Menu


افسردگی چیست و چه نشانه‌هایی دارد؟ (۲)


نشانه های افسردگی چیست

اگر قسمت اول در مورد افسردگی و نشانه‌های آن را مطالعه کرده و به خاطر داشته باشید و همینطور تعریف مفهوم خُلق را با دقت مرور کرده باشید، می‌توانیم با خیال راحت، به ادامه‌ی بحث افسردگی و نشانه های آن بپردازیم.

در قسمت اول بحث، به این نکته اشاره کردیم که گاهی اوقات، به سادگی خستگی یا ناراحتی یا غم یا اندوه یا بی‌انگیزه بودن، به عنوان نشانه های افسردگی در نظر گرفته می‌شود.

راه یافتن بخش‌هایی از ادبیات بالینی به فضای عمومی اجتماعی نیز، این مسئله را تسهیل کرده است.

کافی است مروری به برخی از دیدگاه‌های مطرح شده در قسمت اول بحث داشته باشید تا ببینید که متاسفانه بسیاری از نشانه‌هایی که توسط دوستان خودمان در متمم از منابع عمومی نقل شده‌اند، اگر چه بخشی از نشانه‌های افسردگی هستند، اما قید‌های مهم (مانند مدت زمان و یا تکرر و یا حداقل تعداد نشانه‌هایی که باید همزمان وجود داشته باشند تا بتوان فردی را افسرده دانست) از تعاریف حذف شده‌اند و آنچه مانده، اگر چه ظاهراً نشانه‌های بالینی افسردگی است، اما عملاً نادرست و گمراه کننده محسوب می‌شود.

اجازه بدهید نگاهی کوتاه به آخرین تعریف افسردگی و معیارهای آن که در نسخه‌ی پنجم DSM ارائه شده است بیندازیم تا ببینیم که تشخیص و تصمیم گیری در مورد اینکه آیا گرفتار افسردگی عمیق و جدی هستیم، چقدر سخت و دشوار است:

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: امیدش , ابراهیم هادیان , فرنوش زیدآبادی , فرزانه ایپکچی , محمدعلی

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری خودشناسی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه خودشناسی
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

208 نکته برای افسردگی چیست و چه نشانه‌هایی دارد؟ (۲)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شه ناز

    با الهام از کتاب راه هنرمندِ جولیا کامرون، ترجمه  خانم گیتی خوشدل، در چنین مواقعی خودم را مقید می کنم هر روز صبح  کمی زودتر بیدار شوم و  بلافاصله پس از بیداری چند صفحه بنویسم، هر آنچه که در لحظه به ذهنم می آید به روی کاغذ می آورم.

    رفتن به طبیعت، پرداختن به علاقه مندی ها مثلا تماشای  یه نمایش خوب، یه فیلم خوب،  خرید چند شاخه گل، یه کتاب خوب و خوندنش، شنیدن موسیقی مورد علاقه،  پیاده روی  و ... کمک می کنند این حالت  ها کاهش پیدا کنند.

    و در آخر  به خودم می گم چه من باشم و چه نباشم زندگی جریان خواهد  داشت،   این آسمان، این درختها ، این شهر قبل از من بوده ، بعد از من هم خواهد بود، چه خوب زندگی کنم و چه خوب زندگی نکنم، چه حال خوبی داشته باشم و چه نداشته باشم،  به هر حال عمر با شتاب خواهد گذشت، پس چه بهتر به بهترین شکل ممکن بگذرد. البته قبول دارم که خیلی وقتها خیلی هم راحت نیست ولی می شود تمرین  کرد و نتیجه گرفت.

    و بیشتر وقتها این جور مواقع  این  پاراگراف از کریستین بوبن در کتاب دیوانه بازی از خاطرم  می گذرد:

    "... شما دخترها جوان هستید، دوست داشتنی، به زودی از جنگل درس خواندن ها بیرون می روید و به محوطۀ باز زندگی می رسید، در آن می رقصید،  می خندید ، گریه می کنید. در آن همه  چیز را می یابید و از دست می دهید، گاهی همزمان.

    در این زندگی از همه چیز می توان چشم پوشید- چشم پوشیدن فریبنده ترین طریقۀ از دست دادن است. همه چیز مگر یک چیز. آنچه می خواهم به شما بگویم گفتۀ مادر بزرگم است، چند ساعتی پیش از مرگش این را به من گفت- زنی بود روستایی، در تمام عمر بدبختی به سرش باریده بود، بچه ای معلول، و بچه دیگرش که در اردوگاه کار اجباری مرد، بیماری و فلاکت انگار از آسمان  برایش می بارید. یک روز- آن موقع  12 یا 13 سال داشتم- از او پرسیدم ماما بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟ پاسخش را فراموش نکرده ام که گفت: فقط یک چیز در زندگی مهم است کوچولو، و آن شادی است، هیچوقت اجازه نده کسی یا چیزی آن را از تو بگیرد."

     

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .