که منظور درون گرایی بوده و کلمه‌ی روابط اجتماعی محدود از روی بی‌دقتی به جای آن به کار رفته است.

    فکر می‌کنم بهتر است با مطالعه‌ی کلیه درس‌های استعدادیابی (و حتی پرورش استعدادها) می‌توان این سوالها را به شکل بهتری بازنویسی کرد.

    خود مفهوم "نقطه‌ی قوت" هم مفهوم شفافی نیست.

    اگر منظورمان "توانمندی یا Strength" است، تعریف آن مشخص است.

    استعدادی که پرورش یافته و به کار گرفته شده است.

    پس هر فردی خودش می‌تواند بگوید که تا چه حد به یک توانمندی تبدیل شده و فردی دیگر نمی‌تواند اظهار نظر کند.

    با توجه به اینکه متن سوالات دقیق تنظیم نشده، به نظرم هر نوع اظهار نظری، می‌تواند ناپخته باشد.

    اما در عین حال، صرفاً‌ از روی حدس، می‌توانم به این دو نکته اشاره کنم:

    کسی که در کار تعمیرات موفق است و از آن لذت می‌برد و حتی گذران زمان را در آن حس نمی‌کند و تا خرابی یک وسیله را رفع نکند، خواب آرام به چشمش نمی‌آید، احتمالاً در استعداد "حل مسئله" موقعیتی برتر از دیگران دارد.

    این استعداد ممکن است در کنار دانسته‌ها و استعدادهای دیگر، از وی یک فرد موفق در دپارتمان بازاریابی (منظورم فروش نیست) و یا یک پزشک موفق و یا یک مشاور خوب بسازد.

    کسی که در فروش موفق‌ است و از این کار لذت می‌برد و حتی اگر به جای حقوق گرفتن، حاضر باشد پول هم بدهد و بازی فروشندگی را تجربه کند، احتمالاً استعدادها و توانمندی‌های دیگری دارد که ارتباط با دیگران و مهارت ارتباطی یکی از آنهاست.

    البته با ادبیات استعدادیابی کلیفتون، می‌توان موفقیت گرا بودن را هم به این استعدادها افزود.

    اما اگر جز این است. یعنی تعمیرکار،‌ عصر با خستگی و فرسودگی به خانه می‌رود و فروشنده با هر بار پاسخ نه شنیدن، یا مراجعه‌ی مکرر به مشتری خسته می‌شود، به نظرم اطلاق اسم استعداد یا نقطه قوت یا توانمندی به این فعالیت‌ها، کاملاً‌ نادرست است.

    آنچه هست، صرفاً سابقه‌ی شغلی است. آن‌هم غیر همسو با استعدادها.

    و می‌توان فرض کرد که پنج یا ده سال دیگر، احتمالاً به فرسودگی درونی و شکستگی بیرونی منجر خواهد شد.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .