Menu


برندسازی درونی به عنوان یکی از روش های افزایش عزت نفس (قسمت اول)


برندسازی درونی به عنوان یکی از روش های افزایش عزت نفس

از میان انبوه تکنیک ها و روش های افزایش عزت نفس که در کتابها و سمینارها و تحقیقات توصیه می‌شود، برندسازی درونی یکی از ساده ترین و قابل درک ترین و اثربخش‌ترین آنهاست.

برندسازی درونی به همان اندازه که به مفاهیم تئوریک عزت نفس تکیه دارد، کاربردی هم هست و می‌تواند برای تغییر مدل ذهنی ما و افزایش عزت نفس ما مفید و اثربخش باشد.

برای اینکه مفهوم برندسازی درونی و نقش آن در افزایش عزت نفس را درک کنیم، بهتر است ابتدا یکی از مفاهیم مطرح شده توسط ناتانیل براندن در کتاب شش ستون عزت نفس را با هم مرور کنیم:

افزایش عزت نفس از طریق برندسازی درونی - ناتانیل براندناین درس و درس بعد را به شرح بیشتر و دقیق‌تر این مفهوم اختصاص می‌دهیم:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین درس افزایش عزت نفس از طریق برندسازی داخلی (قسمت اول)

به یکی از اطرافیان خودتان فکر کنید. یکی از این جملات میدانم … اما… را که می‌گوید (یا با رفتارش نشان می‌دهد)‌ بنویسید.

به نظرتان اگر بخواهد قسمت دوم این جمله را (اما …) حذف کند و به جای آن (و …) اضافه کند باید چه بگوید؟

مثال: می‌دانم برای خواندن درس‌های متمم کم وقت می‌گذارم. اما هزار اولویت دیگر هم وجود دارد.

جمله‌ی جایگزین: می دانم برای خواندن درس‌های متمم کم وقت می‌گذارم، و به همین علت می‌خواهم از این هفته روزی نیم ساعت را به درس خواندن اختصاص دهم.

اگر جمله‌ی دوم را قبول ندارید، شاید باید جمله اول را به شکل کلی عوض کنید:

می‌دانم که فقط هفته‌ای نیم ساعت برای یادگیری درس های متمم وقت می‌گذارم و تبعات این وقت نگذاشتن برای خودم را هم پذیرفته‌ام.

بعد از اینکه این تمرین را در اینجا حل کردید، در خلوت خودتان به یکی از جملات خودتان هم فکر کنید و به همین شیوه سعی کنید آن را جایگزین کنید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه آموزشی عزت نفس به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

330 نکته برای برندسازی درونی به عنوان یکی از روش های افزایش عزت نفس (قسمت اول)

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : محمدرضا شعبانعلی

    متن تمرین :

    من هم مثل بعضی از دوستان، ترجیح می‌دهم در مورد خودم بنویسم.

    چون سبک رفتاری من در تعارض با دیگران، معمولاً‌ اجتناب کردن (Avoing) است، عموماً خواسته‌های خودم را مستقیماً و صریحاً به دوستان یا همکاران نمی‌گویم.

    بعد از مدتی که رفتارهایشان از آستانه تحمل من خارج شود، عموماً توضیحی (توجیهی) شبیه این دارم:

    درست است که من صریحاً به او نگفتم، اما خودش باید می‌فهمید که آن کار (یا آن رفتار) درست نیست.

    فکر می‌کنم اگر بخواهم از اصول این درس پیروی کنم، باید جمله‌ای مشابه این بگویم:

    واقعیت این است که من صریحاً به او نگفتم و نباید انتظار داشته باشم که او بفهمد (یا حدس بزند) آن کار (یا رفتار) درست نیست.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .