Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


اصل پارتو یا قانون ۲۰/۸۰ چه می‌گوید؟ | معرفی، کاربردها و نقد قانون پارتو


اصل پارتو

اصل پارتو (Pareto Principle) که به نام قانون پارتو یا اصل ۸۰ / ۲۰ هم شناخته می‌شود، از جمله اصول شناخته‌شده در مدیریت زمان و افزایش اثربخشی و بهره وری است. البته معمولاً اصل پارتو چنان گسترده و وسیع تعریف می‌شود که حوزه‌های دیگری مانند فروش، بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری را نیز پوشش می‌دهد.

در این درس ابتدا به تعریف اصل پارتو می‌پردازیم و چند مثال از قانون پارتو را مرور می‌کنیم. پس از آشنایی با کاربردهای قانون پارتو به سراغ نقد قانون پارتو می‌رویم و توضیح می‌دهیم که توجه به این قانون چگونه می‌تواند موجب سوء‌برداشت و تصمیم گیری اشتباه شود.

تاریخچه اصل پارتو

اصل پارتو را فردی به نام ژوزف جوران (Joseph Juran) مطرح کرده است. بسیاری از ما جوران را چندان نمی‌شناسیم. اما او را تقریباً می‌توان هم‌رده و هم‌سنخ ادوارد دمینگ در نظر گرفت. این دو نفر از جمله کسانی هستند که نقش مهمی در ترویج فرهنگ کنترل فرایندها و کنترل کیفیت در ژاپن ایفا کرده‌اند.

جوران در کارهای آلفرد پارتو (Alfred Pareto)، اقتصاددان و جامعه‌شناس ایتالیایی، خوانده بود که «۸۰٪ ثروت ایتالیا در مالکیت یا تحت کنترل ۲۰٪ جمعیت آن کشور است.»

او این حرف پارتو را به حوزه‌های دیگر هم تعمیم داد و اصطلاح Vital Few & Trivial Many را مطرح کرد؛ تقریباً به این معنا که در هر مجموعه‌ای معمولاً یک اقلیت حیاتی و مهم وجود دارد و اکثریتی از جزئیات و چیزهای کم‌‌اهمیت.

منظور جوران این بود که مثلاً اگر می‌خواهید مشکلات کیفی را در فرایند تولید حل کنید، ممکن است موارد و نواقص و ایده‌های بسیاری به ذهن‌تان برسد. اما همه‌ی آن‌ها در یک درجه‌ی اهمیت نیستند. تعداد کمی از آن‌ها هستند که می‌توانند بخش بزرگی از مشکلات کیفی شما را حل کنند.

جوران آن‌قدر بر روی حرف پارتو تأکید می‌کرد و نام او را به‌کار می‌برد که در نهایت این قاعده به جای این‌که به عنوان قانون جوران شناخته شود، به عنوان قانون پارتو یا اصل پارتو شناخته شد.

بعدها افراد بسیاری اصل پارتو را رواج دادند و تبلیغ کردند. همین باعث شد که این روزها اصطلاحاتی مثل «اصل پارتو در مدیریت» و «اصل پارتو در کسب و کار» و حتی اصل پارتو در موضوعات عجیب و نامربوط دیگر (مثل رابطه عاطفی) را ببینیم و بشنویم.

معروف‌ترین آن‌ها ریچارد کخ (Richard Koch) است که کتاب اصل پارتو (The 80/20 Principle) را نوشت که به اسامی مختلفی به فارسی ترجمه شده است (کاربرد اصل ۸۰/۲۰ در کسب و کار و همین‌طور قانون ۲۰ / ۸۰).

تیم فریس (Tim Ferris) هم در کتاب هفته کاری چهار ساعته (The 4-Hour Workweek) از این اصل دفاع می‌کند و آن را ابزار مهمی برای افزایش بهره وری می‌داند.

البته این‌ها صرفاً چند نمونه هستند و صدها کتاب و مقاله تا کنون به اصل پارتو و مصداق‌ها و کاربردهای آن پرداخته‌اند.

چند مثال از قانون پارتو در کسب و کار

قانون پارتو به سرعت در میان فعالان مدیریت و توسعه فردی علاقه‌مندان خود را پیدا کرد و هر کس به فراخور حوزه‌ی کاری‌اش مصداق‌ها و مثال‌های تازه‌ای به آن افزود. موارد زیر صرفاً چند مثال از قانون پارتو هستند:

  • ۸۰ درصد سود کسب و کار شما را ۲۰ درصد از مشتریان‌تان ایجاد می‌کنند
  • ۲۰٪ از کارکنان شما ۸۰٪ مشکلات و دردسرهای شما را می‌سازند
  • ۸۰٪ از فضای انبار شما را ۲۰٪ از قطعات و تجهیزات‌تان اشغال می‌کند
  • ۲۰٪ محصولات شما ۸۰٪ فروش‌تان را به خود اختصاص می‌دهند
  • هشتاد درصد خطاهایی که در دی‌باگ و عیب‌یابی یک برنامه مشاهده می‌کنید، به بیست درصد آن برنامه مربوط است
  • ۲۰٪ مشتریان یک شرکت بیمه، ۸۰٪ هزینه‌ها را برای آن شرکت ایجاد می‌کنند
  • بیست درصد تلفن‌های شما هشتاد درصد زمان مکالمه‌‌تان را به خود اختصاص می‌دهند
  • هشتاد درصد وقت کاربران یک نرم‌افزار به استفاده از بیست درصد Feature‌های آن نرم‌افزار اختصاص پیدا می‌کند

اصل پارتو - اصل پارتو در مدیریت و اصل پارتو در کسب و کار

اصل پارتو در مدیریت زمان

مدیریت زمان یکی از حوزه‌هایی است که اصل پارتو در‌ میان علاقه‌مندانش طرفداران بسیاری پیدا کرده است. تکنیک‌های بسیاری برای استفاده از اصل پارتو در مدیریت زمان مطرح می‌شود.

مثلاً می‌گویند فعالیت‌های خود را فهرست کنید و ببینید هر یک از این فعالیت‌ها چند درصد از انرژی‌تان را به خود اختصاص می‌دهند. سپس بررسی کنید که دستاورد هر فعالیت چقدر برایتان اهمیت دارد و چه سهمی از کل دستاوردهایتان محسوب می‌شود. بر این اساس می‌توانید فعالیت‌های کلیدی خود را – که با صرف کم‌ترین زمان بیشترین دستاورد را ایجاد می‌کنند – تشخیص دهید و بقیه را کنار بگذارید.

یا این‌که می‌گویند ۸۰٪ کسانی که با آن‌ها ارتباط کاری دارید، صرفاً به ایجاد ۲۰٪ از خروجی شما کمک می‌کنند و با حذف یا کم‌رنگ کردن این افراد و سرمایه‌گذاری بیشتر روی افراد کلیدی می‌توانید خروجی بیشتری به دست آوردید و دستاوردهای بزرگ‌تری داشته باشید.

نقد اصل پارتو | گاهی توجه به این اصل می‌تواند گمراه‌کننده باشد

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دسترسی کامل به این درس برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که به مدیریت زمان،  نظم شخصی و مدیریت انگیزه مربوط هستند دسترسی پیدا می‌کنید. همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های ویژه متمم

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

تمرین و مشارکت در بحث

تجربه‌ی شما از اصل پارتو چه بوده است؟ در چه مواردی آن را به‌کار برده‌اید و مفید بوده است؟

آیا شرایطی پیش آمده یا مواردی را مشاهده کرده‌اید که اتکا به قانون پارتو گمراه‌کننده باشد؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    لیلا فولادی ، رامین معمار ، محمد امین ، نوذر صیفوری ، علیرضا براتی احمدآبادی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مدیریت زمان به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مدیریت زمان
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۳۵ نظر برای اصل پارتو یا قانون ۲۰/۸۰ چه می‌گوید؟ | معرفی، کاربردها و نقد قانون پارتو

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امیرحسین بدل‌توانا

    من فکر می‌کنم این اصل برای کتاب خواندن هم می‌تونه صادق باشه اما کاربردی نیست.

    به عبارتی، شما ممکن است یک کتاب چند صد صفحه‌ای را مطالعه کنید اما تنها مقدار کمی از این محتوای کتاب برای شما جذاب یا مفید یا کاربردی یا آموزنده باشه.

    بعد بخواهید از این نتیجه بگیرید که خواندن کتاب وقت تلف کردن هست و برویم خلاصه کتاب بخوانیم.

    اینجاست که ممکنه ما اشتباه بزرگی کرده باشیم.

    محمدرضا شعبانعلی چند سال پیش در جایی گفته بود(نقل به مضمون و من دقیق یادم نیست روزنوشته‌ها یا فایل صوتی یا هر جای دیگری بود):

    با خواندن خلاصه کتاب با اصل موضوع آشنا می‌شوید اما روح مطلب به شما منتقل نمی‌شه.

    من با این گزاره موافقم و تجربه‌ی شخصی من مفید بودن آن را به من نشان داده است.

    در واقع نویسنده آن همه مقدمه و موخره را آورده تا ذهن ما را وارد فضای موضوع بکنه و بعد نکته‌ی کلیدی و اصلی را یادمان بدهد.

    شاید بیست درصد کتاب‌هایی که خوانده‌ایم هشتاد درصد مدل ذهنی ما را تشکیل بدهد(که البته واقعاً چنین چیزی قابل اندازه گیری نیست) اما ما ناچار هستیم که صدها صفحه کتاب بخوانیم تا بالاخره چندین صفحه که حرف اصلی نویسنده است به ذهن ما نفوذ کنه و جزئی از مدل ذهنی ما بشه.

    همین حرف را برای کامنت‌ها و سایر نوشته‌ها هم می‌توان زد؛ واقعاً خلاصه گفتن جدای از اینکه دشوار است ممکنه به درک ناقص یا نادرست مخاطب هم منجر بشه.
    حتی شاید لازم باشه ما چندین کتاب مختلف در یک حوزه بخوانیم تا صرفاً ذهن ما آماده بشه که مطالب اصلی و کلیدی را در یک کتاب دیگر مطالعه کنه.

    پس بنظرم این اصل برای یادگیری می‌تواند گمراه کننده باشد.

    من خودم برای متمم که مطالب خلاصه و جمع و جور هستند رونویسی می‌کنم تا همان شرایط کتاب خواندن برام شبیه سازی بشه.

    با وجود اینکه این کار خیلی وقت گیره اما در غیر این صورت نمی‌تونم مطمئن باشم که درس‌ها را خوب یاد گرفتم.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .