از قیطریه تا اورنج کانتی | نمونهای از روزانه نویسی در ایام بیماری
«جواز رسمی دفن باید به تأیید دفتر حافظ منافع ایران توی شهر واشنگتن برسه. بنابراین، شناسنامه و کارت ملیتون رو حتماً به آمریکا ببرید.»
هر کس که با زبان فارسی آشناست، حدس میزند که این جمله خطاب به یکی از بستگان متوفی گفته شده است. کسی که احتمالاً مراسم تدفین یا کارهای اداری بعد از آن را دنبال میکند.
اما این بار چنین نیست. جمله را کارمند ادارهٔ تأمین اجتماعی میگوید؛ به خود متوفّی. نه این که مرده باشد، اما قرار است بمیرد. و کارمند تأمین اجتماعی به او توضیح میدهد که «فرایندِ درست و تمیز و قانونی مردن» به چه شکلی است و با چه اسنادی بررسی میشود.
میخواهیم از کتاب حمیدرضا صدر حرف بزنیم: «از قیطریه تا اورنج کانتی.» اما ابتدا لازم است نکتهای را توضیح دهیم.
روزنگاری ایام بیماری | نوشتن برای فکر کردن (نکردن؟) به بیماری
در میان انواع ژانرهای نوشتن، ژورنالنویسی (journaling) یا روزنگاری یکی از رایجترینهاست. درست است که «روزنگاری» یعنی نگارش روزانه. اما در عمل، هر شکلی از وقایعنگاری خطی و تدریجی، روزبهروز یا هفتهبههفته یا هر شکل دیگری از روایت با ترتیب زمانی، روزنگاری گفته میشود.
در میان خود روزنگاریها، یکی از انواع شناختهشده، روزنگاری بیماری است. به این شکل که بیمار، هر روز یا هر چند روز یک بار گزارشی از خود، بیماریاش، اتفاقهایی که افتاده و هیجانها و عواطفی که تجربه کرده ثبت میکند.
روزنگاری ایام بیماری، کاری تفننی و بیحاصل نیست. بیمار با این کار، فرصتی پیدا میکند تا از بیماریاش حرف بزند (بههرحال، نمیشود هر لحظه سراغ این و آن رفت و از بیماری گفت). علاوه بر این، بیمار میتواند با نوشتن، ذهن خود را از افکار منفی خالی کرده یا سهم این افکار را کمتر کند. و در کنار اینها، در مورد بیماریهایی که خطر مرگ هم در آنها هست، بیمار دقیقاً در زمانی که سایهٔ نابودی را حس میکند، با نوشتن، به جدال با فراموش شدن برمیخیزد و میکوشد چیزی از خود باقی بگذارد.
آدره لورد به همین شیوه از تجربهٔ سرطانش نوشت. سوزانا کاهالان از دورانی که جنون به سراغش آمده بود و بستریاش کرده بودند. لوسی گریلی که در اثر بیماری چهرهاش رو به نابودی بود «خودزندگینامهٔ یک چهره» را نوشت و پاول کالانیتی هم از جدال ناموفق خود با مرگ سخن گفت. کتاب آخرین سخنرانی رندی پاش هم در همین دسته قرار میگیرد.
When Breath Becomes Air (Paul Kalanithi)
Brain on Fire, Susannah Cahalan
Autobiography of a Face, Lucy Grealy

دربارهٔ مطالعات علمی که دربارهٔ این ژانر خاص و اثرات آن انجام شده، جداگانه حرف خواهیم زد. فعلاً در پاراگراف فارسی متمم میخواهیم به سراغ یکی از نمونههای ایرانی این ژانر برویم. کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی که گامبهگام زندگیاش را در آخرین سالهای زندگی تا لحظهٔ مرگ شرح میدهد.
کتاب در چهار بخش تنظیم شده: «به جای مقدمه»، «در تهران»، «در آمریکا» و «به جای موخره». بخش آخر یعنی به جای موخره، به قلم غزاله صدر دختر حمیدرضا صدر است و به درخواست حمیدرضا صدر، پس از مرگ او به کتاب افزوده شده تا به کتابی کامل برای چاپ و انتشار تبدیل شود.

زبان روایت کتاب، دوم شخص مفرد است: تو چنین میشوی، تو چنان میشوی، تو این کار یا آن کار را میکنی.
این شیوهٔ روایت شاید چندان پرطرفدار نباشد. اما برای خوانندهٔ آثار صدر، قالبی آشناست. کتاب تو در قاهره خواهی مرد هم که صدر دربارهٔ محمدرضا پهلوی نوشته، در همین چارچوب روایت شده است.
مزیت دیگر این شیوهٔ روایت آن است که متن پایانی، نوشتهٔ غزاله، که طبیعتاً به صورت دوم شخص مفرد نوشته شده، با بقیهٔ کتاب همخوان است.
در این گزارش، صدر گاهی از روزمرگیها گفته، گاهی از بیماری و درمان و گاهی از آنچه در ذهنش میگذشته است. ترکیبی متنوع از حرفها و موضوعات دربارهٔ ذهن و زندگی یک بیمار:
تو سرانجام تصمیمت را میگیری. مهمترین تصمیم را. از ته دل اعتقاد داری بهترین واکنش را نشان خواهی داد.
بدن بیمصرفت را تقدیم یکی از مؤسسات تحقیقی سرطان خواهی کرد. همهی اعضایش را. آنها را با اشتیاق روی میزهای آزمایشگاهی ردیف خواهی کرد. روده، جگر، معده، ریه، نای، مغز. همهچیز را.
بدنت راهی آزمایشگاههای تحقیقات سرطانشناسی خواهد شد. تکهتکه خواهد شد. ریزریز. رویش آزمایش میکنند برای ولو ذرهای رو به جلو رفتن.
رسیدن به دفتر. پشت مانیتور. باز کردن صفحهی گوگل. آغاز جستوجویی متفاوت با همهی جستوجوهای این سالها. تایپ کردن عبارت نامأنوس «لانگ کنسر» (سرطان ریه). ردیف شدن هزاران سایت و مقاله. برجسته شدن جملات و واژهها: «شاخصهی سرطان ریه رشد مهارنشدهی سلول در بافتهای ریه است. سلولی که به صورت متاستاز به بیرون از ریه گسترش پیدا کرده و به بافتهای اطراف و سایر اعضای بدن حمله کرده است.»
تو اجازه نخواهی داد حرف آخر را تومورها بزنند. تو اجازه نخواهی داد ذرات بدنت را موریانه ها بجوند. تو قاعدهی بازی را در دست خواهی گرفت.
تو توپ را به گوشهی دیگری از میدان خواهی فرستاد و تومورها را سرگردان خواهی کرد. تو آنان را در برابر بازیکنانی قویپنجه قرار خواهی داد.
تکههای سرطانی بدنت دستمایهی تحقیقاتی ولو ناچیز خواهند شد. تومورها به تیغ چاقوها و ذره بینها سپرده خواهند شد. آنها قربانی خواهند شد و نه تو.
کتاب را میبندی به بیماری فکر میکنی، به عمل جراحی و انواع تراپیها. زمزمه میکنی: «ولش کن لعنتیها رو. خداحافظی سریع بهتر از وداع طولانی با بدن پارهپاره و چهرهی تغییرشکلداده است.»
مهرزاد میگوید: «حمید به جایی که دوست داری فکر کن. به خاطر من. بگو به کجا؟ هر چی به ذهنت میرسه بگو.»
میگویی: «شب عید سر پل تجریش. اون بهشت سبزیهای تازه آبخورده. میوههای رنگارنگ. سبزههای هفتسین. سمنو. ماهیهای سرخ کوچیک و بزرگ. ترشیها. چهرههای خندون. چرخیدن سیب توی ظرف آب.»
می گوید: «بیا و زندگی رو دوباره دوست داشته باش، بی ترس، بی انتظار.»
میگویی «خواب دیدم خونهم بی در شده، بی پنجره، بی دیوار، بی سقف. خواب دیدم خونه ندارم.»
مهرزاد میگوید غزاله دیشب رفته و برایم شمع روشن کرده و به دعا روی آورده. دختر کوچولو به کلی زیرورو شده. یک هفتهای است هر روز برایت پیامهای مثبت میفرستد در باب «قوی بودن» و «مبارزه کردن»، «بالا رفتن از کوه و از آن بالاها به افق های نو نگریستن».
همینطور پیام «دوستت دارم پدر، دوستت دارم.»
چشمانش که همیشه لبالب از اعتمادبهنفس بودهاند آکنده شدهاند از التماس، خواهش و پرسش. هر بار نگاهش میکنی قطرات درشت و رخشندهی اشک آمادهی فروریختن از چشمها هستند.
از حرفهای غزاله:
شش هفته آنجا بودی. به خاطر سیستم ایمنی پایین بدنت دو بار از خود بیمارستان عفونت گرفتی و آنتی بیوتیک وریدی به تو تزریق کردند. ضعیف و ضعیفتر شدی. کمحرف و کمحرفتر.
آن قدر غذا نخوردی که مجبور شدند از بینی غذایت را بدهند. دستانت را با دستکشهای مخصوص میبستند تا لوله را از دماغت بیرون نکشی.
توضیح پایانی این که کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» به همت #نشر چشمه به بازار عرضه شده است.
چند تذکر دربارهٔ بخش معرفی کتاب متمم
متمم سایت فروش کتاب نیست. و جز کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی - که خود متمم آن را منتشر کرده - صرفاً به معرفی، بررسی و نقد کتاب میپردازد.
صِرف معرفی کتاب در متمم لزوماً به معنای تأیید محتوای آن کتاب نیست. پس حتماً متن معرفی را کامل بخوانید. ممکن است نقاط ضعف برخی کتابها پررنگتر از نقاط قوتشان باشد. ضمن این که معرفی کتاب در متمم لزوماً به این معنا نیست که آن کتاب جزو منابع تدوین درسها بوده است. جز در مواردی که صریحاً به این نکته اشاره، در باقی موارد صرفاً ممکن است با هدف آشنایی کلی با موضوع یا نویسنده و یا نقد کتاب به آن پرداخته شده باشد.
متمم برای معرفی کتابها هیچ نوع هزینهای دریافت نمیکند و صرفاً اهداف آموزشی خود را مد نظر قرار میدهد.
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | توسعه فردی
کوچینگ | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری فکر کردن به کمک نوشتن به شما پیشنهاد میکند:
- دورهٔ آموزش فکر کردن به کمک نوشتن
- کتابهای سفید | محصولات پرفروشی که خالی از محتوا هستند
- یادداشت روزانه | تمرین گزارش روزانه در یک جمله!
- نوشتن بلافاصله | نمونهبرداری از افکار و لحظهها
- دفترچه یادداشت | بخشی از ذهن، اما بیرون از جمجمه!
- تفکر تاملی (بازاندیشی) یعنی چه؟ | چرا باید این شکل از فکر کردن را یاد بگیریم؟
- یادگیری به کمک نوشتن | ژورنال نویسی چگونه به یادگیری بهتر کمک میکند؟
- ژورنال نویسی (۱) | سهم فکر کردن در گزارشهایتان چقدر است؟
- اشتاینمایر: ما آلمانیها همهچیز را ثبت میکنیم
- ژورنال نویسی (۲) | افزودن نگاه انتقادی به گزارشها
- ژورنال نویسی (۳) | مرور احساسات، آموختهها و الگوهای تکراری
- نوشتن دربارهٔ رویدادهای کلیدی (Critical Incidents) | مرور اتفاقهای اثرگذار
- کتاب متخصص اهل تأمل | دونالد شون و روش تبدیل شدن به یک متخصص حرفه ای
- فکر کردن به زندگی و کار | به اتفاقها مثل یک فیلم نگاه کنید
- نامه نگاری | ابزاری ارزشمند برای فکر کردن و بازاندیشی
- مدیریت دانش شخصی به چه معناست؟
- تاکسی سواری | معرفی کتاب سروش صحت برای هدفی متفاوت
- از قیطریه تا اورنج کانتی | نمونهای از روزانه نویسی در ایام بیماری
- دنیای ذهنی یک نویسنده | بریدههایی از کتاب یادداشت های روزانه ویرجینیا وولف







۶۸ نظر برای از قیطریه تا اورنج کانتی | نمونهای از روزانه نویسی در ایام بیماری