Menu


انتخاب همکار خوب و مناسب، مهم‌ترین اولویت شماست (جیم کالینز)


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۶۱۰۰۶

مطالبی که در قالب دعوت به گفتگو منتشر می‌شوند در مقایسه با سایر درس‌ها و مطالب متمم، فضایی صمیمی‌تر و به دور از چارچوب‌های خشک درسی دارند.

می‌کوشیم به بهانه‌ی حرف‌های بزرگان و نکاتی که در کتابها و مقاله‌ها می‌بینیم و می‌خوانیم،‌ با یکدیگر در مورد تجربیات خود در فضایی نزدیک به درس‌های متمم صحبت و گفتگو کنیم.

انتخاب همکار مناسب - جیم کالینز

این‌بار در سلسله بحث‌هایی که برای دعوت به گفتگو مطرح می‌شوند به سراغ جیم کالینز رفته‌ایم.

فوربس به سراغ تعدادی از متفکران معاصر رفته و از آن‌ها خواسته است در زمانی کمتر از ۱۰۰ ثانیه، نکته‌ای را که به نظر آنها بسیار مهم است برای مخاطبان توضیح دهند.

با توجه به شناختی که از جیم کالینز به عنوان یک استراتژیست وجود دارد، احتمالاً کسانی که با استراتژی به مفهوم سنتی آن آشنا هستند، انتظار دارند توصیه‌هایی درباره انتخاب هدف درست و شیوه‌ی تعیین یا انتخاب مسیر مناسب برای رسیدن به هدف و شاید مفاهیمی مانند فرصت و تهدید صحبت کند.

اما جیم کالینز مانند بسیاری از متفکران معاصر استراتژی، تأکید خود را بر مدیریت منابع و در میان منابع مختلف بر مدیریت منابع انسانی قرار داده است.

اجازه بدهید ابتدا این کلیپ ۱۰۰ ثانیه‌ای را ببینیم و سپس درباره‌اش صحبت کنیم:


نکته‌ی کلیدی مطرح شده توسط جیم کالینز را می‌توان به این صورت بیان کرد:

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

دوره MBA

فنون مذاکره | تصمیم گیری

تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

افزایش عزت نفس | چگونه شاد باشیم

[ درس مرتبط: معرفی جیم کالینز ]

[ مطلب مرتبط: فایل صوتی پرورش منابع ]

تجربه‌ی شما در این زمینه چیست؟

در محیطی که فعالیت می‌کنید – چه به عنوان یک عضو اجرایی و چه یک مدیر تصمیم‌گیر – تا چه حد این مسئله جدی گرفته می‌شود؟

اصلاً آیا تجربه‌ای را سراغ دارید که در آن، تشکیل تیم درست از اعضای مناسب باعث شده باشد که تغییرات و تحولات پیش‌بینی نشده به خوبی مدیریت شوند؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: محمد جواهری , سعید محمدزاده , سارا اسدی , مجید نعیم‌یاوری , ابراهیم هادیان

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مدیریت منابع انسانی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه مدیریت منابع انسانی
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

29 نکته برای انتخاب همکار خوب و مناسب، مهم‌ترین اولویت شماست (جیم کالینز)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    در ادامه‌ی صحبت شما و در واقع به عنوان نتیجه‌ای که من از حرف شما می‌گیرم، فکر می‌کنم باید مفهوم «مناسب» رو هم دقیق‌‌تر تعریف کنیم.

    مثلاً «خبره بودن یا باتجربه بودن» در مقایسه‌ با «تطبیق‌پذیر بودن» چه جایگاهی پیدا می‌کنه؟

    قاعدتاً آخرین حد تخصص آکادمیک در یک رشته رو میشه با هفت یا هشت سال به دست آورد. اما فکر می‌کنم بعضی‌ها بعد از چند دهه هم، به فردی تطبیق‌پذیر تبدیل نشن. چه بسا - چنانکه در مثال شما می‌بینیم - خبرگی و شایستگی تخصصی بیشتر باعث کاهش انعطاف‌پذیری انسان‌ها بشه.

    من نتیجه‌ای که از کنار هم قرار دادن درس و مثال شما می‌گیرم اینه که برای مناسب بودن هر فرد، اول باید به «آمادگی برای تغییر دائمی و حتی لذت بردن از ابهام و تغییر دائمی شرایط» توجه کنیم و اگر این ویژگی وجود داشت، بعد به دنبال ویژگی‌هایی با اهمیتِ ثانویه (مثل تحصیلات، تخصص، تجربه‌ی کاری، اخلاق حرفه‌ای) و مواردی از این دست بگردیم.
    شاید این عشق به تغییر و آمادگی برای تحول،‌ زمانی برای صنایع خاص و فناوری‌های نوین معنا داشت، اما هر روز بیشتر از قبل می‌بینیم که در فعالیت‌های سنتی و صنایع قدیمی‌تر و بالادستی هم به همون اندازه معنا پیدا می‌کنه.
    حتی فعالیت یک حسابدار هم که مثال کلاسیک یک فعالیت مکانیکی سنتی محسوب میشد، به نظرم امروز کمتر از گذشته مصداق یک فعالیت مکانیکی هست. چون کارهای مکانیکی عملاً مکانیزه شدن و کارهای غیرمکانیکی هم در ذات و ماهیت خودشون تغییر دائمی رو دارن. اگر نداشتن اینها هم به شکل اتوماتیک انجام می‌شدن و به انسان‌ها واگذار نمی‌شدن.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .