Menu


برای بازآفرینی شغل خود چه ایده‌هایی دارید؟


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۴۷۶۸۹
پیش نیاز مطالعه این درس: از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از پایان این درس:
  • بتوانند مفهوم Job Crafting یا بازآفرینی شغل یا دگرگون سازی شغل را تعریف کنند.
  • سه شیوه‌ی اصلی در بازآفرینی شغل را فهرست کنند و برای هر کدام مثال بزنند.
  • بتوانند در محیط کار خود، مصداق‌های دگرگون سازی شغل را خلق یا جستجو کنند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
بازآفرینی شغل - دگرگون سازی شغلی

شاید شما هم جزو افرادی باشید که از شغل خود رضایت چندانی ندارید.

اما به علت اینکه فرصت مطلوب دیگری پیش روی‌تان نیست و یا به خاطر وقت و توانی که صرف شغل فعلی خود کرده‌اید، به سادگی حاضر به تغییر شغل نیستید.

وقتی در کار خود رضایت شغلی بالایی نداریم چه باید بکنیم؟

وقتی شوق ما برای انجام کار کم است، چگونه می‌توانیم روزهایمان را با فشار و دشواری و سختی کمتری بگذرانیم؟

دگرگون سازی شغلی یا بارآفرینی شغلی چگونه است

وژشنیفسکی، برگ و داتون، سه محققی هستند که طی یک دهه‌ی گذشته، مقالات متعددی در این زمینه ارائه کرده‌اند.

آنها به این سوال می‌پردازند که وقتی شغل برایمان بی‌معنی (یا کم‌معنی) می‌شود، چه کارهایی می‌توانیم برای بهبود اوضاع انجام دهیم؟

بحث Job Crafting یا دگرگون سازی شغل یا بازآفرینی شغل یکی از راهکارهای پیشنهادی آنهاست (منبع).

اگر نمی‌توانید اسم این سه نفر و خصوصاً وژشنیفسکی را به خاطر بسپارید نگران نباشید. همین که Job Crafting و معادل‌های فارسی آن را به خاطر بسپارید کافی است.

اما به هر حال، اصل این موضوع بسیار مهم است. حتی استیفن رابینز هم در آخرین ویرایش کتاب مدیریت رفتار سازمانی خود، با وجودی که در حد سه یا چهار جمله به این مفهوم پرداخته، آن‌قدر آن را مهم دانسته که در ابتدای کتاب در پنج یا شش جمله، اضافه شدن آن چهار جمله را به عنوان مزیتِ ویرایش جدید کتاب مطرح کرده است.

اجازه بدهید تعریف دگرگون سازی شغل و راهکارهای سه گانه آن را با هم مرور کنیم:

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

درس بازآفرینی شغل و دگرگون سازی آن برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس، به سایر درس‌های مرتبط با مدیریت رفتار سازمانی هم دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانند به شما بیشتر کمک کنند.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، ما فکر می‌کنیم با توجه به علاقمندی شما مباحث رفتاری، شاید بهتر باشد در کنار مدیریت رفتار سازمانی، مطالعه‌ی مباحث زیر را نیز در اولویت قرار دهید:

 مدیریت منابع انسانی

 افزایش عزت نفس

 چگونه شاد باشیم

 تحلیل رفتار متقابل

تمرین:

شما چه تجربه‌هایی در این زمینه دارید؟

چگونه کار خود را بازآفرینی کرده‌اید؟ آیا شیوه‌ی شما در یکی از سه گروه مطرح شده در این درس می‌گنجد؟

ایده‌ی شما چگونه می‌تواند برای دوستان دیگرتان هم که الان این درس را خوانده‌اند مفید باشد؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: مریم هومن , نریمان درافشان , سعید میربرون , بهار حسینی , آرام آخوندی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مبانی رفتار سازمانی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

36 نکته برای برای بازآفرینی شغل خود چه ایده‌هایی دارید؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    توضیحی که در پاسخ تمرین این درس می‌نویسم، با کمی اصلاح و تغییر می‌توانست پاسخ تمرین درس تیپ A و B باشد.

    نهایتاً بعد از کمی بررسی، تصمیم گرفتم زیر این درس آنها را بنویسم.

    علاقه‌ی من به ارتباط رو در رو و چهره به چهره بسیار کم است.

    علت‌های زیادی را می‌توان برای آن برشمرد. از جمله اینکه:

    یک: به خاطر شغلم که سال‌ها متمرکز بر مذاکره و فروش بوده است، مجبور بوده‌ام با کسانی که علاقه‌ای به آنها نداشته‌ام، هم‌نشین باشم و نه تنها هم‌نشین، که رابطه‌سازی هم بکنم. این کار اگر چه در کوتاه مدت و میان مدت، می‌تواند موفقیت های شغلی ارزشمندی ایجاد کند، اما برای کسی مثل من که علاقه‌ای به این نوع رابطه‌های سطحی و تعارفات دروغین - با هدف کسب درآمد و سود - ندارم، بسیار فرساینده بوده است.

    دو: چندان برون‌گرا نیستم و تعداد محدودی رابطه واقعی را به مجموعه‌ی گسترده‌ای از رابطه‌های سطحی ترجیح می‌دهم.

    سه: به نظرم مردم بیش از حد، کُند هستند. یک ساعت با شما دیدار می‌کنند و حرف‌هایی می‌زنند که اگر بخواهی روی کاغذ بیاوری، در ۱۰۰ کلمه جمع می‌شود.

    خیلی از اما اگر یک نفر در محیط کار، همه‌ی آنچه را که شفاهی و حضوری و در جلسات انجام می‌دهیم، به شکل مکتوب در بستر دیجیتال به یکدیگر بگوییم، شاید ارزش ۸ ساعت کار ما کمتر از ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه باشد.

    نتیجه اینکه فکر می‌کنم اگر رابطه‌ی رو در روی خودم را با دیگران محدود کنم، در هر روز معادل یک هفته تا چهار هفته کار سابقم می‌توانم خروجی داشته باشم.

    ضمن اینکه لازم نیست چهره و گفتار مردمی را تحمل کنم که ظاهراً اهمیتی برای وقت‌شان قائل نیستند. تازه قسمت مفید زندگی‌شان جلسات کاری است. خارج از آن که سرگرم تلگرام و اینستاگرام کارهای دیگرند.

    با چنین نگرشی (که می‌توانید قسمت سوم آن را به عنوان تمرین ویژگی های تیپ A در نظر بگیرید) طی سال‌های اخیر تصمیم گرفتم در همه‌ی کارهایم، تا زمانی که می‌شود کاری را از طریق ایمیل، پیام و پیامک انجام داد، آن را به شکل حضوری انجام ندهم.

    حتی ترجیحم این است که پیام‌های صوتی کسی را هم گوش ندهم.

    این کار دو مزیت دارد:

    اولاً یک پیام صوتی ۲ دقیقه‌ای در قالب متن، در کمتر از ۳۰ ثانیه خوانده می‌شود. پس اگر ما در طول زندگی خود ۴ یا ۵ سال با دیگران حرف می‌زنیم یا پیام‌های صوتی‌شان را گوش می‌دهیم، با این کار بیش از سه سال به عمر خود اضافه می‌کنیم.

     

    ثانیاً افراد زیادی را می‌شناسم که آن‌قدر تنبل هستند که حاضر نیستند نیاز یا خواسته یا انتظار یا سوالشان را در حد ۱۰ یا ۲۰ یا ۱۰۰ کلمه بنویسند. فقط زبان‌شان را تکان می‌دهند و پیغام صوتی می‌فرستند. با این عادت رفتاری که می‌گویم پیام‌های صوتی را گوش نمی‌دهم، از دست این افراد هم رهایی پیدا کرده‌ام.

    علاوه بر اینکه این شیوه‌ی جدید (طی چند سال اخیر) موجب شده که آرامش بیشتری داشته باشم، خروجی زندگی‌ام چه در جنبه‌های شغلی و چه زندگی فردی به طرز غیرقابل تصوری بالا رفته است.

    اگر بگویم هر یک سال فعلی من در مقایسه با پنج سال قبل، بیش از ۵ برابر خروجی دارد، کوچک‌نمایی کرده‌ام.

    توضیح کوتاه:

    فکر نمی‌کنم لازم باشد - یا برای همه امکان‌پذیر باشد - که تا این حد از جامعه فاصله بگیرند. اما برای کسانی که مثل من درونگرا هستند و تیپ A هستند و یا به هر حال، فکر می‌کنند برای وقت‌های آزادشان، برنامه‌های مفید‌تری دارند، عموماً گزینه‌هایی وجود دارد که بتوانند بخش‌هایی از زندگی شخصی و شغلی خود را به بستر دیجیتال منتقل کنند.

    اگر چه در مورد بسیاری از مردم، شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای پیام رسان و وب، بخش زیادی از زندگی‌شان را بلعیده است، فکر می‌کنم می‌توان از همین زیرساخت‌ها، چندین سال عمر اضافه هدیه گرفت.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .