Menu


استعدادیابی: سیلوگرام


استعداد یابی به شیوه جانسون اوکانر و سیلوگرام

در درس استعدادیابی، قرار شد که با هم به تدریج به مدل‌ها و ابزارهای متداول در سطح جهان،‌ برای سنجش استعداد‌ها بپردازیم. به عنوان یکی از نخستین مدل‌های مورد بررسی که به صورت گسترده در جهان مورد توجه است، مدل جانسون اوکانر را بررسی کردیم و تا کنون بخش‌های مختلف این مدل مانند استعداد تجسم فضایی و درک ساختارها، توانمندی استقراء، ایده پردازی، توانایی استدلال تحلیلی، قدرت تشخیص سریع نوشته‌ها و توانایی کار با اعداد را مورد بررسی قرار دادیم. در این قسمت به بررسی استعداد یادگیری زبان‌های خارجی یا سیلوگرام می‌پردازیم.

شاید با کسانی برخورد کرده باشید که یکی از تفریحات آنها، یادگیری زبان‌های دیگر است. کسانی که گویی استعداد خاصی در حوزه زبان دارند. پس از مسافرتی کوتاه، حداقل چند لغت و اصطلاح و جمله از آن شهر و کشور را فرا می‌گیرند.

مدتی طول کشید تا بنیاد جانسون اوکانر با تحقیق‌ها و آزمون‌های متعدد، به این قطعیت رسید که استعداد یادگیری زبان‌های دیگر، یک استعداد کاملاً مستقل است. وقتی می‌گوییم مستقل،‌ به معنای آن است که یک نفر ممکن است در همه استعدادها معمولی باشد و در این استعداد بسیار قوی. یا بالعکس در موارد دیگر قوی باشد اما در این مورد استعداد خارق‌العاده‌ای نداشته باشد.

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود. ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید:

ثبت نام   نمونه درسهای کاربر‌‌آزاد

به خاطر داشته باشید که استعداد سیلوگرام می‌تواند موجب تمایز شما شود. این روزها هر کسی مدرک MBA یا مدیریت بازاریابی یا رشته‌های مشابه را در دست دارد. اگر استعداد یادگیری زبان شما خوب است، شاید منطقی باشد که زبان چینی یا اسپانیایی یا فرانسوی یا هر زبان دیگری را هم بیاموزید.

حالا برای شرکتی که قصد دارد در چین یا آمریکای جنوبی یا فرانسه کار کند، شما یکی از ده‌ها گزینه نخواهید بود. حتی شاید تنها گزینه باشید! به هر رشته‌ی آکادمیک، اگر زبان دومی را بیفزایید، دنیای متفاوتی را تجربه خواهید کرد.

  
  

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری استعدادیابی و شناخت توانمندی ها به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه استعدادیابی و شناخت توانمندی ها

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

193 نکته برای استعدادیابی: سیلوگرام

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : یاور مشیرفر

     

    چگونه زبان می آموزم؟
    پیشنهاد نگارش: ایمان میرزایی
    قسمت سوم: تجربه یک ماه زندگی در یک محیط کاملا انگلیسی زبان
    *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن، صرفا بیانگر عقاید، نظرات و تجربیات شخصی نویسنده اش می باشد و ممکن است در تمامی آن بخش ها حاوی کژتابی، کج فهمی و مملو از اشتباه باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خواننده، مسئولیت این نوشته را در تمامی بخش آن می پذیرد. این نوشته ماحصل عمیق ترین تجربیات نویسنده اش است و در آینده هم به ندرت قابلیت تغییر دارد. کلیه حقوق این نوشته، فقط و فقط مختص سایت متمم و کاربران درس استعدادیابی آن است.***

    یکی از مهم ترین مشکلاتی که با زندگی در محیط کاملا انگلیسی زبان پیش می آید این است که شما بی وقفه و 24 ساعته باید با زبان انگلیسی درگیر باشید و از ساده ترین تا پیچیده ترین مفاهیم را به آن بیان کنید. عمده ترین ایراد افرادی که در ایران زبان می آموزند در این بخش خودنمایی می کند: "صحبت کردن".

    در غالب سیستم های آموزشی زبان ایران، زبان آموزان عمدتا برای بحث Speaking بیش از خود صحبت کردن به Conversation روی می آورند؛ بدین معنی که در مورد یک مسئله گاها پیچیده و ثقیل فکر میکنند، آن را در ذهن خودشان به زبان مادریشان "تحلیل" می کنند؛ تحلیلشان را ترجمه می کنند و سپس شروع به صحبت به زبان انگلیسی می کنند. شما قاعدتا نمی توانید با این روش در انگلیس با کسی در مورد مثلا "فرار مغزها" به بحث بنشینید.

    اولا به این دلیل که آن فرد اساسا در جغرافیایی زندگی می کند که فرار مغزی در آن یا وجود ندارد یا منفی است و بیشتر از آن که کشور مهاجرگستر باشد، مهاجرپذیر است.

    دوما نگاه و جهان بینی خاص نوع انگلیسی با جهان بینی ایرانی آن قدر در مورد مهاجرت متفاوت است که تحلیل ها و حرف های شما برایش عجیب و غیرقابل باور باشند.

    در واقع زندگی در محیط انگلیسی زبان نیازمند دو مهارت ویژه در زبان است:

    - توانایی تحلیل و بیان افکار Rehearsed

    - توانایی برقراری ارتباط به صورت Spontaneous

    در بیشتر موارد صحبت کردن با یک انگلیسی زبان، قاعدتا نوع دوم بیشتر از نوع اول خواهد بود.

    اما برای پرورش بخش دوم این مهارت چه کنیم؟

    1. واژگان را در Category ها بیاموزید، از درخت های واژه ای استفاده کنید. برای مثال دسته واژه هایی که برای بیان رضایت از طعم غذا به کار می بریم عمدتا با این واژگان همراه هستند: Tasty, yummy, salty, sour, sweet, bitter, flavour و...

    2. برای خودتان یک مجله واژگانی تهیه کنید. برای مثال از یک محیط عکس بیندازید و تمامی اشیاء آن را به انگلیسی نام گذاری کنید. وارد آشپزخانه تان شوید و سعی کنید اسامی انگلیسی همه اشیا را بیاموزید: Refrigrator, cupboard, cabinet, heater, freezer, can opener, fork, spoon, sink, dish, plate, scissor و ...

    3. در زبان انگلیسی بعضی فعل ها با واژگان خاصی همراه هستند که بدون آن ها استفاده از خود فعل بی معنی است، این ترکیب را در زبان انگلیسی Collocation می نامند. برای مثال شما باید همواره از ترکیب Commit suicide استفاده کنید و نه do suicide. برای این کار از دیکشنری های collocation استفاده کنید. <برای مشاهده یک نمونه از آن اینجا کلیک کنید>

    4. از عوامل یادیار بهره ببرید. حرف اول واژگان مرتبط به هم را در یک جا با همدیگر ترکیب کنید و آن ترکیب را به خاطر بسپارید. (در این مورد واژه Mnemonics را گوگل کنید؛ بحث یادیار و به خاطر سپردن بسیار گسترده است و میدانم که میتوانید نمونه های بهتر و بیشتری به خاطر آورید.)

    5. واژگان جدید را "صحبت کنید" و بنویسید.

    ما دو مخزن واژه ای در ذهنمان داریم، مخزن Active که در آن واژگان به صورت روزمره مورد استفاده اند و به اصطلاح نخستین واژگانی هستند که به زبان می آوریم و مخزن Passive که در آن واژگان بسیار زیادی ذخیره شده اند، اما در مواقع خاصی مورد استفاده قرار می گیرند. برای این که واژگانی نظیر Phlegmatic، Fastidious, meticulous, evanescence, fatuous و... را به خاطر بسپارید، باید از آن ها استفاده کنید، یا با استفاده از آن ها جملات طولانی بسازید. مخزن اکتیو واژگانی ما همواره در حال پردازش لغاتی است که از مخزن پسیو وارد می شوند و در صورتی که واژه ای کمتر استفاده شود، دوباره به مخزن پسیو منتقل می شود. بنابراین سعی کنید حجم مخزن پسیوتان را کاهش دهید.

    6. واژگان مرتبط با منطقه: وقتی وارد بانک می شوید قاعدتا با واژگانی نظیر پرداخت، دریافت، حساب، انتقال، وام، بهره، چک، اعتبار، پول و... طرفید. این واژگان در سلمانی یا سوپرمارکت (به جز بخش پرداخت و اعداد و ارقام) مورد استفاده نیستند و در عوض کوتاه کردن مو، شستن سر، اصلاح صورت و یا موادغذایی، شوینده ها و... مورد استفاده شما خواهند بود. واژگان را در درخت های مربوطه بکشید و بیاموزید. مثلا درخت واژگانی حمل و نقل، درخت واژگانی سازمان بیمه و...

    7. برچسب ها: لغاتی را که برایتان سنگین و غیرقابل یادگیری هستند، روی برچسب ها بنویسید و در جای جای خانه بچسبانید. مثلا داخل کابینت اشیایی هستند که شما نام دو تا از آن ها را به سختی به خاطر میاورید. این نام ها را روی برچسبی نوشته و روی در کابینت بچسبانید. به این ترتیب هر بار که سراغ آن وسیله می روید، نام انگلیسی اش را هم مرور می کنید.

    8. Speed repetition

    مطابق شکل زیر از کوزیناک واژگانی که بلافاصله بعد از آموزش "تکرار" می شوند، شانس بالاتری برای ماندگاری در حافظه دارند:

     

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .