Menu


یاد گرفتن انگلیسی | تجربه شما در یادگیری زبان انگلیسی چیست؟


آموزش زبان انگلیسی

ما در متمم به بهانه‌های مختلف به سراغ آموزش زبان انگلیسی رفته‌ایم و درس‌های مختلفی را به آن اختصاص داده‌ایم.

بخشی از این درس‌ها، زیرمجموعه‌ی درس‌های رسمی آموزش زبان انگلیسی بوده‌اند و برخی دیگر – مانند همین مطلب – به بهانه‌های دیگری به موضوع یادگیری زبان پرداخته‌اند.

از جمله‌ی درس‌هایی که به آموزش و یاد گرفتن زبان انگلیسی اختصاصی داشته‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 روش جان برین در یادگیری زبان انگلیسی

 افعال پرکاربرد زبان انگلیسی

تقویت مهارت خواندن انگلیسی

 صفت های پرکاربرد انگلیسی در محیط کسب و کار

 صفت های پرکاربرد انگلیسی در زندگی روزمره

 پادکست هایی برای یادگیری بهتر زبان انگلیسی

مطالب پراکنده‌ی دیگری هم بوده که مورد استقبال دوستان قرار گرفته است. از آن جمله می‌توان به دو نوشته‌ی محمدرضا شعبانعلی با عنوان‌ تجربه من در یادگیری زبان انگلیسی (قسمت اول و قسمت دوم) اشاره کرد.

هم‌چنین نوشته‌های یاور مشیرفر در زیر درس سیلوگرام (زیرمجموعه‌ی درس استعدادیابی متمم) نیز مورد استقبال دوستان متممی قرار گرفته است (قسمت اول، قسمت دوم، قسمت سوم، قسمت چهارم، قسمت پنجم و قسمت ششم).

با این حال، این را می‌دانیم که:

هر یک از ما، ترجیحات و توانمندی های متفاوتی داریم و سلیقه‌‌مان هم در یادگیری در بسیاری از حوزه‌ها از جمله یادگیری انگلیسی متفاوت و متنوع است.

ممکن است هر یک از ما به تجربه‌ها و شیوه‌هایی رسیده باشد که برای خودش اثربخش باشد و مطرح کردن آنها بتواند جرقه‌ی ایده‌های جدید را در ذهن دیگران ایجاد کند.

تا جایی که ما اطلاع داریم تعدادی از دوستان متممی به شکل رسمی (یا غیررسمی)‌ به آموزش زبان انگلیسی مشغول هستند.

عده‌ی دیگری هم می‌کوشند به صورت خودآموز برای یادگیری زبان انگلیسی تلاش کنند.

مستقل از این‌که به کدام گروه تعلق داشته باشیم، احتمالاً نکات، تجربه‌ها و روش‌های شخصی بسیاری داریم که ممکن است برای دیگران هم مفید و آموزنده باشد.

با همین فرض، اینجا را به عنوان محل دائمی بحث در زمینه‌ی یادگیری انگلیسی (و به طور کلی: یادگیری زبان دوم) در نظر گرفته‌ایم.

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

دوره MBA

فنون مذاکره | تصمیم گیری

تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

افزایش عزت نفس | چگونه شاد باشیم

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: حسن تیموری , سوسن نظری , شکیبا بهرامی , مهدی کیانی , راضیه دانش خواه

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری عادتها و رفتارهای کوچک زندگی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه عادتها و رفتارهای کوچک زندگی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

89 نکته برای یاد گرفتن انگلیسی | تجربه شما در یادگیری زبان انگلیسی چیست؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    نکته ای که همیشه باعث شده بود نوعی مقاومت ذهنی در من برای یادگیری زبان انگلیسی شکل بگیرد وسواس بیش از حد در مورد گرامر درست بود.

    چون می دیدم اشتباهات زیادی دارم احساس خوبی به نوشتن یا حرف زدن نداشتم.

    بعد سعی کردم آن را از طریق یک آنالوژی حل کنم.

    اسم این آنالوژی را وسواس تازه واردها گذاشته ام.

    نمیدانم حرفهایم چقدر می تواند درست باشد. اما حداقل می دانم که اثربخشی بالایی برای من داشته و باعث شده که ترسم از نوشتن و حرف زدن تا حد خوبی کاهش پیدا کند.

     

    نمونه اول از وسواس تازه واردها:

    من سالهاست به عنوان مذاکره کننده در قراردادهای داخلی و بین المللی فعالیت می کنم. تقریباً هیچ وقت درگیر بحث هایی مثل نحوه حرکت دست و قراردادن خودکار روی میز و دست به سینه بودن و حتی صاف نشستن یا کج نشستن و سایر بحث های مطرح در زبان بدن نشده ام.

    در مذاکره هم فکر می کنم آدم چندان ناموفقی نیستم.

    همیشه هم باورم این بوده که اگر قرار است حتی 5% ذهنم هم درگیر این حاشیه ها شود، همان 5% را هم به فرایند مذاکره و امتیازخواهی و استفاده از جملات و موضع گیری ها اختصاص می دهم تا دستاوردهای بهتری داشته باشم.

    اخیراً با دوستی - که تازه جلسات میلیون دلاری را تجربه می کرد و هیجان زیادی داشت - به یک جلسه رفتیم (من نقش همراه را داشتم).

    ایشان بعد از جلسه آنقدر نگران حالت دست و سر و پای خودش و طرفهای مقابل بود که هر چه به مواضع و جملات آنها اشاره می کردم یا به اینکه چرا فلانی این تعبیر را در مورد ما به کار برد و بحثهای دیگر، او اصلاً به خاطر نداشت که چنین بحث هایی انجام شده است.

    احساس کردم از بیرون، وسواس هایی برای تازه واردها وجود دارد که در داخل برای Insider ها وجود ندارد.

    نمونه دوم از وسواس تازه واردها

    دوستی دارم که از یکی از کشورهای آفریقایی به ایران آمده و مشغول تحصیل در علوم مذهبی است.

    علاقه زیادی هم دارد که فارسی را یاد بگیرد.

    ما با هم انگلیسی صحبت می کنیم (که زبان دوم هر دو ما محسوب می شود).

    اخیراً قرار گذاشته ایم که فارسی حرف بزنیم یا لااقل ارسال و دریافت پیام هایمان به زبان فارسی باشد.

    گاهی می بینم در مکالمه "قفل" می شود. وسط بحث هستیم. ناگهان جوابی نمی آید. یا می نویسد و پاک می کند و مدام پیام Typing... را می بینم.

    اخیراً با چند مورد از سوالاتش، علت را کشف کردم.

    یک بار که در حلقه ی Typing... گیر کرده بود پرسید:

    محمدرضا. در این جمله .... البته درست است یا اگرچه؟

    به او گفتم که تعداد زیادی از فارسی زبان ها هم نمی توانند جواب تو را بدهند.

    چون فرق البته و اگرچه را نمی دانند یا اگر بدانند هنگام حرف زدن و نوشتن هر دو را به جای هم به کار می برند.

    یک بار دیگر هم سر بحث "تحقیقات نشان داده است" و "تحقیقات نشان داده اند" چنین گفتگویی شکل گرفت.

    او می گفت که چون "تحقیق" موجود زنده نیست و جمع موجودات غیرزنده بهتر است به جای فعل جمع با فعل مفرد به کار گرفته شود تحقیقات نشان داده اند غلط است (یا لااقل بهترین گزینه نیست).

    به او به شوخی می گویم هر بار که به این چالش های کلامی میرسی لال می شوی.

    من باید چند دقیقه بنشینم و این Typing را نگاه کنم تا بفهمم گیر اند و است بوده ای. یا مانده ای که بگویی درختان یا درخت ها.

    به شوخی هم می گویم که درختات هم بگویی من می فهمم.

    از نظر مقیاس به نظرم این چالش ها شبیه چالش های s فعل بعد از does یا مثلاً تفاوت However و Even though است.

    کسی که از بیرون می آید و اصطلاحا Outsider است نمی تواند به درستی تشخیص دهد که مقیاس اهمیت بحث ها چیست و هر یک از این اشتباهات چقدر ممکن است جمله ی او را زشت یا نامفهوم کند (و از لحاظ علمی هرگز هم نخواهد فهمید. چون چنین ادراکی برای کسی که در یک فرهنگ "به دنیا آمده" امکان پذیر است.

    ضمن اینکه خود ما که همه فارسی زبان هستیم، قضاوت های متفاوتی در زمینه اهمیت این اشتباهات داریم).

    نمونه سوم از وسواس تازه واردها

    مدتی است تمرین نوشتن به زبان انگلیسی می کنم.

    چند ماهی به سراغ یکی از نرم افزارهای بسیار معتبر در غلط گیری از متن رفتم که رایگان هم هست و سرویس پولی هم برای خدمات بهتر دارد.

    به قول متممی ها، کاربر ویژه ی آن هم شدم (فکر کنم حدود سالی 300 هزار تومان می گیرند).

    اسمش Grammarly است و در اینجا معرفی کرده ام.

    مهم ترین ایرادی که از من میگرفت و دائما تکرار میشد این بود که خیلی جاها که می توانی هیچ چیز نگذاری That میگذاری و خیلی جاها که باید that بگذاری which می گذاری و تعداد which ها در متن تو خیلی زیاد است.

    به دو نفر از دوستان ایرانی خودم که ساکن آمریکا هستند و دانشگاه درس می خوانند نشان دادم و گفتند: آره محمدرضا. راستش کمی بده. قشنگ پیداست که متن آماتوری است.

    به دو نفر دوست ایرانی مسلط به زبان نشان دادم برخورد بدتری کردند.

    گفتند فاجعه است.

    چند وقتی است که در حال خواندن کتاب Morozov هستم. دیدم کتاب پر از that و which است (ناشر: Penguin Random House و کاملاً معتبر). نوشته های James Gleick را می خواندم دیدم بعضی پاراگراف ها را با which فرش کرده. من به شوخی می گویم: Nested which (ویچ های تو در تو).

    چند جمله از کتابها را در نرم افزارهای سنجش گرامر کپی و Paste کردم.

    دیدم از من هم کمتر امتیاز می آورند و نرم افزار فقط فحش نمی دهد.

    برای دوستانم فرستادم و نگفتم مال من نیست.

    از چهار نفر دو نفر گفتند که بهتر است فعلا فارسی بنویسی. حیف است اعتبارت با این نوع نگارش خراب شود (کتاب Gleick جزو کتابهای پر فروش نیویورک تایمز است و تقریباً به کتابفروشی نرسیده تمام میشود!).

    بعد از این تجربیات، اصطلاح وسواس تازه واردها را از خودم درآوردم و تصمیم گرفتم که - مستقل از اینکه تحلیل من درست باشد یا نه - من آن را درست فرض کنم.

    چون لااقل مفید است و باعث می شود که ترس از قضاوت دیگران، رشد من را متوقف نکند.

    گاهی به شوخی به دوستانم می گویم فرق من و گلیک و موروزوف فقط این است که آنها از داشتن دوستانی مثل دوستان من محروم بوده اند. وگرنه الان آنها هم مثل من به هیچ جا نرسیده بودند.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .