Menu


آیا آبراهام مزلو درباره انگیزش درست می‌گفت؟


نقد آبراهام مازلو و نظریه انگیزش

کمتر کسی را می‌توان یافت که در حوزه‌ی انگیزه و انگیزش و نظریه‌های انگیزشی کار کرده باشد اما نام آبراهام مزلو (یا به نگارش فارسی آن: مازلو) را نشنیده باشد.

سلسله مراتب نیازها، آنچنان که مازلو در سال ۱۹۵۴ در کتاب انگیزش و شخصیت بیان نمود، یکی از تئوری‌های کلاسیک حوزه مدیریت است که معمولاً در حوزه‌ی رفتار سازمانی، زیر عنوان نظریه‌های انگیزش مطرح می‌شود. اما آیا این نظریه همه جا قابل استفاده است؟

آیا می‌توانیم انگیزه و رفتار دوستان و همکاران و کارکنان و مدیران خود را در محیط خانه و کسب و کار بر اساس این نگاه، تحلیل کنیم؟

سلسله مراتب نیازهای آبراهام مازلومازلو، نیازهای انسان را به طبقات مختلف تقسیم می‌کند (در یک مدل پنچ طبقه و در مدل دیگری هفت طبقه ارائه شده است) و معتقد است که تا نیازهای لایه‌های پایین‌تر ارضاء نشوند، انسان به نیازهای لایه بالاتر فکر نمی‌کند. به عنوان مثال، کسی که هنوز شکم گرسنه دارد، به موضوعی مانند «پذیرش اجتماعی» یا «عزت نفس» فکر نخواهد کرد. یا کسی که هنوز شغل و امنیت شغلی ندارد، نمی‌تواند به «خلاقیت و خودشکوفایی» فکر کند.

او سلسله مراتب را به ترتیب شامل نیازهای زیستی، نیازهای امنیتی، نیازهای اجتماعی، نیاز به احترام و در نهایت، نیاز به خودشکوفایی می‌داند.

مازلو در نوشته‌های خود اشاره کرده است که این شکل طبقه‌بندی عمومیت مطلق ندارد. اما موارد زیادی را می‌توان یافت که این نوع تقدم و تاخر در نیازها، مصداق دارد.

اما واقعیت این است که امروزه، شواهد جدی برای تایید ترتیب ارائه شده در این طبقه بندی وجود ندارد یا حتی اگر بخواهیم کمی جدی‌تر بگوییم اساساً وجود این نوع از طبقه بندی (مستقل از ترتیب آنها) چندان قابل دفاع نیست.

استیو دنینگ در مقاله زیبای خود در فوربس می‌نویسد: نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو، ساده، منظم، قابل درک شهودی، جذاب و به نوعی ایجاد کننده‌ی نظم در آشوب است. تنها یک مشکل وجود دارد و آن اینکه این نظریه به شدت نادرست است!

[لینک مرتبط: نسخه PDF مقاله دنینگ در نقد نظریه مازلو – انگلیسی]

کسی که برای کشورش به جنگ می‌رود و شهید می‌شود، آیا نیازهای اولیه خود را تامین کرده بوده و اکنون در بالاترین نقطه هرم، در حال ارضاء نیاز خودشکوفایی است؟

آیا دقت کرده‌اید که بسیاری از انسانها، حضور در شبکه های اجتماعی را از نیازهای اولیه خود می‌دانند‌؟ آیا تا به حال کسانی را ندیده‌اید که بازدید از فیس بوک و ارسال پیام توییتر و جستجوی پروفایل گوگل پلاس را بر شام و ناهار و خواب و خوراک خود ترجیح دهند؟

دکتر پاملا روتلج در نشریه Psychology Today با تاکید بر رفتارهایی که امروزه از انسانها در مواجهه با شبکه های اجتماعی دیده می‌شود اشاره می‌کند. شاید فکر کنیم که توجه به نیازهای اجتماعی،‌ حاصل توسعه تکنولوژی‌های ارتباطی طی سالهای اخیر است. اما به نظر می‌رسد واقعیت فراتر از اینهاست. نیازهای اجتماعی و ارتباط با دیگران، صرفاً در دهه‌ی اخیر پررنگ نشده‌اند.

«ارتباط اجتماعی» از گذشته نیز وجود داشته است. انسانها قطعاً تنهایی بر ماموت‌ها و حیوانها و غول‌های بزرگ قدیمی پیروز نشده‌اند. انسانها قلعه‌های بزرگ و بناهای عظیم و امنیت شهرهای خود را به تنهایی انجام نداده‌اند. واقعیت این است که Connection و ارتباط، پیش نیازی است که بی توجهی به آن، حتی تامین نیازهای فیزیولوژیک و امنیتی را نیز تهدید می‌کند.

باید بپذیریم که تدوین سلسله نیازها توسط مزلو، ضمن اینکه کار ارزشمندی بود و توانست در آشفته بازار مدیریت و کسب و کار، فضایی برای فکر کردن به اولویت‌ها ایجاد کند، اما از واقعیت زندگی انسانی بسیار دور است. مغز ما پیچیده تر از آن است که این اولویت‌ها را با چنین جدیتی در نظر بگیرد. نیازهای انسانی، مانند بسیاری از چیزهای دیگری که در طبیعت وجود دارند، متغیر، پویا و در یک تعادل پیچیده‌ی دینامیکی با یکدیگر هستند و در نظر گرفتن یک سلسله مراتب برای آنها، می‌تواند به شدت گمراه کننده باشد.

شاید اگر به جای «سلسله مراتب نیازها» از واژه‌ی «طبقه بندی نیازها» استفاده کرده و به جای آن هرم معروف، ستون‌هایی را در کنار یکدیگر ترسیم کنیم که سقف یک زندگی انسانی را پایدار نگاه می‌دارند،‌ کمی به واقعیت انسانی اطراف خود نزدیک‌تر بشویم.

در درس ارزش آفرینی و انگیزه های انسانی، می‌توانید با نظریه ERG که توسط کلیتون آلدرفر مطرح شده و می‌کوشد هرم انگیزشی مازلو را به شکلی علمی‌تر و عملی‌تر توسعه دهد آشنا شوید:

همچنین مطالعه‌ی بحث‌های مرتبط با ویلیام گلاسر و نظریه انتخاب نیز می‌تواند برای ساختن تصویر بهتری از نیازهای انسانی مفید باشد.

 
 

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

35 نکته برای آیا آبراهام مزلو درباره انگیزش درست می‌گفت؟

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : سامان عزیزی

    متن تمرین :

    سلام
    به نظر من شايد بهتر باشه به جاي اينكه بگيم "طبقه بندي نياز هاي انساني مازلو به شدت دور از واقعيت است"
    بگيم "به نظر ميرسه كه طبقه بندي نياز هاي مازلو كمي دور از واقعيت است به اين معنا كه پيچيدگي نياز هاي انسان هاي مختلف به حدي گسترده است شايد نتواند در اينچنين طبقه بندي ساده و كوتاهي قرار گيرد" بنابرين توجه به اين طبقه بندي فقط ميتواند تا حدي براي ما راهگشا باشد.
    البته من فكر ميكنم در نياز هاي اوليه مازلو درست ميگفت اما از اون به بعدش رو معتقدم كه هر انساني بر اساس زنتيك،سابقه تربيت خانوادگي،فرهنگ جامعه اي كه توش بزرگ شده و تمام زخم هايي كه توي جسم و روحش داره، نياز هاي متفاوتي داره، پس شيوه انگيزشش هم با ديگر انسانها متفاوته
    بابت تمام مطالب مفيدي كه تهيه ميكنيد از شما و تيمتون ممنونم

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .