Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




آموزش انجام کار خیر برای کودکان پنج تا هشت سال


آموزش کار خیر به کودکان

آموزش کار خیر به کودکان بر خلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد چندان ساده نیست.

اگر کمی اهل مطالعه باشید و مفاهیمی مثل تفکر سیستمی را هم به خوبی درک و هضم کرده باشید، احتمالاً خودتان هم به اندازه‌ی کافی با چالش‌های ذهنی بزرگ مواجه هستید.

هم کودکان کار در چهارراه‌ها را می‌بینید و هم می‌دانید که با پول دادن به آنها در حال توسعه‌ی یک صنعت هستید که کودکان بیشتری را جذب خود می‌کند.

هم تخریب خانه‌ی حاشیه نشینان، خواب آرام را از شما می‌گیرد و هم حمایت در ماندن آنها، در بلندمدت موجب گسترش فقر و فساد و عمیق‌تر شدن شکاف طبقاتی در ساختار جمعیتی کشور می‌شود.

به دو جوان فقیر کمک می‌کنید تا راحت‌تر ازدواج کنند و آنها پس ازدواج به سرعت فرزنددار می‌شوند و حالا دو جوان فقیر و یک کودک گرسنه دارید که تا پایان عمرش، هر شب که گرسنه می‌خوابد شما در گرسنه ماندنش شریک و مقصر هستید و اگر وجدان انسانی‌تان بیدار باشد و فهم سیستمی داشته باشید نباید بتوانید تا پایان عمر آسوده بخوابید.

از سوی دیگر، کمک نکردن و کار خیر نکردن هم، می‌تواند باعث شود که ما از یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسان بودن که توجه به هم‌نوع است فاصله بگیریم و این خود درد بزرگ‌تری است.

حالا تصور کنید که بزرگ‌سال در جامعه با چنین چالش‌های عمیقی روبروست و می‌خواهد به کودک خیّر بودن را آموزش دهد.

آموزش انجام کار خیر، نه فقط در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما بلکه در عموم فرهنگ‌های جهان از وظایف مهم والدین و بخشی از مهارتهای پولی کودکان است که ما موظف هستیم آن را با جدیت به آنها منتقل کنیم.

با توجه به همه‌ی نکات فوق، موارد زیر را می‌توانید به عنوان پیشنهادهای متمم در نظر بگیرید و مواردی را که مناسب می‌دانید در رفتار خود با کودکان لحاظ کنید و البته مثل همیشه، سایر تجربیات و نکاتی را که دیده‌اید یا به کار گرفته‌اید و آنها را مثبت و اثربخش می‌دانید با دوستان خود به  اشتراک بگذارید.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

بحث و گفتگو

والدین شما به چه شیوه‌هایی خیرخواهی و کمک به دیگران را به شما آموخته‌اند؟

شما چه شیوه‌هایی را برای آموختن این سبک رفتاری به فرزندان و اطرافیان خود به کار می‌برید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: سیدحسین سیدی , محمدرضا , روح الله یعسوبی , کامبیز مهری , سارا جانی‌پور

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری سواد مالی کودکان و نوجوانان به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه سواد مالی کودکان و نوجوانان

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

17 نکته برای آموزش انجام کار خیر برای کودکان پنج تا هشت سال

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : فرزانه ایپکچی

    لحظه‌های انسان‌ساز
    بعد از خواندن این مطلب دو خاطره برایم زنده شد که ابتدا آنها را بازگو می‌کنم، شاید ساده باشند، اما همانگونه ساده، تابحال بر جان من نشسته‌اند.
    جشن عاطفه‌ها: خوب یادم هست که چندین سال پدرم من را همراه با خود به کتابفروشی‌ها و محل فروش لوازم‌التحریر می‌برد. برنامه روشن بود، و دوست داشتنی. هر سال پدرم می‌گفت باید برای مثلا پنج دوستی که نمی‌شناسیم دفتر و مداد و.... قشنگ تهیه کنیم. از اینجا به بعد من شروع می‌کردم با ذوق و شوق انتخاب کردن، بعد از آن با هم هدیه‌ها را کادو می‌کردیم و به جایی می‌بردیم که آن‌ها را به دست دوستانمان که ممکن است توان خرید همین چیزهای کوچک را هم نداشته باشند برسانند.
    به نظرم پدرم بدون آنکه من را درگیر سختی‌ها و ناهنجاری‌های موجود کند، به نحوی اثرگذار کمک کردن را برای من دلنشین می‌کرد. شاید همین‌ رفتارهای به ظاهر ساده باعث شود تا کودک این نکته را درک کند که شاد کردن دیگران خیلی مواقع شادی خودش را نیز موجب خواهد شد.
    هدیه خریدن برای دوستان ناشناس آن هم با ذوق و شوق‌های کودکانه، به من یاد دادند که می‌شود دیگران را دوست داشت، برای شاد کردنشان تلاش کرد بی آنکه آن‌ها را بشناسیم، در واقع دوست داشتن نوع بشر را به من یادآور شدند.
    کیک من، شمع من: شش ساله بودم. آن سال برای هربچه در مدرسه جشن تولد می‌گرفتند. آن روز هم تولد من بود. رسم این بود که مادر هر کدام از بچه‌ها باید برای تولد فرزندش کیک می‌خرید. مادر من با کیک آمد! آن روز تولد یکی دیگر از بچه‌های کلاس هم بود، اما به دلیلی که یادم نمی‌آید، کیک همکلاسیم نرسیده بود. من شاد و ذوق‌زده(همانطور که از عکس‌های موجود پیداست) لحظات را سپری می‌کردم، تا وقتی که مادرم گفت: باید شمع کیک را با دوستت با هم فوت کنید، شمع و کیک مال هر دوی شماست. از ذوق‌زدگی خارج و بغض‌زده شدم، نمی‌خواستم اجازه دهم که شمع کیک خرگوشی‌ام را کس دیگری فوت کند، مادرم می‌گوید به شدت نسبت به آن کیک احساس مالکیت می‌کردم و نگران بودم مبادا با دیدن عکس‌ها بقیه گمان ببرند که این کیک مال من نبوده‌است، در نهایت گویا با حرف‌ها و توضیحات مادرم در خصوص اینکه دوستت حالا ناراحت است و باید خوشحالش کنیم، از پافشاری دست برداشتم و اجازه دادم دوستم هم شمع را فوت کند و از همه مهم‌تر با کیک عکس بیندازد! پذیرفتم که این کیک ما و شمع ماست.
    فرزانه کوچولو باید می‌فهمید گاهی خوشحال کردن بقیه شاید آنقدرها دلپذیر نباشد، اما همیشه ارزشمند است.
    کارهای زیر از تجربیاتی هستند که فکر می‌کنم بتوانند برای بچه‌ها سودمند باشند:

    این که گلدانی در اتاق کودک قرار بدهیم و از او بخواهیم برای پرورش آن گل و شاداب بودنش روزانه آن را آبیاری کند.
    گوشت‌ها واستخوان‌های غذا ها را نگه داریم، و به همراه کودکمان به حیوانات غذا بدهیم.
    در خصوص مواجهه کودکان، با کودکان کار، وقتی با یکی از دوستانم که به عنوان مددکار اجتماعی فعالیت می‌کند صحبت می‌کردم، این نظر را داشت، که بهتر است حتی اگر می خواهیم به این معضل به طور مستقیم اشاره نکنیم، وقتی کودکمان همراهمان است با دادن خوراکی و مهربان صحبت کردن با این بچه‌ها، می‌توانیم هم به خودمان و کودکمان و هم به آن‌ها کمک کنیم.

    شاید این شعر از کتاب کودکان جهان، سروده محمود کیانوش در این مورد مصداق داشته باشد:

    بهترین پند درخور فرزند/ نیست چیزی مگر همان کردار
    به عمل زندگی ببخش به پند/ دست از پند بی‌عمل بردار
    کودکان با طبیعت ساده/ همه آیینه‌های کردارند
    راست کردار باش و آزاده/ تا قدم در پی تو بگذارند.

    آخرین راهکار هم ارتباط دارد با خاطره‌ای به نقل ازیکی از دوستانم: او تعریف می‌کرد که از زمانی که کوچک بود وقتی در ماه محرم به هیئت‌های عزاداری می‌رفتند، با شوق فراوان او و خواهرش غذای نذری می‌گرفتند و وقتی بیرون می‌آمدند مادرش می‌گفت: «برای هرخانواده، یک غذای نذری کافی است و باید سه غذای دیگر را به کسانی که بیشتر احتیاج دارند، مثلا رفتگری یا کودکی که گرسنه است بدهند.»

    فکر می‌کنم این چنین رفتارها و لحظه‌هایی هستند که به راستی به آدمی جان می‌بخشند، و به قول سعدی:

    تن آدمی شریف است به جان آدمیت/ نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .