Menu


بخشش و بخشیدن | چقدر برای بخشودن دیگران آمادگی دارید؟


بخشش و بخشیدن

بخشش و بخشیدن (یا به قول اهل ادبیات: بخشودن)، چند هزاره مورد توصیه‌ی ادیان و مکاتب اخلاقی بوده است.

اما طی دهه‌های اخیر که روانشناسی مثبت گرا رواج یافته، به تدریج این صفت هم راه خود را به دنیای روانشناسی باز کرده است.

در حدی که مارتین سلیگمن و کریستوفر پترسون در کتاب Character Strengths and Virtues، آن را به عنوان یکی از نقاط قوت شخصیت انسان‌ها مطرح کرده‌اند (قدردانی و قدرشناسی، انصاف، خویشتن‌داری، تواضع و دوراندیشی، از جمله دیگر نقاط قوتی هستند که در این کتاب فهرست شده‌اند).

البته باید تأکید کنیم که بخشش در روانشناسی با آن‌چه در اخلاق یا در حقوق مطرح می‌شود تفاوت دارد:

فرض کنید کسی به شما ضربه زده یا آسیبی جدی وارد کرده است.

وقتی از بخشش به عنوان یک نقطه‌ی قوت شخصیتی حرف می‌زنیم، منظورمان این نیست که انتقام می‌گیرید یا نه. حتی منظورمان این نیست که دوباره رابطه‌ی خود را با او برقرار می‌کنید یا نه.

بلکه منظورمان این است که مسئله‌ی ذهنی شما با او حل شده باشد و به اصطلاح، از روی آن مسئله، عبور کرده باشید.

با این تعریف، چه بسا یک نفر شریک عاطفی یا کاری‌اش را بخشیده باشد، اما هم‌چنان فرایند حقوقی و قانونیِ استیفای حق خود را با نهایت حوصله و آرامش به پیش ببرد.

همچنین چه بسا کسی را ببخشید، اما دیگر حاضر نباشید رابطه‌ی دوستی خود را با او زنده و برقرار کنید.

پترسون و سلیگمن تأکید می‌کنند که مهم‌ترین مولفه‌ای که می‌تواند این نوع بخشش را تسهیل کند، حس همدلی است. یعنی این‌که ما بتوانیم از دریچه‌ی ذهن و نگاه طرف مقابل، به مسئله نگاه کنیم و به این وسیله، درک کنیم که او چگونه توانسته چنان رفتاری را با ما انجام دهد.

با توجه به این‌که همدلی یک مهارت ساده نیست، آن‌ها تأکید می‌کنند که هر چه یک فرد، بالغ‌تر باشد و بالغانه به مسئله نگاه کند، بخشش فرد دیگر برای او ساده‌تر خواهد بود (رفتار غیربالغانه این است که: نمی‌توانم او را بفهمم. اما از او انتقام می‌گیرم و دیگر مسئله‌اش برای همیشه از ذهنم پاک می‌شود).

چقدر او را بخشیده‌اید؟ (پرسشنامه)

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های روانشناسی مثبت گرا برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه، علاوه بر امکان مطالعه‌ی درس‌های روانشناسی مثبت‌گرا به درس‌های بسیار بیشتری نیز دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  شخصیت شناسی / حمایت اجتماعی / خودشناسی

  تحلیل رفتار متقابل / عزت نفس

  پرورش تسلط کلامی

  استرس / چگونه شاد باشیم / مدیریت انگیزه

تمرین و مشارکت در بحث

با توجه به سوال‌های مطرح شده در پرسشنامه، کدامیک از موارد مطرح‌شده را در مورد خودتان، جدی‌تر می‌بینید؟

به عبارت دیگر، در کدام مورد باید روی خودتان بیشتر کار کنید؟ آیا ایده‌‌ای هم دارید که چه می‌توانید بکنید؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    سید حمید رضا صحفی ، احسان مومنی بشیوسقه ، نریمان درافشان ، مریم زادسر ، آینه

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری روانشناسی مثبت گرا به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه روانشناسی مثبت گرا

قوانین کامنت گذاری در متمم

18 نکته برای بخشش و بخشیدن | چقدر برای بخشودن دیگران آمادگی دارید؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : مریم رئیسی

    من این پرسشنامه رو برای دو نفر انجام دادم (البته چون تعداد سوالاتش کم بود این کار رو کردم، وگرنه جواب دادن به پرسشنامه‌ها یکی از سخت‌ترین کارهاست برای من :)).

    اولی 64 شد و دومی 57.

    به افراد مختلفی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که با اینکه شخصیت انتقام‌جو و کینه‌ای ندارم و معمولا راحت آدمها رو می‌بخشم و از رفتارهای بدشون عبور میکنم؛

    فقط یک نفر هست، همونی که امتیازش 57 شد‌، که نمی‌تونم به طور کامل ببخشمش (البته امتیاز اونقدر هم پایین نشد و نشون میده تا حد زیادی بخشیدم و فراموشش کردم).

    من به این آدم فکر نمی‌کنم و اصلا به هیچ‌وجه آرزوی انتقام و تلافی کردن ندارم؛

    به خاطر رفتار اون خودم رو از لذت بردن محروم نکردم و فکر نمی‌کنم که زندگیمو خراب کرده؛

    اصلا براش بدی نمی‌خوام یا ازش نفرت ندارم؛ کلا بهش فکر نمی‌کنم که بخوام متنفر باشم.

    اما مواردی که در من جدی‌تر بود و امتیازم رو پایین آورد یکی این بود که نه براش دعا میکنم و نه آرزوی خوب دارم. راستش برام اهمیتی نداره که چه بلایی سرش میاد؛ شاید بهتر باشه روی این مورد بیشتر کار کنم و دلسوزتر باشم؛

    دیگه اینکه با وجودی که الان آرامش دارم و بسیار به ندرت به یادش میفتم، اما فکر میکنم اگه دوباره ببینمش نمی‌تونم آرامش خودم رو حفظ کنم؛

    و همچنین به خاطر اون از ارتباط با دوستان قدیمی و مشترک‌مون دوری کردم چون اون رو به یادم میاورد. و حتی چندسال پیش که یکی از دوستان قدیمی من رو به گروه تلگرامی از بچه‌های قدیم دعوت کرد، به خاطر حضور اون و اینکه به شدت باعث آزردگیم میشد این حضور، گروه رو ترک کردم.

    فکر می‌کنم به سهم خودم تلاش زیادی کردم برای فراموش کردن این آدم و رفتارهای نادرستش؛ و همونطور که گفتم حس نفرت و افسردگی و پریشانی یا خشم ندارم. اما ته مانده‌هایی از اندوه و رنج هنوز مونده که حتی گاهی توی خوابهام میاد.

    کار خاصی مدنظرم نیست و همونطور که گفتم تا حد بسیار زیادی فراموش کردم، اما شاید دیدن دوباره‌ی اون آدم و گفتن حرف‌هایی که هیچوقت بیان نشد حداقل بتونه کمک کنه که همین مقدار کم غم و پریشانی هم از بین بره.

    پی‌نوشت: برای روشن شدن اذهان باید بگم که این موردی که گفتم شکست عشقی نبوده:))

    یک دوست صمیمی و همجنس خودم بود که چندسال پیش بدون خداحافظی باهاش قطع رابطه کردم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .